سه شنبه 28 آبان 1398

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow بلاگ

زباله در پناهگاه امیری و کوه های شمیران

زباله در پناهگاه امیری و کوههای شمیران
پناهگاه امیری (گواینکه خود مخل طبیعت است و باری بر دوش آن هرچند نیت پاک بانی آن ستودی است.) در مسیر شیرپلا به قله توچال، جایی نیست که رهگذر کوچه و خیابان از آن بگذرد، جایی است که جز کوهنوردی زبده و با تجربه بدان دست نمی یابد. زیرا نه با قاطر و الاغ می توان بدان جا رسید و نه چون قله توچال که از تله کابین به آسانی راه دارد. بنابراین انبوه دل آزار زباله و اشغال درون پناهگاه، حاصل آمد و شد و اطراق جز کوهنورد حرفه ای و ورزشکاری پر تجربه گناه هیچ قشر دیگری از جامعه نیست. این رفتار سخیف و بی خردانه برای کوهنورد حرفه ای حیرت آور است. جای تاسف و دلسوزی است که جمعی از ورزشکاران کوهنورد، آن هم نه مبتدی بلکه حرفه ای حاضر به رعایت الفبای موازین و مقررات کوهنوردی این ورزش جسم و جان نباشند و با کژرفتاریشان موجب آلودگی تمامی قله ها (از دماوند تا ...) و طبیعت ایران شوند. ورزشی که انظباط و ایمان سرلوحه آن است.
ورزش در فرهنگ ایرانی جایگاهی والا دارد و برای رسیدن به مقام ورزشکاری باید مراتب متعدد تربیتی و تعلیمی را با تانی و درنگ نزد استاد دلسوز پیمود، زیرا ورزش در این بوم و بر تقویت جسم و جان را توامان به عهده دارد. چنانکه حکیم توس فرماید:
   زنيرو بود مرد را راستي                         زسستي كژي زايد و كاستي
هرچند امروز با شیوع ورزشهای نیمه صنعتی و حجم پول در گردش در آنها، دیگر نباید موازین فرهنگی و رسم و آیین کهن ورزش این سرزمین را از ورزشکاران انتظار داشت، راه و رسمی که به پوریای ولی و شاه ولایت منسوب بود و رهروانی چون سیدحسن رزاز و زنده یادغلامرضا تختی و غیره داشت که بر آن آیین متین ایمان و باور داشتند، زمین ورزش را با اخلاص می بوسیدند و دست مصدوم حریف را برای کسب پیروزی نمی گرفتند اگر چه خدعه و فریب باشد. همین است که امروز ورزشکار ما رعایت آن آیین را کهنه و بی مصرف می پندارد و پیآمد اعتقاد و رفتار اوست که پنجاه شصت هزار جوان در میدان ورزشی به جای تشویق به مربی و داور و ده ها فرد گرانقدر دیگر اهانت و فحاشی میکنند، بی آن که آن بزرگواران را ککشان بگزد.
رشته کوه البرز و قلل سرفرازش چون دماوند و توچال و غیره میلیون ها سال است که همچنان استوار و مغرور پهن دشت فلات ایران و کرانه های خرم و همیشه بهار دریای مازندران را نظاره گر بوده است و نگاهبان و قرون اعصار را سرفرازانه تا امروز راه پیموده است، اما با روند خرابی که امروز ما در پیش گرفته ایم زمان زیادی طول نخواهد کشید که این آثار ارزنده را نابودش خواهیم کرد. اگر چه در اسطوره‌ها و متون كهن از تقدسشان یاد شده باشد.این آثار ارزشمند، جزو میراث طبیعی این مرز و بوم است.
 زمان زیادی نمی گذرد که به ميراث طبيعي كشور توجه می شود و با تدوين دستورالعمل ثبت ميراث طبيعي و با تعیین موازین و ضوابط مربوط مسئولان سعی در حفظ آن دارند. کاری که برپایهٔ تعاریف مبنایی ارایه شده در کنوانسیونها و دیگر پیمانهای یونسکو تبیین و تعیین شده است.
در این سالها دیگر منظور از میراث فرهنگی فقط آثار مادی نیست بلکه جنبه های طبیعی و معنوی آن مهمتر از جنبه های مادی قلمداد میشود، زیرا آثار مادی، خود متاثر از محیط پیرامون و طبیعت و نیز جنبه های معنوی است. امروزه میراث فرهنگی، آمیزۀ ای پیچیده از طبیعت و تاریخ، آداب و رسوم، زبان و سنت هاست.
میراث فرهنگی، در شمار مهمترین عوامل توجیه کننده و بیان کنندۀ هویت ملی و اجتماعی هر ملت است . بر این اساس حفاظت و نگهداری آنها جدا از وظایف دولتها از اهم وظایف شهروندی است. در این امر نقش  مردم و مشارکت سکنۀ بومی بسیار مهم است.
بتازگی تعدادی از آثار طبيعی چون؛ کوه دماوند، چشمۀ باداب سورت ، سرو ابركوه ، سرو مهرگان ، پنج درخت چنار پير همدان ، چنار مسجد باغوار و درخت های بيش از 1200 ساله چشمه ها و غار و كوه، های ميليونها ساله ثبت شده و در فهرست میراث طبیعی ایران به ثبت رسیده است.
این تلاش و کوشش و این نوع اقدامها در جای خود، بسیار مهم و لازم است، اما آنچه این مطلب در نظر دارد تا بیان کند، نقش مردم و باور آنان در قبال ثروت ملی است که از دل قرون و اعصار و از پس گزند باد و بوران امروز به دست ما امانت سپرده شده تا چون آباء و اجدادمان به نسلهای بعد بسپاریم .
روابط و مناسبات متقابل آدمی با محيط زيست در گذشته که نه کنوانسیونی بود و نه مقررات و ضوابطی و نه دولتها دخالت داشتند، به گونه ای دیگر جریان داشت. روابط مهربانانه و منطقی ای بین انسان و محیط زیست بر قرار بود. شغل مردم کشاورزی بود و مردم خود تولید غذای اعضای خانواده را به عهده داشتند. بنابراین دامان رنگارنگ طبیعت را هدیه  پروردگار و سفره رزق خود می پنداشتند و گاو نر را دوست و یار. ابر و باد و مه و خورشید را هم می ستودند تا یاری شان کنند که نان به کف آرند و حواسشان باشد تا به غفلت نخورند، اما امروز در شهرهای بزرگ مانند تهران؛ آب را، نان را، گوشت و دیگر اقلام خوراکی را با اتومبیل و هواپیما و قطار از دور دست برایمان می آورند، بی آنکه از دردسر تهیه آب و خون دل کشاورز و دلهره صیاد به دریا زده و ... آگاه باشیم. این است که با طبیعت این گونه بیرحمانه و ظالمانه رفتار میکنیم.
در گذشته های دور طبیعت برای بشر از تقدسی محتوم برخوردار بود. در ایران باستان آب ، خاک و تک تک عناصر طبیعت نزد ایرانیان حرمتی در حد و اندازه تقدس داشتند. آب را مظهر پاكي و حيات خود ميدانستند. آناهيتا الهه آب بود و با همین نگاه به طبیعت و دیگر عناصر آن مینگریستند.
امروز متاسفانه گستره 800 کیلومتر مربعی تهران از روی غفلت و خطا بیش و کم یک پنجم ایرانیان را در خود جای داده است. امری که قهرا نابودی طبیعت این ناحیه از کشور را در پیش خواهد داشت. حال اگر این جریان با بی تفاوتی مردم نیز همراه شود، فاجعه ای هولناک پیش روی پایتخت خواهد بود. مردمی که به بهانه هایی واهی از مسولیت شانه خالی می کنند. جمعی به این بهانه ، دسته ای به آن بهانه و پاره ای به بهانه مخالفت با سیاستهای دولت (از نخستین دولتهای مشروطه سپهداراعظم و مشیرالدوله و مستوفی الممالک و ... تا امروز دولتی نبوده که مخالف نداشته باشد.)
این بهانه های کودکانه را کنار نهیم و طبیعت را باور کنیم و دوستش بداریم و حفظ طبیعت را که میراث طبیعی این مرز و بوم است، هرگز فقط به دوش مسولین نیاندازیم . کوههای اطراف تهران تحمل بیش از ظرفیت جمعیت پایتخت را ندارد. بنابراین کوه روندگان باید در حفاظت از کوه، این میراث امانی، رعایت بیشتری از خود نشان دهند و دست کم کوهنوردان باید کوه و طبیعت زیبای آن را باور کنند و عزیزش دارند.

