شنبه 2 شهريور 1398

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow بلاگ

استاد ابوالقاسم سحاب



                                  استاد ابوالقاسم سحاب
 
                                                         بلبل به باغ و جغد به ویرانه تاخته
                                                                                                                 هرکس به قدر همت خود خانه ساخته

این مطلب زندگی مردی را بازگو می کند که زاده دوران پسا مشروطه است. دوران خودباوری ایرانیان که توانست استعدادهای درخشان را شکوفا کند: 
پس از مرگ شاه عباس به دلایل مختلف ایران در سراشیبی ای افتاد که نه تنها به فروپاشی صفویه انجامید بلکه تا انقلاب مشروطه ادامه یافت. این عهد را دوره انحطاط ایران خوانده اند.
در این دوران مساحت کشور به سبب شکست از روسیه و جدایی بخش های قفقازیه و بلوچستان و افغانستان و آخال و غیره از 5/7 میلیون کیلومتر مربع به 1/6 کیلومتر مربع رسید. سرخوردگی از شکست از روسیه، استبداد جابرانه ناصرالدین شاه، ظلم اربابان، جور حکام، فقر و ناتوانی بی حد و حصر، مردم را سخت آزرده و خسته کرد و مخالفت مردم را علیه حکومت برانگیخت که منتهی به انقلاب مشروطه شد. این انقلاب گواینکه به نتایج مهم و اساسی خود نرسید، اما سیر سقوط کشور را تغییر داد و مهر پایان بر دوران انحطاط زد و ایرانیان را از یاس و ناامیدی به خودباوری رساند و بسیاری از وجوه؛ فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور را دچار تحول، تغییر و توسعه کرد.
دوره جدید پسا مشروطه که به خودباوری مردم انجامید، در حقیقت در بستر روشنگری و تحولی بود که در دوره ناصری ایجاد شده بود نخستین میوه بوستان عصر روشنگری جنبش تنباکو بود که به دامان مردم افتاد دوره پسا مشروطه با آمدن مردان و زنانی به میدان کار و تلاش آغاز شد که رفته رفته باعث امنیت کشور و سبب ساخت؛ دانشگاه تهران، راه‌آهن، فرودگاه، پل (ورسک و...)، جاده‌، بانک ملی، کارخانه های مختلف (کبریت سازی، ذوب آهن،هواپیماسازی و ...) و اعزام دانشجو به خارج و ... شد.
در این دوران شعر، راه نویی را آغاز کرد. نثر، روان و ساده و مردمی شد. بنیه اقتصاد، اندک اندک قدرت گرفت. نظام و ارتش منظم شد و نیرو گرفت و به راه تامین امنیت کشور افتاد و نسل پر شمار سست بنیاد معتادان به تریاک جای خود را به نسلی پویا و کوشا داد و جوانانی پا به عرصه فعالیت ها گذاشتند که سراپا اراده و شور بودند. ملت شکلی تازه و اتحادی نو پیدا کرد. نا امیدی و سرخوردگی از شکست روس و تجزیه کشور به خودباوری و مباهات به دوران شکوه و جلال باستان داد. در میان شهرهای کشور پایتخت طلایه دار این تحولات و توسعه و بالندگی بود. در تهران بیش از دیگر نقاط کشور ما شاهد بروز استعدادهای جوانان در ابعاد علمی و فرهنگی اقتصادی و صنعتی و تجاری و غیره هستیم. از خیل عظیم این مردان و زنان؛ یکی ابوالقاسم سحاب است که توانست نقش خود را در این میان به خوبی ایفا کند و در جامعه فرهنگی کشور اثرگذار شود.
ابوالقاسم سحاب پژوهشگر برجسته علوم انسانی در ۱۹ فروردین سال ۱۲۶۶ ش. در تفرش چشم به جهان هستی گشود. آموختن را از سه سالگی در مکتبخانه تفرش آغاز کرد و تا روزهای پایانی عمر به آموختن ادامه داد. او خطی خوش و طبعی روان داشت و در سرودن اشعار نیز طبع خود را آزمود. تخلص وی سحاب بود. تمام نبوغ او سماجت در آموختن و خستگی ناپذیری در راه علم و دانش بود. او در 21 دي 1335 به ديار باقی شتافت. آیت الله مرعشی نجفی بر پیكرش، نماز گذارد. پیکر وی را در قم به خاك سپردند. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
او در طفولیت پس از فراگیری دروس مقدماتی در مکتبخانه، از محضر علمای تفرش آقایان امامی و سیدعلی اکبر سجادی فقه و اصول و زبان‌های عربی و فرانسه را فراگرفت. در سن پانزده سالگي، خوشنويسي را نزد ميرزا عباسقلي خان آموخت و در نوشتن خطوط مختلف نستعليق، نسخ، ثلث و شكسته نستعليق مسلط شد. در سن 22 سالگی زبان فرانسه، علوم جدید، حساب و جغرافیا را نزد سناءالدوله به خوبی بهره جست.
وی در سن 24 سالگي، در سال 1328 ق. به تهران آمد. در سال ۱۲۹۰ وارد مدرسه آليانس فرانسه شد. سپس جهت آموختن زبان هاي خارجه و رياضيات، شبانه به مدرسه اكابر، واقع در گذر پاچنار رفت. زبان انگليسي را نيز زير نظر مسيو جاسموس و مسيو ژان دوشن فرانسوي، رئيس مدرسه آليانس تهران فراگرفت و نیز در مدرسه دارالفنون به فراگيري شيمي، طبيعيات و فيزيك نزد اساتید زمان؛ دكتر مهدي خان، دكتر محمود خان و دكتر غلامحسين خان رهنما پرداخت. همزمان كلام و اصول و فقه را، از محضر استاد حاجي سيدعبدالرحيم دماوندي بهره گرفت و نزد ميرزا ابوالقاسم فاضل تفرشي فلسفه  را آموخت. استاد سحاب علاوه بر زبان فارسي، به زبان هاي عربي، انگليسي و فرانسه تسلط یافت، به طوري كه متون عربي و انگليسي و فرانسه را به راحتي ترجمه مي كرد. وي به زبان هاي آلماني و لاتين هم آشنا بود و در سال هاي پایانی عمر به آموختن زبان روسي روي آورد. معاشرت او با فرهیختگان زمانه شادروانان؛ محمدتقی فخر داعی گیلانی، علی اکبر دهخدا، امیر رضوانی، محمود حسابی، محیط طباطبایی و دیگران موجب شکوفائی بیشتر او شد.
