سه شنبه 21 آبان 1398

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow بلاگ

آجین کردن کوزه

آجین کردن کوزه
آجیدن، آژدن، آژیدن، آجدن یعنی سوزن زدن، فرو بردن سوزن، درفش، نیشتر و مانند آن در چیزی/ فرهنگ معین.
آجین کردن کوزه راهی بود، برای خنک نمودن آب آشامیدنی. در تهران قدیم به روزگاری که برق پا به زندگی مردم نگذاشته بود، تهرانی ها چون دیگر هموطنان از کوزه برای نگهداری آب آشامیدنی استفاده می کردند. آنان بر اثر تجربه آموخته بودند که اگر کوزه را با مهارتی خاص آجین کنند، می توانند دمای آب را تا چند درجه سرد تر کنند.
نحوه کار بدین صورت بود که کوزه های مدتی کارکرده (دست کم سالی از آن گذشته باشد) را افراد کار بلد می گرفتند و سطح بیرونی آن را با مهارتی در خور توجه، توسط نوک تیز تیشه تکه تکه می کندند، گونه ای که کوزه نشکند و سوراخ نشود، چیزی شبیه صورت افراد آبله گون و بدین ترتیب کوزه ای پدید می آمد که در قیاس با وضع قبلی اش می توانست تا چند درجه آب را خنک تر کند. این عمل را آجین کردن می گفتند.

تهرانی ها نباید مردگان را در خانه دفن کنند!

تهرانی ها نباید مردگان را در خانه دفن کنند!

تا همین اواخر قاجاریه برخی از تهرانی ها مردگانشان را در خانه دفن می کردند،  تا این که در کودتای 1299 خورشیدی سیدضیاء با صدور دستورالعملی از این کار ممانعت کرد و دفن مردگان در خانه ها ممنوع شد. این مطلب شرحی کوتاه از نحوه دفن مردگان در تهران قدیم است:
حدود دو سده پیش که تهران پایتخت نشده بود، این شهر کوچک نیز مانند تمام آبادی های اطرافش آنقدر جا داشت تا مردگانش را در دل اراضی خود جا دهد. رفتاری که در سراسر این سرزمین در روستا و شهر شیوع و رواج داشت.
از اتفاق قرن ها بود که نه تنها خاک تهران مردگان ساکنان خود بلکه پذیرای متوفیات دیگر شهرها و آبادی ها و ... نیز بود. همین رفتار تهرانی موجب دفن امامزادگانی در سده های نهم و دهم از قبیل امامزاده های؛ سید اسماعیل و سید ناصرالدین و یحیی و زید و .... در تهران شد. بدان روزگار بیشتر مردگان شهر ری در تهران دفن می شدند، اما پس از پایتختی رفته رفته وضع رو به تغییر نهاد. ابتدا تمام قبرستان های داخل حصار صفوی و بعد ناصری نظیر محوطه امامزاده های؛ سید ولی و سید ناصرالدین و سید اسماعیل و یحیی و زید و ... بلکه قبرستان های قاسم آباد در ابتدای پامنار و مسگرآباد و دولاب و غیره هم پر شد. بعد نوبت به آبادی هایی که تهران بلعیده بود، رسید، همچون ونک و پونک و اوین و نارمک و .... طرشت که هر یک قبرستانی داشتند، آن ها هم دیگر گنجایش نداشتند، بعد از آن سراغ قبرستان های شهر ری مانند امامزاده عبدالله و باغ طوطی و ابن بابویه و غیره  رسید، آن ها هم بزودی پر شد، سپس دیو توسعه و گسترش، پارا فراتر نهاد و به کیلومترها دور تر از شهر ری نیز تجاوز کرد و تا نیمه های راه قم رفت و هکتارها از خاک آن منطقه را اشغال کرد و ...
 سیاستی که همه ایرانیان را در این شهر گرد آورد، جز این که سراسر آب های کشور را این جا آورند و همه اراضی را به قبرستان اختصاص دهند، عاقبتی نخواهد داشت.
 
در دوره ناصری که هنوز پایتخت بلدیه ای (شهرداری) نداشت و تشکیلاتی ابتدایی ای چون احتسابیه امور بسیار ساده شهری را مدیریت می کرد، ناصرالدین شاه فرمانی در پانزدهمین روز رمضان سال 1286 قمری به نام علی‌خان امین حضور صادر کرد که به دفن مردگان هم اشاره شده است :
«... دستورالعمل امین‌حضور برای پاکیزگی شهر طهران از محلات و کوچه‌های خارج و داخل...
ثامناً؛ رختشورخانه‌ها که در شهر و خارج و مبال‌ها و قبرستان‌هایی با دیوار در خارج شهر که با اطلاع حکیم‌باشی قرار شده بسازند
تاسعا؛ ...مراقب باشند در شهر مرده دفن نکنند.»
وضع مردم به همان منوال می گذشت، تا سال 1299 خورشیدی که سید ضیاء همراه رضا خان میر پنج دست به کودتا زد و تهران را تصرف کرد. دولت کودتا مقراراتی را به مورد اجرا گذارد.
مقرارت و قوانین کودتایی سید ضیاء :
«...
5.    کسی حق ندارد، جنازه بستگان خود را در خانه بشوید و دفن کند. (بسیاری از مردم تهران مردگانشان را در حیاط خانه می شستند، غسل می دادند و در همان جا دفن می کردند. در همه محله ها و خانواده ها کسانی بودند ،که با اعمال کفن و دفن تشریفات دینی آن و برگزاری نماز میت و . . . آشنا داشتند و از این بابت مردم را هزینه ای نصیب نمی شد.)
6.  افزون بر خانه ها مردم حق ندارند، در مساجد و امامزاده های داخل شهر هم به دفن اموات خود اقدام کنند و باید در گذشتگان را در گورستان های خارج شهر، نظیر؛ مسگر آباد، سلیمانیه و امامزاده عبدالله و حضرت عبدالعظیم و . . .  مدفون سازند... »
    طرحی برای تعیین قبرستانی برای تهران در سال ۱۳۳۴ خورشیدی ، در شورای شهر شهرداری تهران به بحث گذاشته و تصویب شد، اما به طور عملی در سال ۱۳۴۵، با مشخص شدن املاک‌ احداث گورستان آغاز شد و گورستان در زمینی به وسعت ۴۰۰ هکتار در سوم خرداد سال ۱۳۴۹، در ۲۰ کیلومتری جنوب تهران‌، جاده قدیم تهران- قم‌ گشایش یافت‌.
این گورستان را بهشت‌زهرا نامیدند و امروز سازمان  بهشت زهرا  برای آسایش و راحتی و سرعت هر چه بیش‌تر اجرای مراسم برای بازماندگان متوفیان‌ مجهز به سیستم کامپیوتری است
و امکاناتی چون زایر سرا، استراحت‌گاه‌، سرویس‌های بهداشتی‌، توقف‌گاه و آمبولانس‌ و سالن پذیرایی‌، و ... دارد
    در مجموع‌، سازمان بهشت‌زهرا تاکنون از حدود ۳۰۰ قطعه تشکیل شده است‌. ۲۸ قطعه مخصوص دادن خدمات رفاهی به مراجعه‌کنندگان و بخش اداری است و بقیه با گنجایش هر قطعه ۴۰۰۰ نفر برای دفن در نظر گرفته شده است‌.
    در بهشت‌زهرا هم‌چنین‌، شهدای جنگ تحمیلی و بزرگانی چون آیت‌الله طالقانی‌، بهشتی‌، باهنر و ... به خاک سپرده شده‌اند.
    در حال حاضر، حدود ۱۸۰ هکتار از زمین‌های گورستان درخت‌کاری‌، گل‌کاری و چمن‌کاری شده و گل خانه آن با ظرفیت ۲/۵ میلیون نشای فصلی‌، درختچه و انواع گل‌های زینتی‌، از فعال‌ترین واحدهای پرورش گل و گیاه در سطح شهر به حساب می آید.