کمیته ملیون ایرانی

کمیته ملیون ایرانی- در دوران جنگ جهانی اول با وجود اعلام بیطرفی، ایران به اشغال روس و انگلیس درآمد. کشور در وضعیت بحرانی قرار داشت و مردم در رنج و عذاب بودند. اوضاع پدید آمده و سرخوردگي‎هاي تاریخی ايرانيان از روس و انگليس سبب شد، جمعی از وطن خواهان در برلن آلمان گرد آمدند، تا با کمک آلمان (که در آن سال ها به اتباع همه کشورها برای مبارزه با روس و انگلیس یاری میرساند.) مملکتشان را از مظالم دولتهای اشغالگر مصون دارند. این مطلب اشاره ای کوتاه بدان جریان است و مقصد آن آشنایی با تاریخ معاصر و وقایع و حوادث مشروطه و رخدادهایی است که منتهی به فروپاشی قاجاریه و ظهور پهلوی شد.
اعضاي این کميته از این قرار بودند؛ سيد حسن تقي‌زاده، محمد قزويني، راوندي، سعدالله خان درويش، محمدعلي جمال‌زاده، ابراهيم پورداود، کاظم‌زاده ايرانشهر، نصرالله جهانگير، امير خيرتي ، نوبري و چند تن ديگر.
 اعضای کمیته ملیون پا بپای اقداماتی که داشتند، با هزینه دولت آلمان نشریه کاوه را در آن کشور نشر دادند و نیز با اعزام تعدادی از اعضای خود به ایران و کشورهای همسایه در جهت پیشبرد اهداف سیاسی خود کوشیدند. نشریه کاوه با چاپ مطالبی سیاسی، اقتصادی و ... سهم شایسته ای در روشنگری افراد با سواد ایران در آن برهه تاریخی داشت. جمالزاده یکی از اعضای این کمیته در این راستا می نویسد:
«من معتقدم که فقر و تهیدستی قسمت مهمی از مردم ایران (با بیسوادی و فساد و مداخلات ناحق بیگانگان در امور ایران) یکی از چهار مصیبت بزرگ و اساسی ایران و مردم ایران است و حتی فساد اخلاقی را زاده و نتیجه فقر و بیسوادی میدانم (هر چند که شوم ترین نمونه های فساد همیشه بزرگان و ثروتمندان و امرا و اعیان که امروز بنام مستکبرین خوانده میشوند بوده اند.»/ گنج شایگان، ص دیباچه.
مطالعه و بازخوانی چگونگی تشکیل این کمیته و اهداف و پیشینه اعضای آن و آشنایی با فعاليت‎هاي سياسي و فرهنگي این اعضا بسیار حایز اهمیت است. اشاره به این نوع حوادث قهرا میتواند گامی در امر آسیب شناسی تاریخ این دوره بردارد.
سخن وحیدالملک سفیر ایران در برلن:
 «... از اينها گذشته درباره ايران صحبت كنيم… آيا پيروزي قطعي آلمان بر متفقين براي ايران بهتر بود؟ …پيروزي قطعي آلمان و متحدين براي ايران خوب نبود، زيرا احتمال كلي مي رفت كه عثماني با آلمان قراردادي راجع به ايران داشته باشد و عثماني ها دست اندازي به قسمتي از ايران يا لااقل به قطعه اي از آذربايجان مينمودند و ممكن بود كه آلمان ها در صورت پيروزي، با دشمن معاملاتي مخالف مصالح ايران بنمايند.
در جنگ جهاني اول ايران هزاران كيلومتر از جبهه اصلي نبرد دور بود ليكن چون گروهي از سپاهيان روسيه تزاري در دوران استبداد صغير( 1336-1327 قمري) در آذربايجان پايگاههايي داشتند، به محض آغاز جنگ عثماني براي بيرون كردن آنها به آذربايجان تاختند و آلمان نيز با اعزام جاسوسان خود به مناطق عشايرنشين، ايلات را عليه روس و انگليس برانگيخت و بدين ترتيب سرزمين ايران با وجود اعلام بي طرفي دولت مستوفي الممالك، صحنه درگيريهاي نظامي شد.
    از آنجا كه مردم ايران از دولت هاي استعماري روس و انگليس دل پرخوني داشتند. جاسوسان آلماني توانستند در جنوب و شمال غرب و غرب ايران با دست خالي و بدون اينكه نيرويي پياده كنند يك جنگ تمام عيار عليه متفقين به راه اندازند. دولت ايران نيز به تبعيت از افكار عمومي، طرفدار آلمان بود.
 روس و انگليس در آغاز كوشيدند كه در تهران دولتي را بر سر كار آورند كه طرفدار آنها باشد، اما هنگامي كه از تلاش هاي خود نوميد شدند تصميم به اشغال پايتخت گرفتند و دولت مستوفي الممالك كه تصميم به مقابله داشت، در آغاز وكلاي مجلس را تشويق به مهاجرت از تهران كرد و قرار بود احمدشاه نيز به همراه هيات دولت به اصفهان نقل مكان كنند. بدين ترتيب كارواني بزرگ از مليون، نمايندگان مردم و مشروطه خواهان نامي و علماي اعلام به همراه سفير آلمان و اتريش به قم و سپس به كرمانشاه رفتند و در غرب كشور دولتي تشكيل شد به نام «حكومت مهاجرت» كه نظام السطنه مافي رئيس دولت بود.
