سه شنبه 21 آبان 1398

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow بلاگ

روایاتی از تهران قدیم- جلد نخست

                             

             روایاتی از تهران قدیم

                       جلد یک

 

فهرست

حصار صفوی  تهران

آب‏انبار سيداسماعيل

آب مَنگُل

آتشکده تهران

آريايى‏ها در گستره تهران

آقا محمدخان

بستنی اکبر مشدی

اولین شهردار پایتخت

قلعه احمدآباد

زندان قجری تهران

امام جمعه تهران

امجدیه

امیر ارسلان نامدار

اندرون در ارگ سلطنتى

خانقاه صفی‌علیشاهی

ساختمان سینگر

سومکا

مسجد قندی

مكتب ارتباط با ارواح در تهران

ممالک محروسه ایران

منوچهرخان و تکیه منوچهرخانی

منیریه و منیرالسلطنه

نخستین بیمارستان تهران

سقوط قاجاریه

کاخ مظفری دارآباد

میرزا عیسی خان وزیر

سرود ملی ایران، از دوره ناصری تا امروز

  سید واعظ اصفهانی

دارالخلافه ناصری چگونه گسترش یافت

مستشارالدوله

درسی از امیر کبیر – عدالت

منابع

  

           مقدمه

 روزی که غرب شکفتن را آغاز کرد و بالید و کوشید تا امروز که بر جهان سیطره یافته است، همان روزی بود که ما از  اسب بالندگی افتادیم و از راه پویایی و توسعه بازماندیم و راه تفرقه و ضعف پیمودیم و از روزگار شکوه و جلالمان دورشدیم و رفته رفته آن شدیم که نمی باید.

 جنگ های صلیبی، رنسانس، اصلاحات لوتر، تفتیش عقاید و رخدادهای دیگر اروپاییان را به خود آورد، از برتری دانش شرق حیرت کردند و جستجوگرانه به عقب ماندگی خود پی بردند، طرحی نو افکندند و راهی نوین برگزیدند، تا از محصول فکر و عملشان ثروت بر ثروت انباشتند و بر علم و معرفتشان افزودند. بعدها از روی دست ما دانشگاه ساختند. استادانشان صدها چون خود پروراندند و دانش را گستراندند. دستگاه چاپ اختراع کردند و کتاب هاشان را هزارهزار نسخه چاپ و توزیع کردند و علم و دانایی را میان مردمانشان پراکندند.

از همان روزها جنگ و ستیز داخلی وخارجی امنیت و آرامش ما را از میان برد. از همان روزها نظامیه هایمان یک به یک متروک و ویران شد و مملکت یک پارچه مان تکه تکه و ملوک الطوایفی شد. عالمانمان ترک وطن کردند و یا گوشه عزلت گزیدند و اندک کتابی هم که دانشور و هنرور ما در گوشه و کنار نوشت، جز چند نسخه توسط نساخ فراهم نشد. علم و دانایی میان مردم نیامد و راه انتقال دانش محدود و محدود تر شد. حتا از آموزش به طلبه و دانشجوهم امساک شد. آن قدر که کوزه گرمان فوت کوزه گریی را به شاگردش هم نیاموخت. مرشد و مربی و پهلوانمان هم از پرورش و آموزش بی دریغ صادقانه دست کشیدند و بخل ورزیدند. همین شیوه و عمل باعث شد تا عاقبت دانش، صنایع دستی و هنر ملی و هر آنچه که مایه مباهات بود، متروک و خوار شد و کالا و متاع فرنگی به چشم آمد و صدر مجلس شد. خدمتگزاران و وطن خواهانمان چون امیرکبیر و قائم مقام و دیگران از صحنه روزگار محو شدند و خائنان و وطن فروشان تعزیه گردان عرصه سیاست و اقتصاد.

حال پرسش اینست چه باید کرد؟ بشر با تکیه بر عقل و و دانایی اش پیوسته بر مشکلات خود، توانسته فائق آید. انسان، جستجوگر حکمت و فرزانگی است. برای ساختن آینده باید گذشته را جستجو کرد و شناخت. باید حوادث و رخدادهای گذشته را نقد و بررسی و تحلیل کرد. باید ذهنی مبتکر و پویا و خلاق داشت. باید متعلقات گذشتگان را ثبت و ضبط کرد و چون جواهر نگه داشت و چراغ راه آینده کرد. نیاز به دانش داریم. حال باید بدون تعصب ما هم چون اجداد آنان، از غربیان بیاموزیم و نباید با آزمون و خطا فرصت سوزی کنیم.

تهران در دو قرن اخیر طلایه دار تحولات و توسعه در کشورمان بوده است، تحولاتی از جنس مادی و یا معنوی. تحولات و تغییراتی که بسیاری از میراث فرهنگی و معنوی و طبیعی ما را نابود کرده است. سال های دوری نیست که درخت تناور امامزاده صالح تجریش را که مایه حیرت سیاحان و جهانگردان غربی و هر بیننده ای بود، از بیخ و بن کندیم و آن اثر طبیعی را که می توانست بهره ها به این سرزمین و مردم برساند و میراث طبیعی تهران بود، نابود ساختیم. سرای دلگشای وزیر نظام دوره ناصری را خراب کردیم و پاساژی بد قواره با کوهی از آهن که هیچ تناسبی با بافت سنتی بازار ندارد، ساختیم. منفعت فردی را بر منافع ملت ترجیح دادیم. هر از گاهی تخریب بنایی تاریخی و یا خبری از این دست روحمان را می آزارد. بر آثار تاریخی منحصر به فرد هزاران ساله مان یادگاری می نویسیم. در غارها با چاقو و... قندیل (استالاگمیت و استالاکتیک) میلیون ها ساله را می کنیم تا یادگاری به خانه ببریم. نام خیابان ها را مدام تغییر می دهیم. تحمل نام گذشتگان را که میراث معنوی شهر است، نداریم. در حالی که زیباترین خیابان قاهره مصر به نام مصدق است، ولی تهران خیابان مصدق ندارد. مظفرالدين شاه قاجار در سال 1279 ش به شهر کنترکسویل فرانسه رفت. در اين شهر خیابانی به نام «شاهِ ايران» نام گذاری شد و هم چنان اين نام  پا بر جاست.

