شنبه 2 شهريور 1398

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow بلاگ

تهران نامه، ویرایش

 

تهران نامه ویرایش

- تمام کلمات جدا نوشته شود نظیر؛

این ها- آن ها- این که- آن که- این جا – آن جا- قزاق خانه- ضراب خانه- چنان که، به جز کلمات زیر.

- در بیشتر کلمات به جای همزه از یای فارسی استفاده می شود به جز کلمات زیر.

- در کلمات مختوم به‌های غیرملفوظ، در حالت مضاف، نوشته می شود: «خانهٔ من، نامهٔ او»

- آغا فقط برای احترام به زنان به کار می رود، بنا براین آقامحمدخان- آقا بهرام و ... نوشته می شود.

- اسامی اروپاییان و دیگر کلماتی که چند گونه متفاوت نوشته می شود، گونه منتخب در «تهران نامه» به قرار زیر است.

- قبل از که و واو موصول ویرگول نیاز نیست.

- رقم تاریخ به عنوان مثال یا ( 1125 تا 1350) یا ( 1350-1125) نوشته شود.

- مواردی که از اعداد استفاده نمی شود، ترتیب حروف ابجد به کار گرفته شود. الف ب ج د ه و ز ح ط ی ک ل م ن س ع ف ص ق ر ش ت ث خ ذ ض ظ غ (1 تا 1000)

فهرست کلمات:

آب آلویی

آب باتری

آب پخش کن

آب پاش

آبجو سازی

آبخیز

آبدار

آبدزدک

آبدهی

آبدیدگی

آبراه

آبرفت

آبرنگ

آبرومند

آب زدایی

آبزن

آبزی آبزیان

آبسرد

آبشار

آبشخور

آبشر

آبکار

آبکش

آبکنار

آبگاه

آبگذر

آبگیر

آبگینه خانه

آب لمبویی

آبونمان

آبیار

آخورباشی آخورچی آخورسالار

آدلف

آریاییان

آسانسورچی

آسایشگاه

آستینچه

آسفالت کاری

آسمان غرمبه

آسیابچرخ

آشپزباشی

آفتاب گردانچی

آقچه

آمریکایی - آفریقایی

آقادایی

آقامحمدخان

آلومینیم

آماجگاه

آمریکا

آموزشکده - آموزشگاه

آموزشیار

آنچه

آهنگر

آیرودینامیک

آیفون

آینه

آیین

ابرویی

ابن الوقت

ابنای بشر

اتاق

اتراق گاه

اتریش

اتکایی

اتو- اتوشویی

اجاره نامچه

احساس گرایی

احمقکده

احوالپرس

اخباریگری

اخلالگر

ادعایی

ارابه چی

ارادتمند

اراده وسایل جنگ (عراده واحد شمارش)

ارتدکس (تو)

اردیبهشت

ارزشمند

ارزشیابی

اروپایی

اره مویی

اسبچه

استانبول

استانبولی پلو

استراحتگاه

اسطوقدوس

استون (acetone )

اسرائیل

اس و قس

اشغالگر

اصلاحگر

اطفاییه

اقامتگاه

الهه

الوات

امامزاده

امانتکار

انچوچک

اندیشمند

انغوزه

انکرالاصوات

اوزالید

اوزون برون

اوساکریم

اوغور

اولتیماتوم

اورت

اهن و اهون

اهن و تلپ

اه و پیف

اه و تف

ایاق

ایده آل

ایده ئولوژی

ایلامیان

ایلچی

ایوانچه ایوانگاه

ایها الناس

باتری

بادامچه

بادرنجبویه

بازداشتگاه

باسلوق

باغشهر

باقی مانده

بلشویسم

بالطبع-  بالعکس – بالفرض- با لکل(یکسره- به طور کلی)

بالماسکه

بالن

با مسمی

بانکدار

بتکده بتگر

بتن آرمه

بته جقه

بچگانه

بحث و فحص

بخر و بفروش

بخشاییدن

بدآیین

بدرالدجی

بدمینتون

برانکارد

برانی

بزبچه

بزرگ راه

بزرگسال

بزنگاه

بزهکار

بشکوه

بعینه

بقچه

بلوار

بلهوس

بولدوزر

بنجل

بنچاق

بوالعجب بوالعجایب

بوداییسم

بوییدن

به استثنای ...

