شنبه 2 شهريور 1398

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow بلاگ

سقوط قاجاریه را کلاغ ها با حمله به پرچم دولتی خبر دادند-

سقوط قاجاریه را کلاغ ها با حمله به پرچم دولتی خبر دادند

امیری را که بر قصرش هزاران پاسبان بودند
تو اکنون بر سر گورش کلاغی پاسبان بینی

در سال های پایانی عصر قجر ، ایران دچار مشکلات فراوانی بود، و تهران شاهد حوداث گوناگونی که انقلاب مشروطیت ، مهمترین آن ها به شمار می رفت. در این ایام اوضاع ایران بسیار بد بود . بر اثر بی لیاقتی پادشاهان قاجاریه، دولت آهی در بساط نداشت و بار اقتصادی و مالیات بر دوش ملت تهیدست سنگینی می کرد .ایجاد نا امنی توسط قلد ران و قداره بندان در شهرها و چپاول راهزنان در راه ها و ستم کاری حکام ولایات و اربابان در روستا ها و فقر و تنگدستی عمومی آسایش و راحتی ایرانیان را سلب کرده بود.

دخالت بیگانگان به خصوص دولت های  روس و انگلیس در کار دولت و ملت ، تحمل ناپذیر شده بود، در این  رهگذر دولت عثمانی و دیگر دولت نیز دستی برآتش داشتند.این وضع اسف بار، موجب بروز مشکلات فراوانی برای دولت مرکزی شده بود. به طوریکه،کابینه های نخست وزیران یکی پس از دیگری زیر بار مشکلات عدیده در فضای مسموم سیاسی کشور تاب نیاورده ، سقوط می کردند . در هر گوشه و کناری از ایران عده ای از مردم بدور فردی صالح و یا نا صالح گرد آمده و با مرکز به ستیز بر خواسته بودند، تا سوای منویات خیر یا شر اندیشی پنهان سردمداران ،فغان خود را از زندگی سخت و تحمل ناپذیر، سر دهند در حقیقت هر یک از این گروه ها ،  داد مردم سامان خود را می خواستند..

غرض از این گریز کوتاه و مؤجزوار به تاریخ ایران به روزگار محمد علی شاه قاجار،  بازگویی اوضاع و احوال نابسامان مردم آن عهد است که بر اثر بی ثباتی سیاسی کشور و نا امنی و از همه مهمتر فقر و تهیدستی بازار شیادی افراد شیطان صفت و سودا گرانی نظیر فالگیر ، دعانویس ، رمال و ... گرم شده بود. بدیهی است در این فضای اجتماعی خرافه پرستی و وجود و موهومات و دخالت آن در زندگی روز مره مردم فراوان به چشم می خورد.

از حوادث نادری که در آن ایام پیش آمد و مردم تهران آن را به فال بد گرفتند و برای سلسله قاجار بد شگون و ناخجسته پنداشتند ، حمله کلاغ ها به پرچم دولتی ، در روز پنجشنبه هفتم ذیقعده 1326 قمری بود. از قضا طولی هم نکشید که طومار این سلسله بی هنر پیچیده شدو به تاریخ سرد وگرم چشیده این مرزو بوم پیوست .

ماجرای کلاغ ها،  از این قرار بود که روزی از روز ها تعداد زیادی از کلاغ های پایتخت انگار به نمایندگی از مردم سراسر ایران به دو پرچم دولتی که بر فراز عمارت بلند شمس العماره به اهتزاز در آمده بود ، حمله کردند و آن ها را پاره پاره نمودند.  گویی در تظلم و داد خواهی مردم گیلان و آذربایجان، خراسان،  اصفهان ، خوزستان ، کرمان ، کردستان ، مازندران و . . .  حرف دل ایشان « زیر بار ستم نمی کنیم زندگی » را با قار قار خشمگنانه خود بر فراز کاخ شاهی ، سر دادند .  تصور این که حادثه ای غریب و دور از اراده بشر، چنین با مسایل روز تهران جفت و جور می گردد ، چه تأثیری در حال و هوای تهرانی ها در آن فضای اجتماعی می گذارد ، خیلی دور از ذهن و گمان نیست . گفتگو پیرامون این داستان مدت ها نقل مجلس مردم بود، و تنور  گپ  و گفت ایشان  داغ . این حادثه نقل سوره شریفه فیل در قرآن کریم و ماجرای حمله لشگر پروردگار شد. حمله کلاغ ها طوری در روح و روان مردم اثر گذاشت که نقل این قضیه، پا از عرصه و دایره سخن های سینه به سینه عوام به حیطه اوراق و نوشته های خواص نهاد، بدان گونه خواهد آمد:

در روزنامه انجمن تبریز اشعاری طنز گونه در این باره چاپ شد:


زاغ ها و بیدق و استبداد:

«الم ترکیف فعل ربک به بیدق القاجار فمز قهّ الغربان بالمنقار

گویمت یک حکایت شیوا                        کن روایت به دوستان از ما
بود بالای قصر پادشهی                            شیر و خورشید بیدقی بر پا

علم اول نشانه شاهی ست                          کاحترامش کنند در هر جا

سیصد و  بیست و شش ز بعد هزار               رفته از هجرت رسول خدا

در ششم روز از مه ذیقعده                           تیره و تار گشت روی سما

بیشمار از گروه زاغ و زغن                         وز کلاغان زشت بد سیما

چون ابابیل در  حکایت فیل                           لشگر حق فرود شد زسما

جمع گشتند و حمله افکندند                            گوش ها گشت کر ز قاقا قا

چند تیر تفنگ خالی شد                                ننمودند هیچ از آن پروا

همه با چنگ و پر و منقار                              بگرفتند پرده را یکجا

بدریدند و پاره بنمودند                                 ماند چوب علم برهنه بپا

عبرتی گیر ای شه غافل                                نکته نغز هست در اینجا

خواه از این پند گیر و خواه نگیر                       اندکی مانده تا شوی رسوا

قهرمان میرزا سالور (عین السلطنه)نیز در خاطرات خویش از حادثه مزبور چنین یاد کرده است، که جغدی در باغ گلستان مورد حمله کلاغ ها واقع شد، و از دست کلاغ ها به عمارت شمس العماره پناه آورد. کلاغ ها جغد را دنبال کردند. تعداد ی از آن ها بر پرده های بیرق نشستند و چون باد می وزید چنگال خود را در آن فرو کردند و بدین ترتیب بیرق پاره پاره شد.
ناظم الاسلام کرمانی، هم در«تاریخ بیداری ایرانیان» این واقعه را چنین نوشته است :

«... این فال بدی خواهد بود، که جماعت کلاغ ها بیرق ، دولتی را پاره کنند ، ولی چون بیرق قرمز می باشد ،کلاغ ها به خیالشان ، گوشت است ، به این جهت پارچه بیرق را به خیال گوشت پاره کرده اند ...»

چاه برفی و برف های سنگین تهران قدیم

چاه برفی و برف های سنگین تهران قدیم

بگفتند کاین برف و باد دمان
زما بود کآمد شما را زیان

فردوسی

 

این مطلب را به مناسبت سرمای شدیدی که این روز ها وارد کشورمان شده به برف و حواشی آن اختصاص دادیم . از این رو ی موارد پایین راهر یک شرحی کوتاه و در خور این مجال می آوریم  :

1- ناصرالدین شاه و برف .

2- چاه برفی .

3- مقدار بارش برف و دمای هوا در تهران قدیم  .


4- وضع کوچه ، خیابان در تهران قدیم و راه های اطراف در برف .

 

5- تخریب ساختمان ها در برف.

 6- بارش های نادر .

7- تلفات در برف .

8- بازی با برف  .

9-  پارو .

10- پارو کردن
برف بام ها  و بام غلتان زدن در باران .
11- ضرب المثل ها .

12- تعداد بلور های برف .


1-ناصرالدین شاه و برف :

اگر بخواهیم از رفتار انسانی و رعایت حقوق دیگری و بندگی به درگاه پروردگار و صفاتی از این دست، در باره ناصرالدین شاه سخن بگوییم ، جای تعجب دارد ، والا سخن از بد خویی و کژ رفتاری پادشاهی که در دوران او تلخ کامی های مردم از استبداد به اوج خود رسید و سرمای خفقان تا استخوان ایرانیان نفوذ  کرد ، عجیب نخواهد بود.

شکار خود از اعمال بسیار نابخشودنی (عده ای از آحاد) بشر است  ، که با تدبیر و درایت بشری و ابزار پیچیده و امکانات فوق العاده برای از بین بردن جانداری که نزد پروردگار و کاینات با  ا و برابر است ، مهیای جنگ می شود . حال اگر این جنگ  نا برابر در زمستان و در برف هنگامی که او از بی غذایی و سرما از پای در آمده باشد، چه میزان ناجوانمردانه تر است نمی دانیم ، پاره ای طبیعت دوست و سبز اندیش می گویند، جنایتی تلخ است.

ناصرالدین شاه را عادت بر این  بود، که  تا پهنه تهران را برف فرا می گرفت . آماده شکار می شد. آن هم نه به تنهایی ، بلکه با عده کثیری از شکار چیان دربار و اسب و سگ شکاری و ...