مارکو پولو تاجر و جهانگرد ونیزی در قرن سیزدهم میلادی بود.  کتاب سفرهای او در شناساندن شرق به اروپاییان نقش کلیدی داشت و نیز الهام‌بخش کسانی چون کریستف کلمب بود. فرنگی ها خانه مارکوپلو را از هشتصد سال پیش تا کنون نگه داشته اند. یعنی هشتصد سال پیش اهمیت تاریخ را درک کرده اند آن تفکر را به صورت قانون در آورده اند و قانون را سفت و سخت اجرا می کنند. آن ها برای خود تاریخ مفصلی ترتیب داده اند و از آن بهره ها برده اند و می برند.

کهن ترین نسخه شاهنامه مربوط به هشتصد سال پیش در فلورانس ایتالیاست. دیگر کتب و متون کهن این سرزمین هم یا در مسکو و سن پترزبورگ است یا در لندن و پاریس و دیگر شهرهای اروپا و آمریکا و غیره. می دانید چگونه این آثار ارزشمند از چنگ ما خارج شد، زیرا ما کتاب خوان نبودیم و از گذشته درخشان خود و از متفکران و اندیشه ورزان سرزمینمان بی خبر بودیم. غربی ها موزه هاشان را پر کرده اند از آثار پر ارزش کشور ما وعراق و افغانستان و غیره ...

در غرب وقتی فردی به موفقیت می رسد و پیشرفت خارق العاده ای می کند، برای الگوسازی جوانان و تاریخ سازی و دلایلی دیگر از او گزارش تهیه می کنند و با او مصاحبه می کنند و رد پای او را زنده می سازند و او خود هم خاطرات زندگی اش را می نویسد، اما ما از جاهدان و کوشندگان اجتماعمان در می گذریم و هنوز فکر می کنیم یکی از این دو بهتر است؛ علم  یا ثروت. با ثروتمندان کارآفرینمان درست برخورد نمی کنیم و... اکبر مشدی یک روستایی ساده بود. به پایتخت آمد و به موفقیت بزرگی رسید و پیشه ای راه انداخت و در نسلی خاطره ساز شد. اکنون که سال های زیادی از مرگ وی نمی گذرد، یک خبر موثق از او به دست نیست. چیزی هم خود او ننوشته است.

اگر وی در غرب بود، ده ها بار از او گزارش تهیه می شد. روزنامه ها و مجلات از او مطلب می نوشتند و رادیو و تلویزیون گزارش ها از او پخش می کرد. راز و رمز موفقیت او به ریز بیان می شد. از صبحانه خوردن او تا دیگر عاداتش کتاب می نوشتند و نام مغازه اش نام فروشگاه های زنجیره ای بزرگی می شد که در سراسر کشور و حتا خارج رایج می گردید و درآمدی هنگفت عاید دست اندرکاران و کشور می شد. مانند فروشگاه های وال مارت آمریکا که در سال مالی ۲۰۱۳ با درآمدی معادل ۴۶۹ میلیارد دلار(بیشتر از درآمد بسیاری از کشورها)، به‌ عنوان بزرگترین شرکت جهان بر پایه میزان درآمد، شناخته شد. تا جوانان الگو برداری کنند و بتوانند راه او را پیشه خود سازند و در راه موفق او گام بردارند. فرزندان آن مردان و زنان با عشق و علاقه از ادامه راه وی سخن می گفتند و چراغی را که وی بر افروخته هرگز خاموش نمی کردند، اما در ایران اغلب مادران اجازه ورود فرزندشان را به شغل پدر نمی دهند و حتا خود پدران نیز چنین می اندیشند. اینست که کارخانه ها و شرکت هایی با بیش از صد و شصت هفتاد سال را در غرب  صنعتی می بینیم که قدمت دارد. در حالی که در کشورمان کارخانه های موفق حتا از عمر یک نسل هم عبور نمی کند. یعنی اواخر عمر موسس، کارخانه و شرکت رها می شود. در دوره پهلوی کارخانه های کفش ملی، ارج، آزمایش و ایران خودرو و انتشارات امیرکبیر و غیره  تاسیس شدند و به موفقیت درخشانی رسیدند که توفیق آن ها حاصل هوش و ذکاوت سرمایه‌ گذارانشان بود که در پرتو سیاست‌های اقتصادی مناسب آن دوره موجب توفیق موسس و رشد و شکوفایی صنعتی ایران هم شد، اما امروز سیاست دولت و نگاه مردم عوض شده است. در حالی که وقتی این کارخانه ها فعالیت خود را شروع کردند، در منطقه که نه، حتا در کره و خیلی از کشورهای تازه صنعتی شده چیزی نبود ولی امروز آن ها به کجا رسیده اند و ما کارخانه هایمان تعطیل شده است.

دوستی که به سختی کارخانه ای را در بیابان های بی آب و علف کاشان ساخته بود و توانسته بود با کمک متخصصان ایتالیایی، کاشی در خور توجهی تولید کند، می گفت؛ خدا می داند، در بیابان برهوت کارخانه تاسیس کردن، چه حکایتی دارد و از عشقش به کار می گفت که چگونه بر مشکلات فائق آمدم و می گفت چه لذتی می برم، وقتی شعر حافظ را این جا و آن جا در تابلو تبلیغات می بینم که نوشته «ماخاک را به هنر کیمیا کنیم» لذت می برم، زیرا آن شعر توصیف کار من است. من هم کاشی ارزش یافته را از خاک بیابان می سازم، اما او در همین حال از بی انگیزگی فرزندش می گفت که  گلایه دارد از پدر و می گوید؛ «پدر خسته نشدی این قدر هر هفته برای سرکشی از تهران می روی کارخانه؟ » یعنی نه تنها خود علاقه ای به ادامه فعالیت پدر ندارد، بلکه او را هم می خواهد، در میانه راه از کار باز دارد. اینست دلیل شکست ما و آن راز و رمز فرنگی ها در تداوم موفقیت ها یشان .