    اين دولت كه به قصد آزادسازي ايران تشكيل شده بود متاسفانه با رقابت آلمانیها و عثمانيها دست به گريبان بود. ايرانيها مايل بودند كه مستقيماً با آلمانيها در تماس باشند و عثمانيها كه متحد آلمان بودند مي گفتند؛ ايران منطقه نفوذ ماست و كمكهاي آلمان به حكومت مهاجرت بايد از طريق ما باشد. نظام السلطنه مافي رئيس دولت موقت «وحيدالملك شيباني» را كه از مشروطه خواهان بنام بود به عنوان سفير خود به برلين فرستاد...
فروپاشي آلمان فروپاشي دولت مهاجرت و تسلط انگليس را به مقدرات ميهن ما در پي داشت...
  با آغاز جنگ جهاني اول دولت آلمان علاقه مند بود كه با گرد آوردن مشروطه خواهان معروف ايراني در پايتخت آلمان، از وجود روشنفكران ايراني براي مبارزه با روس و انگليس استفاده كند...
 ما ايرانيها در آن زمان خيلي طرفدار آلمان و بر ضد روس و انگليس بوديم، … ما همه دوستدار آلمان بوديم بدون اينكه ارتباطي با آنها داشته باشيم... آلمانها به انقلابيون هندي خيلي اهميت مي دادند...
هندیها می گفتند؛اگر در ايران دوستان و همدستاني نداشته باشيم موفق نخواهيم شد پس بايد مليون ايراني را با خود همدست كنيم...
    در برلين به ديدار سران انقلابيون هند رفتيم …كه من عضو كميته انقلابي هند بشوم. هنديها در برلين خيلي فعال بودند، صبح تا شب كار مي كردند، آلمانها هم به آنها تسهيلات نظامي مي دادند، طرز ساختن بمب، ديناميت و اسب سواري و تيراندازي و غيره... قرار بود اين هنديها تعليمات ديده از راه عثماني و ايران به هندوستان بروند و هنديها را عليه انگلستان بشورانند.
   ايام جنگ بود و مسافرت به برلين دشوار. با تمامي مشكلات كاظم زاده ايرانشهر از كمبريج انگلستان آمد. پورداود، علامه قزويني و محمودخان اشرف از پاريس آمدند. چندنفر ديگر از سوئيس آمدند يكي از آنها «راوندي» بود، ديگري سعدالله خان درويش و جمالزاده و خانمش هم از ژنو آمدند. بعداً از استانبول نيز عده اي از مليون به برلين آمدند از جمله امير خيرتي و نوبري و...
    در برلين مجمعي مخفي درست كرديم، نظامنامه اي براي آن نوشتيم و قرار گذاشتم با آلمانها كار كنيم آلمانها هم از لحاظ مخارج هيچ مضايقه اي نداشتند، پول به سهولت ميرسيد...بعد مليون را دسته دسته كرديم و فرستاديم به اطراف ايران...  كاظم زاده ايرانشهر به تهران آمد. سردسته آنهايي كه به ايران آمده بودند او بود.
   ...  وقتي اين كميته درست شد مسئله اين بود كه به هر كسي چه بدهيم كه زندگي بكند. در وزارت امور خارجه آلمان مركزي درست كرده بودند به اسم «امور ممالك شرق» و رئيسي داشت به اسم دكتر «ميلر». در آن باره با آنها صحبت كردم. گفت چيزي بنويسيد به هر كسي چه بايد داده بشود و چه مخارجي دارند، از قبيل مخارج خانه، نوشت افزار و كتاب و غيره… ماه به ماه صورت مي داديم وآن ها مرتب ميپرداختند.
    آلمانيها از انقلابيون همه ممالكي كه تحت تسلط انگليس يا روس يا فرانسه بودند سعي داشتند مردمي را در آلمان جمع كنند تا عده اي بر ضد فرانسه و عده اي بر ضد روس و انگليس كار بكنند. ما هم مشغول اين كارها بوديم.
    بعداً «روزنامه كاوه » را بنا كرديم كه روزنامه اي سياسي بر ضد دشمنان آلمان و براي استقلال كامل ايران به تقويت آلمان بود. مخارجش را آلمانيها مي دادند/خاطرات وحیدالملک شیبانی،  محسن ميرزايي،  روزنامه ايران، ش4339، ص 15.
     «... اعضای «کميتة مليون ايراني» در برلن هر جمعه «شب‌نشيني» داشتند و گرد مي‌آمدند تا مقالاتي را که براي چاپ در نشريه کاوه مي‌نوشتند براي هم بخوانند. نخستين جنگ جهاني تازه پايان گرفته بود و در فعاليتهاي کميتة و در لحن و جهت‌گيري نشرية کاوه تغييراتي حاصل شده بود.
اعضاي کميته عبارت بودند از سيد حسن تقي‌زاده، محمد قزويني، محمدعلي جمال‌زاده، ابراهيم پورداود، کاظم‌زاده ايرانشهر، نصرالله جهانگير و چند تن ديگر.
نشرية کاوه در آ خرين شماره خود کتاب را به مردم ايران معرفي مي‌کند و بدين ترتيب در پايان فعاليت «کميتة مليون ايراني» تولد نوع جديدي از ادبيات، يعني داستان کوتاه ايراني، به جهانيان اعلام مي‌شود..»/ محمد بهارلو، دنياي سخن، ش 43 مرداد- شهريور 1370.
«...جمالزاده پس از ورود به برلن، مدت درازی نگذشت که به ماموریت از جانب کمیته ملیون به بغداد و کرمانشاه اعزام شد بعد از شانزده ماه به برلن بازگشت و برای همکاری به مجله کاوه دعوت شد و تا تعطیلی آن با مجله کار میکرد. وی از هم سخنی با ایرانیان دانشمند و مستشرقان نامور، دریافت های سودمند کرد. »/زندگی و آثار محمدعلی جمالزاده، استاد ایرج افشار/  مطالعات تاریخی، زمستان 1387، ش 23.