به انحای مختلف

بهایم

بهایی

به به کنان

به پیر به پیغمبر

به جرئت

به لیمو

بهورز

بهین بهینه

بیانگر بیان نامه

بیسکویت

بیق

بیکار

بیگاری

بینوا

بیهده- بیهوده

بیهش- بی هوش

پا به رکاب

پاتوق

پاتیل

پارادکس

پاسخ گویی

پاسدار

پاسگاه

پاقاپوق

پالایشگاه

پانسیون

پایتخت

پایگاه

پایین پاییدن

پترزبورگ

پترکبیر

پرتگاه

پرطمطراق

پرفسور

پرملات

پروتئین

پژوهشکده

پسغام

پلیور

پلیمر- پلی کپی

پناهگاه

پنگوئن

پولاک ادوارد

پولیش کار

پیرپاتال

پیزری

پیشباز

پیشنهاد

پیشوایی

پیمانکار

تاق- تاقچه- تاق نما

تاق و توق

تایب

تایید

تپق

تپل

تخارستان

تخت طاووس

تخریبچی

ترابوزان

ترخینه

تسوج

تشتچه

تشکچه

تلنگر

تل هرز

تمغا

تنبورنواز

توافق نامه

توس

توقفگاه

تهماسب

تهمورث

تهی دست

تیار

جرایم

جزایی

جزء

جزئی

جقجقه

جغوربغور

جقه

جکسن

جلمبر

جنایی

جنگلبان

جیغ جیغو

چاییدن

چرایی

چرت قوز

چقر

چقرمگی

چقاله بادام

چلویی

چندرغاز -شندر غاز

حوایج

حیص و بیص

خائن

خاکشیر

خالصه جات

خان دایی

خانم رییس

ختمی

خداییش

خرابکار

خرسنبگ

خروخر

خلایق

خوش ذایقه

دانشسرا

دانشکده

دانشگاه

داوود

دایر

دایره

دایم

دایی قزی

دربخانه

درق و دروق

دروویل سرهنگ

دمبلیچه

دموکرات دموکراسی

دم گل

دوستعلی

دوقورت و نیم

ذاق و ذوق

ذایقه

ذخایر

ذق ذق

ذیحجه

ذیقعده

راپرت

راستگو

راولینسن

رختکن

رسوایی

رو به رو

روزنامه جات

رماتیسم

رومانف

ریخت و پاش

رئیس

زا به راه

زاق وزوق

زاید

زایده

زائر

زقنبود

زق زق

زلم زیمبو

زولبیا

زنجبیل

زیگزاگ

سارافن

ساعتچی

سال خوردگی

سالروز

سالگشت

سالمند

سانسون

سپور

سرتق

سگ مذهب

سگ مسب

سلایق

سندرم

سنفونی

سنگ پا

سنگ دل

سیاستمدار

سیرمونی

سئوال

شاه پسند

شستشو

ششلول بند

شعایر

شیدایی

شیوایی

شی ای

صاحبقران

ضجه مویه

ضرایب

ضربدر

طالبوف

طاووس

طایر

طایفه

طرایق

طمطراق

طوقدار

عراده واحد شمارش اراده وسایل جنگی

علاقه مند

عیالمند

عیالوار

فایق

فضایل خوانی

فوکتی  (  Focckette کوکاتی، فتکی، فکتی، فکاته)

فواید

فووریه دکتر

فین کن اشتاین

قاتق

قاتی پاتی

قارقارک

قازیاقی

قاق

قاقاله خشکه

قال گذاشتن

قان و قون

قایل

قایم باشک

قائم مقام

قراقروت

قرائت

قرچ

قرقر

قروچ قروچ

قزن قفلی

قشه رعشه

قل قل

قلقلک

قلفتی

قلیان

قنبرک

قمپز

قمیش

قوقولی قوقو

کاکائویی

کائوچویی

کلاشینکف

کلنل

کوفته قلقلی

کانگ فو

کهنسال

گارسن

گازوئیل

گالن

گراییدن

گریبایدف

گفتگو

گل بته

گلخانه

گوشتالود

گندله سازی

گیربکس

لامسب

لطایف

لک و پک

لمبر

لوایم

لولوخرخره

لیاخف

مادمازل

ماراتن

مارکف

مامایی

مائو

مزقانچی

ملات

منوپل

منوکسید

منولوگ

موسیو

میراخور

نایل

نایین

نشئت

نگهدار

نوآیین

واتسن انگلیسی

واگن

وسایط

وسایل

وغ وغ

ویدئو

ویلسن

ویلن

هارت و پورت

هایل

هجده

هرویین

هرهری مذهب

هفت خان

هفت خوان

هفت صدم

هفت صد

هلک و هلک

هم آغوش

هم آوا

هماهنگ

همبستگی

هم تراز

همخو

همخوابگی

همدرد

همدست

همدم

همراز

همراه

همرنگ

همزاد

همزن

همساز

همسال

همسایه

همسر

همسو

همشیره

همقد

همکار

همکف

همگام

همگن

همگون

همنام

همنوع

هموار

هیئت دولت

یاردانقلی

یدکچی

یقلاوی

یکباره

یک بار

یک پارچه سازی

یکتا

یکسره

یکمین

یکهو

یونیفرم ( uniform )

ییلاق نشین

 

 

 

 

 

 

 

 

انقلاب روی صحنه- تاثیر مشروطه بر تحول نمایش

انقلاب روی صحنه

 

تاثیر مشروطه بر تحول نمایش در ایران

داریوش شهبازیانقلاب مشروطه باعث تحول و دگرگونی در بسیاری از ابعاد جامعه ایرانی به‌ویژه در بعد فرهنگی نظیر؛ نثر، شعر، تئاتر و ... شد. مشروطه آغازی بر پیدایش و گسترش تئاتر مدرن ایران بود. با وقوع انقلاب مشروطه تئاتر که پیش از آن در ایران به‌عنوان یک تفنن درباری به‌حساب می‌آمد، به میان عموم مردم راه پیدا کرد و دستخوش تغییر و تحول شد. با طلوع مشروطیت در ایران به سال ۱۳۲۴ قمری، جوش و خروش عجیبی در زمینه ادبیات و فرهنگ به‌وجود آمد و تئاتر مانند هر شعبه دیگری از شعب ادبی و ذوقی، از این تحول عظیم بهره‌ برد.

 تکیه دولت- دوران قاجار

جماعات هنرپیشگان و تئاترهای متعددی در این دوره پدید آمد. تاسیس تئاتر، گذشته از ارزش‌هایی که بر نفس نمایش داشت، نمادی از ترقی و رشدفکری تلقی می‌شد. در جریان مشروطیت مردم ایران به حقوقی واقف شدند که پیش از این از وجود آن آگاه نبودند. در این دوره هنرهای مختلف، هر چند به شیوه سنتی وجود داشت، اما تئاتر وجود نداشت، بنابراین به گمان عده‌ای از روشنفکران، تاسیس تئاتر، گذشته از ارزش‌هایی که داشت، نمادی از ترقی و رشد فکری تلقی می‌شد. در مجموع عواملی چون؛ سفر هیات‌های سیاسی و نیز اعزام محصلین ایرانی به فرنگ، تاسیس دارالفنون، سفرهای ناصرالدین شاه به غرب و روسیه و دیدارهای مکرر او از تئاترهای غربی، انقلاب مشروطیت، تاسیس انجمن‌ها و شرکت‌ها و بازگشت عده‌ای از دانشجویان تحصیلکرده در رشته‌های هنر از خارج و فعالیت در تئاتر و...، همگی در پیشبرد تئاترمدرن در ایران موثر بوده‌اند.