ترانه مرا ببوس در سال های نه چندان دور شهرت ملی یافت با حوادث سیاسی روزهای شهرتش قرابت پیدا کرد و در ذهن مردم خاطره ساخت، اما از واقعیت و این قرابت چیزی نمی دانیم. هیچ یک از خواننده و شاعر و آهنگساز و نوازنده وغیره یک خط هم از واقعیت ننوشتند.

مرحوم ایرج افشار می گفت؛علی وثوق از پدرش وثوق الدوله که پنجاه سال تاریخ حساس ترین سال های سیاسی ایران را در سینه داشت، پرسید «پدر، چرا خاطرات خود را ننوشتید؟ وثوق الدوله گفت: برای این که تو راحت زندگی کنی!» او به این دلیل و دیگری هم به دلیلی دیگر،(جزناصرالدین شاه و معدودی که خاطرات نوشته اند.) نمی نویسیم و واقعیت را آشکار نمی کنیم.

ولی آقای ترامپ رئیس جمهور آمریکا که مشاغل درخشانی هم در گذشته نداشته، تا به حال، چند کتاب نوشته است. اینست که تیراژ کتاب در ایران به دویست سیصد جلد رسیده است. حال چگونه علم و دانش میان مردم پراکنده شود و پاسخ سرمایه گذاری ناشر و حق قلم مولف و غیره تامین گردد، خدا می داند.

ما چه می دانیم شیخ بهایی چه دانشی با خود به زیر خاک برده است یا دیگران ... آن زمان نه دانشگاه داشتیم، نه چاپخانه که تخم دانایی بپراکنیم و نه فرهنگ فوت کوزه گری مان اجازه نشر علم می داد.

کوروش نخستین امپراتور جهان است که کشوری با جمعیت نیمی از مردم گیتی با ادیان مختلف و اقوام گوناگون را اداره کرده است.  صد و هفتاد جلد کتاب کوروش‌نامه در کتابخانه کنگره آمریکا نگهداری می‌شود. آیا به این کتاب بی همتا در ایران توجه می شود؟

ازگروه (پدران بنیان‌گذار) بیست و پنج نفره ای که استقلال آمریکا را اعلام کردند، سه تن واشنگتن (فرمانده ارتش)، فرانکلین( دانشمند) و تامس جفرسون (مغز اندیشمند،تاریخدان و عالم علوم اجتماعی) هسته اصلی این گروه بودند. جفرسون کتاب کوروش‌نامه را خواند و به فرزندان آمریکا هم توصیه کرد بخوانند. قانون اساسی آمریکا بر گرفته از آموزه های کوروش است.

 زمانی که فتحعلی شاه حقیرانه روزگار خوش می گذراند و سبکسرانه با سپیدتنان تهی مغز سرسره بازی می کرد، جفرسون ریاست جمهور وقت آمریکا، با برده داری مخالفت کرد و پایه‌گذار خردورزی، آزادی، برابری، دموکراسی در دولت آمریکا شد و کشور جدیدی به نام آمریکا پایه گذاری کرد.

امروز آن ها کجایند و ما کجا. آن ها رفتارشان را  قانون مند کردند و از اعمال قانون طی نسل ها به شیوه های اعتقادی و ایمانی ثابتی رسیدند و نفعشان را در جمع دیدند. اما ما فقط می خواهیم گلیم خودمان را از آب بیرون بکشیم، می گوییم حقوق بقیه به ماچه.

پاسخ بسیاری از این چراها و نشانی از گمگشته های نسل جوان را می توان، در دل حوادث و وقایع تاریخ تهران جستجو کرد. صد و پنجاه سال پیش مستشارالدوله مهمترین عامل پیشرفت غرب را وجود قانون و سبب عقب ماندن ایران را نداشتن همین یک کلمه دانست و کتابی در شرح آن نوشت، اما ناصرالدین شاه مستبد به همین دلیل به زندانش انداخت و نابودش کرد. کتاب دو جلدی حاضر برگ ها و نکته هایی از تاریخ پر فراز و نشیب تاریخ پایتخت کشورمان در قرون اخیر است تا بدانیم برای کسب آزادی و عدالت و ریشه کنی فقر اجدادمان چه داغ ها دیده اند و از آنها چه دل ها خون شده است.

 

 

نگاهی به آثار جنگ جهانی دوم در ایران

نگاهی به آثار جنگ جهانی دوم در ایران

آوارگی و گرسنگی

 

خواندن تاریخ این سرزمین هر انسانی را مبهوت می‌کند که چه سرزمین عجیبی است وچه سرنوشتی بر این مردم گذشته است. با هجوم نیروهای متفقین به ایران، تهران در مدت کوتاهی به سختی و قحطی دچار شد. در آن روزها وضعیت برنج و غلات بسیار بد بود. قیمت برنج از تیرماه ۱۳۲۰ تا تیرماه ۱۳۲۱ به مقدار ۴۴ من از ۲۵۰ ریال به ۶۰۰ ریال رسید. با رفتن رضا شاه از پایتخت شورای‌عالی نظام دستور مرخصی سربازان وظیفه را تصویب کرد و به اجرا گذاشت. در عوض قرار شد سی هزار سرباز پیمانی را با ماهی ۳۵ تومان حقوق، به استخدام درآورند. شایعه فرار رضاشاه، اخبار رسیده از اشغال شهرهای مختلف و به‌ویژه خالی شدن پادگان‌ها (در نتیجه تصمیم شورای‌عالی نظام) که به شکل‌‌گیری دسته‌های سربازان گرسنه و سرگردان در خیابان‌های تهران انجامید، سخت مایه بیم و نگرانی مردم شد.