مشاغل:
وی تدریس را  در سن 10 سالگي آغاز کرد که در مكتبخانه ملاحسين به نوآموزان درس مي داد؛ در سن 16 سالگي به مدت سه سال در شهرستان تفرش در تنها مدرسه ابتدايي كه خود تأسيس كرده بود، مشغول تدريس شد. در تهران تدريس را ادامه داد و به ترتيب در مدارس آليانس فرانسه، تدين، شرف، ايران، قريب و شاهدخت (1336ق.) سيروس و كماليه (1306ش.) به معلمي پرداخت. وی به جهت حسن شهرت و تدريس در مدرسه آليانس و به سفارش نصيرالدوله، وزير معارف به مديريت مدرسه نهاوند مأمور شد. سپس در سال 1338 به تقاضای شیخ جلال نهاوندی به رياست معارف و اوقاف ثلاث (ملاير، نهاوند و تويسركان) رسید. در تاريخ 4 مهر 1310 در وزارت معارف داخل شد. وي در سال 1317، معاونت كتابخانه ملي و در سال 1323، مديريت دفتر دانشسراي عالي تهران را برعهده گرفت.
دريافت نشان:
در 26 آذر 1319 و 14 ارديبهشت 1323 از سوي وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه، به دريافت دو قطعه نشان علمي درجه يك و دو نائل آمد.
خدمات فرهنگي:
- ترجمه تاریخ قرآن، ترجمه فلسفه و اسرار حج، ترجمه احوال و آثار ابن سینا، ترجمه یک کتاب حساب از فرانسوی، ترجمه جغرافیای کارپنتر در شش جلد از انگلیسی، ترجمه احیاء‌العلوم.
- تأسيس دبستان به سبك قديم و جديد در تفرش، سال 1284ش.
- تأسيس كلاس اكابر در تهران.
- نگارش مقالات در نشريات: طوفان هفتگي، تهران، ستاره جهان، شفق سرخ، عصر گلشن، قانون، تجدد ايران، حبل المتين كلكته، رستاخيز، عصر گلشن، تهران، مجله تعليم و تربيت، ترقي، فرخي.
- تأسيس و افتتاح دو باب مدرسه در روستاي فم و طرخوران تفرش در سال 1306ش.
- تالیف بیش از هفتاد عنوان کتاب و مقاله از جمله: فرهنگ خاورشناسان، مفتاح الاعلام در هفت مجلد، زندگانی حضرت ابی عبدالله الحسین سیدالشهداء (ع)، زندگانی حضرت علی بن موسی الرضا (ع)، زندگانی شاه عباس کبیر؛ تاریخ مدرسه عالی سپهسالار، شرح حال وزرای ایران، از اعتضاد السلطنه تا دکتر محمود حسابی، تاریخ عمومی قرن 14 هجری؛ زنان اسلام؛ تاریخ نقاشی در ایران؛ تاریخ حبشه؛ تاریخ زندگانی امامان شیعه (ع) در چند مجلد؛ شرح حال وزرای ایران، از اعتضاد السلطنه تا دکتر محمود حسابی؛ تذکره دانشکده در شرح حال بزرگان از قرن اول تا 14 هجری در دو جلد؛ تاریخ زندگانی من در چهار دفتر از انقلاب مشروطیت تا 1320 ش؛ گلچین سحاب ( دیوان اشعار)؛ سفرنامه عتبات؛ تاریخ تربیت عمومی در جهان؛ تاریخ ایران، کتاب درسی برای کلاس پنجم و ششم ابتدائی.
تاسیس موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب از جمله کارهای بزرگ او بود که با ترسیم اولین نقشه توریستی شهر تهران در سال ۱۳۱۵ ش. توسط فرزندش عباس سحاب هویت یافت. گام های نخستین فعالیت این موسسه در زیرزمین خانه مسکونی وی در خیابان ایران آغاز شد. بعدها با افزایش فعالیت نقشه نگاری در سال 1329ش. به خانه ای در خیابان جابری در شرق تهران و بعد به محلی در خیابان انقلاب و در انتها به محل فعلی در خیابان سمیه انتقال یافت. این موسسه با تلاش و کوشش بسیار عباس سحاب که پدر جغرافیا شهرت یافت، پا گرفت و استوار گشت.
موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب به عکس جمع عظیمی از موسسات ایرانی قدیمی که با از دنیا رفتن نسل اول از میان می روند، خوشبختانه توانسته است با مشارکت نسل سوم و چهارم ادامه حیات دهد و به فعالیت فرهنگی خود در کشورمان ادامه دهد.
منابع:
انقراض سلسله صفویه، لارنس لاکهارت، ترجمه اسماعیل دولتشاهی،علمی فرهنگی، 1383؛ تاریخ ایران در دوره سلطنت قاجار، علی اصغر شمیم؛ مجله رشدآموزش جغرافیا، ویژه نامه صدمین شماره، پائیز 1391، مقاله «چتر سحاب برفراز قله جغرافیای ایران»؛همشهری آنلاین؛ تاريخ زندگاني امام حسين علیه السلام، ص1، چاپ سحاب، 1375ش.؛ زندگينامه استاد عباس سحاب، چاپ سحاب، 1380ش.؛ سالنامه تفرش، 1381ش.؛علي احمدي، ستارگان حرم، ج 15، صص 161تا178؛ محمد ملاحسینی، ابوالقاسم سحاب، روزنامه همشهری، جمعه 22 دی 1391 ؛ آگاهینامه و معرفی طرح اطلس چهارده قرن هنر اسلامی، ناشر موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب، تهران ۱۳۸۱؛ علی اکبر محمودیان، زندگی نامه فرهنگی استاد عباس سحاب، انجمن مفاخر فرهنگی، تهران ۱۳۸۰؛ ابوالقاسم سحاب، زندگانی حضرت ابی عبدالله الحسین سیدالشهداء (ع)، کتاب سحاب، جاپ سوم، تهران ۱۳۷۴؛ گفتگو با سرکارخانم فاطمه پاک.