پیش از اعلام مشروطیت اولین دسته‌های آماتوری نمایش در تبریز و رشت پدید آمده بود. به نوعی بازیگران مرد و زن ارمنی بودند که از قفقاز آمده بودند و بدین ترتیب سنت نمایشنامه ‌نویسی روس وارد ایران شد. در اوایل دوران مشروطه نمایش‌ها در پارک‌ها، باغ‌ها و منازل اجرا می‌شد. در نهضت مشروطه به خوبی از این سه وسیله ارتباطی استفاده شد؛ روزنامه، شعر و تئا‌تر. ظاهرا «میرزا ملکم‌خان» باید نخستین کسی باشد که نمایشنامه‌هایی به زبان فارسی و به شیوه ‌اروپایی نوشته است، بخشی ازاین نمایش‌نامه‌ها درسال ۱۳۲۶ قمری در روزنامه اتحاد تبریز به چاپ رسیده و مجموعه کامل آنها درسال ۱۳۴۰ قمری در برلن منتشر شده است و نیز می‌‌توان گفت که ترجمه میرزا جعفر قراچه‌‌داغی از مجموعه آثار نمایشی میرزا فتحعلی ‌آخوندزاده از جمله نخستین ترجمه‌هایی است که در زمینه نمایشنامه انجام شده است.

این مجموعه شامل هفت نمایشنامه است که در سال ۱۲۹۱ قمری چاپ و منتشر شد. با طلوع مشروطیت در ایران به سال ۱۳۲۴ قمری، جوش و خروش عجیبی در زمینه ادبیات و فرهنگ به‌وجود آمد و تئاتر مانند هر شعبه دیگری از شعب ادبی و ذوقی، از این تحول عظیم بهره‌مند شد. جماعات هنرپیشگان و تئاترهای متعددی در این دوره پدید آمد. اولین‌آن‌ها، گروه تئاتر فرهنگ بود که در عمارت مسعودیه نمایش می‌داد. یعنی بنایی بود که به اسم مسعود میرزا ظل‌السلطان معروف بود و بعدها شد وزارت فرهنگ. بعضی از اعضای تئاتر فرهنگ در رشته‌های دیگری شهرت پیدا کردند. اولین دسته‌ نمایشی که پس از مشروطیت در تهران پدید آمد «شرکت علمیه فرهنگ» بود. این شرکت در سال ۱۳۲۷ قمری توسط گروهی از فارغ‌التحصیلان مدرسه سیاسی تاسیس شد. اعضای اصلی آن را کسانی مثل محمدعلی فروغی، سلیمان میرزا اسکندری، عبدالله مستوفی، فهیم‌الملک و سیدعلی نصر تشکیل می‌‌دادند، اما چهره اصلی نمایشی این گروه محمودخان منشی ‌باشی (محمود بهرامی) بود که بعدا کسانی مثل سیدعلی نصر به آن پیوستند. این انجمن سالن تئاتر نداشت و کارهای خود را بیشتر در مدرسه نظام و تالار مسعودیه به اجرا می‌‌گذاشتند. این شرکت در سال ۱۳۲۹ قمری منحل شد. تئاتر دوم، تئاتر ملی بود که سیدعبدالکریم محقق‌الدوله در سال ۱۳۲۹ قمری بنا کرد.

مرکز فعالیت این گروه، در محل هتل فاروس در لاله‌زار بود و شاید بتوان گفت که لاله‌زار، مرکز فعالیت‌های تئاتر تهران شد. در سال ۱۳۳۴ قمری، سیدعلی نصر ضمن بازگشت از سفر اروپا، «کمدی ایران» را تاسیس کرد که ۱۰ سال باقی بود و با این کار آغازگر یک جریان مداوم در تئاتر ایران شد. بسیاری از هنرپیشگان نامی آن دوران در این تئاتر، فن هنرپیشگی را فرا گرفتند که از آن جمله‌اند: بهرامی، رفیع حالتی، فضل‌الله بایگان، غلامرضا فکری، علی اصغر گرمسیری و...کمدی ایران، در تاریخ تئاتر ایران نیز اهمیت بسزایی دارد، زیرا بسیاری از نمایش‌های خود را در عمارت جدیدالتاسیس «گراند هتل» در خیابان لاله‌زار، عرضه داشت و همین عمارت بود که بعدها مبدل به تماشاخانه تهران شد.

تئاترهایی بعد از آن پیدا شدند: تئاتر نکیسا که به‌دست ارباب افلاطون شاهرخ ایجاد شد و جامعه باربد را ابراهیم مهرتاش پدید آورد. این دو تئاتر، مدرسه‌ای بود برای هنرپیشگان فراوانی که بعدها تربیت یافتند. شرکت کمدی ایران سال‌ها فعالیت‌ می‌کرد و نمایش‌های خود را علاوه بر سالن «گراند هتل»، ‌در پارک «ظل‌السلطان» و «باغ علاءالدوله» واقع در انتهای لاله‌زار، نبش میدان سپه محل بعدی «جامعه باربد» و «تئاتر دهقان» به اجرا می‌گذاشت. علاوه بر منزل «ظهیرالدوله» و «عمارت مسعودیه» در منازل اشخاص معروف جامعه نیز گه‌گاه نمایش‌هایی اجرا می‌شد که از جمله آنها می‌توان از خانه «صاحب اختیار اخوت»، مرحوم «اقبال‌الدوله» واقع در خیابان سعدی نام برد. این خانه بعدها تبدیل به «تئاتر سعدی» و بعد از آن سینما سعدی شد.

در این دوره دو گروه بیشترین سهم را داشتند، ارمنی‌ها و آذری‌ها که اتفاقا هر دو، هم با تئاتر روس آشنا بودند هم با تئاتر فرانسه که در آن روزگار در روسیه رواج داشت. از جمله نمایش‌هایی که خیلی در ایران گل کردند و روی نمایش ایران تاثیر گذاشتند باید از «لیلی و مجنون»، «آرشین مالالان» و «اصلی و کرم» نام برد. همین‌طور از نمایشنامه‌‌نویسانی مثل عزیز عبدالحسین اوغلو حاجی‌سیف یا‌‌ همان حاجی بگف. عموم نمایش‌های این دوره مضمونی ضداستعماری و ضداستبدادی داشت. با ایجاد فضای آزاد در کشور، گروه‌های مختلف تئاتر ترک، ‌ارمنی و روسی به ایران وارد شدند و با نمایش‌های خود تاثیر شگرفی در پیشرفت و گسترش تئاتر در ایران به جای گذاشتند. در دوران مشروطه، چند گروه پراکنده نیز به‌وجود آمد که هر کدام از آنها پس از مدتی از بین رفت. از جمله این گروه‌های نمایشی می‌توان به «کمیته جوانان ایرانی» به سرپرستی «افراسیاب آزاد» و «شرکت نمایش عالی ارشاد» به مسوولیت «مرتضی قلی فکرت» و «شرکت کافه لاله‌زار» اشاره کرد. میرسیف‌الدین کرمانشاهی و علی دریا بیگی نیز در پیدایش مدارس هنرپیشگی در ایران موثر بودند.