نبود جا برای دفن اموات تهرانی یکی از معضلات کلان شهر تهران شده بود ولی بالاخره بهشت زهرا گسترش یافت و مرده‌های تهرانی‌ها در محل جدید دفن شدند.
شهرداری تهران: دفن اموات در گورستان جدید آغاز شده است.
وی ادامه داد: بهشت زهرا جدید حدود ۱۶۰ هکتار است ولی در تمام آن دفن انجام نمی‌شود بلکه بخشی از آن تبدیل به پارک و غیره می‌شود.
قائم مقام معاون شهردارگفت: این زمین به وسعت ۱۳۴ هکتار است.
 
 ابن‌بابویه نخستین گورستان شهرری و دومین گورستان تهران است که بسیاری از مشاهیر ایران در آن دفن هستند. از مشاهیر دفن‌شده در ابن‌بابویه می‌توان به علی‌اکبر دهخدا، غلامرضا تختی، میرزاده عشقی، موذن‌زاده اردبیلی و... اشاره کرد.
 باغ طوطی گورستانی است در کنار حرم شاه‌عبدالعظیم در شهرری، نـزدیک تهران. آرامـگاه ستارخـان، شیخ محمد خیابانی، ازغندی در این گورستان واقع شده است.
 
زمانی میدان حسن‌آباد فعلی بیرون شهر بود و به جای ایستگاه آتش‌نشانی کنونی، یکی از گورستان های تهران بود. کلهر خوشنویس و پهلوان اکبر خراسانی و ... در این قبرستان مدفون اند
 در دوران پهلوی دوم، گورستان مسگرآباد معروف شد و برای نخستین بار اداره متوفیات مجهز به آمبولانس شروع به کار کرد .گورستان مسگرآباد در محدوده فرهنگسرای خاوران فعلی قرار دارد.
 
 گورستان کاتولیک لهستانی‌ها
گورستان کاتولیک لهستانی‌های تهران، گورستانی در محله دولاب در جنوب شهر تهران است که آرامگاه‌1892 شهروند لهستانی در آن قرار دارد که همگی در سال‌1942 میلادی درگذشته‌اند. از این تعداد، 408‌ قبر متعلق به نظامیان لهستانی در جنگ جهانی دوم است.
 
 گورستان های امامزاده صالح، امامزاده قاسم، امامزاده اسماعیل ، امامزاده های پونک، امامزاده های لویزان،امامزاده های چیذر، امامزاده های کن، امامزاده داود، امامزاده های فرحزاد و ... شماری از قبرستان های بیشمار تهران است.

نباید از نظر دور داشت که هموطنان زرتشتی در تهران مانند دیگر همکیشان خود تا اوایل قرن چهاردهم شمسی بنا بر توصیه دینی خود از روش دفن استفاده نمی کردند، بلکه مردگان را در معرض فضای باز قرار می دادند تا گوشت آن ها خوراک پرندگان می شد و سپس استخوان ها را در استودان قرار می دادند. در شهر ری دخمه یا برج خاموشان که مخصوص این عمل زردشتیان بود باقی است.
«روش دفن مردگان درزمان قدیم توسط زرتشتیان
تا نزديك شصت سال پيش زرتشتيان ايران در شهرهای کرمان، يزد، تهران و ديگر شهرهای زرتشتي نشين برای از بين بردن تن در گذشتگان خود از دخمه يا برج خاموشان بهره مي‌بردند که ... به وسيله آقای مانکجی ليمجی هاتريا که حدود 1233 خورشيدی از سوی پارسيان بمبئی برای بهبود وضع اجتماعی و دينی زرتشتيان ايران به پس از آن در تهران از ميانه دهه 1310 و در کرمان پس از دهه 1320 ودر يزد پس از دهه 1340 دخمه ها تبديل به آرامگاه‌ها شدند.
دخمه استوانه ای در جایی مرتفع بود که با دیوار خشتی می ساختند و از طریق پلکانی که به درب دخمه متصل بود به داخل می رفتند ...

سطح دايره داخل دخمه به چهار بخش تقسيم بندی شده است
نوار دایره ی انتهایی متصل به دیوار پیرامون دخمه كه مخصوص مردهاست.
           نوار دایره ی میانی بعد از قسمت مردها كه مخصوص زنهاست.
           نوار دایره ی داخلی بعد از زنها كه مخصوص كودكان است.
           نهایتا" در مركز دایره چاه استودان یعنی استخوان دان است كه كه سنگ متحركی به نام ارویس در ته آن چاه وجود دارد . استودان یا وهنده عبارت است از چاهی در میان دخمه كه به سنگ مفروش است و وقتی اجساد به وسیله ی مرغان لاشه خور از گوشت و پوست تهی شده و تحت تاثیر آفتاب كاملا" خشك می شدند ، استخوانها را در آن چاه می ریختند تا تبدیل به خاك شوند و اینجا بود كه توانگر و درویش به گاه مرگ در ته این چاه یكسان می شدند. /آیین دین زرتشتی، مهرگان موبد سیاوخش، چاپ؛ بمبئی /روش تدفین در ایران باستان، فریدون شیرمرد فرهمند .
گيرشمن در کتاب ايران از آغاز تا اسلام به اين نکته اشاره مي کند که پيشينيان مرده را نمي بايست به خاک بسپارند يا بسوزانند و يا در آب غرق کنند زيرا بيم داشتند که بدين وسيله سه آخشيج مقدس زمين، آتش و آب را آلوده سازند پس مي توان عنوان کرد که عرضه تن مردگان به پرندگان در دخمه از زمانهای خيلی دور شايد از زمان مادها در سرزمين ايران رايج شده است و هدف پاکيزه ماندن خاک، آتش و آب بوده است.
استودان گبرها
استودان گبرها یا استخوان‌دان گبرها، در شهرری و دامنه شمالی کوه بی‌بی‌شهربانو قرار دارد. تاریخ احداث این دخمه ظاهرا به زمان ساسانیان و شاید جلوتر بازگردد.

پارکینگ طبقاتی یا تراموای اسبی

         

           
   