نخستین سالنامه در ایران

نخستین سالنامه ایران
گاه‌شماری در ایران به هزاران سال قبل باز می گردد که با گذشت زمان تغییرات زیادی کرده است. بشر 60000 سال پیش مهاجرت خود را در پی شکار و غذا از افریقا آغاز کرد و به نخستین ایستگاه، خاورمیانه رسید و تا تسخیر اقصی نقاط کره خاکی پیش تاخت. بنابراین این خطه از عالم آغازین نقطه تجارب تمدنی و علم اندوزی بشر به شمار می رود. جایی که اقوام و ملل متعددی از پی هم آمدند و بر توشه آگاهی انسان پویا افزودند. گاه شماری هم شانه به شانه دیگر علوم گام های اولیه را در این جا بر داشته است. ایلامیان، بابلیان، فنیقی ها، اورارتوها، مصریان باستان، کلدانی ها و ... گام به گام مسیر توسعه دانش انسان را پیمودند و بر آن افزودند تا نوبت به مادها و سپس هخامنشیان رسید. هنر هخامنشیان تشکیل حکومتی عادلانه و جهان شمول بود که توانست تمامی اقوام و ملل این حوزه را که جهان مترقی آن روزگار بود زیر مدیریت یک حکومت منظم با ارتباط تشکیلاتی مرکزی بی همتا گرد هم آورد. از جمع دانش و تجارب تک تک این اقوام، نیرویی خارق العاده حاصل شد و به کشفیاتی در تمامی زمینه های دانش بشری دست یافتند که سابقه نداشت. بیشترین سنگ نبشته ها وکتیبه‌های باستانی مربوط به نجوم و گاه‌شماری در میان‌رودان (بین النهرین) کشف شده است. بنابراین ایرانیان از نخستین اقوامی هستند که اجدادشان با گاه شماری آشنا شده است.گاه‌شمار ایرانی سال ۳۶۰ روز داشت (۱۲ ماه ۳۰ روزه) و هر شش سال یک بار، برای هماهنگی فصل‌ها، سال ۱۳ ماهه می‌شد.
«گاه شماری در ایران محققان را با دشواری فراوان رو به رو کرده است زیرا محققان ایرانی بر خلاف مورخان اروپایی و امریکایی که تنها با یک نوع تقویم و یک مبدا سر و کار دارند در طول تاریخ تقویم های مختلفی را که پایه و اساس آن ها سال های شمسی و قمری بوده به کار برده اند.»/ کلیات گاه شماری در جهان، عزیزالله بیات، ص هفت مقدمه.
انواع گاه‌شمار رسمی و محلی از روزگاران پیشین در ایران کهن و دیگر نقاط خاورمیانه معمول بوده‌است که از میان آن ها سه گاه‌شمار زیر دارای اهمیت بیشتری بوده‌است: فرس قدیم (هخامنشی)، اوستایی قدیم، مجوس و مغان.
تقویم رایج هخامنشیان به نام فرس قدیم یا فرس هخامنشی معروف بود کتیبه‌های داریوش بزرگ در کوه بیستون در کرمانشاهان و سایر فرمان های شاهان هخامنشی ما را از تقویم رسمی امپراتوری سترگ ایران زمین و چگونگی اصول زمان سنجی در آن روزگاران آگاه می‌سازد. ایرانیان قدیم سال را به چهار فصل دوازده ماه و هر ماه به ۳۰ روز تقسیم می‌کردند در تقویم فرس قدیم آغاز سال با آغاز پاییز مقارن بود
داریوش بزرگ دو نفر از منجمان نامدار کلدانی را جهت اصلاح این تقویم به ایران دعوت کرد و آنان یک سال شمسی را برابر با ۳۶۵ روز و ۶ ساعت و ۱۵ دقیقه و ۴۱ ثانیه معین نمود و تا زمانی که تقویم اوستایی در ایران رواج یافت تقویم رسمی کشور بود
بعد از پادشاهی داریوش بزرگ تقویم مزدیسنا در ایران رایج شد و ماههای زرتشتی جانشین ماه های فرس هخامنشی گردید. این تقویم در تاریخ ایران به تقویم دینی مزدیسنا یعنی تقویم زرتشتی و یا تقویم اوستایی که بعدها تقویم یزدگردی شد مشهور است. این تقویم مذهبی بر اساس فرایض دینی زرتشتیان بنا شد. در اوستا شبانه روز به پنج وقت یا گاه تقیسم شده بود.
اسامی دوازده ماه این تقویم همان اسامی ایزدان معروف دین بهی زرتشتی است و در تقویم امروزی ایران نیز با کمی تغییر محفوظ مانده‌است. این ماه‌ها عبارت اند از:
فروردین: فره وشی یا فروهر
اردیبهشت: اش وهشت
خرداد: خورداد, هوروتات
تیر: تشتری
مرداد: امرداد, امرتات
شهریور: خشتر وئیریه
مهر: میتر
آبان: آبها, آناهیتا
آذر: آتر, آتش
دی: دئو, دئنا (خالق اوهرمزد)
بهمن: وهمن, وهومنه
اسفند: سفندارمذ, اسپنت ارمئتی
ایرانیان در این تقویم روزی که با نام ماه برابر می‌شد جشن می‌گرفتند. زرتشتیان هنوز چنین می کنند. با سقوط هخامنشیان و تسلط یونانیان بر ایران و تاسیس دولت سلوکیان تقویم یونانی در ایران رایج شد و تقویم مزدیسنا از رسمیت افتاد گو این که مردم عامه آن را به کار می بستند تا اینکه پادشاهان ساسانی بازهم با تجدید حیات تقویم مزدیسنا آن را رسمیت دادند امپراتوری سترگ ساسانیان از دین زرتشت حمایت کرد و اصلاحات اساسی در آن پرداختند. به دنبال این روند تقویم مزدیسنا در دوره ساسانی با حفظ خصوصیات دینی, تقویم رسمی و سیاسی کشور ایران شد
بعد از انقراض سلسله ساسانی ایرانیانی که دین خود را حفظ کرده بودند تقویم یزدگردی را به کار بردند سال 632 ميلادي به عنوان مبدا جديد برگزيده شد و اين آخرين تقويم به تقويم يزدگردي شهرت يافت.
با ورود اعراب به ایران تقویم هجری قمری اعمال شد. برای سال‌ها تقویم رسمی کشور، تقویم عربی-اسلامی بود که ماه‌های عربی داشت و مبدا آن هجرت پیامبر اکرم اسلام از مکه به مدینه بود.