نادر شاه و سید هاشم خارکن

نادر شاه زمانی که به قدرت و شوکت رسید، از آوازه «سید هاشم خارکن» از عرفای مشهور زمان بسیار شنید. پس به دیدار او رفت و بدو گفت:
«شما همت زیادی کردید که از دنیا گذشتید.»
او هم به سادگی پاسخ داد:
«شما هم همت زیادی کردید که از آخرت گذشتید.»/منتخب التواریخ

کاباره شکوفه نو

کاباره شکوفه نو – پس ازپایتختی تهران این شهر مقر حکومت قاجاریه شد و شاه و درباریان قجر در این شهر اقامت گزیدند. بنابراین تهران افزون بر به عهده گرفتن امر مرکزیت اداری، مرکز تجارت و اقتصاد و محل استقرار سفارتخانه های روس و انگلیس و دیگر کشورها شد و در جوار این توجهات کار و فعالیت های کسبی نیز در شهر بیش از دیگر همتایانش رونق گرفت و شهری شد مهاجر پذیر.
این عوامل موجب گردید تا تهران علاوه بر توسعه و رشد جمعیت، شاهد پیدایی بسیاری از پدیده های نوظهور غرب و نیز محل نمایش جمع فراوانی از رفتارها و سنت های غربی در ابعاد مختلف باشد.
یکی از تاثیر پذیری های آن دوران، پیدا شدن انواع غذاخوری ها و تحول و تکامل آن ها در مسیر زمان است. افزایش شمار اروپاییان در تهران و ازدیاد جمعیت ایرانیان اروپا رفته و عواملی دیگر زمینه ساز پیدایی غذاخوری های عمومی در تهران گردید و این امر سبب شد تا رفته رفته رستوران، بار، هتل، کافه و انواع دیگر این اماکن در جامعه ایرانی رخ نماید.
با فروپاشی سلسله قاجاریه و ظهور پهلوی در رویارویی مدرنیته و سنت، سرعت تحولات و دگرگونی ها افزایش یافت و جلوه گری های آن پریوش و خموشی های این پیر دیر شتاب بیشتری بخود گرفت. ورود ابزار صنعتی و ترویج رفتارهای نو و تغییر تدریجی هنجارهای جامعه، گو این که توامان با مقاومت و مخالفت سنت گرایان روبرو بود، اما امری ناگزیر و محتوم نشان می داد. در این معرکه دوشادوش تغییرات همه جانبه جامعه، اندک اندک غذاخوری ها از محل صرف غذای صرف خارج می شد و نوعی سرگرمی و ایجاد محیط تفریح و فضای  نشاط نیز بدان افزوده می گشت. از این منظر بود که کم کم بارها و کافه ها و کازینوها و کاباره ها و ... پدید آمدند.