پس از جنگ بین‌الملل اول (۱۸- ۱۹۱۴) گروهی از هنرمندان تئاتر از روسیه و قفقاز به ایران آمدند و با هنرنمایی خود در صحنه تئاتر ایران، موجب شدند که مترجمان آثار نمایشی، به ترجمه نمایشنامه‌های ترکی و روسی راغب شوند و از این رهگذر نمایشنامه‌هایی چند بر گنجینه ادب نمایشی ایران افزوده شود، اما با تمام کوششی که در این دوره برای بالا بردن سطح فکر عمومی و ترغیب مردم در کار تئاتر و بسط دامنه آن می‌شد، هنوز مردم این هنر را به چشم «دلقک‌‌بازی» می‌‌نگریستند و هنرپیشگان و علاقه‌مندان تئاتر را تحقیر می‌‌کردند، از این‌رو صحنه‌های تئاتر بیشتر به دست هنرمندان خارجی و ارمنی اداره می‌‌شد.

بخشی از یک مقاله

منابع:آمار و تاریخ‌ها مبتنی بر کتاب «بنیاد نمایش درایران» تالیف دکتر ابوالقاسم جنتی عطایی است.

 

روایاتی از تهران قدیم- جلد دو

       روایاتی از تهران قدیم

 

                                                                                 جلددو

 

 

                                                                              فهرست

 

فتح تهران

فاتحان تهران

قنات های تهران

فوت کوزه گری

اشرف

تهران در جنگ جهانی اول 

شوهر ننه

جسدعریان زن

شیخ فضل الله نوری

سیدمحمد طباطبایی

واژه های متروک تهران قدیم

ساختمان های تهران در دوره رضاشاه

پارکابی

مشکلات تهران در صد و سی سال پیش

درسی از امیرکبیر

عمر پایتختی تهران سر آمده است

آتشکده ری

تاریخچه صادرات در ایران

ابوالقاسم سحاب

تاریخچه شهرنو (روسپیگری)

تاریخچه قبرستان در تهران

حصار ناصری

منابع

 

روایاتی از تهران قدیم- جلد نخست

                             

             روایاتی از تهران قدیم

                       جلد یک

 

فهرست

حصار صفوی  تهران

آب‏انبار سيداسماعيل

آب مَنگُل

آتشکده تهران

آريايى‏ها در گستره تهران

آقا محمدخان

بستنی اکبر مشدی

اولین شهردار پایتخت

قلعه احمدآباد

زندان قجری تهران

امام جمعه تهران

امجدیه

امیر ارسلان نامدار

اندرون در ارگ سلطنتى

خانقاه صفی‌علیشاهی

ساختمان سینگر

سومکا

مسجد قندی

مكتب ارتباط با ارواح در تهران

ممالک محروسه ایران

منوچهرخان و تکیه منوچهرخانی

منیریه و منیرالسلطنه

نخستین بیمارستان تهران

سقوط قاجاریه

کاخ مظفری دارآباد

میرزا عیسی خان وزیر

سرود ملی ایران، از دوره ناصری تا امروز

  سید واعظ اصفهانی

دارالخلافه ناصری چگونه گسترش یافت

مستشارالدوله

درسی از امیر کبیر – عدالت

منابع

  

           مقدمه

 روزی که غرب شکفتن را آغاز کرد و بالید و کوشید تا امروز که بر جهان سیطره یافته است، همان روزی بود که ما از  اسب بالندگی افتادیم و از راه پویایی و توسعه بازماندیم و راه تفرقه و ضعف پیمودیم و از روزگار شکوه و جلالمان دورشدیم و رفته رفته آن شدیم که نمی باید.

 جنگ های صلیبی، رنسانس، اصلاحات لوتر، تفتیش عقاید و رخدادهای دیگر اروپاییان را به خود آورد، از برتری دانش شرق حیرت کردند و جستجوگرانه به عقب ماندگی خود پی بردند، طرحی نو افکندند و راهی نوین برگزیدند، تا از محصول فکر و عملشان ثروت بر ثروت انباشتند و بر علم و معرفتشان افزودند. بعدها از روی دست ما دانشگاه ساختند. استادانشان صدها چون خود پروراندند و دانش را گستراندند. دستگاه چاپ اختراع کردند و کتاب هاشان را هزارهزار نسخه چاپ و توزیع کردند و علم و دانایی را میان مردمانشان پراکندند.

از همان روزها جنگ و ستیز داخلی وخارجی امنیت و آرامش ما را از میان برد. از همان روزها نظامیه هایمان یک به یک متروک و ویران شد و مملکت یک پارچه مان تکه تکه و ملوک الطوایفی شد. عالمانمان ترک وطن کردند و یا گوشه عزلت گزیدند و اندک کتابی هم که دانشور و هنرور ما در گوشه و کنار نوشت، جز چند نسخه توسط نساخ فراهم نشد. علم و دانایی میان مردم نیامد و راه انتقال دانش محدود و محدود تر شد. حتا از آموزش به طلبه و دانشجوهم امساک شد. آن قدر که کوزه گرمان فوت کوزه گریی را به شاگردش هم نیاموخت. مرشد و مربی و پهلوانمان هم از پرورش و آموزش بی دریغ صادقانه دست کشیدند و بخل ورزیدند. همین شیوه و عمل باعث شد تا عاقبت دانش، صنایع دستی و هنر ملی و هر آنچه که مایه مباهات بود، متروک و خوار شد و کالا و متاع فرنگی به چشم آمد و صدر مجلس شد. خدمتگزاران و وطن خواهانمان چون امیرکبیر و قائم مقام و دیگران از صحنه روزگار محو شدند و خائنان و وطن فروشان تعزیه گردان عرصه سیاست و اقتصاد.