 

مردم با مشاهده این صحنه‌ها و آوارگی سربازان و درماندگی آنان بر وحشت‌شان افزوده شد. سال بعد شماری از دانش‌آموزان و دانشجویان درمجلس شورای ملی گردهم آمده و برای کمبود نان و خواربار و بالارفتن هزینه زندگی تظاهرات کردند و سپس به چند تن از نمایندگان مجلس حمله‌‌ور شدند و در و پنجره‌های مجلس را شکستند. با دخالت پلیس بیش از صد تن کشته و زخمی شدند. بیماری تیفوس فراگیر شد. عاقبت ۱۸ اردیبهشت ۱۳۲۴ با تسلیم بدون قید و شرط ارتش آلمان جنگ در اروپا پایان یافت. به همین روی شاه پیامی رادیویی به ملت ایران فرستاد که در تهران با شادمانی همگانی رو به رو شد و مردم جشن گرفتند. به دستور دولت نیز ۱۰۱ توپ شلیک شد و نقاره بر سر در باغ‌ملی نواخته شد و آهنگ‌های دلپذیر پخش شد.

این مطلب به شرح مختصری از رنج و درد ایرانیان به‌خصوص تهرانیان در طول جنگ جهانی دوم پرداخته است.    

روسیه و انگلیس در سده نوزده لطمه بزرگ و فاجعه‌آمیزی به ایران زدند و بخش عظیمی از کشور را جدا ساختند و باعث رنج و درد فراوانی برای ملت ایران شدند. شوربختانه این دو کشور در دوران جنگ جهانی دوم نیز دست از سر ایران برنداشتند و به کمک آمریکا به کشورمان هجوم آوردند و مصیبت‌ها بر ایرانیان هموار ساختند.

انگلیس با اشغال هندوستان به ثروت و قدرت بی‌نظیری دست یافت و از این راه به‌خصوص در سده نوزده توانست بر بسیاری از نقاط جهان چیره شود، زیرا در این دوره در حالی که ایران حدود ده میلیون و عثمانی ۲۲ میلیون و روسیه ۷۰میلیون جمعیت داشت، به کمک جمعیت ۵۰۰میلیونی هندوستان بخش عظیمی از گیتی را مستعمره خود ساخت. مثلا چند افسر و درجه دار انگلیسی با هزار سرباز هندی سوار بر چند کشتی به کشوری هجوم می‌بردند وآن را تصرف و منابع آن را غارت می‌کردند. طی اشغال هند توسط نیروهای بریتانیا، ‌بر اساس منابع مختلف تاریخی، در دهه ۱۷۷۰ میلادی بیش از ۱۰ میلیون هندی تنها در ایالت بنگال این کشور بر اثر قحطی، گرسنگی، بیماری، بدرفتاری و شکنجه به‌دست نظامیان انگلیس یا بر اثر فشار کار اجباری جان خود را از دست دادند. هندی‌ها در کشور خود به انگلیسی‌ها مالیات می‌پرداختند. ویل دورانت از چگونگی انهدام اقتصادی هندوستان می‌نویسد: «شرایط اقتصادی هند نتیجه اجتناب‌ناپذیر استثمار سیاسی آن است.»/  ویل دورانت، اختناق هندوستان، ترجمه رحیم نامور، صص۳۷ــ ۳۶ ویل دورانت، همان، صص۵۱ــ۴۹.

پیاده نظام انگلیس در جنگ جهانی دوم، از سربازان هندی راج‌پوت (ایالت راج‌پوتان به اختصار راج‌پوت‌. راج‌پوت‌ها جنگاور و سلحشور بودند.) و گورکا بودند که به ایران گسیل شده بودند. راج‌پوت‌ها به سرپرستی افسران و درجه‌داران انگلیسی، تمام بخش جنوبی ایران را در کنترل داشتند و آبادان را به تصرف خود درآوردند. انگلیس به‌ویژه در قرن نوزدهم خلیج فارس، خاورمیانه، آفریقا و آسیا و بسیاری از نقاط گیتی را تسخیر کرد. ارتباط انگلیس با ایرانیان از دوران صفویه آغاز شد، اما گرفتاری‌هایی که این کشور برای ایران آفرید، از دوره قاجاریه به بعد است.

آغاز جنگ جهانی دوم

اول تیرماه ۱۳۲۰ / ۱۴ اوت ۱۹۴۱، ارتش آلمان از مرزهای شوروی در خاک لهستان اشغال شده گذشت و از آنجا به خاک اتحاد جماهیر شوروی حمله کرد. با آغاز جنگ جهانی دوم در ۹ شهریور ۱۳۱۸ / اول سپتامبر ۱۹۳۹، ایران اعلام بی‌‌طرفی کرد، اما اتحاد جماهیر شوروی که با آلمان در جنگ بود، به بهانه حضور کارشناسان آلمانی در ایران آن را رد و ایران را اشغال کرد. بریتانیا متحد شوروی و آمریکا متحد انگلیس هم چنین کردند و به این ترتیب ناگهان تهران و دیگر شهرهای کشور پر شد از سربازان مسلح متفقین و به این ترتیب عذاب این مردم رنج کشیده بار دیگر آغاز شد. نیروهای متفقین در ۲۵ اوت ۱۹۴۱ به ایران حمله کرده و کشورمان را اشغال کردند.