حدود ۴۰۰ سال بعد در حکومت جلال الدین ملکشاه سلجوقی با فرمان خواجه نظام الملک طوسی، عمر خیام و عده‌ای از ریاضی دانان ایرانی گاه‌شماری جلالی را در ۳ رمضان ۴۷۱ هجری قمری با رصد در شهرهای اصفهان (پایتخت سلجوقیان)، ری و نیشابور تدوین کردند. گاه‌شماری جلالی، دقیق‌ترین تقویم هماهنگ با سال اعتدالی و مبنای گاه شماری ایرانی است که در راستای اصلاح و محاسبه دقیق گاهشماری ایرانی و درپی گاه‌شماری یزدگردی به وجود آمد.
 مبدأ گاهشماری جلالی سال جلوس ملکشاه بر تخت سلطنت و سرآغاز آن جمعه، اول فروردین سال نخستین جلالی (۴۵۸ هجری خورشیدی)، برابر نهم رمضان سال ۴۷۱ هجری قمری قراردادی (دهم رمضان سال ۴۷۱ هجری قمری هلالی) و مطابق با ۱۵ مارس ۱۰۷8 میلادی جولیانی (۲۱ مارس ۱۰۷۹ میلادی گرگوری) بود که تفاضل آن با تقویم هجری خورشیدی ۴۵۷ سال می‌باشد. در این گاهشماری روز اول سال طوری تنظیم شده‌است که با برابری بهاری همگام شود
در این تقویم سال ۱۲ ماه دارد که از هجرت پیامبر از مکه به مدینه در سال ۶۲۲ بعد از میلاد شروع شده‌ است. در۶ ماه اول سال همه ماه ها ۳۱  روز و در ۶ ماه دوم در یک سال کبیسه همه ۳۰ روز دارند. در سال های معمولی(غیر کبیسه) آخرین ماه  ۲۹ روزاست.
گاه شماری جلالی تا پیش از مشروطه در ایران رسمیت نداشت اما بعد از گذشت حدودا ۹۰۰ سال با تصویب مجلس شورای ملی در ۱۱ فروردین ۱۳۰۴ (1343ق.) گاه‌شماری هجری خورشیدی تغییراتی کرد. به عنوان تقویم رسمی کشور اعلام شد. در افغانستان نیز عمل می شود.
تقویم شاهنشاهی در اواخر سلطنت محمدرضاشاه پهلوی (1354ش.) با تصویب دو مجلس سنا و شورای ملی تقویم شاهنشاهی معمول شد. مبداء تاریخی آن نوروز سال تشکیل حکومت شاهنشاهی هخامنشی توسط کوروش کبیر (559 پ. م.)  در ایران است. طبق این تقویم سال ۱۳۵۰هجری شمسی که بر اساس رای مجلس شورای ملی و مجلس سنای کشور پادشاهی ایران این تقویم، تقویم رسمی ایران ‌شد، که برابر با سال ۲۵۳۰ پادشاهی بود.
پس از انقلاب اسلامی در ایران تقویم مبدا تقویم به هجرت پیغمبر اسلام بازگشت و این تقویم به نام تقویم جلالی شناخته ‌شد و پایه و اساس تقویم کنونی ایران محسوب می‌شود.
با این مقدمه از گاه شماری اینک به بازخوانی پیشینه سالنامه ایران می پردازیم:
نخستين سالنامه در ايران در سال 1290 ق. به دستور مشيرالدوله حاج ميرزا حسين قزويني ملقب به سپهسالار صدراعظم وقت و به مديريت محمدحسن صنيع الدوله انتشار یافت.
مشخصات نخستين شماره اين سالنامه از اين قرار است:
سالنامه ايران 1290، محل انتشار: تهران؛ تعداد صفحات: (198 صفحه) شمار متعدد دارد. خط: نسخ؛ چاپ: سنگي؛ قطع 20 در 11؛ قيمت تکشماره: 5 هزار دينار؛ تصاوير: صفحه 38 تصوير ناصرالدين شاه و صفحه 56 تصوير ميرزاحسين خان مشيرالدوله صدراعظم وقت ايران؛ تاريخ شماره نخست: محرم الحرام 1290 ق. مطابق با 1873 م. (1252 خورشيدي
فهرست مطالب نخستين شماره سالنامه ايران به اين شرح است:
قويم سال، تطبيق سنوات مسيحي با سنه هجري، تواريخ مهم جهان سال به سال، اختراعات مهم سال به سال، اسامي سلاطين قاجار، اداره سلطنت عظمي، اداره خاصه صدارت عظمي، اداره وزارت داخله، وزارت خارجه، وزارت عسکريه، اسامي صاحب منصبان اهل نظام و خارج نظام، اداره وزارت ماليه، اداره وزارت عدليه اعظم، اداره وزارت علوم، اداره دفتر محاسبات، وزارت تجارت و زراعت، وزارت فوايد، وزارت دربار، دارالطباعه و دارالترجمه خاصه همايوني، اسامي اعيان و اشراف و طبقات نوکر و رجال دولت، جمعيت ايران، جمعيت شهرهاي معتبر، اسامي علما و اعيان و اداره حکومتي ولايات ممالک محروسه ايران، اروپا، آسيا، افريقا، ينگي دنياي شمالي، ينگي دنياي مرکزي، ينگي دنياي جنوبي، مسکوکات طلاي ملل مختلفه، مسکوکات نقره، اسکناسي که به عوض وجه نقد رايج است، فهرست سالنامه، فهرست غلطهاي کتابچه سالنامه، فقراتي که از مواقع خود ترک شده است.
محمدحسن خان صنيع الدوله پس از مندرجات مذکور مي نويسد:
خدمت آقايان عظام، مطالعه کنندگان سالنامه ايران عرض مي شود چون تاکنون در اين دولت قوي شوکت ترقيم و ترسيم سالنامه معمول و متداول نبود و در سنه ماضيه زماني که حسب الامر همايون انجام اين خدمت به چاکر خانه زاد صنيع الدوله محمدحسن مرجوع و محول شد زياده اوقات به آخر سال نمانده بود و جمع فقرات و تلفيق مطالب و ترتيب اسامي اعيان و رجال دولت عليه و اجزا و اتباع امر را بر ذمت جان نثاري واجب شمرده به هر طريق بود تا اول سال خجسته فال به پايان رساندم. در تقديم تأخير اسامي بعضي اهمال و تقصيري رفته يا اسم بعضي مطلقاً سمت تحرير نيافته يا چيزي برخلاف واقع تسطير يافته، اميد است به ديده عيبجويي نظر نکرده و طريق عفو و اغماض پيش گيرند که انشاءالله تعالي در سنه آتيه در تصحيح و تنقيح و تکميل سالنامه مبارکه صرف وقت و بذل جهد خواهد شد. تخاي قوئيل سنه 1290.