حال پرسش اینست چه باید کرد؟ بشر با تکیه بر عقل و و دانایی اش پیوسته بر مشکلات خود، توانسته فائق آید. انسان، جستجوگر حکمت و فرزانگی است. برای ساختن آینده باید گذشته را جستجو کرد و شناخت. باید حوادث و رخدادهای گذشته را نقد و بررسی و تحلیل کرد. باید ذهنی مبتکر و پویا و خلاق داشت. باید متعلقات گذشتگان را ثبت و ضبط کرد و چون جواهر نگه داشت و چراغ راه آینده کرد. نیاز به دانش داریم. حال باید بدون تعصب ما هم چون اجداد آنان، از غربیان بیاموزیم و نباید با آزمون و خطا فرصت سوزی کنیم.

تهران در دو قرن اخیر طلایه دار تحولات و توسعه در کشورمان بوده است، تحولاتی از جنس مادی و یا معنوی. تحولات و تغییراتی که بسیاری از میراث فرهنگی و معنوی و طبیعی ما را نابود کرده است. سال های دوری نیست که درخت تناور امامزاده صالح تجریش را که مایه حیرت سیاحان و جهانگردان غربی و هر بیننده ای بود، از بیخ و بن کندیم و آن اثر طبیعی را که می توانست بهره ها به این سرزمین و مردم برساند و میراث طبیعی تهران بود، نابود ساختیم. سرای دلگشای وزیر نظام دوره ناصری را خراب کردیم و پاساژی بد قواره با کوهی از آهن که هیچ تناسبی با بافت سنتی بازار ندارد، ساختیم. منفعت فردی را بر منافع ملت ترجیح دادیم. هر از گاهی تخریب بنایی تاریخی و یا خبری از این دست روحمان را می آزارد. بر آثار تاریخی منحصر به فرد هزاران ساله مان یادگاری می نویسیم. در غارها با چاقو و... قندیل (استالاگمیت و استالاکتیک) میلیون ها ساله را می کنیم تا یادگاری به خانه ببریم. نام خیابان ها را مدام تغییر می دهیم. تحمل نام گذشتگان را که میراث معنوی شهر است، نداریم. در حالی که زیباترین خیابان قاهره مصر به نام مصدق است، ولی تهران خیابان مصدق ندارد. مظفرالدين شاه قاجار در سال 1279 ش به شهر کنترکسویل فرانسه رفت. در اين شهر خیابانی به نام «شاهِ ايران» نام گذاری شد و هم چنان اين نام  پا بر جاست.

مارکو پولو تاجر و جهانگرد ونیزی در قرن سیزدهم میلادی بود.  کتاب سفرهای او در شناساندن شرق به اروپاییان نقش کلیدی داشت و نیز الهام‌بخش کسانی چون کریستف کلمب بود. فرنگی ها خانه مارکوپلو را از هشتصد سال پیش تا کنون نگه داشته اند. یعنی هشتصد سال پیش اهمیت تاریخ را درک کرده اند آن تفکر را به صورت قانون در آورده اند و قانون را سفت و سخت اجرا می کنند. آن ها برای خود تاریخ مفصلی ترتیب داده اند و از آن بهره ها برده اند و می برند.

کهن ترین نسخه شاهنامه مربوط به هشتصد سال پیش در فلورانس ایتالیاست. دیگر کتب و متون کهن این سرزمین هم یا در مسکو و سن پترزبورگ است یا در لندن و پاریس و دیگر شهرهای اروپا و آمریکا و غیره. می دانید چگونه این آثار ارزشمند از چنگ ما خارج شد، زیرا ما کتاب خوان نبودیم و از گذشته درخشان خود و از متفکران و اندیشه ورزان سرزمینمان بی خبر بودیم. غربی ها موزه هاشان را پر کرده اند از آثار پر ارزش کشور ما وعراق و افغانستان و غیره ...

در غرب وقتی فردی به موفقیت می رسد و پیشرفت خارق العاده ای می کند، برای الگوسازی جوانان و تاریخ سازی و دلایلی دیگر از او گزارش تهیه می کنند و با او مصاحبه می کنند و رد پای او را زنده می سازند و او خود هم خاطرات زندگی اش را می نویسد، اما ما از جاهدان و کوشندگان اجتماعمان در می گذریم و هنوز فکر می کنیم یکی از این دو بهتر است؛ علم  یا ثروت. با ثروتمندان کارآفرینمان درست برخورد نمی کنیم و... اکبر مشدی یک روستایی ساده بود. به پایتخت آمد و به موفقیت بزرگی رسید و پیشه ای راه انداخت و در نسلی خاطره ساز شد. اکنون که سال های زیادی از مرگ وی نمی گذرد، یک خبر موثق از او به دست نیست. چیزی هم خود او ننوشته است.

اگر وی در غرب بود، ده ها بار از او گزارش تهیه می شد. روزنامه ها و مجلات از او مطلب می نوشتند و رادیو و تلویزیون گزارش ها از او پخش می کرد. راز و رمز موفقیت او به ریز بیان می شد. از صبحانه خوردن او تا دیگر عاداتش کتاب می نوشتند و نام مغازه اش نام فروشگاه های زنجیره ای بزرگی می شد که در سراسر کشور و حتا خارج رایج می گردید و درآمدی هنگفت عاید دست اندرکاران و کشور می شد. مانند فروشگاه های وال مارت آمریکا که در سال مالی ۲۰۱۳ با درآمدی معادل ۴۶۹ میلیارد دلار(بیشتر از درآمد بسیاری از کشورها)، به‌ عنوان بزرگترین شرکت جهان بر پایه میزان درآمد، شناخته شد. تا جوانان الگو برداری کنند و بتوانند راه او را پیشه خود سازند و در راه موفق او گام بردارند. فرزندان آن مردان و زنان با عشق و علاقه از ادامه راه وی سخن می گفتند و چراغی را که وی بر افروخته هرگز خاموش نمی کردند، اما در ایران اغلب مادران اجازه ورود فرزندشان را به شغل پدر نمی دهند و حتا خود پدران نیز چنین می اندیشند. اینست که کارخانه ها و شرکت هایی با بیش از صد و شصت هفتاد سال را در غرب  صنعتی می بینیم که قدمت دارد. در حالی که در کشورمان کارخانه های موفق حتا از عمر یک نسل هم عبور نمی کند. یعنی اواخر عمر موسس، کارخانه و شرکت رها می شود. در دوره پهلوی کارخانه های کفش ملی، ارج، آزمایش و ایران خودرو و انتشارات امیرکبیر و غیره  تاسیس شدند و به موفقیت درخشانی رسیدند که توفیق آن ها حاصل هوش و ذکاوت سرمایه‌ گذارانشان بود که در پرتو سیاست‌های اقتصادی مناسب آن دوره موجب توفیق موسس و رشد و شکوفایی صنعتی ایران هم شد، اما امروز سیاست دولت و نگاه مردم عوض شده است. در حالی که وقتی این کارخانه ها فعالیت خود را شروع کردند، در منطقه که نه، حتا در کره و خیلی از کشورهای تازه صنعتی شده چیزی نبود ولی امروز آن ها به کجا رسیده اند و ما کارخانه هایمان تعطیل شده است.

