سه شنبه 21 آبان 1398

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow بلاگ

بر چسب های تبلیغاتی

برچسب های تبلیغاتی در تهران امروز
تا کی مردم باید شاهد این بی انظباطی سبک سرانه باشند. در و ديوار خانه ای و یا بنایی(حتی ابنیه ارزشمند تاریخی) در تهران نیست که از هجوم و گزند آگهی های تبلیغاتی مصون مانده باشد. آگهی های؛تخليه چاه ، لوله بازکني ، تاکسي سرويس و ... کلاس های کنکور همه جا را فرا گرفته. آگهی های چند صد شرکت.
چه کسی و چه سازمانی پاسخگوی رفتار آزار دهنده این چند صد نفراست. چند صد تنی که برای امرار معاش خود، ساکنان یک شهر را عاصی کرده اند و به ریش همه می خندند. این اندک افراد، جمعیت ده دوازده میلیون نفری پایتخت را کودکانه به بازی گرفته اند. آیا کودکانه نیست که هر کسی بخواهد می تواند هر قدر بر چسب چاپ کند و هر جا بخواهد بچسباند و یا یک قوطی رنگ اسپری بر دارد ، هر جا خواست بنویسد، بی آن که عواقبی برایش در پی باشد و...
این چه کسبی است که با تضیع حقوق دیگران حاصل می شود. آیا خلاف نیست ؟ جرم نیست؟ حرام نیست؟ کسبی که به دیگری خسارت و آسیب می رساند!
در حالی این رنج را مردم باید تحمل می کنند که مدت هاست دنیای متمدن آن را حل کرده است . برای تبلیغات یا باید از مکان هایی که از سوی شهرداری ها تعیین شده استفاده گردد یا اعلامیه و آگهی را در مطبوعات و ...چاپ کرد و یا این که آن هر را در پاکت پستی قرار داد و میان مردم توزیع کرد اما انگار در کشور ما نوبر است هر کسی هر چه می خواهد بر در و دیوار خانه ها و بنا ها می چسباند و می نویسد ...
رعایت این حق ابتدایی مردم وتضمین آن که الفبای حقوق شهروندی است ، با کیست؟ سازمان زیباسازی شهرداری ، شورای شهر، مجلس ، قوه قضایی ، دولت ... و یا مردم مسولند؟ مدت هاست هر یک، این بار مسولیت را بدوش دیگری می اندازد.
حدود صد و پنجاه سال پیش نخستین آگهی های تجاری در عصر ناصری با انتشار نخستین روزنامه دارالخلافه به منصه ظهور رسید و خوانندگان آن روزنامه ها را متوجه خود کرد.
آگهی فروش چراغ الماس در «مغازه یک کلام» و «مغازه حسن زاده » در ناصریه (ناصرخسرو) تا آگهی افتتاح عکاسخانه روسی خان عکاس در خیابان علاءالدوله و موسیو روجیاری و ... این ها نمونه هایی از آگهی های آن سال هاست.
از آن سال ها تا امروز مردم بیش و کم با انواع آگهی ها برخورد کرده و آشنا شده اند، اما در سال های اخیر چند شغل معروف واقعا مردم را خسته کرده اند. گروهی اندک که امرار معاششان را با مردم آزاری اجین نموده اند و بی توجه از این که دیگران از عملشان چه آزار و زیانی می بینند، به این کسب و کار خود ادامه می دهند. این در حالی است که در فرهنگ ملی و مذهبی ما کسب و کار حرمت و ارجی گرانسنگ دارد و کاسب را حبیب خدا دانسته اند.
حدیث پیامبر گرامی است " الکاسب حبیب الله ".
اين را بسيار گفته اند، شنيده ايم و گاه به گاه به خطي زيبا در تابلوي مغازه اي می بینیم.
 مولوی در این باب می فرماید:
گفت آری گر توكل رهبر است                            این سبب هم سنت پیغمبر است
گفت پیغمبر به آواز بلند                                   با توكل زانوی اشتر ببند
رمز الكاسب حبیب الله شنو                             از توكل در سبب كاهل مشو
آن که برای کسب روزي حلال دست به تلاش مي زند و خیر جامعه را در نظر دارد و منفعت خود را از میان منافع دیگران می جوید ، در نظر تمامی اقوام بشر گرامی است.
«کريستيان بوين» پرورش یافته دامن مسیحیت و غرب به نحوی زیبا این عمل را به تصویر ذهنی بر می کشد :
« وقتي نانوا، نان را با دقت و وسواس مي پزد و به دست مشتري مي دهد، خدا با او در کنار تنور ايستاده است »
و یا جمله ای که اهمیت عمل انسان را نشان می دهد و می گوید:
«دست هايي که کمک مي رسانند مقدس تر از لب هايي  هستند که دعا مي کنند».
کم نیست توصیه  و اندرز بزرگان این سرزمین که مردم را به رعایت حقوق عام توجه داده اند.
توجه به حقوق مردم از نکته های چشمگیر قانون اساسی کشورمان است به همین جهت یک فصل از قانون اساسی به حقوق ملت اختصاص داده شده است.
در متون دینی ما نیز به فراوانی از حق الناس سخن گفته شده واین نشانگر اهمیتی است که در اسلام به حقوق مردم داده شده است.
در تعالیم امامان  بویژه امام علی (ع) وامام زین العابدین (ع) رعایت حقوق مردم بسیار مورد نظر است.