در روز ۳ شهریور ۱۳۲۰ نیروهای شوروی از شمال و شرق و نیروهای بریتانیایی از جنوب و غرب، از زمین و هوا به ایران حمله و شهرهای سر راه را اشغال کردند و به سمت تهران پیش آمدند. ارتش ایران به‌سرعت متلاشی شد. سپس ایران بر اثر فشار متفقین در ۱۷ شهریور ۱۳۲۲ به آلمان اعلان جنگ کرد. هدف اصلی ایران از اعلان جنگ پیوستن به اعلامیه ملل متحد و شرکت در کنفرانس‌های صلح پس از جنگ بود. پیمان‌های ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵ سبب تقسیم ایران به حوزه نفوذ دو کشور بریتانیا و روسیه و زمینه‌ساز حضور نظامی آنان در ایران شد. سومین‌بار هم در جنگ دوم جهانی بود که بهانه حضور کارشناسان آلمانی در ایران، اشغال ایران و رنج و محنت مردم را در پی داشت. ملک‌الشعرای بهار در توصیف این مصیبت خطاب به مهاجمان سرود:

همه بردید و چریدید و بکردید انبار

ز حبوب و ز بَقول و ز پیاز و ز زغال

برزگر گرسنه و جیش بریتانی سیر

شهر بی‌توشه و  اردو  زخورش مالامال

که شنیده‌است که مهمان بخورد هم ببرد

هم نهان سازد و هم سوزد اگر یافت مجال

«طی ماه‌های پیش از شهریور بیست، متفقین چندبار از دولت ایران برای عبور مسالمت‌آمیز نیروهایشان از خاک این کشور درخواست اجازه کردند، اما همواره این درخواست از طرف رضا شاه رد می‌شد. از نمونه‌های دخالت‌های آنها در امور داخلی ایران نیز می‌توان به تاریخ ۱۵ اوت ۱۹۴۱میلادی/ ۲۴ مرداد ۱۳۲۰خورشیدی اشاره کرد که در آن سفیر انگلستان در تهران یادداشتی به دولت ایران تسلیم کرد که در آن تقاضا شده بود، تعداد اتباع آلمانی مقیم ایران هرچه سریع‌تر کاهش یابد.»/  الهی، همایون. اهمیت استراتژیک ایران در جنگ جهانی دوم، ص۱۳۴.

ساعت چهار بامداد ۳ شهریور ۱۳۲۰ / ۲۵ اوت ۱۹۴۱ اسمیرنوف سفیر شوروی و سر ریدر بولارد وزیر مختار انگلیس در تهران به دیدار علی منصور نخست‌وزیر وقت رفتند و طی یادداشت‌هایی مشابه، به دولت ایران اعلام کردند که به‌دلیل بی‌‌توجهی دولت ایران به درخواست‌های فوری این دو کشور در کمال تاسف ارتش دو دولت وارد خاک ایران شده‌اند. روز چهارم شهریور بمباران شهرهای بی‌‌دفاع و سربازخانه‌ها ادامه پیدا کرد؛ شهرهای قزوین، رشت و تبریز مورد حمله هوایی قرار گرفت. بر اثر حمله و بمباران شدید، لشکرهای تبریز، رضائیه، رشت، مشهد، اردبیل و گرگان، به‌طور کامل از هم پاشیدند. مردم تهران و بیشتر شهرها مورد حمله هوایی قرار گرفته، شهرها را تخلیه کردند و به اطراف پناه بردند. در هشتم شهریور ایران توسط نیروهای انگلیس و روسیه به سه بخش تقسیم شد. بخش شمالی در قلمرو روس‌ها بود. بخش جنوبی که منطقه نفتی ایران را نیز شامل می‌شد زیر قدرت نیروهای انگلیس درآمد. تنها منطقه میانی ایران یعنی تهران و اطراف آن برای ایران باقی ‌ماند.

ششم شهریور ۱۳۲۰ به فرمان رضا شاه محمدعلی فروغی مامور تشکیل کابینه شد و علی سهیلی وزیر امورخارجه شد. در همان روز سهیلی وزیر امور خارجه ایران نامه‌ای به دو دولت شوروی و بریتانیا نوشت که در مجلس خوانده شد و درخواست کرد که به بمباران شهرهای ایران پایان دهند و به اعلام بی‌طرفی ایران و ترک مخاصمه احترام بگذارند. در همین روز رضا شاه به فرانکلین روزولت تلگرامی درباره اشغال ایران به وسیله نیروهای انگلستان و شوروی فرستاد که در آن اوضاع فعلی جهان و لزوم جلوگیری از سیاست توسعه‌طلبی و جاه‌طلبی هیتلر و همچنین همکاری کلیه کشورهایی که خواهان حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران که مورد تایید دولت‌های شوروی و انگلستان است را خواهان شد.

در هشتم شهریور ایران توسط نیروهای انگلیس و روسیه به سه بخش تقسیم شد. بخش شمالی در قلمرو روس‌ها بود. بخش جنوبی که منطقه نفتی ایران را نیز شامل می‌شد زیر قدرت نیروهای انگلیس درآمد. تنها منطقه میانی ایران یعنی تهران و اطراف آن برای ایران باقی ‌ماند. «در همین روز شورای‌عالی نظام دستور مرخصی سربازان وظیفه را تصویب کرد و به اجرا گذاشت. در عوض قرار شد سی هزار سرباز پیمانی را با ماهی ۳۵ تومان حقوق، به استخدام درآورند. فرستاده شدن اعضای خانواده سلطنتی به اصفهان، شایعه فرار رضا شاه، اخبار رسیده از اشغال شهرهای مختلف و به‌ویژه خالی شدن پادگان‌ها (در نتیجه تصمیم اخیر شورای‌عالی نظام) که به شکل‌‌گیری دسته‌های سربازان گرسنه و سرگردان در خیابان‌های تهران انجامید، سخت مایه بیم و نگرانی مردم شده بود.»/  عاقلی، باقر. درباره زمانه و کارنامه سیاسی محمدعلی فروغی؛ صدوسی‌سالگی تجدد محافظه‌‌کارانه. روزنامه اعتماد، ش ۱۳۷۱.۳۰فروردین۱۳۸۶.

هشتم شهریور ۱۳۲۰ سفیران دو دولت بریتانیا و شوروی به دیدار نخست‌وزیر محمدعلی فروغی آمدند و تعهداتی را از دولت ایران خواستار شدند:

سفارتخانه‌های آلمان، ایتالیا و رومانی و همچنین اتباع دول ایتالیا و مجار و رومانی ایران را ترک کنند.

در تمام شهرهای اشغالی مامورین اداری ایران و شهربانی زیرنظر ارتش بریتانیا و شوروی انجام وظیفه خواهند کرد.