يكشنبه 12 تير 1390
       


پارکینگ طبقاتی یا تراموای اسبی
                                                                             هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
                                                                              باز جوید روزگار وصل خویش
اگر روزی اختراع اتومبیل در کالبد خسته هزاران ساله حمل و نقل کهنسال جهان که بر پشت خمیده چارپایان سنگینی می کرد، جانی تازه دمید و استفاده از آن به سرعت عالم گیر شد و با گذشت زمانی نه چندان دیر عصر طلایی و افتخار آمیزش را در سراسر گیتی جشن گرفت ولی امروز با عبور از مرزکمی بیش از صد سالگی عمرش، بشر با شک و تردید بدان می نگرد.
آن روز بشر شادمان از پیدایی این وسیله فکر می کرد که  با آن سرعتش را در زندگی می افزاید وقتش را صرفه جویی می کند و سریع تر و راحت تر از هر وسیله حیوان بری او را به مقصد می رساند . گمان می کرد حیوان زبان بسته بارکش را هم با آمدن آن از آزار و اذیت هزاران ساله می رهاند.
اما دریغ که خیالی باطل بود.زیرا انسان معاصر با  گذار از دوران هزاران ساله کشاورزی قدم به عصر صنعتی گذارد و با کمک اتومبیل و دیگر ارمغان های این عصر به اقصی نقاط عالم که هنوز پایش بدانجا نرسیده بود راه یافت و به چنان قدرت مخوفی دست یافت که نه تنها حیوان های بارکش که حیواناتی را هم که دور از چشم انسان در گوشه و کنار گیتی می زیستند، شناخت و از گزند خود بی نصیبشان نگذاشت. یکی یکی نسل این بی زبانان را در آتش طمع ورزی خود سوزاند و از میان برد .تنها با گذشت یک سده آدمی روزگار این زبان بستگان را سیاه  و عمرشان را تباه کرد، تا جایی که گویی تخمشان را ملخ خورده است. بسیاری از گونه های جانوری و گیاهی در این سده از میان رفته اند.فقط در یکی دو دهه از سده نوزده میلادی سه میلیون بوفالو در امریکا نابود شد و نسل آن در وضعیت انقراض قرار گرفت(در صورتی که هزاران سال سرخپوستان  در کنار آن ها زندگی کرده بودند.) .ژاپن،‌ ايسلند و نروژ هر ساله حدود دو هزار نهنگ را شكار مي‌كنند و اين موضوع توسط 88 عضو كميسيون بين‌المللي شكار نهنگ نيز حمايت مي‌شود. اين در حاليست كه نسل اين ماهي غول‌پيكر در خطر انقراض است.روس ها در گزارشی كه به كمیسیون منابع خزر ارائه كردند به كشتن 3746 فك اعتراف نمودند   در حالی که حفاظت از فک ها به قرن نوزدهم می رسد  .در سال های اخیر اعلام شده نسل این حیوان هم در حال انقراض است.بسیاری ازگونه های جانوری و گیاهی موجود نیز دارند نابود می شوند. تا سال 2050 با این روند دریاها از ماهی تهی می شود.و این همه از وجود اتومبیل و ...تمدن صنعتی است.
 اتومبیل و دیگر دست آورد های عصر جدید سبب برتری ناگهانی و نابرابر بشر بر طبیعت شد و آدم بی انصاف را حاکم بلا منازع کره خاکی کرد و او را قدرتی عظیم بخشید. قدرتی که هر گاه آدمی در طول تاریخش به چنگ آورده با کمک خوی جانوری اجدادی اش جز براه خرابی و نابودی بکار نبسته است. بشر از روزی که زورش بر طبیعت و طبیعتیان غالب شد دیگر مانعی در راه ویرانگری این کره مسکون مقابلش  نایستاد .
پیدائی تمدن 300 ساله صنعتی همه کشورهای صنعتی پیشرفته و دیگران را دچار آشفتگی کرد . درک این نکته ، راز بسیاری از تعارضات اجتماعی و سیاسی جهان کنونی را بر ما آشکار می سازد . بقول الوین تافلر نظام صنعتی که چیزی بیش از دودکش ها و خط تولید کارخانه ها و تولید انبوه بود ، موجی به راه انداخت که بسیار قدرتمند بود . موجی که در تمامی جنبه های زندگی اثر گذارد و همه خصایص عصر کشاورزی را مورد حمله قرار داد .نظامی براه انداخت که تراکتور را به مزرعه و ماشین تحریر را به اداره و یخچال را به آشپز خانه برد .روزنامه ، سینما ، مترو ، هواپیما ، و... براه افتادند.نمای خارجی ساختمان ها ، صندلی های یارسلونی ، تحصن کارگران ، قرص های ویتامین و ضد حاملگی و طول عمر دراز تر به ارمغان آورد .
گو این که دوران صنعتی نتایج مثبت فراوانی با خود داشت و بظاهر برتری انسان را بر طبیعت(سلطه بشر بر طبیعت توهم است) زوال ناپذیر نمود ولی با این همه، امروز گویی آه و ناله آن جانوران و کوه و دشت و دریا یقه بشر را گرفته  و همین اتومبیل ساخته دست خود او و دیگر ارمغان های این روزگار، دارد انتقام طبیعت را از آدمی می کشد. مدت هاست انسان از این وسیله خود ساخته خسته شده و آسایش و راحتی اش را گرفته و اضطراب و پریشانی را که هدیه همین عصر است تجربه کرده و زندگی اش آکنده از دلهره شده است. انسان امروزی بیش از رنج تمام دوران حیات آدم بر کره خاکی از اتومبیل در رنج و عذاب است.سونامی و توفان های مهیب،بارش های سیل آفرین،خشکسالی،رانش زمین،زلزله های خانمان سوز و گرما و... همه محصول عصر صنعت است.
در دوران کشاورزی ،زندگی مردم در خانواده های بزرگ و چند نسلی سپری می شد و اقوام دائی ، عمه ، خاله ، شوهر ، مادر بزرگ ، پدر بزرگ ، اغلب زیر یک سقف بسر می بردند و به صورت گروهی و به عنوان یک واحد تولیدی اقتصادی ، با هم کار می کردند.
اما در عصر جدید با نیاز به کار در کارخانه ها و شهرهای صنعتی ، خانواده ها نیز از هم پاشیدند مهاجرت به شهرها رشته خانواده ها را از هم کسست.کیفیت زندگی روزمره بطور هولناکی بد شد ،نزاع و مرافعه، سرعت اضطراب آور ، صف بنزین ،قناعت ناموفق،بهم نرسیدن خرج و دخل، ترافیک ، عصبانیت ها و... ، اعصاب انسان امروزی را خراب کرد. این وضعیت انسانی را پدید آورد که دیوانه وار در جستجوی هویت خویش است تا بتواند شخصیتش را دوباره  وحدت بخشد و برای ایجاد یک زندگی عاطفی دلپذیر ، گمگشته خویش را بیابد.
عده ای با آوردن سگ و گربه به اتاقشان ،پاره ای با مسافرت تفریحی ، و تورهای گشت ، دسته ای با پناه بردن به مواد مخدر و جمعی با کار زیاد  یا از طرق دیگربا افسردگی و تنهایی و درد دنیای صنعتی به جنگ بر خواسته اند.
مدت هاست جامعه خودرو سالار، آدمی را اسیر خود کرده و این درد چون سرطانی بی علاج بر پیکر زندگی انسان چنگ انداخته و روز و شبش را سیاه کرده است .حالا دیگر بی آن زندگی برایش امکان ندارد  و با وجود آن جانش در خطر و عذاب است. سالانه یك میلیون و 300 هزار نفر در سراسر جهان بر اثر تصادفات كشته و 50 میلیون نفر مجروح و اغلب معلول می شوند،و بر اساس آمارهای جهانی اگر تا سال 2020 میلادی اقدام عاجلی صورت نگیرد، میزان تلفات تصادفات جاده‌ای در جهان به 2 برابر افزایش خواهد یافت.
حالا دیگر اشرف مخلوقات نه راه پس دارد نه راه پیش (خود کرده را تدبیر نیست).جاده را که هزاران سال پیش اجدادش بسیار محدود بر این خاک آفرید تا شریان حیات بخش اش باشد .غافلانه به تمامی نقاط گیتی کشیده است(اخیرا جاده ای بر پیکر کوه دماوند کشیده اند.) جاده ای که امروز به هر نقطه ای از زمین می رسد با نفیر مرگ و نیستی خود آلودگی را بر طبیعت تحمیل می کند.
بشر امروزی سراسر عالم را به شهر تبدیل کرده و همه شهر ها را خیابان و همه خیابان ها و معابر را به تسخیر این وسیله در آورده است. هر روز بزرگراهی بر معابر شهر افزوده می شود اما بلافاصله آن بزرگراه پر از اتومبیل می گردد بی آن که از فشار بر دیگر معابر چیزی کم شود گویی این سرطان همین طور در حال پیشروی است و مانعی جلودارش نیست.تا جایی که گویی دیگر پیاده در این شهر ها حقی ندارد. هر روز خانه ها و کوچه ها را خراب  و بزرگراه می کنند و راه را برای اتومبیل گشاد می نمایند و برای عابر پیاده تنگ.