یحیی آرین پور در این باره می نویسد:
در سال 1291 ق. اعتمادالسلطنه از طرف شاه به ترتیب و ترکیب نخستین سالنامه فارسی مامور گردید و به گفته خود «آلماناکی بس نغز و نیک تلفیق داده مطبوع و منتشر ساخت مشتمل بر هیئت دربار دولت علیه ایران و سایر ملحقات و منضمات آن و رئوس عناوین سایر دول دنیا به علاوه فواید عظیم دیگر ... و توفیق( وفق دادن) سال ایجاد آلماناک مزبور با سال بعضی از تواریخ مشهور عالم ... و ضبط تواریخ وقایع عظیمه عالم ... و تعداد نفوس رعایای هر دولت و تشخیص محصول نباتی و معدنی و حیوانی و موازنه دخل و خرج و تعیین قرض جدید و استعداد لشکر بری و بحری هر مملکت از قسمتهای سیاره ارض.» پس از پایان آن هم چنین رسم شد که در پایان هر کتابی از کتب اعتمادالسلطنه اوراقی به نام سالنامه چاپ می شد و در آن اوراق از سازمان کشوری، مراتب و مناصب، عزل و نصب، نام فرماندهان و سرداران و شاهزادگان و غیره سخن می رفت و کتاب المآثروالآثار اعتمادالسلطنه که در سال 7و1306 ق. به طبع رسیده، در واقع خلاصه ای است از قسمتی از آن سالنامه ها./ از صبا تا نیما، ص 246.
کتاب های نجومی که به طور سالیانه در باره ساعات طلوع و غروب خورشید، ماه، سیارات وپدیده های خاص ستاره شناسی مانند گرفتگی خورشید و اختفای سیاره و ستاره ای منتشر می شد آلماناک (Almanac ) ستاره ای( ستاره شناسی) نام دارد