کاباره ها عموما محل تجمع و خوشگذرانی ثروتمندانی بود که با اتومبیل های آخرین سیستم بدان جا می آمدند تا علاوه بر تفریح و خوشگذرانی تصمیمات مهم فردا را اتخاذ کنند.
مشتریان این کاباره ها باید توانایی پرداخت صدها تومان خرج یک میز و شام چند نفره را داشته باشند، هزینه ای که از حقوق ماهیانه بسیاری کارگران و کارمندان بیشتر بود.  تا بتوانند شاهد هنرنمایی خوانندگان محبوب خود از نزدیک باشند تا بتوانند شاهد رقص جمیله با تنی نیمه عریان و رقاصه های خارجی و داخلی و حرکات موزون و هوس انگیز آن ها باشند.
  در این کاباره ها گروه ها ی هنری و آرتیست ها ی صاحب نام خارجی و خوانندگان معروف ایرانی و خارجی ، در جلب مشتری به رقابتی کشنده دست می زدند در این امر خود کاباره ها نیز رقابتی جان فرسا پیش رو داشتند که گاهی فجایع و ماجراهایی ناروا در تعاقب داشتند.
در پی خوشی ها و ساعات مفرح این نوع تفریحات ، قتل ها و حوادث ناگوار نیز از روی مستی و روابط عاشقانه ناخاسته و خود خاسته رخ می داد. کاباره های تهران از ساعت هشت و نه شب شروع و یکی دو ساعت بعد از نیمه شب تعطیل می شدند. در این قبیل کافه ها،همیشه چندنفر یکه بزن و بزن بهادر که نقش ماموران خصوصی را (با هماهنگی پلیس محل) بودند که مشتریان مزاحم را با اردنگی از کافه بیرون بیندازند
در کافه ها و کاباره ها آمدن  با خوانندگانی از نسل نخست چون قمر و... آغاز شد و در این اواخر که آغاسی و سوسن میدان دار شدند پایان یافت .  نمایش روحوضی از مهدی مصری وسعدی افشار هم از دیگر سرگرمی های کاباره ها بود.
در این مطلب به شکل گیری کاباره شکوفه نو یکی از مشهورترین کاباره های تهران عصر پهلوی پرداخته می  شود. این کاباره تنها یک کاباره نبود، بلکه محل تعیین و تغییر بسیاری از سیاست های کلان جامعه و حتی مقامات عالیرتبه به شمار می رفت . این محل در پس ظاهر مشهور اجتماعی اش هسته شکل گیری بسیاری از ماجراهای تعیین کننده و تاثیر گذار در روزگار خود بود.
حجازی کافه ای محقر را در خیابان خاکی ای در جنوب غربی تهران خرید و کم کم به توسعه و رشد آن دست زد تا در ادامه مسیر زمان بعدها کافه شکوفه نو را آفرید. كافه شكوفه  که از دو مغازه کوچک در چهار راه معزالسلطان  تشکیل می شد کافه ای بود که بعداً به كافه شكوفه نو تبديل شد و در جرگه معروفترين كاباره هاى ایران در آمد.
 دومغازه غذاخوری محقر را حجازی خریداری کرد و رونق داد و سرگرمی و مشروبات الکلی را نیز به همراه غذا افزود که از اقبال مشتریان برخوردار شد و همین نکته موجب گردید تا همگام با هجوم پیامد های تکنولوژی و غیره در تاسی به کاباره های آمریکا و اروپا و دیای غرب مبادرت به ساختن شکوفه نو که کافه ای جدید در شرق قلعه( روسپی خانه تهران) و ضلع غربی خیابان سی متری (کارگر) نماید. کاباره ای که دیگر رفتن بدان جا کار ساده ای نبود از قبل باید میز رزرو می کردید و ...
تاریخچه مختصری از این کاباره را از شماره 126 ،اسفند 1354
 مجله ستاره سینما  باز می خوانیم:
صنعت كاباره داري در ايران عمر چنداني ندارد و كاباره در ايران تكاملي از بنگاه هاي شادماني 35 تا 40 سال قبل مي باشد .در سال هاي نه چندان دور در عهد قاجاريه و خصوصا دوره حكومت ناصرالدين شاه كه به دوره ناصري معروف است وسائل طرب به ميزان وتنوع كنوني وجود نداشت .از راديو و تلويزيون و سينما خبري نبود .خوانندگان از تعداد انگشتان دست تجاوز نمي كردند .زن آوازه خوان وجود نداشت .در بزم هاي مدل آن روزگار كه عبارت ازتئاتر هاي روحوضي و سياه بازي بود بعلت اين كه مردم هنرنمايي زن را قبيح مي دانستند . كاباره داري در ايران تكاملي از بنگاه هاي شادماني مي باشد .بنگاه هاي شادماني هنوز هم بيادگار از آن روزگاران تك و توك درخيابان سيروس و سيمتري به چشم ميخورند .اولين بار در ايران ناصرالدين شاه قاجار در سفري كه به انگلستان نمود .يك دستگاه گرامافون از كمپاني فون انگلستان هديه گرفت و باخود به ايران آورد .