این نوشته سر مطالعه و بررسی حقوق مردم را ندارد بلکه در این  فرصت ومجال اندک می خواهد یکی از ابتدایی ترین و مشهودترین جرمی که هر روز در حال وقوع و آزار مردم است، گوشزد کند.
حق الناس یعنی آنچه از جانب خداوند برای مردم جعل شده است و امر آن در چار چوب شرع بدست مردم سپرده شده است. حق چه در حق الله و چه در حق الناس آن بخشی از احكام شرعی است كه زیر پا گذاشتن آن شرعا جرم محسوب می شود و مجازات دنیوی در پی دارد. منشاء این حقوق بشری و قراردادهای انسانی است. وظایف و تكالیف فردی و اجتماعی زاییده حقوق است. هیچ مقام و قانونی نمی تواند این حقوق را از انسان سلب كند. كه حداقل یك زندگی سالم انسانی را ممكن می سازد. اموری كه اگر از سوی كسی زیر پا گذاشته شد"جرم" محسوب می شود و می توان از متجاوز به این حریم به دادگاه شكایت كرد نه این كه ناقض حق تنها مرتكب معصیت دینی شده باشد و در آخرت مؤاخذه شود. زیر پا گذاشتن معیارهای اخلاقی لزوما مجازات دنیوی در پی ندارد. حال آن كه نقض حقوق جرم است و مستوجب مجازات دنیوی است. 
این ها شعار نیست ،عین شعور و جزیی از فرهنگ مردم این سرزمین است جامعه ای که معلمش سعدی و حافظ و.... است و این بزرگان خطوط فرهنگی اش را ترسیم می کنند هرگز چنین راهی را برای کسب و کار نخواهد پسندید. این دهن کژی و بی احترامی به یک ملت است.
عده ای که عامل این شیوه کسبی هستند، لحظه ای بیاندیشند که می شود، شغلشان جزو مشاغل مفید قلمداد گردد و خودشان کارآفرین و روزی رسان به شمار آیند. بشرط آن که راه و رسم درست را برگزینند و بجای آن که ناله و نفرین مردم را بخود بخرند، همانند اجدادشان زحمت روزانه شان را با دعا و  ثنای عموم جامعه همراه کنند و بیارایند و با روانی آسوده شب هنگام به خانه باز گردندکه قطعا روزی و کسبی موفق تر خواهند داشت .
بخش دیگر این نوشته با مسولان است. پیامبر گرامی و مصلحان جامعه فقط بقال و قصاب را خطاب قرار نداده اند بلکه هرآن کس که شغلی دارد از قضاوت تا عضویت در جرگه دولتمردان و سیاستمندان گرفته تا ساده ترین کارمند همه در معرض توجه پروردگار و قضاوت ملت خواهد بود از این روست که این آسیبی که به جامعه می رسد چه روحی و روانی و چه اقتصادی تنها به عهده آن عاملان نیست بلکه اینان هم در کار خود کوتاهی می کنند تا چنین بلایی سر مردم می آید چرا در جوامع پیشرفته از این نمونه ها دیده نمی شود؟
اگر عده ای نخواستند شیوه مردمی را در کسب و کار خود بر گزینند و تجاوز به حریم زندگی شهروندان و تخریب منظر شهری را سرلوحه عمل خود ساختند ، مدیریت اداری جامعه به معنای کل مسولیت دارد تا از هدر رفت و حیف و میل سرمایه ملی جلوگیری کند و با این معضل اجتماعی و این پدیده زشت و نادرست و با متخلفین به صورت جدی برخورد نماید.
این برچسب ها افزون بر زشت کردن چهره شهر و منازل مردم و اماکن دولتی سبب آزارجدی عده ای از ساکنان تهران است و با اعصاب آنان بازی می کند. هزینه رنگ کردن  دوباره و نظافت و زدودن آگهی ها در سال چه میزانی است؟ باری که ناخواسته بر دوش شهروندان تهرانی و شهرداری و ...تحمیل می شود گواین که هزینه شهرداری و ادارات دولتی هم  بردوش مردم است .
رفت و روب و زیبا سازی پایتخت هزینه فراوانی برای ساکنانش دارد، انصافا هم در قیاس با بسیاری از شهرهای عالم این روزها شهرمان پهلو به پهلوی بسیاری از آن ها که شامخند می زند .حیف است این بلیه دامن گیر پایتخت باشد. مگر تعداد این متخلفان چند نفر است که مسولان اعم از شهرداری و ... قادر به ممانعت از ضایع شدن حقوق ده دوازده میلیون تهرانی نیستند. هزینه ای که برای پاکسازی تبلیغات از چهره شهر می شود، با کیست ؟ تاوان سودجویی این اندک کسان را آیا باید ساکنان یک شهر بدهند؟
بر اساس ماده نود و دو قانون شهرداری ها، نصب برچسب بر در و دیوار شهر تخلف بوده و مشمول مجازات و جریمه های مختلف می شود. این قانون متخلفین نصب بر چسب های تبلیغاتی را تا پنج میلیون ریال جریمه تخلف محکوم کرده که شهرداری علاوه بر آن، ارتباط تلفنی شرکت های متخلف را نیز قطع می کند.
مدیرعامل سازمان زیباسازی شهر تهران در سال هشتاد و هشت، با بیش از پانصد شرکت متخلف در نصب برچسب های تبلیغاتی برخورد قضایی شد تاکید کرد؛این عمل تجاوز به حقوق عمومی و قانون محسوب می شوند. اما چرا تا براندازی این رفتار  زشت و هویدا ادامه نیافت.