از وجود اتومبیل، تهران 4کیلومتری  بسرعت به 740کیلومتر رسید. یعنی تمام روستا ها و قرای اطراف تهران و همه طبیعت این ناحیه  از میان رفت تا این کلان شهر آلوده و رنج آور پدید آید. بدین ترتیب طبیعتی که همه چیزش سر جای خودش و متعادل بود نابود شد و تهرانی پیدا شد که چون عفریت مرگ آسایش و سلامت و فرهنگ و مهربانی را بکام خود فرو برده است.
شهرداری تهران اعلام کرده حدود ۳۳ کیلومتر مربع از سطح شهر را بزرگراه پوشش داده است.چیزی حدود 5/4درصد مساحت شهر.در صورتی که واقع بینانه اگر خیابان ها و کوچه های فرعی، تونل مترو،سطح پایانه های مسافربری ، توقفگاه های شرکت واحد،توقفگاه های سطح شهر، پیاده رو هایی که اتومبیل و موتور سیکلت پارک می کنند،توقفگاه های کارخانه های ایران خودرو و سایپا  و فرودگاه های نظامی و غیر نظامی و پارکینگ خانه ها و ... را بدان بیفزاییم خواهیم دید،بخش مالکیت اتومبیل از سهم ساکنین شهر بیشتر است .در کوچه های تنگ تمام سطح پیاده رو  را اتومبیل اشغال کرده و عابر بیچاره فضایی برای عبور ندارد و باید با جستن از این سوی جوی به آن سو و یا خزیدن از لابلای اتومبیل و موتور و دیوار و درخت راهی را برای فرار از مخمصه بیابد.حال اگر این رهگذر پیر و فرتوت باشد و یا کودک ناتوان و زن باردار دیگر تکلیفش روشن است با این وضعیت حال و روز معلول بینوایی که مغرور است و می خواهد بار زندگی اش را به دوش خانواده نیاندازد تا خود از عهده امورش بر آید، معلوم است.سرنوشتش با کرم الکاتبین است.در حقیقت بشر متمدن با کمک اتومبیل همه جانداران و طبیعت را اسیر خود کرده است و بی آن که بداند و یا بخواهد خود را اسیر اتومبیل.
در سال 1914 همزمان با شروع جنگ جهانی اول، فورد اولین خط تولید اتومبیل در جهان را ایجاد کرد و تولید به 472 هزار اتومبیل در سال افزایش یافت.و این آغاز عصر غم انگیز و فاجعه آمیز بشر بود گو این که بشر آن روز  مست از باده فتح و پیروزی بی خبر از عاقبت این عمل بود. که با این کار راهی را گشود تا امروز سالی ده ها میلیون اتومبیل روانه محیط زندگی اش شود و بدین ترتیب همه چیز را آلوده و نابود سازد.
 اوزونی که در سطح زمین تولید می شود،برای سلامت انسان بسیار مضر وکشنده است و اتومبیل اصلی ترین منبع تولید اوزون است. مه دود اوزونی سبب نابودی درختان کاج و محصولات کشاورزی و موجب بروز  مشکلاتی فراوان برای بشر می شود.این آلودگی هواست که طبیعت زیبا را نابود می‌کند و زندگی سالم را نه تنها از انسان‌ بلکه از تمام موجودات می گیرد و اتومبیل بزرگترین آلوده کننده هواست. تهران در این چهل روز اخیر مدام هوایش آلوده بوده و از این آلودگی میلیارد ها تومان خسارت به مردم وارد شده و هزاران نفر سلامت خود را از دست داده اند.
آدمیزاد در این عصر به کمک اتومبیل و دیگر تجهیزات این زمانه نه تنها هوا بلکه آب را نیز آلوده کرده است (چاه های توالت و فاضلاب های صنعتی و نفت و حشره کش ها ، و دترجنت ها و... سبب آلودگی های شدید شیمیایی و میکروبی می شود).
انسان درهمین زمان صد ساله نفت میلیون ها سال مانده در اعماق زمین را بیرون کشید و آتش زد و آب هزاران سال ذخیره شده منابع زیرزمینی را بپایان رساند.
حدود ۵۰ درصد جمعیت دنیا از نظر آب شرب متکی به همین آب‌های زیرزمینی هستند.با این کار سطح آب‌های زیرزمینی در منطقه روز به روز افت کرده و سرانجام به جایی خواهد رسید که آبی برای استخراج وجود نخواهد داشت. پایین افتادن سطح آب‌های زیرزمینی به معنای خشک شدن مناطق پایین دست و از بین رفتن چاه‌ها، قنات‌ها و چشمه‌های آن است.
در سال ۲۰۰۵ میلادی چین، هند و ایران رتبه‌های اول تا سوم برداشت بیش از حد از منابع زیرزمینی آب را داشته‌اند.در اطراف کرج سطح آب های زیر زمینی به چند صد متر رسیده است و این یعنی فاجعه.
 بشر در عصر کشاورزی با استفاده از گاو آهن ، منجنیق، چرخ ها ، اهرم ها و جرثقیل های ساده  انرژی مورد نیاز خود را از نیروی عضلانی انسان و حیوان و یا از خورشید و باد وباران می گرفت .درختان جنگل ها را برای ایجاد گرما قطع می کرد و از چرخ چاه برای بیرون کشیدن آب مورد نیازش استفاده می کرد. سنگ آسیاب را با آب و یا با باد بکار می انداخت.با گاو آهن شخم می زد.تخمین زده اند که اروپا تا زمان انقلاب فرانسه انرژی مورد نیاز خود را از حدود 14 میلیون راس اسب و 24 میلیون راس گاو تامین می کرد.
بنابراین ؛ تمامی انرژی دوران کشاورزی احیا شدنی بود.در صورتی که به عکس انرژی تمدن جدید از زغال و گاز و نفت یعنی از سوخت فسیلی است . یعنی با استفاده از ذخایر زیر زمینی و تجدید ناپذیر است
مصرف انرژی در جهان روز به روز در حال افزایش است و اشتهای بشر هر روز بیشتر می شود. بیشتر شدن جمعیت جهان و روند رو به رشد اقتصاد کشورها، نیاز به انرژی بیشتر را اجتناب ناپذیر کرده است.
افزایش مصرف و تقاضای انرژی ، تولید نفت و زغال سنگ به عنوان مهمترین منابع تامین کننده انرژی جهان در حال کاهش است و منابع فسیلی نفت و گاز با سرعتی که امروز به مصرف می رسند با توجه به ذخایر شناخته شده فقط ۵۰ تا ۶۰ سال دیگر دوام خواهند داشت.وضعیت منابع زغال سنگ نیز شبیه نفت و گاز است تا پایان قرن دوام نخواهد آورد.
جنگل ها نیز در این صد سال اخیر قربانی سودجویی بشر شده است.یک پنجم جنگل‌های مانگرو جهان تنها ظرف 30 سال گذشته نابود شده‌است.طبق گزارش سازمان ملل متحد بیش از یک پنجم از جنگل‌های مانگرو جهان از سال 1980 به بعد ناپدید شده‌است. سالانه 13میلیون هکتار از جنگل ها قربانی سود جویی بشر می شود.
انبوه جمعیت هم زاییده همین عصر است. جمعیت کنونی جهان شش میلیارد و نهصد و هشت میلیون نفر است و در سال 2050 به نه میلیارد و یکصد و پنجاه میلیون نفر خواهد رسید.جمعیتی که بیش از توان این کره خاکی است و این بغرنجی فاجعه را صد چندان می کند. کره خاکی توان تحمل 9 میلیارد جمعیت را ندارد.
در سال های اخیر یخچال های قطب شمال و جنوب کره زمین 40 در صد حجم خود را از دست داده اند.
بله این است قصه امروز گیتی، به هر روی بشر باید مشکل آینده را خود حل کند و البته حل هم خواهد کرد.الوین تافلر و بسیاری از هم اندیشان او معتقدند انسان بر این درد هولناک غلبه خواهد نمود.تافلر می گوید در تمدن موج سوم یعنی دوران فرا صنعتی که دو سه دهه است آغاز شده،انسان به طور بی سابقه ای قوی تر ، عاقل تر ، باهوش تر خواهد شد ، بدنش هماهنگ تر ، حرکاتش موزون تر ، صدایش خوش الحان تر  می شود . شیوه زندگی اش کیفیت پرهیجان تری بخود خواهد گرفت و انسان متوسط به سطح ارسطو، گوته ، مارکس خواهد رسید .