دوستی که به سختی کارخانه ای را در بیابان های بی آب و علف کاشان ساخته بود و توانسته بود با کمک متخصصان ایتالیایی، کاشی در خور توجهی تولید کند، می گفت؛ خدا می داند، در بیابان برهوت کارخانه تاسیس کردن، چه حکایتی دارد و از عشقش به کار می گفت که چگونه بر مشکلات فائق آمدم و می گفت چه لذتی می برم، وقتی شعر حافظ را این جا و آن جا در تابلو تبلیغات می بینم که نوشته «ماخاک را به هنر کیمیا کنیم» لذت می برم، زیرا آن شعر توصیف کار من است. من هم کاشی ارزش یافته را از خاک بیابان می سازم، اما او در همین حال از بی انگیزگی فرزندش می گفت که  گلایه دارد از پدر و می گوید؛ «پدر خسته نشدی این قدر هر هفته برای سرکشی از تهران می روی کارخانه؟ » یعنی نه تنها خود علاقه ای به ادامه فعالیت پدر ندارد، بلکه او را هم می خواهد، در میانه راه از کار باز دارد. اینست دلیل شکست ما و آن راز و رمز فرنگی ها در تداوم موفقیت ها یشان .

ترانه مرا ببوس در سال های نه چندان دور شهرت ملی یافت با حوادث سیاسی روزهای شهرتش قرابت پیدا کرد و در ذهن مردم خاطره ساخت، اما از واقعیت و این قرابت چیزی نمی دانیم. هیچ یک از خواننده و شاعر و آهنگساز و نوازنده وغیره یک خط هم از واقعیت ننوشتند.

مرحوم ایرج افشار می گفت؛علی وثوق از پدرش وثوق الدوله که پنجاه سال تاریخ حساس ترین سال های سیاسی ایران را در سینه داشت، پرسید «پدر، چرا خاطرات خود را ننوشتید؟ وثوق الدوله گفت: برای این که تو راحت زندگی کنی!» او به این دلیل و دیگری هم به دلیلی دیگر،(جزناصرالدین شاه و معدودی که خاطرات نوشته اند.) نمی نویسیم و واقعیت را آشکار نمی کنیم.

ولی آقای ترامپ رئیس جمهور آمریکا که مشاغل درخشانی هم در گذشته نداشته، تا به حال، چند کتاب نوشته است. اینست که تیراژ کتاب در ایران به دویست سیصد جلد رسیده است. حال چگونه علم و دانش میان مردم پراکنده شود و پاسخ سرمایه گذاری ناشر و حق قلم مولف و غیره تامین گردد، خدا می داند.

ما چه می دانیم شیخ بهایی چه دانشی با خود به زیر خاک برده است یا دیگران ... آن زمان نه دانشگاه داشتیم، نه چاپخانه که تخم دانایی بپراکنیم و نه فرهنگ فوت کوزه گری مان اجازه نشر علم می داد.

کوروش نخستین امپراتور جهان است که کشوری با جمعیت نیمی از مردم گیتی با ادیان مختلف و اقوام گوناگون را اداره کرده است.  صد و هفتاد جلد کتاب کوروش‌نامه در کتابخانه کنگره آمریکا نگهداری می‌شود. آیا به این کتاب بی همتا در ایران توجه می شود؟

ازگروه (پدران بنیان‌گذار) بیست و پنج نفره ای که استقلال آمریکا را اعلام کردند، سه تن واشنگتن (فرمانده ارتش)، فرانکلین( دانشمند) و تامس جفرسون (مغز اندیشمند،تاریخدان و عالم علوم اجتماعی) هسته اصلی این گروه بودند. جفرسون کتاب کوروش‌نامه را خواند و به فرزندان آمریکا هم توصیه کرد بخوانند. قانون اساسی آمریکا بر گرفته از آموزه های کوروش است.

 زمانی که فتحعلی شاه حقیرانه روزگار خوش می گذراند و سبکسرانه با سپیدتنان تهی مغز سرسره بازی می کرد، جفرسون ریاست جمهور وقت آمریکا، با برده داری مخالفت کرد و پایه‌گذار خردورزی، آزادی، برابری، دموکراسی در دولت آمریکا شد و کشور جدیدی به نام آمریکا پایه گذاری کرد.

امروز آن ها کجایند و ما کجا. آن ها رفتارشان را  قانون مند کردند و از اعمال قانون طی نسل ها به شیوه های اعتقادی و ایمانی ثابتی رسیدند و نفعشان را در جمع دیدند. اما ما فقط می خواهیم گلیم خودمان را از آب بیرون بکشیم، می گوییم حقوق بقیه به ماچه.

پاسخ بسیاری از این چراها و نشانی از گمگشته های نسل جوان را می توان، در دل حوادث و وقایع تاریخ تهران جستجو کرد. صد و پنجاه سال پیش مستشارالدوله مهمترین عامل پیشرفت غرب را وجود قانون و سبب عقب ماندن ایران را نداشتن همین یک کلمه دانست و کتابی در شرح آن نوشت، اما ناصرالدین شاه مستبد به همین دلیل به زندانش انداخت و نابودش کرد. کتاب دو جلدی حاضر برگ ها و نکته هایی از تاریخ پر فراز و نشیب تاریخ پایتخت کشورمان در قرون اخیر است تا بدانیم برای کسب آزادی و عدالت و ریشه کنی فقر اجدادمان چه داغ ها دیده اند و از آنها چه دل ها خون شده است.