محمدحسن صنیع‌الدوله که بعدها اعتمادالسلطنه لقب گرفت. وزیر انطباعات و ابنیه ناصرالدین شاه بود (رئیس دارالطباعه و دارالترجمه دولتی و مترجم حضور پادشاه و مدیر روزنامه‌های دولتی بوده است) وی هر سال یک جلد کتاب جغرافیا و سالنامه‌های هر سال را در ذیل کتاب همان سال منتشر کرده است.
نسخه ای از نخستين سالنامه ايران در مركز اسناد آستان قدس رضوي نگهداري مي‌شود
اعتمادالسلطنه ضمن بيان چگونگي انتشار سالنامه، نويد نشر مستمر آن را اعلام کرد. سالنامه ايران در سال 1291 به نام سالنامه دولت عليه ايران تغيير نام داد و در 226 صفحه با همان خصوصيات در تهران به طبع رسيد و 22 شماره از آن چاپ شد
سالنامه دیگری را احصائیه گمرکی ایران منتشر کرد.
در سال1320 ق. زمان مظفرالدین شاه اداره پست سالنامه ای چاپ و منتشر کرد.
سالنامه ای با نام سالنامه در باب معارف و تعلیمات عمومی سنه ۱۳۲۸-۱۳۲۹ منتشر شده است
 در سال 1296خورشیدی موسسه اقبال سالنامه ای در چاپخانه میرزا علی اصغر چاپ و منتشر کرد. چاپخانه‌ استاد میرزا علی اصغرتاریخ تأسیس 1324 ق.محل‌ چاپخانه،نزدیک باغ مروی بود. اقبال از سال 1300 به بعد آن را در چاپ خانه حاج علمی چاپ کرد.

سالنامه وزارت معارف و صنایع مستظرفه سال ۱۲۹۷ شمسی در ۸۰ صفحه در قطع رحلی با چاپ سربی توسط سه وزراتخانه معارف،اوقاف و صنایع مستظرفه به مدیریت علی اصغر حکمت در تهران تدوین و منتشر شد
محمد علی امیر جاهد در نوروز 1304 یک تقویم کوچک به عنوان سالنمای1304 انتشار داد و این مقدمه‌ای شد برای بنیاد گذاری سالنامه پارس که در 24 بهمن این سال نخستین شماره‌اش با عنوان سالنامه پارس 1305  در تهران و شیراز منتشر شد.
سالنامه دُنیا، سالنامه‌ای سیاسی و اجتماعی بود که ناشر روزنامه دنیا نخستین بار در فروردین ۱۳۲۴ خورشیدی منتشر ‌کرد. صاحب امتیاز و مدیر مسئول آن عبدالکریم طباطبایی بود.
 جمعی از افرادی که در امر استخراج و انتشار تقویم دستی داشته اند : نجم الممالک، نجم الدوله، مصباح(نوه نجم الدوله)، ذوالفنون، سید جلال تهرانی، نوبخت شیرازی.
در حال حاضر بیش از ۹۰ عنوان سالنامه های تخصصی در موضوعات اقتصاد، سیاست، زنان و امور نظامی و همچنین ۴۹ عنوان سالنامه های عمومی و قدیمی در مرکز اسناد این سازمان نگهداری می شود

منبع :
کلیات گاه شماری در جهان، عزیزالله بیات، دانشگاه بهشتی، 1381.
قانون مسعودی،  ج ۱.
از صبا تا نیما، یحیی آرین پور، زوار، 1350.
نوروزنامه، رساله منسوب به خیام نیشابوری
گاه‌شماری جلالی، پایگاه اطلاع رسانی مرکز تقویم مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، اسفند ۱۳۹۰.
چکیده‌ای درباره گاهشماری جلالی، رضامرادی غیاث آبادی، تارنمای پژوهش‌های ایرانی، فروردین ۱۳۹۱.
«۵۲۶ سال با تقویم جلالی». وبگاه خبرگزاری میراث فرهنگی، فروردین ۱۳۹۱.
دقیق‌ترین تقویم جهان، هدیه خیام به ایرانیان
 روزنامه اعتماد ملي، ش 675 .
دقیق‌ترین گاهشمار جهان، امير حسن‌زاده، كارشناس موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران.
زمانی که «خیام» تنظیم تقویم خورشیدی را تکمیل کرد
گاه‌شماری ایرانی، موسی اکرمی، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ۱۳۸۰.
سالنامه‌نگاري در ايران، سيدفريد قاسمي، شركت سهامي كتاب‌هاي جيبي.
تقویمهای قدیمی، ازجمله استخراج شادروانان میرزا ابولقاسم نجم الممالک، حاج اسماعیل مصباح، تقویم صدساله و ده ساله ادارۀ کل آمار و ثبت احوال ایران و تقویمهای مختلف دیگر