بنا بر این با این توصیف نمی توان در مقابل پیامدهای عصر صنعت موضع انفعالی گرفت باید مقابلش ایستاد و ابتکار عمل را دست گرفت.تهران نباید بدین گونه رها می شد تا ناگهان انبوه جمعیتی با این حجم در آن گرد آیند که خود و دیگر هموطنان را در سراسر کشور دچار مشکل کنند. در سال های پایانی حکومت محمد رضا پهلوی این شهر دارای محدوده های 5ساله و 25ساله بود(در سال 1347خ./فوريه 1969م. مقررات مربوط به محدوده 25 ساله تهران به اجرا در آمد و ايجاد ساختمان و دادن خدمات شهري در خارج از محدوده ممنوع گرديد پس از پيروزي انقلاب در 22 بهمن 1357، اين مقررات ناديده گرفته شد .) و شهرداری اجازه صدور پروانه ساخت به شهروندان  در تمامی اراضی پایتخت را نداشت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی  به این ضابطه حیاتی تهران مسولان وقعی ننهادند در سال های اخیر حجم ساخت و ساز در این شهر غافلانه آن قدر بوده که تا حدود یک ششم جمعیت کشور در تهران گرد آمده اند.اکنون که این فاجعه رخ داده است با محدود کردن ساخت و ساز و متوقف کردن رشد جمعیت و تمهیدات دیگری از این دست باید پایتخت را از این گرفتاری هولناک رهانید.حیاتی ترین آن ها جلوگیری  از آمد و شد اتومبیل به مرکز شهر است .باید بسیاری از خیابان های مرکزی را که از اتفاق در سرا شیبی هم نیستند بروی اتومبیل ها بست و مسیر دوچرخه و سه چرخه های باربر و مسافربر را در آن ها راه انداخت و پاره ای از آن ها را تبدیل به پیاده راه کرد و باید همچون گذشته در تهران تراموای اسبی را در این خیابان های کم شیب براه انداخت و به عکس تصور برخی از کارشناسان ترافیکی پایتخت که خیابان ها را گشاد می کنند و بر تعدادشان می فزایند، باید محل عبور اتومبیل را در مرکز شهر محدود نمود و بر سطح عبور رهگذران اضافه کرد .زیرا آن کار هجوم اتومبیل را در خیابان های مرکزی موجب می شود و خود باعث ازدحام و آلودگی هوا و ... می گردد در صورتی که بستن راه بر اتومبیل ها نه تنها سبب دیر رسیدن مردم به مقصد نمی شود بلکه قطع به یقین با خلوت شدن خیابان ها مردم سریع تر به مقاصدشان خواهند رسید و نیز هوای پاک و آرامش و ... را هم بدین ترتیب برای آنان به ارمغان خواهیم آورد.
در این باره باید از تجارب کشور های مترقی که چهل پنجاه سال قبل با این مشکلات روبرو شده اند و با نظر کارشناسان زبده خود توانسته اند بر کاستی های شهر فایق آیند استفاده کنیم. در کشورهای اروپایی بخصوص انگلستان و ایرلند خانه های معمولی فراوانی با قدمت بیش از سیصد چهارصد سال وجود دارد که شهرداری مراقب آن ها ست و مردم هنوز در آن ها زندگی می کنند و اگر کمی بنا مفصل تر باشد چه بسا قدمت آن ها به هفتصد هشتصد سال هم برسد. کریستوفر جان دیویسون ملقب به کریس دی برگ خواننده نامدار انگلیسی – ایرلندی هم اکنون درقلعه ای در ایرلند زندگی می کند بازمانده از قرن دوازده میلادی است که پدرش پنجاه سال پیش خریده است وچنین خانه هایی در اروپای شمالی بسیار است.درعین حالی که غربی ها توانسته اند پنج شش و حتی هشت نه قرن خانه های خود را از گزند حوادث محفوظ نمایند ما در تهران با گذشت فقط صد سال از حفظ معدود خانه های تاریخی پایتخت مقابل هجوم بساز و بفروشی ناتوان بوده ایم.پایتختی که می خواهیم ام القرای جهان اسلام باشد می خواهیم شهر سالم  و نمادی از توانایی های خود درعالم باشد،هنوز با وجود این همه مشکلات باز هم شهرداری در مرکز چنین شهری پروانه ساخت ساختمان های عظیم تجاری و اداری را در بنا های ارزشمند گذشته می دهد.
مدیر طرح و بررسی ترافیک لندن که از کارشناسان نامدار ترافیک در جهان است و تالیفات فراوانی در این زمینه دارد معتقد است در شهر های بزرگ نظیر لندن ساخت بزرگراه کمک به حل شلوغی اتومبیل ها نمی کند بلکه خود باعث آمد و شد بیشتر و سریع تر آن ها می شود و از طرفی موجب هجوم  ناگهانی خیل اتومبیل ها به مرکز شهر می گردد. او می گوید بهتر است هزینه های احداث خیابان های نو را خرج مترو و اتوبوس و وسیله هایی از این دست نمود.
طرح ترافیک لندن 8پوند(سیزده هزار و ششصد تومان) و جریمه آن 60پوند(صد و دو هزار تومان)و دیر کرد در پرداخت آن120پوند(دویست و چهار هزار تومان)است.در مرکز شهرپارکینگ ساعتی 6 پوند(ده هزار و دویست تومان) با این کار مسولان می خواهند مردم را وادارند تا از اتومبیل شخصی استفاده نکنند.
اورسن رئیس ترافیک لندن می گوید در دهه 60 در لندن هم مانند همه کشور های اروپایی به ساخت بزرگراه اقدام کردیم ولی بعد ها تحقیقات بسیاری در باره انجام شد که اثبات نمود عمل مفیدی نیست اداره حمل ونقل ترافیک راه ممانعت از اتوبان سازی را در دستور کارش قرار داد
به گزارش شبكه بی بی سی ، کن ليوينگستون، شهردار لندن، مي گويد ، گسترده تر شدن محدوديت تردد خودروها باعث کم شدن تعداد آن ها در اين نواحي به ميزان 15 درصد و بهبود کيفيت هواي شهر خواهد شد اما انجمن هاي ساکنان و تجار اين نواحي مي گويند گسترش محدوده ممنوعه غيرضروري بوده است.
مسولان حمل ونقل عمومي شهر لندن مي گويند ، الزامي شدن پرداخت وروديه براي تردد در مرکز شهر لندن باعث شده که تراکم خودروها در اين بخش از پايتخت به ميزان 20 درصد کاهش يابد.
در دهه 1960 که تقریبا اوج صنعتی شدن منطقه بود و در عصر طلایی اتومبیل  پارکینگ طبقاتی نشانه ای از پیشرفت کشور و فخر و غرور بود.مشهورترین آن ها در دنیای متمدن پارکینگ هفت طبقه «ترینیتی» انگستان در «گیت شید» بود که با ساخت فیلم سینمایی از این پارکینگ این تفاخر به نمایش گذاشته شد.اما سال هاست که از آن روزگار گذشته و امروز دیگر گرفتاری های  اتومبیل بر کسی پوشیده نیست .معماران شهر ها این روزها پارکینگ طبقاتی را به زگیل معماری شهر تشبیه می کنند و آن را وصله ناجور می پندارند .در حقیقت هر چه بیشتر  این قسم بنا را  در شهری ببینیم زشتی و ناهماهنگی معماری آن هم بیشتر خود نمایی می کند که خود نمادی از گرفتاری و سختی زندگی مردم در آن شهر را به نمایش می گذارد.
این پارکینگ ها خود سبب هجوم اتومبیل به مراکز شهر می شوند در حالی که تنها راه حل شهر های بزرگ جز متوقف کردن اتومبیل های شخصی دیگر راهی نیست. البته باید ساخت و ساز را هم در این مناطق ضابطه مند و کارشناسانه کرد و صد البته به دیگر تمهیدات معمول در شهر های پیشرفته (از قبیل سامان دادن دولت الکترونیکی و حمایت از صنعت نرم افزار و ...) توجه نمود. اساسا چنین طرحی را باید کارشناسان مربوط با پیش بینی هایی همه سو نگرانه بیاندیشند و طراحی نمایند.
 در محدوده حصار ناصری (خیابان انقلاب در شمال و خیابان شوش در جنوب و خیابان کارگر در غرب و خیابان هفده شهریور در شرق) براحتی می توان از ورود هر گونه اتومبیل(حتی تاکسی) جلوگیری کرد و واگن اسبی (در عصر قاجاریه تهران دارای واگن اسبی بود.)براه انداخت . واگن اسبی چرخداری که به ریل هم نیاز ندارد و در کنارش وسایلی نظیر سه چرخه های باربر و ... و بدین ترتیب از  ورود هزاران اتومبیل به مرکز شهر جلوگیری کرد با این کار می توان جدا از منافعی چون هوای سالم و آرامش و آسایش شهروندان و صرفه جویی در سوخت انرژی(دولت می گوید با صرفه جویی25در صدی 30میلیارد دلار درآمد حاصل می شود) و ... اصالت گذشته تهران قدیم را هم بدان باز گرداند و سرنوشت این محدوده را به سال های دور پایتخت پیوند زد و زلف ساکنین دربند گرفتاری های امروزی را اندیشمدارانه با فرهنگ وتاریخ گذشته تهران قدیم به مهربانی گره زد و با این کار هم از تحریص صاحبان بنا های اصیل و تاریخی(سرای دلگشا و مدرسه مروی و ... قربانی این حرص و آزند) این محدوده به ساخت و سازهای جدید خودداری کرد و بدان دامن نزد و هم با ایجاد فضاهای سنتی و با کمک هنر معماران با ذوق و با استفاده از مصالح مرسوم آن روزگار مانند چوب و آجر و ... معماری دلنشین و آرامش بخش ایرانی - اسلامی عهد قجر را زنده کرد تا دست کم مردم این ناحیه از تهران که به سبب قدمت محله سنخیت تاریخی هم با این اندیشه دارند با دور شدن از سنگ و شیشه و آهن دلشان نرم گردد و کمکی شود تا از کژرفتاری ها و کژتابی های عصر آهن بپرهیزند و  آرامش و آسایشی نسبی در روحیه آنان حاصل آید.و هم انگیزه ای باشد پر جاذبه برای بازدید گردشگران و سیاحان از این محله های تهران قدیم.
اگر شهرداری تهران قرار باشد چنین کاری را انجام دهد شاید با هزینه یکی از این پارکینگ های طبقاتی و در زمانی بسیار کوتاه بتواند طرح تراموای اسبی بی ریل را در این محله ها راه اندازی کند.
 بجای این که مدام سطح خیابان ها را نسبت به حجم ترافیک زیاد کنیم، باید حجم ترافیک را به نسبت سطح خیابان کم  کرد، که خدا می داند این چاره کار است.