 
هر بار که صحرای اطراف تهران و کوه های شمیران  پوشیده از برف می شد . شاه  و همراهان عازم شکار می شدند.برای آنها تفاوت نمی کرد،هر جانداری که گرسنه و خسته و وامانده بود، می کُشتند، حرام و یا حلال فرقی نداشت، آهو، پلنگ، خرس، خرگوش و .. .

اعتماد السلطنه بارها از روز های شکار او نوشته است :

«28 محرم چهار شکار ...» ، «13 صفر پنج قوچ، ...» ، «11 ربیع اثانی 1300 قمری کبک، ...»

این ها تعدادی از روز های شکار شاه است. به طور کلی در پنجاه سال، سلطنت ناصرالدین شاه تمام روز های برفی  را به شکار می رفته است. مگر حادثه ای پیش می آمد، و یا آنقدر برف زیاد  بود، که امکان رفتن به شکار وجود نداشت.
اعتماد السلطنه از روزیکه بر اثر بارش شدید برف شاه به شکار نرفته است، می نویسد :

روز 18 ربیع الاول 1300 قمری، برف زیاد آمده است شاه نمی تواند به شکار برود .آن روز در کاخ گلستان می ماند، و دستور می دهد، برایش از چلو کبابی بازار غذا بیاورند .

ناصرالدین شاه، سرانجام به مصداق « دیدی که چگونه گور بهرام گرفت» در روز های جشن پنجاه سالگی سلطنتش هنگامی که  بر مزار جیران زن سوگلی دوران جوانی اش داشت ،خاطره او را مرور می کرد . خود شکار میرزا رضای کرمانی شد،و از پای در آمد.

2- چاه برفی :

به روزگاری که تهران هنوز آن قدر توسعه و گسترش نیافته و پا را از حصار ناصری فراتر ننهاده بود و معابر و گذرگاه هایش همان کوچه های تنگ و پر پیچ وخم و بازارچه ها و راسته های محلات قدیمی سنگلج و بازار و چال میدان و عودلاجان بود ،  تهرانیان به خصوص صاحبان خانه های بزرگتر از راه انصاف و مصلحت اندیشی چاهی را در حیاط خانه و در کنار چاه آب می کندند، تا درزمستان برف را در آن بریزند، و از انباشتن برف در کوچه های تنگ که سبب بسته شدن آمد و شد، می گردید ، جلوگیری نمایند . نمی دانیم این رسم در شهر های دیگر هم معمول بوده یا خیر ، به هر حال تهرانی ها بدان «چاه برفی» می گفتند. البته هدف دیگری هم بر این کار مترتب بود ، آن هم آب دار کردن چاه آب خانه به وقت تابستان بود،چاهی که در کنار چاه برفی قرار داشت .

3- مقدار بارش برف و دمای هوا  در تهران :

عادتی است، میان مردم که اغلب هر چیز قدیم را بهتر و کامل تر و عظیم تر و متعلقات زمان حال را بدتر و کوچکتر می پندارند . بر همین اساس، بارها شنیده ایم، که مثلا ً در قدیم در تهران دو سه متر برف می آمد ،با توصیفاتی چنین و چنان. در صورتیکه در هیچیک از اسناد و متون قاجاری و حتی سفرنامه های اروپاییان چنین حجم بارش برف گزارش  نشده است.

سنگین ترین برفی که اعتماد السلطنه در عصر ناصری گزارش کرده است، آن هم فقط یک بار در قزوین بوده :

«جمعه 8 جمادی الثانی 1304 قمری - ... برف در اطراف یک ذرع روی زمین است ...»

این بار هم که پس از سال  اتفاق افتاده،درحقیقت ارتفاع برف روی زمین یک متر بوده ، که حاصل چندین بارش برف بوده است.
بار دیگر نیز وی از برفی سنگین یاد کرده است:

«روز دوشنبه 27 ربیع الثانی 1306 قمری ... از تهران به سلطنت آباد آمدم ... نیم ذرع برف در بیابان بود ... »

که در بررسی گزارش های دو سه هفته پیش از آن، معلوم شد، این حجم برف حاصل چندین بارش است. در حقیقت به طور کلی بارش برف در گذشته و حال خیلی تغییر نکرده است.بلکه آنچه تغییر یافته ،افزایش دمای تهران امروز متأثر از گرمای موتور خانه ها و خودروها و کارخانه ها و ... است ،که برف زود آب می شود. و الا حجم بارش تقریبا مانند گذشته است.
 
نگارنده خود روز پنجشنبه 27/10/86 که برای کوه پیمایی به ارتفاعات ایگل و باغگل اوشان رفته بود، در نقاطی دو سه متر ارتفاع برف را مشاهده کرد.در صورتیکه آن روز در تهران برفی بر زمین نبود،علت آن است، که در ارتفاعات لواسانات و اوشان و فشم ناحیه پشت کوه، چون آفتاب کم می تابد،تا بارش بعدی برف ذوب نمی شود، و روی هم  انباشته می شود.