در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۳۲۰ وزارت امورخارجه ایران در پی فشار اشغالگران در نامه‌ای به سفارت آلمان خواستار خروج اتباع آلمانی از ایران و برچیده شدن سفارت این کشور شد.

«صبح زود روز ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، رضا شاه از سلطنت به نفع ولیعهد بیست و یک ساله‌اش محمدرضا پهلوی کناره‌گیری کرد. ولیعهد محمدرضا در برابر مجلس شورا و نمایندگان به قرآن سوگند خورد و رسما پادشاه ایران شد.»۱

۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ فروغی نخست‌وزیر در مجلس شورای ملی نوشتار کناره‌گیری رضاشاه را از شاهنشاهی ایران خواند و برپایه قانون‌اساسی مشروطه و متمم آن ولیعهد شاه ایران شد. رضاشاه با فشار متفقین به‌خصوص بریتانیا ناچار به استعفا شد. متفقین پس از مدت‌ها کشمکش با روس‌ها بر سر نوع حکومت جدید ایران، بالاخره در انتقال سلطنت به پسرش محمدرضا ولیعهد به توافق رسیدند. «روز ۳۰ شهریور، رضاشاه و خانواده‌اش از اصفهان به یزد، کرمان و بندرعباس عزیمت کردند تا به یک کشتی بریتانیایی که قرار بود آنها را به جزیره موریس ببرد، انتقال داده شوند. ۹ آذر ۱۳۲۲، در کنفرانس تهران روزولت، چرچیل و استالین قرارداد قوای متفقین را امضا کردند که در آن تضمین شد که قوای متفقین ایران را پس از پایان جنگ جهانی دوم ترک خواهند کرد و ایران غرامتی برای این مدت خواهد گرفت. پیش نیاز این قرارداد این بود که دولت ایران به آلمان اعلان جنگ بدهد که ایران در ۱۷ شهریور ۱۳۲۲ آن را انجام داد.»۲

تهران زیرفشار این تهاجم کمر راست نکرده بود که با مهاجران لهستانی‌ با ده‌ها درد و بیماری و فقر رو به رو شد. تهران در مدت کوتاهی به سختی و قحطی دچار شد. در آن روزها وضعیت برنج و غلات بسیار بد بود. قیمت برنج از تیرماه ۱۳۲۰ تا تیرماه ۱۳۲۱ به مقدار ۴۴ من از ۲۵۰ ریال به ۶۰۰ ریال رسید./  آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب: از مشروطه تا انقلاب اسلامی. ترجمه فیروزمند، کاظم. شمس‌آوری، حسن. مدیر شانه‌چی، محسن. چاپ سوم. تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۹؛ چکیده تاریخ ایران از حسن نراقی چاپ دوم ۱۳۸۰.

پایان جنگ جهانی دوم در اروپا

هجدهم اردیبهشت ۱۳۲۴ با تسلیم بدون قید و شرط ارتش آلمان نازی جنگ در اروپا پایان یافت. به همین روی شاه پیامی رادیویی  خطاب  به ملت ایران ایرادکرد. شنیدن پیام شاه و پایان یافتن جنگ در تهران با شادمانی همگانی رو به رو شد و مردم جشن گرفتند. به دستور دولت نیز ۱۰۱ توپ شلیک شد و نقاره ‌خانه بر سر در باغ ملی نواخته شد و آهنگ‌های دلپذیر پخش شد. شاهنشاه تلگرام‌های شادباشی به پادشاهان و سران کشورهای متفق فرستاد. دولت نیز جارنامه (اعلامیه) پخش کرد و روز ۱۹ اردیبهشت تعطیل همگانی اعلام شد. جشنی در وزارت امور خارجه برپا شد و حکیمی نخست‌وزیر و هریو رئیس پیشین مجلس ملی فرانسه بیاناتی ایراد کردند و آتش‌بازی باشکوهی در میدان سپه انجام یافت.

 

پانویس:

-۱Gerard de Villiers: The Shah. ۱۹۷۵, p.۱۱۶, ۱۲۲ -۱۲۳

-۲Gholam Reza Afkhami: The Life and Times of the Shah, University of California Press, ۲۰۰۹, p. ۸۷-۸۸

 

 

طلاق شکوه الدوله

طلاق شکوه الدوله

گاه تاست خوش نشیند جور جور

گاه کور آید پس از آن کور کور

مولف

موقرالسلطنه از آن دسته آدم هایی بود که تا کمرکش راه زندگی خوب تاخت و برد و به آنچه خواست رسید، اما چون بخت از او برگشت به قول وثوق الدوله «چون بد آید هرچه آید بد شود...» روزگارش دیگر به کام نگشت که نگشت تا از صحنه هستی رخت بربست. در این موسم ابتدا به زندانش افکندند و سپس بی اذن او زنش را طلاق دادند و از خانه بیرون بردند. بعد با پیروزی مشروطه خواهان زندگی اش به خطر افتاد و از ایران گریخت. چندی بعد به امید برطرف شدن خطر به وطن باز گشت، ولی انقلابیون او را گرفتند و محاکمه کردند و به دار آویختند.

حبيب الله خان قاجار دولو موقرالسلطنه فرزند عبدالله خان ناظم السلطنه ابتداغلام بچه اندرونی ناصرالدین شاه بود. بعد قوللر آقاسی باشی (رئیس غلامان) شد و بعدها به منصب مهم کشیکچی باشی رسید. او با شکوه الدوله دختر مظفرالدین شاه ازدواج کرد و به مراد دل رسید، اما وقتی از شیوه حکومت مظفرالدین شاه بدگویی کرد، از چشم شاه افتاد و مغضوب شد. در آخرین سفر مظفرالدین شاه به اروپا که محمدعلی میرزا «نایب السلطنه» گردید، دستور داد موقر را حبس کنند و طلاق زنش را بگیرند. او را به زندان انداختند و چون امام جمعه خاطرخواه زن زیبایش بود، شیخ فضل الله زنش را طلاق داد و به عقد امام جمعه در آورد. برناظران امر آشکار نشد که این نقل کابین از غضب آن بود و یا از خاطرخواهی این. در سال 1327قمری، پس از فتح تهران به دست آزادیخواهان، موقر به همراه شوهر خواهرش محمد علی شاه به سفارت روس پناهنده شد و به اتفاق به اروپا رفتند. چندی بعد به ایران بازگشت ولی گرفتار انقلابیون شد و اعدام گردید. 