یادداشت های بازدیدکنندگان

نام شما / ایمیل شما


       

منوی اصلی
صفحه اصلی
مقالات و عناوین
فرهنگ تاریخ تهران
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
پیشینه تهران قدیم
تهران امروز
گالری
ارتباط با مولف
خرید کتاب

جستجو
حاضرین در سایت
2 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز    32
دیروز    231
تا کنون    1267633
   
   
   

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.

برچسب های تبلیغاتی در تهران امروز

برچسب های تبلیغاتی در تهران امروز
تا کی مردم باید شاهد این بی انظباطی سبک سرانه باشند. در و ديوار خانه ای و یا بنایی(حتی ابنیه ارزشمند تاریخی) در تهران نیست که از هجوم و گزند آگهی های تبلیغاتی مصون مانده باشد. آگهی های؛تخليه چاه ، لوله بازکني ، تاکسي سرويس و ... کلاس های کنکور همه جا را فرا گرفته. آگهی های چند صد شرکت.
چه کسی و چه سازمانی پاسخگوی رفتار آزار دهنده این چند صد نفراست. چند صد تنی که برای امرار معاش خود، ساکنان یک شهر را عاصی کرده اند و به ریش همه می خندند. این اندک افراد، جمعیت ده دوازده میلیون نفری پایتخت را کودکانه به بازی گرفته اند. آیا کودکانه نیست که هر کسی بخواهد می تواند هر قدر بر چسب چاپ کند و هر جا بخواهد بچسباند و یا یک قوطی رنگ اسپری بر دارد ، هر جا خواست بنویسد، بی آن که عواقبی برایش در پی باشد و...
این چه کسبی است که با تضیع حقوق دیگران حاصل می شود. آیا خلاف نیست ؟ جرم نیست؟ حرام نیست؟ کسبی که به دیگری خسارت و آسیب می رساند!
در حالی این رنج را مردم باید تحمل می کنند که مدت هاست دنیای متمدن آن را حل کرده است . برای تبلیغات یا باید از مکان هایی که از سوی شهرداری ها تعیین شده استفاده گردد یا اعلامیه و آگهی را در مطبوعات و ...چاپ کرد و یا این که آن هر را در پاکت پستی قرار داد و میان مردم توزیع کرد اما انگار در کشور ما نوبر است هر کسی هر چه می خواهد بر در و دیوار خانه ها و بنا ها می چسباند و می نویسد ...
رعایت این حق ابتدایی مردم وتضمین آن که الفبای حقوق شهروندی است ، با کیست؟ سازمان زیباسازی شهرداری ، شورای شهر، مجلس ، قوه قضایی ، دولت ... و یا مردم مسولند؟ مدت هاست هر یک، این بار مسولیت را بدوش دیگری می اندازد.
حدود صد و پنجاه سال پیش نخستین آگهی های تجاری در عصر ناصری با انتشار نخستین روزنامه دارالخلافه به منصه ظهور رسید و خوانندگان آن روزنامه ها را متوجه خود کرد.
آگهی فروش چراغ الماس در «مغازه یک کلام» و «مغازه حسن زاده » در ناصریه (ناصرخسرو) تا آگهی افتتاح عکاسخانه روسی خان عکاس در خیابان علاءالدوله و موسیو روجیاری و ... این ها نمونه هایی از آگهی های آن سال هاست.
از آن سال ها تا امروز مردم بیش و کم با انواع آگهی ها برخورد کرده و آشنا شده اند، اما در سال های اخیر چند شغل معروف واقعا مردم را خسته کرده اند. گروهی اندک که امرار معاششان را با مردم آزاری اجین نموده اند و بی توجه از این که دیگران از عملشان چه آزار و زیانی می بینند، به این کسب و کار خود ادامه می دهند. این در حالی است که در فرهنگ ملی و مذهبی ما کسب و کار حرمت و ارجی گرانسنگ دارد و کاسب را حبیب خدا دانسته اند.
حدیث پیامبر گرامی است " الکاسب حبیب الله ".
اين را بسيار گفته اند، شنيده ايم و گاه به گاه به خطي زيبا در تابلوي مغازه اي می بینیم.
 مولوی در این باب می فرماید:
گفت آری گر توكل رهبر است                            این سبب هم سنت پیغمبر است
گفت پیغمبر به آواز بلند                                   با توكل زانوی اشتر ببند
رمز الكاسب حبیب الله شنو                             از توكل در سبب كاهل مشو
آن که برای کسب روزي حلال دست به تلاش مي زند و خیر جامعه را در نظر دارد و منفعت خود را از میان منافع دیگران می جوید ، در نظر تمامی اقوام بشر گرامی است.
«کريستيان بوين» پرورش یافته دامن مسیحیت و غرب به نحوی زیبا این عمل را به تصویر ذهنی بر می کشد :
« وقتي نانوا، نان را با دقت و وسواس مي پزد و به دست مشتري مي دهد، خدا با او در کنار تنور ايستاده است »
و یا جمله ای که اهمیت عمل انسان را نشان می دهد و می گوید:
«دست هايي که کمک مي رسانند مقدس تر از لب هايي  هستند که دعا مي کنند».
کم نیست توصیه  و اندرز بزرگان این سرزمین که مردم را به رعایت حقوق عام توجه داده اند.
توجه به حقوق مردم از نکته های چشمگیر قانون اساسی کشورمان است به همین جهت یک فصل از قانون اساسی به حقوق ملت اختصاص داده شده است.
در متون دینی ما نیز به فراوانی از حق الناس سخن گفته شده واین نشانگر اهمیتی است که در اسلام به حقوق مردم داده شده است.
در تعالیم امامان  بویژه امام علی (ع) وامام زین العابدین (ع) رعایت حقوق مردم بسیار مورد نظر است.
این نوشته سر مطالعه و بررسی حقوق مردم را ندارد بلکه در این  فرصت ومجال اندک می خواهد یکی از ابتدایی ترین و مشهودترین جرمی که هر روز در حال وقوع و آزار مردم است، گوشزد کند.