اعتمادالسلطنه خود ، حجم یک چارک برف را بارشی سنگین قلمداد می کند  :

«پنج شنبه 22 ربیع الاول  سنه 1300 قمری ...  برف شدید بارید. بواسطه برف شاه سوار نشدند  ... یک چارک باریده است ...»

و یا باز در این ارتباط، نوشته است:

«13 ربیع الثانی ... زمستان امسال معرکه است  ...»

این بدان معناست، در گذشته هم در تهران بیست سی سانتی متر برف ،سنگین و دیر اتفاق به شمار می رفته است .
در این بررسی و مطالعه معلوم شد ، تعداد بارش برف هم در تهران قدیم، چند بار در سال بیش نبوده است. در سال 1306 قمری که زیاد برف آمده، تعداد هفت بار برف باریده است، و در باره دمای هوا هم،این یکسانی صادق و حاکم بوده  است.

دکتر فووریه پزشک ناصرالدین شاه می نویسد :

«امروز روز آخر سال 1891 میلادی است، دیشب برف باریده و امروز صبح ساعت هفت میزان الحراره در اتاق هشت درجه بالای صفر را نشان می دهد، در صورتیکه بیرون شش درجه زیر صفر است.»

4- وضع کوچه و خیابان در تهران و راه های اطراف در برف :

کوچه ها اغلب باریک بودند و چون مردم برف بام ها را در کوچه می ریختند ، حتی برخی از خانه هایی که چاه برفی هم داشتند ، بیشتر اوقات برف بام را در کوچه پارو می کردند، و اگر در سالی چندین برف می آمد ، چون کوچه ها تنگ بودند ، تقریبا ً پر از برف می شد ، به خصوص کوچه های شرقی – غربی که آفتاب رو نبودند ، و سایه بر آن ها غلبه داشت گاهی تا بام خانه ها که یک طبقه بودند، و ارتفاع حدود سه متر داشتند ، پر از برف می شد، که در این صورت مردم از روی برف و بام ها رفت و آمد می کردند .

نکته دیگری را که باید اشره کرد، اینکه سطح کوچه و خیابان خاکی بود ، بنا براین از باران و برف گل و رفت و آمد مشکل می شد.

اعتماد السلطنه از این موضوع ،حادثه ای را نقل کرده است:

« 5 صفر 12 قمری ... کوچه ها خیلی کثیف است ... باران و برف زیاد در این چند روز واقعا ً کوچه ها را خیلی ضایع کرده بود ... شاه از خیابان تلگراف خانه و مریضخانه (سپه=امام خمینی) که سنگفرش نبود عبور فرمود. گل زیادی دید ... مرا خلع کرده اند ...»

اعتمادالسلطنه در آن زمان متصدی احتسابیه (شهرداری) تهران  بود.

راه های اطراف تهران هم، با توجه به خاکی بودنشان از چنین وضعی برخوردار بودند، در برف های معمولی باز و آمد و شد بر قرار بود، لیکن گاهی که برف زیاد می بارید، عبور  درشکه و کالسکه وسیله های آن زمان غیر ممکن می شد و نا گزیر از اسب  استفاده می کردند، و یا پیاده می رفتند.
اعتماد السطنه می نویسد :

«پنجشنبه 7 جمادی الاولی 1306 قمری ... درشکه خودم  را چهار اسبه بسته بودم،که  تا جاجرود بروم، سرخه حصار که رسیدم، دیدم، غیر ممکن است، تمام کوه و دشت و آسمان و زمین یخ بسته است (پس از پنجمین بارش برف) از سرخه حصار سواره (با اسب) به جاجرود  آمدم.»

راه های آن زمان به خصوص راه کوهستانی راه مالرو و پاره ای کالسکه رو بوده اند.


5- خراب شدن  ساختمان ها در برف :

به طور متوسط، اگر بیست سانتی متر برف ببارد، هر متر مربع  از آن حدود هشتاد کیلو گرم وزن  خواهد داشت. بنابراین چنانچه دو سه بارش روی هم بماند، وزن زیاد وارد بر سقف و نفوذ آب در بنا امکان تخریب آن بناهای خشتی را پدید می آورد. اعتمادالسطنه و دیگر نویسندگان آن دوره از تخریب خانه ها بر اثر بارش برف اشاراتی دارند . امروزه نیز این تجربه را بارها دیده ایم.

«5 جمادی الاولی 1306 از برف اتاق آبدار خانه خراب شد ...»

و«18 ربیع الثانی 1307 ...» /روزنامه خاطرات.