عمل طلاق شکوه الدوله و خاطرخواهی امام جمعه، در روزگار خود از شهرت زیادی برخوردار است و به اندازه وزن خود از اعتبار حوزوی و عمومی شیخ فضل الله کاست گواینکه ارتباط او را با شاه و دربار استحکام بخشید و بر شهرت و قدرت وی افزود.

مهدى بامداد در این باره مى نويسد: عمل ديگر اينكه عمل طلاق شكوه الدوله دختر ششم مظفرالدين شاه را از موقرالسلطنه بدون رضايت شوهر انجام داد. وقتى براى طلاق به سيدعبدالله بهبهانى مراجعه شد، گفت، چون شوهر خانم، موقرالسلطنه زندانى است تا آزاد نشود و رضايت ندهد، انجام طلاق خلاف شرع است، ولى شيخ فضل الله بر اثر تقاضاى شاه و وليعهد اين كار را انجام داد و بعد خانم را به عقد سيد ابوالقاسم امام جمعه تهران درآورد و به خانه بخت تازه فرستاد. مردم تهران هم که منتظر چنین وقایعی بودند تا شعر بسازند و شعار دهند، اين شعر را ساختند:

« حـــقا امام جمــــعه در ديـــن يقــــين ندارد          اين كار كار عشق است ربطى به دين ندارد»

 

تاریخ قشون قاجاریه

                                                          تویی برترین دانش آموز پاک

 

 

                                                               تاریخ قشون قاجاریه

 

 

 

چکیده

مقدمه 

 

 فصل نخست

قشون پیش از قاجاریه

دوران قاجاریه

آقامحمدخان

فتحعلی شاه

محمدشاه

ناصرالدین شاه

مظفرالدین شاه

محمدعلی شاه

احمد شاه

فصل دوم

قزاق

پلیس جنوب

ژاندارمری

نورپرفورس

نظمیه

قراسوران

روزنامه قشون

رضا خان

 

منابع

فهرست اعلام

 

 

 

 

 

چکیده

 از دوران صفویه تا پیش از تشکیل ارتش نوین، ایران هرگز نتوانست قشون متمرکز و سراسری و دائمی داشته باشد. هراز چند گاهی با برآمدن پادشاهی توانا مانند نادرشاه و آقامحمد خان به تشکیل قشون قدرتمندی دست زده ولی با مرگ آن پادشاه همه چیز از میان رفته و وضع به جای نخست برگشته است. زیرا ایران در این دوره با جمعیت کم و اقتصاد ضعیف، توانایی برقراری چنین ارتشی را که نیاز به هر دو این عوامل دارد، نداشت. قشون ایران در دوره قاجاریه در وضعی بود که نه می شد، آنرا حفظ کرد و نه فرصتی بود، تا با بی پولی و مبارزه مخالفان شیوه نوین را آموخت. بنابراین محتوم به سرنوشت شکست بود. ژوبر وضعیت قشون ایران را پیش از انجام اصلاحات عباس ‌میرزا نائب‌السلطنه اسفناک خوانده است. حال آنکه در برابر سپاه كهنه و فرسوده و ناكار آمد قاجاریه، ‌روس ارتشي منظم و قدرتمند را دراختيار داشت. بعد از این شکست قشون قاجاریه استقلال خود را از دست داد و بدین ترتیب روند فروپاشی قشون ایران آغاز شد. روس و انگلیس بر سرنوشت کشور تسلط یافتند و در بستر زمان اندک اندک از ارج و قرب قشون قاجاریه کاسته و بر احاطه دو کشور استعمارگر افزوده شد. به طوری که در اواخر این دوره، کشور را این دو دولت میان خود تقسیم کردند و هر کدام نیروی نظامی خود را بر حوزه تسلط یافته گماردند و قشون ایران جز«شیر بی یال و دم و اشکم» نبود. این وضع ادامه یافت تا رضاخان برآمد و با خروج قوای نظامی آن دو دولت، ارتش نوین ایران تشکیل شد. گواینکه ارتش جدید نظم و امنیت را به مردم ایران ارزانی داشت، ولی نتوانست قاجاریان را یاری رساند و این سلسله فروپاشید.

 

چاپ نخستین کتاب حسابداری در تهران

چاپ نخستین کتاب حسابداری در تهران

آغاز تحول حسابداری نوین در ایران با پیدایش و تالیف اولین کتاب حسابداری به‏ شیوه امروز به نام المقصد الاسنی تالیف‏ میر اسماعیل عبدالله ‏زاده قفقازی بود. این‏ کتاب در سال1283 شمسی در تهران منتشر گردید و متعاقب آن آموزش دفترداری در سال‏ 1290 شمسی در مدرسه دار الفنون آغاز شد. 

حسابداری در جهان پیشینه شش هزار ساله دارد و ایران در کنار بین النهرین و مصر و یونان و ... از تمدن های باستانی است که از هزاران سال پیش از مهارت حسابداری برخوردار بوده است. ممیزی املاک در تمدن ساسانی از برجسته ترین شاخص های نقش این فن در این دوره است. در موزه لوور مهره‌های ۵۵۰۰ ساله مورد استفاده برای محاسبه در شوش، گواهی بر این پیشینه است. «نخستین مهارت ها در گستره موضوع های مالی، بانکی و حسابداری در ایران را به استناد الواح کشف ‌‌شده در بابل و به دوران فریدون نسبت می ‌‌دهند.» (کریم آبادی، ۱۳۸۵).