 

 

نگاهی به آثار جنگ جهانی دوم در ایران

نگاهی به آثار جنگ جهانی دوم در ایران

آوارگی و گرسنگی

 

خواندن تاریخ این سرزمین هر انسانی را مبهوت می‌کند که چه سرزمین عجیبی است وچه سرنوشتی بر این مردم گذشته است. با هجوم نیروهای متفقین به ایران، تهران در مدت کوتاهی به سختی و قحطی دچار شد. در آن روزها وضعیت برنج و غلات بسیار بد بود. قیمت برنج از تیرماه ۱۳۲۰ تا تیرماه ۱۳۲۱ به مقدار ۴۴ من از ۲۵۰ ریال به ۶۰۰ ریال رسید. با رفتن رضا شاه از پایتخت شورای‌عالی نظام دستور مرخصی سربازان وظیفه را تصویب کرد و به اجرا گذاشت. در عوض قرار شد سی هزار سرباز پیمانی را با ماهی ۳۵ تومان حقوق، به استخدام درآورند. شایعه فرار رضاشاه، اخبار رسیده از اشغال شهرهای مختلف و به‌ویژه خالی شدن پادگان‌ها (در نتیجه تصمیم شورای‌عالی نظام) که به شکل‌‌گیری دسته‌های سربازان گرسنه و سرگردان در خیابان‌های تهران انجامید، سخت مایه بیم و نگرانی مردم شد.

 

مردم با مشاهده این صحنه‌ها و آوارگی سربازان و درماندگی آنان بر وحشت‌شان افزوده شد. سال بعد شماری از دانش‌آموزان و دانشجویان درمجلس شورای ملی گردهم آمده و برای کمبود نان و خواربار و بالارفتن هزینه زندگی تظاهرات کردند و سپس به چند تن از نمایندگان مجلس حمله‌‌ور شدند و در و پنجره‌های مجلس را شکستند. با دخالت پلیس بیش از صد تن کشته و زخمی شدند. بیماری تیفوس فراگیر شد. عاقبت ۱۸ اردیبهشت ۱۳۲۴ با تسلیم بدون قید و شرط ارتش آلمان جنگ در اروپا پایان یافت. به همین روی شاه پیامی رادیویی به ملت ایران فرستاد که در تهران با شادمانی همگانی رو به رو شد و مردم جشن گرفتند. به دستور دولت نیز ۱۰۱ توپ شلیک شد و نقاره بر سر در باغ‌ملی نواخته شد و آهنگ‌های دلپذیر پخش شد.

این مطلب به شرح مختصری از رنج و درد ایرانیان به‌خصوص تهرانیان در طول جنگ جهانی دوم پرداخته است.    

روسیه و انگلیس در سده نوزده لطمه بزرگ و فاجعه‌آمیزی به ایران زدند و بخش عظیمی از کشور را جدا ساختند و باعث رنج و درد فراوانی برای ملت ایران شدند. شوربختانه این دو کشور در دوران جنگ جهانی دوم نیز دست از سر ایران برنداشتند و به کمک آمریکا به کشورمان هجوم آوردند و مصیبت‌ها بر ایرانیان هموار ساختند.

انگلیس با اشغال هندوستان به ثروت و قدرت بی‌نظیری دست یافت و از این راه به‌خصوص در سده نوزده توانست بر بسیاری از نقاط جهان چیره شود، زیرا در این دوره در حالی که ایران حدود ده میلیون و عثمانی ۲۲ میلیون و روسیه ۷۰میلیون جمعیت داشت، به کمک جمعیت ۵۰۰میلیونی هندوستان بخش عظیمی از گیتی را مستعمره خود ساخت. مثلا چند افسر و درجه دار انگلیسی با هزار سرباز هندی سوار بر چند کشتی به کشوری هجوم می‌بردند وآن را تصرف و منابع آن را غارت می‌کردند. طی اشغال هند توسط نیروهای بریتانیا، ‌بر اساس منابع مختلف تاریخی، در دهه ۱۷۷۰ میلادی بیش از ۱۰ میلیون هندی تنها در ایالت بنگال این کشور بر اثر قحطی، گرسنگی، بیماری، بدرفتاری و شکنجه به‌دست نظامیان انگلیس یا بر اثر فشار کار اجباری جان خود را از دست دادند. هندی‌ها در کشور خود به انگلیسی‌ها مالیات می‌پرداختند. ویل دورانت از چگونگی انهدام اقتصادی هندوستان می‌نویسد: «شرایط اقتصادی هند نتیجه اجتناب‌ناپذیر استثمار سیاسی آن است.»/  ویل دورانت، اختناق هندوستان، ترجمه رحیم نامور، صص۳۷ــ ۳۶ ویل دورانت، همان، صص۵۱ــ۴۹.

پیاده نظام انگلیس در جنگ جهانی دوم، از سربازان هندی راج‌پوت (ایالت راج‌پوتان به اختصار راج‌پوت‌. راج‌پوت‌ها جنگاور و سلحشور بودند.) و گورکا بودند که به ایران گسیل شده بودند. راج‌پوت‌ها به سرپرستی افسران و درجه‌داران انگلیسی، تمام بخش جنوبی ایران را در کنترل داشتند و آبادان را به تصرف خود درآوردند. انگلیس به‌ویژه در قرن نوزدهم خلیج فارس، خاورمیانه، آفریقا و آسیا و بسیاری از نقاط گیتی را تسخیر کرد. ارتباط انگلیس با ایرانیان از دوران صفویه آغاز شد، اما گرفتاری‌هایی که این کشور برای ایران آفرید، از دوره قاجاریه به بعد است.