6- بارش های نادر :

غیر معمول ترین(زود یا دیر هنگام) برفی را که اعتمادالسطنه در دوره پنجاه ساله پادشاهی ناصرالدین شاه گزارش کرده است ، مربوط به 15 مهر ماه است :

«دوشنبه 17 ربیع الثانی 1313 قمری ...  قله البرز ( توچال ) تا نزدیک پیاز چال سفید شده است ... کمتر سالی دیده بودم، که پانزدهم میزان (مهر)برف به این شدت ببارد ...»

مرحوم جعفر شهری هم در این باره روایتی دارد:

«از برف های سنگین و عجیب تهران برفی بوده که در هفتاد روز پس از نوروز سالی باریده و برایش ساخته شد :

«ز بعد هفتاد ، یه برفی افتاد ، به حق این پیر ، به قد این تیر » که مقصود تیر چوبی جلو پیر عطا ( زیارتگاهی در محله عودلاجان ) بوده ...


7- تلفات در برف :

در گذشته مردم به سرما بیشتر عادت داشتند. و در زمستان  لباس گرم  به تن می کردند، و دمای داخل خانه با بیرون خیلی تفاوت نداشت، آنها زیر کُرسی می رفتند، و فقط آن فضای کوچک را با آتش ذغال و پهن و...گرم نگه می داشتند. تلفات سرما وقتی پیش می آمد ،که از خانه بیرون می ماندند، مثلاً در سفر های زمستانی و در راه های بین شهری  این اتفاق بسیار رخ می داد، این درحالی بود،کهدر آن عصر گاهی مسافران طعمه گرگ و یا حیوانات وحشی دیگری می شدند.


8- بازی در برف :
     
درست است،که بچه های تهران قدیم در دوره قاجاریه از بچه های امروز کلان شهر  تهران ، امکانات کمتری داشتند ، اما آنان نیز در فضای باز محلات به ساختن حیوان های برفی نظیر؛ شتر ، الاغ، فیل و ... می پرداختند  و با برف به سر و کول هم می زدند. و به بازی می کردند .در منابع تاریخی قاجاری از برف بازی بچه ها یاد شده ،و آمده آنها  بجای آدم برفی معمول امروز بیشتر به ساختن حیوانات برفی دست می زدند.


9- پارو :

در تهران قدیم بر عکس امروز که پارو ها از پلاستیک است، پارو ها همه چوبی بودند. پارو ها یک تکه بود و با مهارت طوری تراشیده شده بودند، که هنگام پارو کردن برف پارو در دست به چپ و راست  نچرخد . مرحوم جعفر شهری در این باره می نویسد :

«پاروها در گذشته بیشتر از گیلان و مازندران می آمد ، ولی چون آن ها بزودی ترک می خوردند ، نوع اعلاء آن هایی بودند، که در تهران از چوب خشک تراشیده بودند ...  نگهداری پارو نیز آن بود، که با روغن خوب آن را چرب کرده تا آب بدان نفوذ نکند.»


10- پارو کردن برف و بام غلتان زدن در باران :

شیروانی و این نوع سقف شیب دار در دوران ناصرالدین شاه برای نخستین بار در ایران و تهران باب شد. با رواج شیروانی به خصوص در شمیرانات تکلیف آن سقف ها روشن بود، نیازی به پارو کردن نداشت، ولی سقف های مسطح، در برف نیاز به پارو کردن داشت، و چنانکه گفته شد، اگر پارو نمی کردند، چه بسا سنگینی برف و نفوذ آب باعث خرابی سقف می گردید.

و اما درباره پشت بام های کاهگلی آن روزگار به هنگام بارش باران، که باید پس از ده بیست دقیقه بارش و خیس شدن لایه نازک رویی بام به بام می رفتند، و با غلتاندن سنگ  بام غلتان ( سنگ استوانه ای مخصوص ) در تمام سطح بام ، لایه رویی  سقف را می فشردند ،تا از نفوذ آب باران به عمق سقف جلوگیری گردد. بدین ترتیب آب باران سطح بام به ناودان هامی رسید، و شر شر داخل کوچه می ریخت. نکته قابل توجه اینکه عمل غلتاندن باید حتما هنگام بارش، انجام می شد.


11- ضرب المثل ها :

ضرب المثل های فراوانی از برف میان مردم رواج داشت نظیر :

«برف را دید و گفت می بارد .»  به جای توضیح واضحات به کار آید .

«مثل کبک سرش را زیر برف می کند» در توضیح این که کسی بخواهد دیگران را کودکانه گول بزند.


12- تعداد بلور های برف :

در طبیعت، مواردی بسیار می توان یافت ،که آگاهی از آن ها حیرت آدمی را بر می انگیزد، ولی شنیدن شمار شکل بلور برف واقعا ً انسان را متعجب  و متحیر می سازد و باورش را سخت می کند ؛ ده به توان سی و پنج .