داوود موشه لازار کیست؟

داوود موشه لازار کیست؟

                                                  سالها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب
                                                  لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن
                                                   عمرها باید که تا یک کودکی از روی طبع
                                                   عالمی گردد نکو یا شاعری شیرین سخن
                                                                                           سنایی
پدیده های اجتماعی و اختراعات بشر خلق الساعه و ناگهانی پیدا نمی شوند بلکه نطفه آنها را حوادث پر پیچ و خم تاریخی می بندد و مادر گیتی در بستر زمان آرام و پیوسته می پروراند. رادیو ایران که امروز با ایستگاه های پر شمارش همه جا دسترس است. تاریخی دارد، شگفت و دریایی است از قطره قطره تلاشهای آدمهایی که رفته اند.
داود موشه لازار نخستین نامی است که در این تاریخچه می خوانیم. از این آقا خبر زیادی در اسناد تاریخی نشر نیافته فقط می دانیم این داود خان یهودی به شرح سندی که در سازمان اسناد کتابخانه ملی موجود است؛ در 17 شهريور  1308 خورشیدی طی نامه ای تأسيس راديو در ايران را از دولت پر و جنب و جوش تازه کار پهلوی درخواست می کند اما تقاضایش رد می شود:
« ... وزارت فلاحت و تجارت و فوايد عامه در گزارشي خطاب به كابينة رياست وزراء به درخواست داود موشه لازار براي تأسيس راديو و سينماي ناطق در ايران اشاره كرده است. همچنين جواب وزارتخانه در جواب فرد نامبرده اعلام كرده كه ورود دستگاه تلگراف و تلفن بي سيم گيرنده و يا مخابره كننده مطالب و آلات و اسباب آن جز براي ادارة تلگراف بي سيم دولت ايران به طور كلي ممنوع است و فقط ورود دستگاههاي راديو كنسر مجاز شمرده شده است.
شماره سند : 103 – 119003 تاريخ سند : 17/6/ 1308 ش.
 طبق مقرارت ايران ... ورود دستگاه تلگراف و تلفن بي‌سيم گيرنده و يا مخابره كننده مطالب و آلات و اسباب آن را جز براي اداره تلگراف بي‌سيم دولت وقت به طور كلي ممنوع كرده بود. بر اساس اين پاسخ تنها «وارد كردن و استفاده از دستگاههاي راديو كنير» كه فقط براي شنيدن نغمات به كار مي‌رود و همچنين تأسيس سينماي ناطق در ايران با رعايت مقررات مربوط مانعي نداشت.»
بعدها رضا شاه فرمان تاسیس رادیو را صادر کرد و در4 اردیبهشت 1319 محمد رضا پهلوی ولیعهد با حضور احمد متین دفتری نخست وزیر رادیو تهران را درساختمان بيسيم قصر موسوم به كلاه فرنگي در ضلع شرقی جاده خاکی شمیران و در جنوب سید خندان افتتاح نمود.
  بدین ترتیب رادیو با جمله معروف «اينجا تهران است صداي ايران» زندگی اش را آغازید. در روز فقط 2ساعت برنامه داشت. برنامه ها به صورت زنده اجرا و پخش مي شد. در بخشهای مختلف تهران بلندگوها و گیرنده‌هایی قرار گرفت و تهرانیان از شنیدن برنامه های رادیو بسیار شگفت زده شدند. رادیو از ابتدا به زبانهاي فارسي، عربي، انگليسي، فرانسوي و روسي برنامه داشت.
سياست‌گذاري رادیو را شورایی متشکل از؛ذكاءالملك فروغي، محمد قزويني، دكتر غني، دكتر علی اکبر سياسي، دكتر محمود افشار، قاسم غنی، دكتر رضازاده شفق و كلنل علي نقي وزيري زیر نظر داشت.
رادیوابتدا جزئي از وزارت فرهنگ بود و در 1330 به سازمان اداره كل انتشارات و راديو تغيير نام يافت و بعد با نام «سازمان راديو و تلويزيون ملي ايران» تابع وزارت اطلاعات گرديد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي به سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران تغییر نام داد.
نخستین نامها در رادیو:
مديران: دكتر عيسي صديق، دكتر قديمي، ذكاءالملك غفاري، طباطبايي، دكتر شادمان، مطيع الدوله حجازي، زين العابدين رهنما، دكتر حسن صفوي، ابراهيم سپهري، باخدا، دكتر مصباح زاده، اديب السلطنه سميعي، عبدالله الفت، دكتر بياني، دكتر هومن، معدل شيرازي، بهرام شاهرخ، شيرواني، كمال زاده، طاير، دكتر نخعي، ابوالقاسم پاينده، سرهنگ مهتدي، شريفي، صفايي، بشير فرهمند، بزرگمهر، دكتر رهنما، دكتر عدل، ذوالفقاري، آموزگار، آزمون، نصرت الله معينيان، جهانگير تفضلي، محمود رجا، بهرام بوشهري، اسماعيل پوروالي و مهندس عاطفي.
گويندگان : رضا سجادي، ابوالقاسم طاهري، تقي روحاني، موثقي و خانم ها قدسي رهبري، دكتر طوسي حائري، كوكب پرنيان و مولود عاطفي نام برد.
 تهيه كنندگان :پاشا سميعي، فريبرز اميرابراهيمي، كريمان و مهندس هوشنگ بروشكي نام برد.
نوازندگان و موسيقيدانان: مشير همايون شهردار، طاطايي، عبدالحسين شهنازي، حبيب الله سماعي، ابوالحسن صبا، كلنل وزيري، روح الله خالقي، ابراهيم منصوري، مهدي خالدي، مرتضي ني داوود، موسي معروفي، مرتضي محجوبي، جواد معروفي، حسين تهراني و حسين طاهرزاده.
خوانندگان: تاج اصفهاني، اديب خوانساري، جواد بديع زاده، قمرالملوك وزيري، روح انگيز، روح بخش و غلامحسين بنان.
   