سنگ قبر ناصرالدین شاه

سنگ قبر ناصرالدین شاه
ناصرالدین شاه پس از چهل و نه سال سلطنت با تفاخر بسیار فرمان داد تا جشنی با شکوه بمناسبت پنجاهمین سال پادشاهی اش بیارایند و درروزهایی که غرق در خودکامگی و غرور بود خود را آماده برگزاری این جشن می کرد که هدف تیر میرزا رضای کرمانی خشمگین به جان آمده از ظلم و ستم قرار گرفت و کشته شد. مرگ ناگهانی او که سرچشمه استبدادی سخت و خفقانی سنگین و ظلمی بی حصر بود دوست و دشمن را در بهت فرو برد و پسرش مظفرالدین میرزا را پس از سال هاانتظار پادشاهی به سلطنت رساند .
گو این که به ظاهر این حادثه تغییری در شیوه حکومتی قاجار نیافرید و مظفرالدین شاه  بر تختی تکیه زد که پدر بر آن تکیه داشت و با همان شیوه رشته کار را بدست گرفت اما واقعیت امر این است که مرگ ناصرالدین شاه را باید پایان دوره انحطاطی برای ایران شمرد که از فروپاشی صفویه گریبان کشور را گرفته بود.بعد از او مظفرالدین شاه هرگز چنان قدرت رعب آفرین و مستبدانه را نداشت و نتوانست چون پدر سلطنت کند و هم او با امضای فرمان مشروطیت ماهیت سلطنت را در ایران تغییر داد و دو پادشاه واپسین سال های عهد قجر هم از این امر مستثنی نبودند.هرچند انقلاب مشروطه آن طور که باید ببار ننشست اما تاریخ کشور را وارد مسیری دیگر کرد.   از این روی مرگ ناصرالدین شاه نقطه عطفی در تاریخ این سرزمین است.
مرگ شاه قجر بسیاری از درباریان و رجال را که با رفتن شاه منافع و جایگاه شان از میان می رفت ، مبهوت و مغموم نمود. جمعی از آنان برای اثبات عظمت پادشاه از دست رفته و به یاد دوران پادشاهی اش  کوشیدند تا او را از همتایان ممتاز نمایند و به یادگار او آرامگاهی با شکوه و جلال بر افرازند و بگمانشان کاری کنند در شان پادشاهی او ، اما چون قرار شد که در جوار حرم حضرت عبدالعظیم دفن شود از ایجاد آرامگاه اختصاصی محروم شدند و در این اندیشه تنها به نصب سنگ قبری محدود گردیدند.
 سنگ قبری را سفارش دادند تا حجاران یزدی چیزی بیافرینند که تا آن زمان نظیرش دیده نشده باشد . حجاران هنرمند و سختکوش یزدی هم بخوبی از عهده کار برآمدند و اثری آفریدند که تا آن روز گار و بلکه امروز کسی نظیرش را ندیده است.این سنگ قبر بسیار زیبا و ظریف که از یک تکه سنگ مرمر سبز با حجاری خارق العاده اش تراشیده شده و جزو شاهکارهای سنگتراشی عصر قاجاری با مرارت و هزینه و زحمت فراوان و با نبود امکانات حمل و نقل به تهران منتقل شد و بر قبر او در حرم حضرت عبدالعظیم نصب گردید.
با این که در روزگار سلطنت رضا شاه بسیاری از یادگارهای عصر قجر از میان رفت و آثارشان از صفحه گیتی محو و ناپدید شد و یا این که در نگهداری آن ها نشانی از رغبت نبود اما این سنگ بی کم و کاست از آن دوران جان سالم بدر برد.
در دوران پادشاهی محمد رضا پهلوی هم گزندی به آن نرسید تا این که انقلاب اسلامی رخ داد. پس از انقلاب سال 57 با هجوم آیت الله خلخالی به آرامگاه رضا شاه و رفتارهایی نظیر آن کسی گمان نمی کرد که این اثرباقی بماند و در آن زمان انتظاری از حفظ و نگهداری چنین اشیایی نبود وبه همین سبب نخستین سال های پس از انقلاب بسرعت گذشت بی آن که اثری از این سنگ و قبر ناصرالدین شاه دیده شود البته کسی هم دلش بدان تنگ نشده بود اما با فرو نشستن التهاب اولیه انقلاب رفته رفته مردم به هوش آمده و به یادگار های گذشته توجه شان نمایان شد  که ناگهان از ناپدید شدن آن احساس دلتنگی کردند و پرسش هایی در ذهن و کلام مردم پیدا شد تا این که در سال های اخیر چشم مردم در«خلوت کریمخانی»  کاخ گلستان به این اثر هنرمندانه زحمت کشان یزدی افتاد و روشن گردید.
مهدی غروی به نقل از خاطرات پدر از پیشینه و نحوه انتقال این سنگ به تهران چنین یاد کرده است :
«قبر ناصرالدین شاه یکی از پرماجرا ترین بناهای آرامگاهی ایران است پس از کشته شدن وی با اجازه علما محل ممتازی را در کنار مزار حضرت عبدالعظیم برای این منظور در نظر گرفتند و سنگ عظیم یک پارچه مرمرینی را در یزد فراهم آوردند که می بایستی به همت و در حقیقت شکنجه و بیگاری مردم دهات بین راه به تهران برسد پدرم که در آن موقع 14 ساله و مقیم نطنز بود تعریف می کرد که حاکم نایب الحکومه و کدخدا و اعیان هر آبادی مجبور بودند که در دو طرف مسیر سنگ صف بکشند و کشاورزان به انتقال سنگ که با غلطاندن آن روی تیر های چوبی صورت می گرفت مشارکت کنند حال معلوم است که علاوه بر شکنجه تحمل سنگینی و فشار سنگ چه لطمه هایی به آن مردم ساده دل بیگناه وارد آمد آمار دقیقی از کشته شدگان و زخمی ها در دست نیست اما پدرم می گفت خود شنیده است که تعداد کشته شدگان عددی میان 30 تا 50 نفر بوده است »/آرامگاه در گستره فرهنگ ایرانی ، ص432.