پس از اسلام حکومت ها تا دوره پهلوی و پیدایی شیوه نوین همه از سابقه حسابداری باستان بهره مند شده و آن را به کار برده اند. حسابداری سیاق و استفاده از خط سیاق در دوران سلجوقیان تکامل یافت و به کار گرفته شد، اما «حسابداری نوین ( دوطرفه) از ابتکارات لوکا پاچیولی (۱۴۴۵ تا۱۵۱۷ میلادی) ایتالیایی مبدع حسابداری دوطرفه (دوبل) است که اروپایی ها او را پدر حسابداری جهان می خوانند. لوکا یک ریاضی ‌دان و راهب فرقه فرانسیسکن بود که سامانه حسابداری دوطرفه (حسابداری دوبل) را تدوین کرد.»/ اصول حسابداری یک. انتشارات کتاب نو. ترجمه دکتر ایرج نوروش.

مستوفی کسی بوده ‌است که در گذشته مسئولیّت سرپرستی امور دولتی حسابداری کشورهای اسلامی را به عهده داشته ‌است. به عبارت دیگر مستوفی نقش حسابدار کل را ایفا می ‌کرده ‌است. خود واژهٔ مستوفی کلمه‌ای است از ریشه استیفاء و به معنی کسی که حق خود را به طور وافی و کافی بگیرد. این عنوان از زمان عباسیان به طور عمومی برای این سمت مورد استفاده قرار گرفت. مستوفی حساب درآمدها و هزینه‌ها را در یک ایالت (استان) نگاه می داشته ‌است. شغل مستوفی موروثی بود و از پدر به پسر می رسید. مستوفیان مطلب خود را به خطی می نوشتند که کسی نتواند بخواند. مستوفیان قاجار از اهالی آشتیان، تفرش و فراهان بودند. میرزا محمد حسین خان فراهانی ملقب به دبیرالملک از مربیان دستگاه مستوفی گری قاجاریه  بود. 

«در دوران قاجار مستوفیان مبالغی تحت عنوان رسوم دریافت می‌ کردند. رسوم در آغاز پنهانی بود، ولی پس از چندی آشکار شد و مبلغ آن نیز تعیین شد.»/ سید حسن امین: دیوان استیفا (نظام مالیه عمومی در ایران) ، تهران، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1385

 مستوفی گری شغل و کار و حرفه ٔ مستوفی . نویسندگی حساب . (ناظم الاطباء)./ لغت ‌نامه دهخدا. 

لمبتون می ‌نویسد؛ جمله کارهای آن رسیدگی به قراردادهای جمع‌آوری مالیات و شبکه مستوفیان استان ها که «عامل» نیز نامیده می ‌شدند می‌ شد.

با انقلاب صنعتی حسابداری متحول و شیوه کار پیشرفت کرد و این تحول اندک اندک به دیگر کشورهای توسعه یافت. به موازات پیشرفت جامعه اقتصادی، در زمان انقلاب مشروطه، حسابداری و حسابرسی نوین، آن هم برای کنترل دخل و خرج دولت پدید آمد.

یکی از نتایج مفید انقلاب مشروطه در ایران تحول هرچند ابتدایی در شیوه های مالی در ایران است که با آمدن ژنرال شوراتسکف در امور ژاندارمری و مورگان شوستر در امور مالی و بعدها دکتر آرتور میلسپو و دکتر کورت لیندن بلات آلمانی و غیره راه توسعه و پیشرفت این مهارت را در ایران سبب شدند.

بدین ترتیب اولین تجربیات‏ حسابداری، در بخش های عمومی ایران‏ شروع شد و بعدها به بخش های خصوصی‏ تسری یافت و در واقع در مقطع خاصی‏ سیر تحول حسابداری در ایران برخلاف‏ سیر تحول حسابداری در اروپا رونق گرفت. «آغاز تحول حسابداری نوین در ایران با پیدایش و تالیف اولین کتاب حسابداری به‏ شیوه امروز به نام المقصد الاسنی تالیف‏ میر اسماعیل عبدالله ‏زاده قفقازی بود. این‏ کتاب در سال1283 شمسی در تهران منتشر گردید و متعاقب آن آموزش دفترداری در سال‏ 1290 شمسی در مدرسه دار الفنون آغاز شد. از آن تاریخ تا اواخر دهه 1330 شمسی حسابداری به شکل امروزی رواج نیافت. حسابداری در این زمان با تاسیس آموزشگاه حسابداری و حسابرسی شرکت نفت وارد مرحله جدیدی شد و تا کنون ادامه دارد.»/ بختیاری، پرویز. حسابداری و مدیریت. 1396. ص22.

منابع:

علی‌مدد، مصطفی و نظام الدین ملک‌آرایی. مبانی و روش‌های عمومی حسابداری. ج. ۱. تهران: سازمان حسابرسی، ۱۳۹۲. شابک ‎ص17و3و4

سجادی، سیدجعفر. «فصل اول». در اصول حسابداری صنعتی. ویرایش ویراست دوم. تهران: انتشارات دانشگاه علم و صنعت ایران، ۱۳۸۶.

سید باقر جلالی چیمه، حسابداری میانه ۱، انتشارات کتابخانه فروردین، چاپ دهم ۱۳۸۲

فولادی نصب، ناصر. در اصول حسابداری (۱). ویرایش ویراست چهارم. تهران: نشر مجال، ۱۳۸۵. 

دانشنامه اقتصاد و مدیریت ، پژوهشی از بدالرسول رحیمی

ابراهیم صفایی. رهبران مشروطه دوره اول تهران. ص ۵۰

دکتر محمد مصدق . خاطرات و تالمات مصدق. به کوشش ایرج افشار، صص ۳۲ - ۳۳

لغت‌نامه دهخدا

بختیاری، پرویز. حسابداری و مدیریت. چاپ 22. سازمان مدیریت صنعتی. 1396. ص22.

کریم آبادی، حسین. نظام حسابداری و حسابرسی در ایران باستان. مجله دنیای اقتصاد. 1385.

<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>

نتایج 19 - 27 از 373

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده
ارتباط با مولف

جستجو
حاضرین در سایت
36 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز69
دیروز217
تا کنون2215153
آمار سایت


تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.