محمد بیگلری پور درگذشت

محمد بیگلری‌پور در گذشت: بنا بر اعلام روابط عمومی سازمان صداوسیما، دکتر محمد بیگلری‌پور رهبر ارکستر سمفونیک صدا و سیما و6سازنده اولین سرود جمهوری اسلامی ایران شب گذشته بر اثر عارضه ریوی در بیمارستان ایران‌مهر ندای حق را لبیک گفت.
مرحوم بیگلری‌پور از پرتلاش‌ترین آهنگسازان کشور بود که 1240 قطعه موسیقی ساخته است. اولین سرود جمهوری اسلامی را ایشان ساخت و سمفونی‌های انقلاب، ایران و سمفونی حضرت محمد (ص) از آثار ایشان به شمار می‌‌آید. ایشان مدرس و تحصیلکرده دانشگاه تهران بود و سالهاست رهبری ارکسترسمفونیک صدا و سیما را برعهده داشت.
روز شنبه از مقابل مسجد بلال صدا وسیما مراسم تشییع را برگزار می‌کنیم و پیکر ایشان در قطعه هنرمندان بهشت زهرا تدفین خواهد شد. صداوسیما درگذشت ایشان را به خانواده محترم‌شان، جامعه هنر و همه همکاران در رسانه ملی تسلیت عرض می کنیم و برای ایشان علو درجات را خواستاریم./خبرگزاری فارس

مقبره پژوهشگران تهران

مقبره پژوهشگران تهران
 رسول جعفريان از ممانعت از به خاک‌سپاري چهره‌هايي در قطعه هنرمندان و نام‌آوران انتقاد و ابراز تأسف کرد.
حجت‌الاسلام رسول جعفريان در سخناني عنوان کرد: يک مسأله مهم، حمايت عاطفي از پژوهشگران و محققان است. طبيعي است آن‌ها به خاطر سال‌ها تحقيق و پژوهش نگاهي خلاف‌آمد عادت داشته باشند و از اين جهت نبايد مورد بازخواست قرار گيرند.
او در ادامه اظهار کرد: من شرمنده‌ام که مي‌بينم بسياري از پژوهشگران گاه محتاج نان شب هستند و جاي تأسف دارد که اخيرا از به خاک‌سپاري سه پژوهشگر در قطعه هنرمندان و نام‌آوران (بهشت زهرا (س)) ممانعت به عمل آمد. گاه ممکن است يک پژوهشگر با نگاه ما همسويي نداشته باشد؛ اما اين دليل نمي‌شود براي او محدوديت قائل شويم. به گزارش ايسنا، اين اواخر چهره‌هايي همچون احسان نراقي، جاهد جهانشاهي و مرتضي ثاقب‌فر امکان خاک‌سپاري در قطعه نام‌آوران و هنرمندان بهشت زهرا (س) را پيدا نکردند.
رسول جعفريان که عصر ديروز در مراسم توديعش از رياست کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس سخن مي‌گفت، همچنين از دولتي شدن فعاليت‌هاي پژوهشي انتقاد کرد و متذکر شد: فعاليت‌هاي پژوهشي دارد رنگ دولتي مي‌گيرد و اگر تفکر به جايي وابستگي پيدا کند و محدوديت‌هايي پيش بيايد و پژوهش‌ها تحت کنترل باشند، نمي‌توانند آن‌طور که بايد، راهگشا باشند. ضرورت دارد دولت از مؤسسه‌هاي پژوهشي حمايت مالي کند؛ اما در عين حال آن‌ها فعاليت مستقل خود را داشته باشند و استقلال‌شان حفظ شود تا مسائل فکري که نياز آينده ماست، توليد و ارائه شود.
او در مراسم توديعش از ارائه گزارش درباره فعاليت‌هاي انجام‌شده در کتابخانه مجلس پرهيز کرد و با انتقاد از کم‌توجهي و نبود حمايت لازم از پژوهش و پژوهشگران، گفت: لازم است از پژوهش و پژوهشگران در حوزه‌هاي مختلف حمايت شود. نخستين و مهم‌ترين حمايت، حمايت معنوي از پژوهشگران است و لازم است کتابخانه‌هاي مهم اسناد و کتاب‌هاي مورد نياز پژوهشگران را بدون دغدغه در اختيار آن‌ها بگذارند. ضمن اين‌که پژوهشگران به لحاظ معيشت در مضيقه هستند و به معنايي شغل ثابتي ندارند و ضرورت دارد از آن‌ها حمايت مالي صورت گيرد. گاهي پيش مي‌آيد پژوهشگران هزينه کپي کردن اوراق يا اسکن کردن کتابي را ندارد.
جعفريان همچنين در بخش پاياني سخنانش با انتقاد از تلف شدن استعدادهاي بسيار در دانشگاه‌ها و مراکز علمي تأکيد کرد: ضرورت دارد منابع کتابخانه‌ا‌ي و تحقيقي به راحتي در اختيار دانشجويان قرار گيرد. ما متأسفانه در حوزه فعاليت کتابخانه‌اي 200 سال عقب هستيم. ما تا حدي تلاش کرديم که درهاي کتابخانه را باز کنيم تا پاي دانشجويان به کتابخانه باز شود.
اين نويسنده و پژوهشگر افزود: علي‌رغم حرف‌هاي کلي که گفته مي‌شود، ما چندان به نخبگان جامعه توجه نمي‌کنيم، در حالي‌که درصد نخبگي دانشجويان ايراني از بسياري کشورهاي ديگر دنيا بالاتر است. خوشبختانه در اين دوران رياست مجلس شوراي اسلامي توجه ويژه‌اي به کتابخانه داشتند و اميدوارم در آينده هم همين‌طور باشد. در اين مراسم که با حضور علي لاريجاني - رييس مجلس شوراي اسلامي - همراه بود، محمد رجبي به عنوان رييس جديد کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس معرفي شد./ روزنامه مردم سالاری ،نسخه ش3105  1391/10/19 -


<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>

نتایج 28 - 36 از 367

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده
ارتباط با مولف

جستجو
حاضرین در سایت
23 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز55
دیروز196
تا کنون2196329
آمار سایت


تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.