مجلس تجارت(مجلس وکلای تجار)

مجلس تجارت(مجلس وکلای تجار)
بارها در مطالب مختلف اشاره کرده ایم که قاجاریه بنا بر تفکرات ایلیاتی خود ، هرگز همچون صفویان دارای تشکیلات اداری مرکزی و شیوه حکومتی دیوانسالارانه ای نبودند. بنابراین تجار هم در این دوره مانند همکاران صفوی خود که انسجام ادارای و قانونی داشتند و دارای تشکیلات صنفی بودند، از این گونه تشکیلات محروم بودند.
 گو این که در دوره قاجاریه تجار ایرانی تشکیلات صنفی معین و مشخصی نداشتند و به فكر تاسيس نهاد صنفي ويژه خود هم نبودند، اما مزایای اتحاد با یکدیگر و پیوستگی با هم را خوب می دانستند و به دلايل گوناگون با يكديگر ارتباطی محكم و پیوسته داشتند . آن ها در اواسط دوره قاجاریه، فرد با نفوذي را که با شاه و  صدراعظم و حکام  در ارتباط بود ، به عنوان ملك‌التجار انتخاب كرده و خواست و نیاز‌هاي خود را از طريق او پيگيري  و بر طرف مي‌كردند.
این جماعت با نفوذ با وجود همه دشواري‌هاي سياسي و اجتماعي ، تشکیلات نا پیدا و اصول نانوشته ای داشتند كه توانسته بودند ، خود را از خدمت سربازي و پرداخت ماليات معاف سازند. تجار همواره در كنار شاه و دربار، اشراف و نظاميان و مقام‌هاي اداري قرار داشتند و با روحانیان با نفوذ و مجتهدان طراز اول در ارتباط تنگاتنگ بودند و با این که به دولت سرباز و مالیات نمی دادند ، درآمد بیشتری به چنگ می آوردند و نزد مردم از احترام و اعتمادی برخوردار بودند.
 تجار چون امکان در اختیار گرفتن معلم سر خانه و فرستادن کودکان خود به مکتبخانه را داشتند دارای سواد بودند و با ارتباطی که با فرنگ داشتند از مردم عادی  آگاه تر و داناتر بودند و زودتر با تحولات غرب و فرهنگ آنان آشنا شدند. جمعی از این گروه جزو معدود اقشاری بودند که طلایه داری روشنفکری و تجدد خواهی ایران را می کردند و از همین روی  ایشان زودتر از دیگر اقشار دانستند که تشكيلات رسمي و قانونی و ارتباطی منظم ، راه بازرگانان را براي ادامه فعاليت‌هاي مستقل تجارت هموار می کند. بنا براین تجار، سال هایی پیش از مشروطه از ناصرالدین شاه درخواست تشکیل مجلس تجارت را کردند و شاه نیز با درخواستشان موافقت کرد و بدین ترتیب نخستین تشکیلات قانونی و رسمی بازرگانان ایران در عصر قاجاریه پدید آمد و این خود بارقه ای از امید و دلگرمی برای دیگر تشکلات  در ایران گردید .
و بدین ترتیب  «مجلس وکلای تجار» در دوازدهم شوال 1301 و با تلاش تجار و رهبری حاج محمدحسن امین الضرب تاسیس شد. این مجلس را به طور خلاصه «مجلس تجارت» گفتند. هدف از تاسیس این مجلس ، حفاظت از منافع بازرگانان و تجار ایران در برابر امتیازات ویران کننده ای بود که ناصرالدین شاه قاجار به کمپانی های غربی واگذار کرده بود.
 در واقع فلسفه تاسیس «مجلس وکلای تجار» ، «مقاومت» در برابر موج فزاینده تهاجم اقتصاد جهانی به ساختارهای رنجور اقتصاد ایران بود. این تشکیلات و این مجلس بعدها در مسیر تطور قانونی کامل تر شد و توسعه یافت و با گذشت بیش از صد و سی سال در هیئت  «اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران» ظهور نمود.
اتاق بازرگانی تاریخچه تشکیل این مجلس را چنین آورده:
در اواسط قرن سیزدهم هجری شمسی، نماینده فعال هیات تجار تهران، حاج محمدحسن امین الضرب بود که توانست با حمایت جمعی از بازرگانان، نظر موافق ناصر الدین شاه را برای تشکیل مجلس وکلای تجار ایران جلب کند و شاه هم در 12 شوال سال 1301 هجری قمری (1262 شمسی) اساسنامه این مجلس را تایید کرد. مجلس وکلای تجار ایران که به اختصار آنرا «مجلس تجارت» هم می گفتند، دستگاهی بود اقتصادی، با صلاحیت حقوقی و شخصیت سیاسی. این مجلس مقام تنظیم کننده برنامه های پیشرفت اقتصادی و توسعه بازرگانی خارجی بود و از نظر قضایی مسوولیت محکمه تجارت را به عهده داشت، و بالاخره مجلسی بود مرکب از نمایندگان منتخب تجار ایران با هدف سیاسی، رویهمرفته، جلوه تازه ای بود از حرکت اجتماعی طبقه تجار در اوضاع تاریخی زمانه، اساسنامه این مجلس در شش فصل حاوی نکات زیر تنظیم شده بود:
امنیت مالی، تاسیس دفتر ثبت املاک و اسناد، ایجاد بانک کوچک ایرانی و توسعه تدریجی آن، حفظ منافع تجار داخلی در برابر بازرگانان خارجی و تاسیس صنایع و منسوجات جدید در رقابت با محصولات فرنگی، افزایش صادرات ایران و جلوگیری از تقلب در محصولات صادراتی، ایجاد «بازار مکاربه» امتعه ایران، پیکار با رواج کالاهای بی مصرف فرنگی و پیشنهاد ترک استعمال امتعه و اجناس خارجی و سرانجام تکالیف و اختیارات خاص مجلس وکلای تجار. مجلس وکلای تجار ایران در آغاز مرکب بود از مجلس مرکزی پایتخت و مجالس ولایات، هم چنین، در برخی از شهرها و بندرها هم که به سبب اهمیت بازرگانی، کانون فعالیت تجار بود، مجلس منعقد می شد. نکته شایان توجه این که در چند شهر کشورهای خارجی مانند بغداد، اسلامبول و بادکوبه هم که مرکز اجتماع بازرگانان ایرانی بودند، مجلس های جداگانه ای تاسیس یافتند. البته این مجلس هم مخالفانی داشت و جبهه مخالف تجارت از سه دسته عناصر تشکیل شده بودند: برخی بازرگانان که داوطلب نمایندگی آن مجلس بودند و ظاهراً خود را صالحتر می دانستند؛ عنصر دوم، پاره ای تجار ورشکسته بودن که مجلس تجارت، طبق قانون جدید، «حجره تجارت» آنان را بسته بود؛ و سوم گروه دلالانی بودند که از نظام مجلس تجارت و نظارت سختی که بر فعالیت آنان داشت، ناراضی بودند. سرانجام، مخالفت این عوامل و مقاوت مقامات وزارت تجارت و کارشکنی های حکام ولایات، دولت مرکزی را در تنگنای سیاسی قرار داد و لذا شاه فرمان خود را لغو کرد و براساس حکم صادره برای حکام ولایات مجلس وکلای تجار تعطیل شد.

