تاریخ تریاک3 (تاریخچه مختصری درباره تریاک)-ج1

تاریخچه مختصری درباره تریاک (2)

جنگ اول دو سال از 1840تا1842 طول کشید. در این جنگ انگلستان پیروز شد ،و عهد نامه سنگینی را به چین تحمیل کرد ،و در این عهد نامه پنج بندر به اضافه هنگ کنگ در اختیار قاچاچیان انگیلس در آمد .

دولت استعمار گر انگلیس و دیگر دولت های غربی ،تنها این بندر را نمی خواستند ،بلکه آنها هم سرزمین چین و  هم مردم این کشور را می خواستند ،در اختیار بگیرند. در آن دوران ملکه ویکتوریا که امپراتور هند هم بشمار می رفت، چنان مست غرور و فخر بود ،که هر چه دولت چین عجز و لابه می کرد، از ملکه جوابی نمی شنید . مردم و دولت چین و علیه انگلستان  شورش کردند و نبردی در سال 1858میان دو دولت آغاز شد،که تا 1858دنبال گردید . اما این بار هم انگلیسی ثروتمند ،پیروز شد،و این بار دولت چین چنان خوار و  ضعیف گشت ،که تمامی خاک کشور چین جولانگه انگلسی ها شد ،و ورود تریاک به این کشور آزاد گردید، در همان سال ها ست ،که چهل میلیون نفر چینی معتاد به تریاک شدند.

چینی ها صدمات بسیاری دیدند، و برای رهایی از بلای خانمانسوز اعتیاد خون دل ها خوردند،تا سر انجام با وضع قوانینی و همت و پشتکار مردم و تلاش دولت در جنگ با مصیبت اعتیاد پیروز شدند، و توانستند، خود را از  چنگال اهریمن افیون ،رها سازند.

دکتر گوستا لویون پزشک و پژوهشگر فرانسوی در این باره می گوید:

یکی از صفحات حزن انگیز تاریخ اروپا در  روابطش با چین ،ماجرای تریاک است ،و باز می افزاید ؛شاید روزی فرا رسد،که فرزندان اروپایی به کیفر اعمال شقاوت کارانه پدران خود برسند، و چین از آنها انتقام بگیرد / در مغان شوم

اکنون که به سال های  اولیه هزاره سوم رسیدم ،و توسعه و رشد چین را ملاحظه میکنیم ،به نظر می رسد، پیش بینی  دکتر گوستاو دارد به واقعیت های نزدیک می شود .

                   گیرم که خلق را به طریقی فریفتی

                                                               با دست انتقام طبیعت چه می کنی

امروز جهان غرب از خاک روسیه تا عمق قاره امریکا،نمی توان کشوری را یافت ،که دامان از آتش این فتنه خانمان سوز بر چیده باشد.

پیش از آن که بخواهیم  به مبحث ورود تریاک به زندگی تهرانیان بپردازیم، باید یاد آور شویم ،که ایرانیان تریاک را قرن ها پیش می شناختند، ولی این آشنایی به دوره پس از اسلام می رسد ،چون برخی از مورخین معتقدند تریاک پس از یورش تازیان  وارد ایران شد، زیرا می گویند؛ در کتاب اوستا و در ادبیات پارسی آن زمان هیچ اثری از  افیون نیست .

دکتر مارتین " Pr.Martin "  فرانسوی ، می گوید؛ اعراب عادت به تریاک خوری داشته و آن را با خود به ایران آوردند.

البته گروهی هم اعتقاد دارند ،که لشگر مغول این هدیه شوم ،را به دامان ایرانیان انداختند ،و دسته دیگر ی هم هست ،که این آشنایی را نتیجه جنگ نادر و ورود لشگریان او و اقامت ایشان در هندوستان می دانند .

به هر روی  در اسناد  گوناگون ذکر آشنایی ایرانیان را پیش از قرن نوزدهم میلادی با تریاک می توان مشاهده نموده و کم و بیش مصرف تریاک را به صورت  " حب " خوراکی در معدودی از مردم می شود،رد یابی کرد ، آنچه مهم است ،اینکه پیش از دوره ناصری در منابع  داخلی و خارجی هیچ آثاری از ذکر کشیدن تریاک یعنی تدخین آن در میان ایرانیان وجود ندارد ،و بقطع به یقین با توجه به نامه ها و گزارش های مامورین انگلیسی که در این عهد به دولت خود نوشته و از بررسی  و تدقیق منابع تاریخی ماخذ دیگر می گوییم در این دوره ابتدا کشت تریاک به طور گسترده باب شد، و سپس کشیدن تریاک و شیوع فراوان آن بین مردم رواج یافت .در حقیقت ایرانیان پس از قرن ها که تریاک را به صورت خوراکی و دم کرده استفاده می کردند و به اندازه رفع این نیاز در کنار دیگر گیاهان دارویی کشت  و مهیا می شد،در عصر ناصری بعد از اینکه کشت وسیع خشخاش آغاز شد ،رفته رفته تدخین تریاک هم شیوع یافت، که امروز نیز ادامه دارد.