گويي بنگاه هاي شادماني شادي آفرين مجالس جشن عروسي و ختنه سوران آن دوران بوده است
.بنگاه هاي شادماني برنامه هايي تنظيم مي نمودند كه عموما شامل برنامه سياه بازي كه از محبوب ترين نمايشات آن زمان بود .ورقص هاي ملي و فولكوريك ،عربي ،تركي ،وغيره و ذالك بود
.البته اجراي اين برنامه ها فقط در مجالس خصوصي اشخاص صورت مي گرفت ومحل نمايش عمومي نداشت .اولين محل نمايش عمومي در محل كاباره شكوفه نو فعلي به نام «كافه شكوفه » به سرپرستي حجازي شروع بكار نمود (پدر پرويز حجازي مديرفعلي شكوفه نو وباكارا).درآن زمان محلي را كه عبارت از دو مغازه تو در تو بود ابتياع نمود وبه صورت سالن غذاخوري درآورد كه در آن جا مشروبات الكلي و انواع اغذيه سرو مي شد و در خلال اينكار افرادي نيز با سرگرم كردن مشتريان مشغول مي شدند اين برنامه هاي هنري عبارت بود از گربه رقصاني ،نمايش لوطي وعنتر والاغير ونهايه! كم كم استقبال مردم از برنامه هاي كافه شكوفه حجازي را برآن داشت كه در فكر ايجاد برنامه هاي ديگري به تقليد از برنامه هاي كاباره هاي آمريكا و اروپا كه وصف آن را شنيده بود ،بيفتد .
اين فكر با ورود فيلم هاي آمريكايي به ايران و نمايش واريته هاي موزيكال در اين فيلم ها در حجازي قوت گرفت .پس از آن حجازي به دنبال ايجاد برنامه هاي ابتكاري و متنوع هنري بود تا ذائقه اي را كه براي تماشاچيان و مشتريان صاحب دل !بوجودآورده بود به نحو مقتضي ارضاء نمايد،كم كم كافه شكوفه به شكوفه نو تبديل شد وصنعت جديد كاباره داري در ايران شكل گرفت .
پس از شكوفه معدود كاباره و كافه هاي ساز و ضربي ديگري در تهران
پاگرفت كه درحال حاضر شهرستان ها نيز تك و توك به داشتن كاباره هاي ساز وضربي مفتخر شده اند !از جمله برنامه هاي پرطرفدار كاباره جات !برنامه هاي فكاهي و آلوده به طنز مي باشد .پايه گذاران برنامه هاي فكاهي را سياه هاي نمايشات روحوضي ميدانند .از جمله سياه هاي معروف «مهدي مصري »نامي بوده است كه سالها با سياه كردن خود تماشاگران را نيز سياه كرده است !اخيرا نيز «سعدي افشار»نامي پيدا شده است كه موجب رونق بخشيدن وحيات جديد اين برنامه هنري سنتي ايران شده است .
صابر آتشين بيست و دو سال قبل در كافه شكوفه (شكوفه نو فعلي )به انجام برنامه هاي فكاهي مي پرداخت كه در اجراي اين نمايشات دختر هنرمندش «گوگوش » كه در ان سالهل سه چهار سالي بيشتر سن نداشت اورا ياري مي نمود .
وبرنامه هاي اين پدر و دختر هنرمند از محبوب ترين و پربيننده ترين برنامه هاي آنزمان بود .
برنامه هاي فكاهي صابر آتشين و گوگوش شروع خوبي بود براي كمدين هايي ديگري كه بعد از او به اين رشته هنري نمايش پيوستند…
 كمدين هايي چون :
برادران تقدسي ، برادران رسولي ، راما ، قاسم گلي و تعدادي ديگر .خوراك اوليه اين كمدين ها مطالب طنزآلودي در زمينه هاي اجتماعي مي باشد و.. .
بنابراين مي بينيد كه فكاهي سرايي و دامنه فكاهيات بسيار گسترش پيدا كرده است و همه به نوعي كمدين شده اند !در كاباره ها و كافه هاي ساز و ضربي براي هر كمدين ويا هر زوج كمدين نظير برادران رسولي يا تقدسي يا ايكس و غيره دستمزد معيني در حدود يكصد تا يكصد و پنجاه تومان براي هر شب اجراي برنامه پرداخت مي شود وكمدين در قبال ماهي سه تا چهار هزار تومان دستمزد بايستي پول لباس و دستمزد فكاهي سرا و طنز نويس بپردازد تا مطلبي براي اجرا بدست آورد .