خانه دایی جان ناپلئون

خانه دایی جان ناپلئون (امین السلطان)هم به خاطره ها خواهد پیوست؟
در پی خروج  تعدادی از ابنیه تاریخی تهران در ماه های اخیر از فهرست میراث فرهنگی بر اساس رای قاضی دیوان عدالت اداری و سپردن آن ها به دست بساز و بفروش ها اینک نوبت به خانه دایی جان ناپلئون رسید.
این خانه باغ که در عصر ناصری به حاج ابراهیم خان امین السلطان تعلق داشت ، بعد از در گذشت او به پسرش امین السلطان ثانی علی اصغر خان اتابک اعظم( صدراعظم ناصرالدین شاه و دو پادشاه بعد از او ) رسید و بعد از آن دست به دست گشت تا امروز.
اتابک پس از مرگ پدر و تملک خانه باغ ، مقداری از اراضی مجاور را نیز خرید و به سطح آن افزود و ابنیه متعددش را مناسب زندگی عریض و طویل خود گردانید. بعد از اتابک وارثان آن را در سال 1295 خورشیدی به رحیم اتحادیه از تجار آذری ساکن تهران فروختند. اتحادیه مالک جدید هم آن را به سی سهم تقسیم و به فرزندان خود واگذاشت.
خانه حاج ابراهیم به خاطر تعلق به صدر اعظم سه پادشاه قجر از ساختمان ارزشمندی برخوردار است. ساختمان آجری آن با فضای ورودی و اندرونی و بیرونی و حوضخانه و ... نمادی از معماری دل انگیز و آرام بخش ایرانی دوره قاجاریه است. از این روی خانه اتابک که با نظر کارشناسان میراث فرهنگی دارای ارزش های تاریخی - فرهنگی تشخیص داده شد ، در سال 1383 شمسی در فهرست میراث فرهنگی در آمد .
 افزون بر  این ، عامل دیگری که این خانه را میان ایرانیان آشنا و خواستنی کرده است ، ساخته شدن فیلم و سریال «دایی جان ناپلئون» در آن است که گویی همه آن هایی که ماجراهای پر کشش طنز دایی جان را در دهه پنجاه پی گرفته اند ، انگار در آن خانه زیسته اند و تک تک فضاهای آن را می شناسند. از این روست که بدان تعلق خاطر دارند.
 در سال 1354 خورشیدی ناصرتقوایی(پس از مرمت ساختمان های بیرونی، اندرونی، خانه اربابی، حوضخانه و دیگر بخش های  این خانه که حدود سه ماه طول کشید. ) سریال دایی جان ناپلئون را در این خانه ساخت و خاطره ای از آن در لوح حافظه ایرانی ها نگاشت و بدین ترتیب بر اهمیت تاریخی آن افزود. (کتاب دایی جان  ناپلئون نوشته ایرج پزشکزاد است. شخصیت‌های آن الگوهای ملی هستند. به دیگر بیان ، تبلور شخصیت‌های کتاب را می‌توان در جامعه ایرانی یافت. کتاب دائی جان ناپلئون با لحنی طنز آمیز و دلنشین برخی صفات مردم ایران را در قالب داستانی پر نشیب و فراز و جذاب به ریشخند می گیرد. کتاب خواننده را ضمن لذت بردن از طنز شیرین کتاب به تفکر وا می‌دارد.)