 

تاریخ تریاک2(تاریخچه مختصری درباره تریاک )-ج1

تاریخچه مختصری درباره تریاک (1) :

بر جوانان کشورهای شرق فرض است که دست کم تاریخ تریاک در قرون اخیر را خوب بدانند تا در یابند آقایی و تبختر امروز غربی ها چگونه به قیمت زبونی و اضمحلال پدرانشان تمام شده است و بدانند تاریخ ،در انتظار تاوان غریبان لحظه شماری می کند.

                در عالم حساب به این مایه زندگی

                                                                       تاوان عمر ازهمه کس می توان گرفت .

حیوانات گیاه خوار غذای خود را در چراگاه انتخاب میکنند.آن ها از حواس بویایی ،چشایی و بینایی خود و شاید تجربه و......در این انتخاب کمک می گیرند تا بتوانند خود را از خطر خوردن گیاهان سمی مصون بدارند .زنبور عسل شهد گلی را می مکد که خود بر می گزیند . بنابراین بدیهی است بشر از هزاران سال پیش گیاهان محیط زندگی خود را می شناخته واز خاصیت آن ها آگاهی داشته است.قطعا انسان از سالیان دور گیاهان اطراف زندگی خویش را شناسایی و بر اساس خواص شان آن ها را تا حدودی دسته بندی کرده است.

انسان از گذشته های دور برای تسکین و  کاستن دردهای خود از گیاهانی استفاده کرده است  دانشمندان معتقدند، بوته هایی که مواد تخدیر کننده داشته مهمترین نقش را در این زمینه برای انسان بازی کرده است.

سومریان و سپس آشوریان کهن ترین اقوامی هستند که از افیون  سخن گفته اند و پزشکان آشوری در سده هفتم پیش از میلاد آن را به عنوان مسکن به کار برده اند .

مجارستان (Hungary ) اولین کشور ارو پایی است که با خشخاش آشنا شد. مردمش 1200 سال پیش از میلاد شیره آن را به کار می برده اند.

ساکنان هند ( India ) نیز در شمار نخستین آشنایان گیاه مخدر کو کنارند. هنگامی که داریوش بزرگ آن کشور را گشود هندی ها افیون را می شناخته اند.

در آثار تاریخی مصر (Egypt)  نیز اشاراتی به افیون شده است.

هومر (homer ) شاعر حماسه سرای یونان باستان گل خشخاش را جزو گل های تزئینی باغ های روم در ششصد سال پیش از میلاد معرفی کرده است.

یونانیان (  Greeks) زمان سقراط (Sough rat  )  به آثار طبی تریاک پی برده بودند.

پلین (Pline )   طبیعی دان نخستین سده میلادی مخدر مزبور را شناخته و شیره فشرده خشخاش را اپیون(  Opion ) نامیده است / ارمغان شوم

بقراط و معاصرین او ذکر از تریاک نموده و پزشکان یونانی و رومی آن را به کار برده اند . ابو علی سینا و رازی اولین پزشکانی هستند که افعال و خواص تریاک را به وجه کامل تعریف و تفسیر نموده واین دارو را وارد «تراپوتیک» نموده اند / لغتنامه

 پزشکان اروپایی قرون وسطی آن را به عنوان  دارو به کار برده اند و خوراکی آن را به نام تریاکا « theriaka » یا توریاکا « toriaka »   مصرف می نمودند.به عکس آن که شهرت دارد مردم چین (  china) در گذشته دور با افیون آشنایی نداشته وگویا مخدر مزبور هدیه ایست که از کشور هند به آنجا برده شده است. افیون این بلای شوم استثمار یکی از آلات و ابزار اروپاییان در راه نیل به سیادت و آقایی اشان بود و بذر افشانی آن در سده شانزدهم میلادی آغاز گردید.

در هر یک از کشورهای آسیایی که بخواهیم تاریخ ورود تریاک و گسترش آن را به عنوان یک آفت اجتماعی در یابیم باید بررسی کنیم که از چه تاریخی پای اروپایی بدانجا باز شده ودر چه زمانی نخستین بازرگانی ملل غربی در کشور های یاد شده دایر گردیده است .

یک روز سر مور «  john more»  انگلیسی (   1806-1761 )  تریاک را برای مردم قحطی زده هند مفید دانست وگفت با مختصری تریاک می توان بر گرسنگی چیره شد و کوین سی «  Thomas Quincy » (نویسنده انگلیسی قرن نوزدهم که آثاری در ستایش تریاک دارد)را ترغیب کرد تا افیون را بستاید و آن را مائده آسمانی بخواند.