حق الناس یعنی آنچه از جانب خداوند برای مردم جعل شده است و امر آن در چار چوب شرع بدست مردم سپرده شده است. حق چه در حق الله و چه در حق الناس آن بخشی از احكام شرعی است كه زیر پا گذاشتن آن شرعا جرم محسوب می شود و مجازات دنیوی در پی دارد. منشاء این حقوق بشری و قراردادهای انسانی است. وظایف و تكالیف فردی و اجتماعی زاییده حقوق است. هیچ مقام و قانونی نمی تواند این حقوق را از انسان سلب كند. كه حداقل یك زندگی سالم انسانی را ممكن می سازد. اموری كه اگر از سوی كسی زیر پا گذاشته شد"جرم" محسوب می شود و می توان از متجاوز به این حریم به دادگاه شكایت كرد نه این كه ناقض حق تنها مرتكب معصیت دینی شده باشد و در آخرت مؤاخذه شود. زیر پا گذاشتن معیارهای اخلاقی لزوما مجازات دنیوی در پی ندارد. حال آن كه نقض حقوق جرم است و مستوجب مجازات دنیوی است.
این ها شعار نیست ،عین شعور و جزیی از فرهنگ مردم این سرزمین است جامعه ای که معلمش سعدی و حافظ و.... است و این بزرگان خطوط فرهنگی اش را ترسیم می کنند هرگز چنین راهی را برای کسب و کار نخواهد پسندید. این دهن کژی و بی احترامی به یک ملت است.
عده ای که عامل این شیوه کسبی هستند، لحظه ای بیاندیشند که می شود، شغلشان جزو مشاغل مفید قلمداد گردد و خودشان کارآفرین و روزی رسان به شمار آیند. بشرط آن که راه و رسم درست را برگزینند و بجای آن که ناله و نفرین مردم را بخود بخرند، همانند اجدادشان زحمت روزانه شان را با دعا و  ثنای عموم جامعه همراه کنند و بیارایند و با روانی آسوده شب هنگام به خانه باز گردندکه قطعا روزی و کسبی موفق تر خواهند داشت .
بخش دیگر این نوشته با مسولان است. پیامبر گرامی و مصلحان جامعه فقط بقال و قصاب را خطاب قرار نداده اند بلکه هرآن کس که شغلی دارد از قضاوت تا عضویت در جرگه دولتمردان و سیاستمندان گرفته تا ساده ترین کارمند همه در معرض توجه پروردگار و قضاوت ملت خواهد بود از این روست که این آسیبی که به جامعه می رسد چه روحی و روانی و چه اقتصادی تنها به عهده آن عاملان نیست بلکه اینان هم در کار خود کوتاهی می کنند تا چنین بلایی سر مردم می آید چرا در جوامع پیشرفته از این نمونه ها دیده نمی شود؟
اگر عده ای نخواستند شیوه مردمی را در کسب و کار خود بر گزینند و تجاوز به حریم زندگی شهروندان و تخریب منظر شهری را سرلوحه عمل خود ساختند ، مدیریت اداری جامعه به معنای کل مسولیت دارد تا از هدر رفت و حیف و میل سرمایه ملی جلوگیری کند و با این معضل اجتماعی و این پدیده زشت و نادرست و با متخلفین به صورت جدی برخورد نماید.
این برچسب ها افزون بر زشت کردن چهره شهر و منازل مردم و اماکن دولتی سبب آزارجدی عده ای از ساکنان تهران است و با اعصاب آنان بازی می کند. هزینه رنگ کردن  دوباره و نظافت و زدودن آگهی ها در سال چه میزانی است؟ باری که ناخواسته بر دوش شهروندان تهرانی و شهرداری و ...تحمیل می شود گواین که هزینه شهرداری و ادارات دولتی هم  بردوش مردم است .
رفت و روب و زیبا سازی پایتخت هزینه فراوانی برای ساکنانش دارد، انصافا هم در قیاس با بسیاری از شهرهای عالم این روزها شهرمان پهلو به پهلوی بسیاری از آن ها که شامخند می زند .حیف است این بلیه دامن گیر پایتخت باشد. مگر تعداد این متخلفان چند نفر است که مسولان اعم از شهرداری و ... قادر به ممانعت از ضایع شدن حقوق ده دوازده میلیون تهرانی نیستند. هزینه ای که برای پاکسازی تبلیغات از چهره شهر می شود، با کیست ؟ تاوان سودجویی این اندک کسان را آیا باید ساکنان یک شهر بدهند؟
بر اساس ماده نود و دو قانون شهرداری ها، نصب برچسب بر در و دیوار شهر تخلف بوده و مشمول مجازات و جریمه های مختلف می شود. این قانون متخلفین نصب بر چسب های تبلیغاتی را تا پنج میلیون ریال جریمه تخلف محکوم کرده که شهرداری علاوه بر آن، ارتباط تلفنی شرکت های متخلف را نیز قطع می کند.
مدیرعامل سازمان زیباسازی شهر تهران در سال هشتاد و هشت، با بیش از پانصد شرکت متخلف در نصب برچسب های تبلیغاتی برخورد قضایی شد تاکید کرد؛این عمل تجاوز به حقوق عمومی و قانون محسوب می شوند. اما چرا تا براندازی این رفتار  زشت و هویدا ادامه نیافت.

قرآن معتمدی نخستین قرآن چاپی ایران

قرآن معتمدی نخستین قرآن چاپی ایران
پیش تر از تاریخچه چاپخانه در تهران نوشته ایم و در آن از نخستین قرآن چاپ تهران، در حقیقت نخستین تجربه چاپ در تهران یاد کرده ایم . امروز مطلع شدم کتابخانه مجلس در اقدام ارزنده ای(که می تواند برای پژوهندگان بسیار سودمند باشد) مبادرت به تهیه لوح فشرده ای از این قرآن نفیس نموده است که یک نسخه از آن مرحمتی حجت الاسلام دکتر رضا جعفریان ریاست کتابخانه در اختیارم قرار گرفت. این مطلب به شرحی کوتاه از این قرآن و پیشینه چاپ آن، اختصاص دارد:
... کتاب مهم ترین فرهنگ مکتوب بشر و سر آمد ترین و دیرپا ترین ابزار فرهنگی در انتقال دانش و علوم است....گوتمبرگ آلمانی با اختراع دستگاه چاپ به سال 1448 میلادی گام بزرگی در اعتلای مقام و عمومیت بخشیدن کتاب برداشت،...ایرانیان عصر صفوی در اوایل قرن هفدهم میلادی با ماشین چاپ آشنا شدند، ولی به دلایل فرهنگی- اجتماعی شانس استفاده از چاپ را از دست دادند . در دوره های افشاریه و زندیه نیز به دلایلی این امکان بوجود نیامد، تا این که آقا زین العابدین تبریزی در عهد فتحعلی شاه در تبریز چاپخانه ای تاسیس کرد و چندی بعد هم او به فر مان شاه ،چاپخانه ای در تهران بر پا ساخت. بعد از آن چاپخانه های دیگر ،یکی پس از دیگری در پایتخت دایر شدند و کار تا امروز توسعه و ادامه یافت.