این خانه وسیع در ضلع غربی خیابان لاله زار در بن بست اتحادیه  واقع است. باغ لاله زار سراسر اراضی شرقی و سطح خیابان لاله زار جنوبی را از میدان مخبرالدوله (استقلال ) تا میدان توپخانه (امام خمینی) تشکیل می داد. این باغ تفرجگاه پادشاهان پیش از ناصرالدین شاه و خود وی و هم محل پذیرایی از میهمانان خارجی دولت بود.
زمانی که حصار صفوی  به فرمان ناصرالدین شاه خراب شد تا حصار وسیع تر ناصری را بسازند ، باغ تاریخی لاله زار ، داخل حصار افتاد و رفته رفته دم دست بودن آن سبب شد تا از چشم شاه بیفتد. این عامل و جذابیت اراضی آن به لحاظ موقعیت یافتن کاربری مسکونی و تجاری موجب گردید تا شاه طماع قجر وسوسه گردد و آن را در معرض فروش قرار دهد. دکتر تولوزان طبیب شاه بسیار کوشید تا وی را از این کار منصرف نماید. پزشک فرنگی شاه می گفت؛ این باغ حکم ریه شهر را دارد و باید آن را برای ساکنان شهر و نسل های آینده حفظ کرد و نگاهش داشت اما  تلاش او حریف طمع شاه نشد و سرانجام باغ فروخته و تقسیم شد .
 آن روز اگر چنین اتفاقی رخ داد و آن باغ گرانقدر از میان رفت و تهرانی ها برای همیشه از منافع آن محروم شدند ، شاید جای تعجب نباشد ، زیرا که شاه خود را سایه خدا می دانست و حکم او را کسی یارای مقاومت نداشت. ولی حوادثی نظیر آن برای تهرانی های امروز جای حیرت و تعجب است. نابودی خانه ای تاریخی و ارزشمند در تهران امروز با این همه ادارات و مسولین مربوطه در حفاظت از طبیعت و محیط زیست و میراث فرهنگی ، معنوی ، تاریخی و ... شگفتی آور است. بویژه آن که سطح دانش و آگاهی عموم مردم در این ارتباط نسبت به صد و اندی سال قبل چه میزان تغییر و رشد یافته است؟ امروز اهمیت و حفظ میراث گذشتگان و ... بر کسی پوشیده نیست!
با گران شدن اراضی تهران و تغییر مدام کاربری اراضی به تجاری ، به نظر می رسد ، انتظار از مقامات بیش از این کاری عبث و بیهوده است . بنابراین شاید مردم بویژه خیرین باید خود دست بکار شوند تا از نابودی تدریجی میراث این شهر جلوگیری نمایند. گروهی با تشکیلات مردمی به صورت انفرادی یا اشتراکی چنین املاکی را خریداری و نسبت به مرمت و حفاظت از آن ها اقدام نمایند. در سال های اخیر کاروانسرای خانات با همین شیوه نجات یافت و ماندگار شد. گو این که این اقدامات هیچ از بار مردم برای آگاهاندن مسولان مربوط چون میراث فرهنگی ، شورای شهر ، شهرداری ، مجلس ، دولت و ...در راه حفاظت از این دست ابنیه و اعتراض در این باره ، نخواهد کاست.
خبرگزاری مهر از تلاش ناموفق میراث فرهنگی در این ارتباط گزارش داد:
«... سینما جهان، سینما شهرزاد، یک پارکینگ و یک مجتمع تجاری در بخشی از این زمین‌ها ساخته شده‌اند. ...همزمان با ثبت این اثر در فهرست میراث ملی در سال ۱۳۸۳ ، سازمان میراث فرهنگی برای خرید این خانه با خانواده اتحادیه وارد مذاکره شد و توافق‌هایی برای واگذاری این باغ به دولت به قیمت چهار میلیارد تومان به میان آمد، اما در نهایت این معامله به سرانجام نرسید. در حال حاضر تعدادی از مالکان، بخش عمده باغ را از باقی وارثان خریده‌اند و می‌خواهند با خارج‌کردن آن از فهرست میراث ملی که امکان ساخت‌وساز و ایجاد تغییر در باغ و بنا را فراهم می‌کند، تغییراتی در آن ایجاد کنند. گفته مي‌شود قرار است پس از تخریب خانه دایی جان ناپلئون، در زمین آن یک مجتمع تجاری بسیار بزرگ ساخته شود که در آن صورت، با توجه به تراکم چند ده هزار متری این مجتمع، آخرین بقایای بافت تاریخی لاله زار در ازدحام بازار مضمحل مي‌شود.»