روز دیگر روفه «  Ruffe » ( نویسنده فرانسوی) استعمال افیون را به مقدار متعادل سودمند شمرد و به دنبالش دکتر کورتری «  Dr. Thibon de Courtery » رساله دکترای خود را در وصف تریاک آراست.

و بدین ترتیب  سیاست ویرانگرانه  گسترش افیون در شرق آغاز شد  و می توان  کمپانی هند شرقی « t he east  India company   » را پیشاهنگ این کاروان شوم دانست .

از میان کشور های خاور زمین ژاپن «  Japan » که فرهنگی پیش رفته و مردمی با هدف و پایان سنج داشت کمتر زیر بار استعمار رفت.

بایورش مغولان  به سرزمین چین و اشتغال آن کشور وسیله ایشان تریاک خوری نیز که از عادات مغولان بود در چین هم اندک اندک رخنه کرد..

چینی ها بر این عقیده اند که کشیدن تریاک نخست وسیله هلندی ها «  the Netherlands»  در اواخر خاندان مینگ « Minge » در کشورشان رواج یافت. ( 1368 تا 1644 میلادی  )

 تریاک کشی همانند توتون کشی نخست وسیله اسپانیایی های استعمارگر از بومیان امریکایی فرا گرفته شد. بعد هلندی ها تریاک را با توتون در آمیختند، و مانند سیگار کشیدند و مغرضانه به مردم آموختند، و برای پیش گیری از مالاریا که در کرانه های چین شیوع داشت سودمند شمردند.

سپس نوبت انگلیسی ها رسید که گام های فراتری برداشتند ومزورانه وپی گیرانه تر  راه هلندی ها را دنبال کردند.

در سال 1775 میلادی سازمان انحصار تجارت خارجی تریاک هلند و انگلیس بنیاد شد و کار گردانی آن به شرکت هند شرقی سپرده شد وبا کوششی که کمپانی مزبور نمود کشت ماده اهریمنی خشخاش سراسر هند وچین را فرا گرفت وبدین ترتیب انگلستان بزرگترین تولید کننده افیون شد و می بایست محلی برای مصرف آن به چنگ آورد. با دسیسه هایی که انجام پذیرفت بازار مناسب نیز در چین فراهم گردید.برای انگلستان آینده ملت چین و دیگر کشور ها اهمیتی نداشت آن ها به اعتراضات مکرر مردم چین توجه نداشتند حتی معد ودی بشر دوستان واقعی اروپایی به ویژه گروه کویکرز «  quakers »هم نتوانستند از گسترش فعالیت انگلستان در تولید و کشت تریاک جلوگیری کنند.روزی رسید که چین بیچاره تریاکی را که اصلا نمی شناخت جزو نیازمندی زندگانی اش گردید.

سرانجام در 1800 میلادی به موجب فرمانی ورود تریاک به چین و کشت آن ممنوع شد.اما انگلیسی بی رحم با آلوده کردن ماموران به رشوه و.... از راه قاچاق کار خود ش را می کرد.

ارزش تریاکی که در سال 1821 به چین وارد شد نزدیک هفت میلیون دلار ودر سال 1830 به یازده میلیون دلار رسید ودر سال 1832 از مرز پانزده میلیون دلار گذشت.

لین «Lin » نماینده تام الاختیار حکومت چین نامه ای به ملکه ویکتور یا «   queen Victoria » (   ویکتوریا 64سال پادشاهی کرد  )نوشت وضمن  بر شمردن زیان تریاک برای ملت چین از او خواست تا از دولت انگلستان بخواهد از دسیسه کاری دست بر دارد وبا دولت چین همگام شده تریاک را ریشه کن کنند اما جواب ملکه منفی بود.

چین مبارزه با قاچاق تریاک را جدی گرفت بنابراین دولت انگلستان در سال 1840 میلادی رسما به دولت چین اعلان جنگ نمود .جنگی نا برابر در حقیقت جنگ نبود کشتاری یک طرفه از مردمی بی گناه  وضعیف ،ملتی که گناهشان آرزوی رهایی از چنگال مرگبار افیون بود.

برگ هایی از تاریخ تهران جلد 3

 برگ هایی از تاریخ تهران جلد 3 :

در دست چاپ

 

ارسال یادداشت (14865یادداشت)
<< شروع < قبل 41 بعد > آخر >>

نتایج 361 - 367 از 367

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده
ارتباط با مولف

جستجو
حاضرین در سایت
43 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز55
دیروز196
تا کنون2196329
آمار سایت


تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.