خانه صداقت

خانه صداقت
غمگنانه بار دیگر خبر ویرانی یکی دیگر از بناهای تاریخی پایتخت «خانه تاریخی صداقت ویران شد.» در رسانه ها آمد. بعد از خرابی ابنیه تاریخی فراوانی چون سرای دلگشا وغیره، بازهم مردم تهران شاهد از میان رفتن خانه ای دیگر از آثار تاریخی و میراث فرهنگی این شهر هستند. معلوم نیست، چه سماجتی بر این کار است. اگر قرار است بساز و بفروشی خانه ای را بکوبد و بسازد و سرمایه ای را از این میانه بر دارد، چرا باید خانه تاریخی باشد. در شهری به بزرگی و وسعت تهران با این همه خانه کلنگی و زمین، چرا به این اندک بناهای تاریخی رحم نمی کنند و این طور بی رحمانه به جان آن ها افتاده اند یکی یکی دارند آن ها از میانه بر می دارند. خانه هایی که هویت و شناسنامه این شهرند. خانه هایی که آینه ای از تلاش و همت بلند گذشتگان اند. آینه ای تمام نما از معرفت معمارانه و اندیشه مبتکرانه آباء و اجداد این مردمان اند. ابنیه ای که مردم فرهنگ دوست و جوان ترها بدان دلبسته اند و پیوندی نوستالژیک دارند و هویت خود را در دانه دانه آجرها و دیگر مصالح آن های می جویند.
نکته مهم این که هر بار چنین خبری رسانه ای می شود، مسئولینی که خود وظیفه حفظ و حراست از این ابنیه را دارند هم پیوسته با مردم و خبرنگار و ... همصدا می شوند و از این روند شکایت و از مخربین گلایه دارند. اگر متولیان که نگاهبانان این ارزش ها در جامعه هستند عاجز از انجام وظایف خود باشند، تکلیف چیست؟ چه باید کرد؟
 مسلم است بی توجهی به پی آمدهای چنین تخریب ها و ویرانی آثار تاریخی و فرهنگی افزون بر مخدوش شدن وجهه دولت ایران در مجامع بین المللی و تضییع حقوق ملت ایران، موجب از بین رفتن اعتماد مردم از سازمان هایی چون میراث فرهنگی و دیگر ارگان های دولتی ذی ربط خواهد شد.
در کشورهای مترقی بخصوص کشورهای اروپایی مردم حق تخریب یک دیوار داخلی خانه های معمولی را ندارند، چه رسد به تخریب آن ها. ساکنان خانه ها فقط پس از سال ها می توانند با کسب اجازه از شهرداری و تایید کارشناسان ذی ربط، تغییرات جزیی داخلی را، آن هم تنها در خانه های معمولی انجام دهند و الا در مورد بناهای کمی قدیمی تر و یا ساختمان های خیابان های اصلی شهرهای بزرگ نظیر پاریس و لندن و غیره هرگز تخریب انجام نمی شود بلکه در مواردی استثنا و ضروری با تمهیدات فنی و محاسبات مهندسی تجدید بنا صورت می گیرد با این شرط که پوسته و دیوار نمای ساختمان به همانصورت حفظ گردد.
 دیدن خانه های معمولی دویست سیصد ساله در اروپای شمالی و یا دیگر کشورها امری است کاملا عادی آن ها سال هاست که به ارزش های نیاکانشان و اهمیت میراث فرهنگی و طبیعی و معنوی خود پی برده اند و با وضع قوانین بسیار سخت گیرانه راه را بر تعرض افراد سودجو بسته اند.
سال هاست بر اثر غفلت مسئولین و خود مردم، شماری از این آثار ارزنده در بافت تاریخی تهران یعنی محله های بازار و عود لاجان و چال میدان و سنگلج از میان رفته است و متاسفانه باز هم دارد از میان می رود.
 امر نگهداری و حفاظت از ابنیه تاریخی از وظایف و مسئولیت اخلاقی و اداری میراث فرهنگی و شهرداری و شورای شهر و... و حتی خود مردم است.
کهن ترین سابقه سکونت در تهران جایی اطراف سرپولک به دوران پیش از اسلام می رسد. امامزاده های متعدد تهران از آثار قرن نهم اند و جز اندک آثار صفویان عمده ابنیه تاریخی شهر مربوط به عصر قجر است.
معماری ارزشمند ایرانی - اسلامی قاجاری مجموعه ای دل انگیز از آجر کاری و گچبری ها و کاشی کاری های مرسوم  این عهد قجر است که براستی دل هر بیننده تهرانی و ایرانی را که به هویت شهرش و مرز و بومش می تپد و دل در گرو آن دارد، می انگیزاند و با خود به گذشته ها می برد و خاطره های دلنشین را زنده می کند و در کنج دلش حسرت گذشته را می نشاند.
بناهایی که مملو از نماد های معماری گذشته که با خود آرامش ولطافت در روحیه شخص را تضمین می کرد. بناهایی  شامل جلو خان ،سردر، دالان، صحن وسیع ، و مسجد با شبستان ، و ایوان مقرنس کاری و آب انبار و غیره هستند.
امروزه اهمیت حفظ و نگهداری این قبیل ابنیه که بخشی از هویت تاریخی  فرهنگی شهرهاست، بر کسی پوشیده نیست و امری نیست که چه بلحاظ فرهنگی و یا اقتصادی نیاز به اثبات داشته باشد. از این رو جامعه بین المللی و در راس آن یونسکو با اتخاذ اقدامات متعدد در صدد برآمده است تا درمورد صیانت و پاسداری از میراث معنوی و تنوع فرهنگی جهان اقدام کند. جمهوری اسلامی ایران به عنوان عضوی از جامعه بشری پیوسته در کنوانسیون های یونسکو شرکت نموده و حتی طی قطعنامه ای آمادگی خود را برای تاسیس مرکز مطالعه حفظ میراث معنوی آسیای میانه و جنوب غربی را به سی و چهارمین کنفرانس عمومی یونسکو تسلیم کرده است. بنابراین مسلم است بی توجهی به پی آمدهای چنین تخریب ها و ویرانی آثار تاریخی و فرهنگی وجهه ایران را در مجامع بین المللی خدشه دار خواهد کرد.
 اهداف کنوانسيون های متعدد یونسکو نظیر کنوانسیون های سال های 2001 و 2003 و پیمان ها و غیره با ترویج حفظ میراث  فرهنگی و معنوی از طریق آگاه سازی و ظرفیت سازی به این امر خطیر توجه دارد و اهداف این سازمان ضامن توسعه پايدار بوده، چنانکه در توصيه نامه يونسکو در پاسداري از فرهنگ سنتي و عامه تقویت همکاری ها میان کشورهای منطقه در زمینه شـناسایی ، مسـتند سازی ، پژوهش ، معرفی ، حفظ ، احیاء ، ترویج و ثبت نمونه های میراث معنوی است
اهداف اين کنوانسيون و به طور کلی یونسکو عبارتند از:
ترویج اهداف کنوانسيون و ترغيب و پايش این اهداف
تعهد به حفظ میراث فرهنگی
پاسداري از ميراث فرهنگي
تضمين احترام به ميراث فرهنگي توسط افراد ذي ربط
آگا هي رساني در سطح محلي، ملي و بين المللي درباره ميرات ميراث فرهنگي
بازآفريني تاريخ و تقویت حس هويت
و ایجاد یکپارچگی و بقای آن در میان مسئولان
چنانکه در بالا یاد شد مسولین(شورای شهر تهران) هم از این حادثه دچار شگفتی شده اند:

« مسجدجامعی در گفتگو با مهر: پیگیری تخریب خانه صداقت/ دلالان تاریخ تهران را به غارت برده‌اند عضو شورای شهر تهران با انتقاد از تخریب بنای تاریخی ـ قجری صداقت در محدوده تاریخی سنگلج گفت: متاسفانه دلالان و واسطه‌گران در زمینه تخریب بناهای تاریخی به سرعت عمل کرده و تاریخ این شهر را به غارت می برند.
احمد مسجد جامعی در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه این خانه‌ها سرمایه های ملی تهران هستند گفت: اینها خاطره ها و فرهنگ این شهر هستند که متاسفانه این نوع حرکتها شهر را به شهری بدون تاریخ تبدیل می کند.

وی با تشریح جزئیات تخریب خانه تاریخی صداقت گفت: روز جمعه که این تخریب آغاز شد در این منطقه حاضر شدم. اهالی محل نیز از تخریب قدیمی ترین و سابقه دار ترین خانه محل متاسف و نگران بودند. حتی یکی از بستگان مالک نیز از این که تلاش هایشان برای حفظ این بنا بی نتیجه ماند ابراز تاسف کرد.
مسجد جامعی یادآور شد: ظرفیتهای تاریخی تهران به اندازه‌ای است که با شهرهای تاریخی کشور قابل مقایسه است اما این ظرفیتها در حال غارت است که بسیار تاسف بار است. باید دید این بنای شاخص چگونه ازثبت ملی خارج شده و چگونه کلنگ طمع کاران آن را تخریب کرده است، این نکات تلخ باید پیگیری شود.
وی در پاسخ به این پرسش آیا شورای شهر  نمی تواند همانطور که در مورد باغات مرجع تصمیم گیری شد در چنین مواردی نیز تصمیم گیرنده نهایی باشد گفت: پیشنهاد خوبی است اما ظرفیت سرمایه گذاری مدیریت شهری به اندازه دستگاههای اجرایی ذی ربط نیست. دستگاهی که متولی پیگیری این موضوع است مدتهاست درگیر مسائلی چون ادغام و یا تغییر مدیریت یا فقدان مدیر است و سوء استفاده گران از این فرصت ها به خوبی استفاده می کنند. باوجود این کاستی ها باید منتظر اتفاقات مشابه بود.
عضو کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شهر تهران با اشاره به طرح شورای شهر در خصوص شناسایی خانه های قدیمی شهر تهران گفت: به دلیل آن که نهادهای متولی به این موضوع بی تفاوت بودند شورا طرحی را در این خصوص تهیه کرد و اعتبار آن نیز به تصویب رسید. این خانه ها در تهران شناسایی شده اند اما تضمینی برای حفاظت شان نیست وقتی می توان با حکم قضایی املاک ثبت شده را از ثبت ملی خارج و تخریب کرد.
خانه صداقت واقع در محدوده تاریخی سنگلج تهران و متعلق به دوره قاجار است. سرپرست معاونت میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی و گرشگری استان تهران 23 اسفندماه سال گذشته درباره این خانه تاریخی و وضعیت آن گفته بود این خانه از جمله بناهای باارزش منطقه منیریه و در محدوده تاریخی سنگلج تهران است که در اواخر دوره قاجار ساخته شده و از جمله آثار نادر شهر تهران به‌لحاظ معماری و تزیینات آجری منحصربه‌فرد است.
بهروز جلالی درباره وضعیت ثبت این خانه تاریخی در فهرست آثار ملی نیز توضیح داد: اگرچه پرونده ثبتی این بنا در سال 80 تهیه شد، ولی به‌دلیل مخالفت‌ها و دست‌اندازی‌های مالک کنونی، در فهرست آثار ملی به ثبت نرسیده است؛ اما با توجه به ارزشمندی این خانه، بناهای اطراف ملک و املاکی که متقاضی ساخت‌وساز بودند، با محدودیت‌های ارتفاعی روبه‌رو شده‌اند.
مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران ـ محمدابراهیم لاریجانی ـ نیز 24 اسفندماه سال گذشته درباره این خانه تاریخی گفت: ثبت یک ملک به‌جز این‌که حفظ یک بنای تاریخی است، بازگوکننده یک دوران معماری و یک اصل است. با این کار، همه تفکرات معمار و هنرهای آن دوره حفظ می‌شود. در تهران نیز با توجه به پایتخت بودن و قدمت 200 ساله‌اش، همچنین توسعه شهرسازی، بناهایی مانند خانه «صداقت» که در محدوده دیوار ناصری شهر تهران قرار گرفته‌اند، باید حفظ شوند تا با توسعه شهری، هویت خود را از دست ندهیم.
خانه تاریخی صداقت بین چهارراه لشگر و میدان منیریه، در خیابان معیری، کوچه صداقت واقع شده است.»

<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>

نتایج 64 - 72 از 373

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده
ارتباط با مولف

جستجو
حاضرین در سایت
9 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز76
دیروز119
تا کنون2216830
آمار سایت


تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.