خانه انیس الدوله

خانه انیس الدوله
                                                              گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست
                                                               آنچه البته به جایی نرسد فریاد است
                                                                                                   یغمای جندقی
خانه تاریخی انیس الدوله که از سال 1382شمسی در فهرست آثار تاریخی شهر تهران قرار دارد از عمارات ارزشمند پایتخت است که با تعجب و تاسف مورد بی مهری مسولان قرار گرفته و در شرف ویرانی است.در این مطلب که به همین مناسبت قلمی شده است، موارد زیر مورد مطالعه و بازخوانی قرار می گیرد:
موقعیت این خانه کجاست؟
انیس الدوله کیست؟
مشخصات معماری عمارت چیست؟
پس از تخریب حصار سیصد ساله صفوی و توسعه شهر تهران در عصر ناصری محله های عتیق شهر گسترش یافت و به هریک بخشی اضافه گردید که این قسمت ها را تابع محله می گفتند. قسمتی وسیع از غرب تهران آن روزگار هم تابع محله سنگلج شد .
جایی که امروز این خانه قرار دارد در دوران سلطنت ناصرالدین شاه شرق دروازه گمرک و اوایل ورودی شهر از سمت غرب بود و در قسمت(جدید) تابع محله سنگلج قرار داشت و جزو اراضی بیاض وزیر بود.تا اواخر عصر ناصری اراضی مزبور تغییر محسوسی نکرد.این اراضی از شمال به باغ وسیع جنت گلشن و از غرب به ضلع غربی حصار ناصری(خیابان کارگر)و از جنوب به خیابان دروازه گمرک(مولوی)و از شرق به خانه هایی محدود بود.
وزیر(مستوفی الممالک)در همان دوره در محدوده مرکزی این اراضی قلعه ای را بنا کرد که به وزیر شهرت یافت(قلعه را پیش تر در مقاله جداگانه ای شناسانده ایم). در جنوب قلعه قبرستانی برای دفن مردگان اختصاص داشت .
تا سال های ترسیم نقشه نجم الدوله (1305قمری)جایی که امروز خانه انیس الدوله قرار دارد بایر و فاقد بنا بوده است.بعد ها با افزایش جمعیت تهران و توسعه خانه سازی اراضی وزیر تقسیم و به مردم واگذار شد.محل مورد پژوهش ما در بخش شرقی اراضی وزیر و در شرق  بنای قلعه و قبرستان بود.پس از این سال ها خانه انیس الدوله احداث شد و البته نباید از یاد برد که در آن زمان هنوز خیابان ولی عصر احداث نشده بود (این خیابان را با ادامه بخش شمالی ده ها سال بعد بلدیه تهران به فرمان رضا شاه با تخریب باغ جنت گلشن ، از میان این باغ گذراند و بنا نهاد.).
خانه انیس الدوله در اراضی تابع محله عتیق سنگلج واقع بود و در نقشه امروز تهران در محله امیریه و در ضلع غربی خیابان ولی عصر روبروی مهدیه تهران قرار دارد.
انیس الدوله که بود؟
با شکست ایران در عهد فتحعلی شاه در جنگ روسیه بخش های شمالی کشور جدا شد و به روسیه پیوست.این امر موجب کوچ جمعی از گرجیان و دیگر شهر های از دست رفته به شهر های ایران از جمله تهران گردید.نور محمد از گرجیانی بود که در این کوچ سر از آبادی امامه لواسان در آورد .در سال 1258قمری نور محمد صاحب دختری شد ولی دیری نپایید که دخترش فاطمه را در کودکی تنها گذاشت و از دنیا رفت. این دختر با ازدواج مادرش تنها تر شد ، ناچار نزد عمو و عمه اش رفت و به  کشاورزی و چوپانی پرداخت . روزگار فاطمه به سختی می گذشت تا این که دست تقدیر او را به حرمسرای شاه ایران برد و از اتفاق در شمار محبوب ترین زنان پر شمار آن حرمسرای در اندر دشت قرار داد و چنان گلش را به دل شاه زن باره قجری نشاند که سوگلی حرم گشت و مونس شاه شد و از او لقب انیس الدوله(و حضرت قدسیه) یافت و محبوب دل او گردید.
گذشت زمان هم که رنگ از رخ زنان و زیبایی آنان را می زداید(با ورود مداوم دختران جوان به حرمسرا توجه شاه به تازه وارد جلب می شد و از التفات به دیگر زنان کم) سبب دوری شاه از او و سقوط اعتبار وی نشد بلکه در بسیاری از  اعیاد و مراسم تشریفاتی دربار ناصری پس از درگذشت مهد علیا با عنوان ملکه ایران(گو این که با فراوانی زنان شاه چنین عنوانی موضوعیت نداشت) نقش او را بازی می کرد و میزبان شاهزاده خانم ها و بانوان اعیان و اشراف و همسران وزرا و سفرای خارجی می شد و از آن ها پذیرایی می کرد .
انیس الدوله با ورود به حرمسرا از ملاباجیان (مکتب خانه دار های مرد را ملا و زن را ملاباجی می گفتند) اندرون که نقش معلم و مربی را داشتند علم و سواد آموخت و تحت تعلیم و تربیت آنان آداب درباری و راه و رسم اندرونی شاه را به گوش گرفت و بعد ها با اثبات جایگاه خود نزد شاه و جلب اعتماد او از وی نشان حمایل آفتاب و تمثال همایونی بیافت.
 وی به اعتبار دست یافته اش در آبادانی امامه و احداث  و مرمت ابنیه دیگری در پایتخت کوشید و در جریان تحریم تنباکو جانب حق مردم را گرفت .روزی از آن روزها ناصرالدین شاه از انیس الدوله قلیان طلب کرد ولی او از آوردن قلیان سر باز زد.وقتی شاه علت را پرسید.انیس الدوله  جواب داد:
" برای آن که قلیان حرام شده "
شاه با عصبانیت گفت :