نخستین چاپخانه یا ماشین چاپ ، در روزگار صفویه ،به اصفهان وارد شد.

 تاورنیه، تادیوس ،ویلم فلور ،خاور شناس هلندی، شاردن سیاح مشهور نیز درباره دستگاه چاپ اصفهان روایت کرده اند ...با این همه در دایره المعارف بریتانیا آمده است؛که یک ورق بزرگ چاپی به زبان اَرمنی در سنه 1050 قمری در جلفای اصفهان چاپ شده است....
در سال 1874 میلادی برابر با سال 1199 قمری یک دستگاه مطبعه از بوشهر به ایران وارد شد، هر چند پرفسور براون با قید تردید آن را مربوط به سال 1198 می داند.

در سال 1806 میلادی برابر با سال 21 – 1220 قمری در شیراز چاپخانه دایر شد، گو اینکه تقی زاده، صحت این روایت را ضعیف می شمارد .

در سال 1233 قمری آقا زین العابدین تبریزی ماشین چاپی به تبریز آورد، این نخستین چاپخانه ای است، که وجودش مسلم است .عباس میرزا از آن حمایت کرد.
 بعد ها چند دستگاه چاپ دیگر به تبریز وارد شد، و با گذشت زمان یکی دوتا از ماشین های چاپ به تهران رسید، و در تهران هم چاپخانه تاسیس یافت.

در مجله تربیت و علم و مجله کاوه  آمده؛ در سال 1238 عباس میرزا نایب السلطنه میرزا جعفر معروف به امیر را برای آموختن فن چاپ به مسکو فرستاد. او در باز گشت ماشین چاپی آورد، و به سال 1240 قمری نسخه ای از گلستان سعدی را در تبریز به طبع رساند.

 در مجله یادگار آمده ؛ژنرال سمینو که در روسیه به کار چاپ اشتغال داشت ،به سال 1241 به ایران آمد، و دستگاه چاپ خود را همراه آورد.

با گذشت سالی چند از این ماجرا،  وقتی آوازه چاپ و انتشار محصول این صنعت در تبریز به گوش فتحعلی شاه رسید او فرمان داد،تا آقازین العابدین به تهران بیاید و در پایتخت با منوچهر خان گرجی معتمد الدوله در تکیه منوچهر خانی در شمال غربی محله بازار تهران مبادرت به تاسیس چاپخانه نماید. مجله تعلیم و تربیت در باره آن  می نویسد: «...در این چاپ خانه 800 هزار کتاب و غیره چاپ شد، محصول چاپی این چاپخانه کتُب دینی و احادیث و اخبار و ... بود .»

میر باقر تبریزی از زیر دستان زین العابدین به سال 1241 قمری، کتاب مآثر سلطانی عبدالرزاق دنبلی را چاپ کرد. در آن در وصف چاپخانه تکیه منوچهر خانی(در بازار تهران) نوشت :


«... در دارالخلافه تهران به یوم اشفاق و الطاف سلطان و اهتمام منوچهر خان مجلدات از کتب حدیث باسمه کرده و تجار و اهل معاملات به اطراف و ولایات می برند، و خرید و فروش می شود...».

این قرآن با خط خوش نسخ و بسیار با ظرافت چاپ شده که با عنایت به تجربه نخست خوب از کار در آمده است. به طوری که با چاپ های امروزی نیز می تواند در مقام قیاس بایستد.« ویژگی عمده این قرآن آن است كه حروف سربی آن با خط نسخ بسیار زیبا طراحی شده و به صورت دو رنگ و بسیار زیبا و منظم صفحه بندی و چاپ شده است. چنین كاری در آغاز عصر چاپ در ایران، جالب توجه است». قرآن معتمدی حاوی تصاویر زیبای گل ومرغ و تذهیب است. تذهیبی به شیوه مرسوم و مکتب قاجاری و با تصاویر زیبای گل و مرغ.
كتابخانه مجلس متن این قرآن را در لوح فشرده ای به پژوهندگان  نشر و هدیه كرده است.


قرآن معتمدی  به ظاهر نخستین قرآنی است كه با حروف سربی در سال 1242 ق (یعنی 1205ش) در همین چاپخانه چاپ شده (بنگرید:‌ مطالعاتی در باره تاریخ چاپ، سهیلا رئیسی، ص 27)
حجت الاسلام جعفریان در مقدمه این لوح آورده اند:

قرآن معتمدی چاپ 1242 قمری
 درباره تاریخ چاپ در ایران، پژوهش های فراوانی انجام شده است، اما آنچه درباره چاپ سربی دوره نخست در ایران گفته شده، حاکی از آن است که میرزا زین العابدین تبریزی که بانی نخستین چاپخانه سربی در تبریز بود و در دهه سوم قرن سیزدهم هجری چندین کتاب در تبریز به چاپ رساند، در حوالی سال های 1239 - 1240 قمری توسط فتحعلی شاه به تهران احضار شد و با حمایت منوچهرخان گرجی معتمدالدوله، چاپخانه ای را در تهران دایر کرد.
 میرزامحمدعلی متخلص به بهار، مؤلف کتاب یخچالیه درباره خدمات چاپی منوچهرخان گرجی می نویسد:
«از جمله اوصاف منوچهرخان آن که در نشر احکام سید انام و بسط قواعد اسلام چنان ساعی و شایق بوده که به قدر بیست هزار تومان اخراجات نموده و مقدار هشتصد هزار جلد کتاب در احکام شرعیه و فرعیه چاپ فرموده و به دست خاص و عام انداخته است»/ تاریخ چاپ در ایران، شهلا بابازاده، ص 50.
 این چاپخانه شماری از آثار دینی را به چاپ رسانده و آثاری که در این سال ها چاپ شد، به چاپ های معتمدی شهرت یافت. این ها آثاری است، از علامه مجلسی و شماری دیگر که از آن جمله کتاب محرق القلوب، مجالس المتقین و روضة المجاهدین است.
 حیاة القلوب علامه مجلسی چاپ 1241 یکی از این آثار است که در پایان آن دو صفحه توضیحاتی درباره انتشار آن در عهد فتحعلی شاه دارد. در آن جا به نام میرزا زین العابدین تبریزی و منوچهرخان گرجی به عنوان بانیان چاپخانه اشاره شده است. این مؤخره در بیشتر کتاب های چاپ معتمدی آمده و از جمله حاوی اشعار و ستایش نامه ای از فتحعلیشاه و همین طور یادی از میرزا زین العابدین و منوچهرخان گرجی است. گفته شده است که در دوره چاپ سربی نخست، میان سال های 1233 / 1269 قمری تعداد 23 کتاب چاپ شده است. از این تعداد، 19 کتاب، در حوزه دین بوده است.  یعنی آنچه در این جا ملاحظه می فرمایید  نیز در همین چاپخانه به سال «قرآن معتمدی»1342چاپ شده/ مطالعاتی در باره تاریخ چاپ، سهیلا رئیسی، ص 27.
 و در پایان آن، همان مؤخره درج شده است،  ویژگی عمده این قرآن آن است که حروف سربی آن با خط نسخ طراحی شده و به صورت دو رنگ و بسیار زیبا و منظم صفحه بندی و چاپ شده است. کتابخانه مجلس بر آن است تا این قبیل نسخه های ارزشمند را در تیراژ محدود به صورت دیجیتالی منتشر کرده و زمینه پژوهش در این باره را فراهم سازد.

<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>

نتایج 73 - 81 از 373

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده
ارتباط با مولف

جستجو
حاضرین در سایت
46 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز69
دیروز217
تا کنون2215153
آمار سایت


تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.