" چه کسی حرام کرده ؟ "
 انیس الدوله در اشاره به فتوای میرزای شیرازی در تحریم تنباکو پاسخ داد:
 " همان کسی که مرا به تو حلال کرده "
شاه هیچ نگفت و از آن پس در تمام دربار قلیان ها را برچیدند .
فاطمه در 1278قمری صیغه ناصرالدین شاه شد.او چون این امر را با شگون پنداشته به فال نیک گرفته بود بعد ها هم که امکان عقد دایم برایش فراهم شد از این کار سر باز زد و از شاه خواست اجازه دهد تا پایان عمر به همان وضع یعنی همسر صیغه ای باقی بماند.انیس الدوله به شاه علاقمند و وفادار بود و در توصیف و بیان شدت این وفاداری گفته اند در 1314قمری پس از قتل شاه(وی در 1313به قتل رسید) زمانی که امین السلطان صدر اعظم مظفرالدین شاه حقوق وی را  فرستاد، وی با دیدن تصویر ناصرالدین شاه بر اسکناس‌های ارسالی، غش کرد و ساعاتی نگذشت از دنیا رفت.
مشخصات خانه؟
خانه تاریخی انیس الدوله با معماری ارزشمند ایرانی  - اسلامی قاجاری در دو طبقه و در باغی بنا گردید. این باغ نسبتا وسیع از دو رشته قنات مشروب می شد. در عهد رضا شاه مالکان وارث قاجاری خانه را فروختند. مالک جدید کاربری مسکونی آن به کاربری آموزشی مدرسه تغییر داد و در این عمارت مدرسه ای دایر کرد  ( پروفسور محمود حسابی در همین مدرسه تحصیل  نمود). و در سال ١٣٣٠ باز مالکیت آن تغییر کرد و فردی آن را خرید و در ادامه راه باز هم مالک تازه ای به میان آمد و در سال 1350 خورشیدی اتحادیه صنف دارندگان گوشت گوسفندی این خانه را از آن شخص خرید و از آن تاریخ محل استقرار این اتحادیه شد . بعد از این تغییر  اتحادیه در قسمت جنوبی باغ ساختمانی احداث کرد که هیچ تقارن و تناسبی با بنای دوره  قاجاری این خانه ندارد.
درختان باغ  را مالک جدید قطع کرد و فضای آن به صورت محوطه حیاط  یعنی وضع کنونی در آمد.
عمارت زیبای انیس الدوله که مجموعه ای دل انگیز از گچبری های مرسوم عهد قجر است براستی دل هر تهرانی و ایرانی را که به هویت شهرش و مرز و بومش می تپد و دل در گرو آن دارد با خود به گذشته ها می برد و در کنج دلش حسرت گذشته را می نشاند.
بنای خانه انیس الدوله دارای دو طبقه است این بنا در حیاطی قرار دارد که پیشتر محوطه باغ بوده است.در وسط حیاط حوضی گرد که به رنگ آبی رنگ آمیزی شده از نمونه حوض های مرسوم حیاط های تهران قرار دارد .
 طبقه اول ایوانی دارد با طاق قوسی بلندی در میانه آن که با گچبری پرکار آذین یافته است .درهای چوبی پنجره ای فراوانی ارتباط فضای داخلی بنا و ایوان را بر قرار می کند که نقش مهم تامین نور داخلی را بر عهده دارند.تعداد شش ستون در ایوان طبقه اول و هشت ستون کوتاهتر در طبقه هم کف بار بام و ایوان را بدوش می کشند و افزون بر آن با سر ستون های گچبری شده شان ابهت و زیبایی خاصی به بنا داده اند. طبقه اول بخش اصلی بنا را تشکیل می دهد.فضای وسیع و بلند با تزیینات گچبری پرکار مهمانخانه و محل سکونت صاحب خانه را در خود جای داده است.بخاری دیواری با تزیینات گچبری در آن دیده می شود .این طبقه اکنون به اتاق کار مدیر عامل اتحادیه اختصاص دارد و اتاق جلسات اتحادیه در آن بر گزار می گردد.
طبقه هم کف به سکونت خدمه اهل خانه اختصاص داشته است .در  این طبقه آشپزخانه  و حمام وجود دارد.آشپزخانه ای با شیوه آشپزی روزگار خود و تنور نانی که هر از چند گاهی نان  اهالی خانه را در آن می پختند.حمام خزینه دار خانه در قسمت شرقی این طبقه قرار گرفته است.حمامی که مطابق معماری مرسوم زمان خود دارای ورودی،سربینه ،گرمخانه، تون و تونتابی و ... بوده است. در گوشه  باغ آب انباری هم وجود داشته است .

ایوان زیبای بنا با سقف قوسی شکل میانی و گچبری های پرکار و با ظرافت تزیینات فراوان آن که بر سقف و دیوار و سردر ها نقش بسته است و ستون های متناسب و سرستون های گچبری و در های چوبی که هر یک با گچبری آذین یافته مجموعه ای با شکوه و جلالی را تشکیل می دهد.این بنای با وقار و دیدنی که بخشی از هویت معماری آرام بخش و دلنشین و فرهنگ تهران قدیم است به فرزندان این آب و خاک تعلق دارد. دریغ است ویران شود. امیدوار است سازمان میراث فرهنگی تهران که عهده دار مسولیت خطیر حفاظت و نگهداری از بنا های تهران است،همت کند و نگذارد این بنای ارزشمند و تکرار ناشدنی از میان رود و باز هم بر بار حسرت آنچه از دست داده ایم افزوده گردد .
        همت اگر سلسله جنبان شود                            مور تواند که سلیمان شود
                                                                                              وحشی

<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>

نتایج 82 - 90 از 373

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده
ارتباط با مولف

جستجو
حاضرین در سایت
18 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز69
دیروز217
تا کنون2215153
آمار سایت


تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.