آغاز جنگ جهانی دوم

اول تیرماه ۱۳۲۰ / ۱۴ اوت ۱۹۴۱، ارتش آلمان از مرزهای شوروی در خاک لهستان اشغال شده گذشت و از آنجا به خاک اتحاد جماهیر شوروی حمله کرد. با آغاز جنگ جهانی دوم در ۹ شهریور ۱۳۱۸ / اول سپتامبر ۱۹۳۹، ایران اعلام بی‌‌طرفی کرد، اما اتحاد جماهیر شوروی که با آلمان در جنگ بود، به بهانه حضور کارشناسان آلمانی در ایران آن را رد و ایران را اشغال کرد. بریتانیا متحد شوروی و آمریکا متحد انگلیس هم چنین کردند و به این ترتیب ناگهان تهران و دیگر شهرهای کشور پر شد از سربازان مسلح متفقین و به این ترتیب عذاب این مردم رنج کشیده بار دیگر آغاز شد. نیروهای متفقین در ۲۵ اوت ۱۹۴۱ به ایران حمله کرده و کشورمان را اشغال کردند.

در روز ۳ شهریور ۱۳۲۰ نیروهای شوروی از شمال و شرق و نیروهای بریتانیایی از جنوب و غرب، از زمین و هوا به ایران حمله و شهرهای سر راه را اشغال کردند و به سمت تهران پیش آمدند. ارتش ایران به‌سرعت متلاشی شد. سپس ایران بر اثر فشار متفقین در ۱۷ شهریور ۱۳۲۲ به آلمان اعلان جنگ کرد. هدف اصلی ایران از اعلان جنگ پیوستن به اعلامیه ملل متحد و شرکت در کنفرانس‌های صلح پس از جنگ بود. پیمان‌های ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵ سبب تقسیم ایران به حوزه نفوذ دو کشور بریتانیا و روسیه و زمینه‌ساز حضور نظامی آنان در ایران شد. سومین‌بار هم در جنگ دوم جهانی بود که بهانه حضور کارشناسان آلمانی در ایران، اشغال ایران و رنج و محنت مردم را در پی داشت. ملک‌الشعرای بهار در توصیف این مصیبت خطاب به مهاجمان سرود:

همه بردید و چریدید و بکردید انبار

ز حبوب و ز بَقول و ز پیاز و ز زغال

برزگر گرسنه و جیش بریتانی سیر

شهر بی‌توشه و  اردو  زخورش مالامال

که شنیده‌است که مهمان بخورد هم ببرد

هم نهان سازد و هم سوزد اگر یافت مجال

«طی ماه‌های پیش از شهریور بیست، متفقین چندبار از دولت ایران برای عبور مسالمت‌آمیز نیروهایشان از خاک این کشور درخواست اجازه کردند، اما همواره این درخواست از طرف رضا شاه رد می‌شد. از نمونه‌های دخالت‌های آنها در امور داخلی ایران نیز می‌توان به تاریخ ۱۵ اوت ۱۹۴۱میلادی/ ۲۴ مرداد ۱۳۲۰خورشیدی اشاره کرد که در آن سفیر انگلستان در تهران یادداشتی به دولت ایران تسلیم کرد که در آن تقاضا شده بود، تعداد اتباع آلمانی مقیم ایران هرچه سریع‌تر کاهش یابد.»/  الهی، همایون. اهمیت استراتژیک ایران در جنگ جهانی دوم، ص۱۳۴.

ساعت چهار بامداد ۳ شهریور ۱۳۲۰ / ۲۵ اوت ۱۹۴۱ اسمیرنوف سفیر شوروی و سر ریدر بولارد وزیر مختار انگلیس در تهران به دیدار علی منصور نخست‌وزیر وقت رفتند و طی یادداشت‌هایی مشابه، به دولت ایران اعلام کردند که به‌دلیل بی‌‌توجهی دولت ایران به درخواست‌های فوری این دو کشور در کمال تاسف ارتش دو دولت وارد خاک ایران شده‌اند. روز چهارم شهریور بمباران شهرهای بی‌‌دفاع و سربازخانه‌ها ادامه پیدا کرد؛ شهرهای قزوین، رشت و تبریز مورد حمله هوایی قرار گرفت. بر اثر حمله و بمباران شدید، لشکرهای تبریز، رضائیه، رشت، مشهد، اردبیل و گرگان، به‌طور کامل از هم پاشیدند. مردم تهران و بیشتر شهرها مورد حمله هوایی قرار گرفته، شهرها را تخلیه کردند و به اطراف پناه بردند. در هشتم شهریور ایران توسط نیروهای انگلیس و روسیه به سه بخش تقسیم شد. بخش شمالی در قلمرو روس‌ها بود. بخش جنوبی که منطقه نفتی ایران را نیز شامل می‌شد زیر قدرت نیروهای انگلیس درآمد. تنها منطقه میانی ایران یعنی تهران و اطراف آن برای ایران باقی ‌ماند.

ششم شهریور ۱۳۲۰ به فرمان رضا شاه محمدعلی فروغی مامور تشکیل کابینه شد و علی سهیلی وزیر امورخارجه شد. در همان روز سهیلی وزیر امور خارجه ایران نامه‌ای به دو دولت شوروی و بریتانیا نوشت که در مجلس خوانده شد و درخواست کرد که به بمباران شهرهای ایران پایان دهند و به اعلام بی‌طرفی ایران و ترک مخاصمه احترام بگذارند. در همین روز رضا شاه به فرانکلین روزولت تلگرامی درباره اشغال ایران به وسیله نیروهای انگلستان و شوروی فرستاد که در آن اوضاع فعلی جهان و لزوم جلوگیری از سیاست توسعه‌طلبی و جاه‌طلبی هیتلر و همچنین همکاری کلیه کشورهایی که خواهان حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران که مورد تایید دولت‌های شوروی و انگلستان است را خواهان شد.

در هشتم شهریور ایران توسط نیروهای انگلیس و روسیه به سه بخش تقسیم شد. بخش شمالی در قلمرو روس‌ها بود. بخش جنوبی که منطقه نفتی ایران را نیز شامل می‌شد زیر قدرت نیروهای انگلیس درآمد. تنها منطقه میانی ایران یعنی تهران و اطراف آن برای ایران باقی ‌ماند. «در همین روز شورای‌عالی نظام دستور مرخصی سربازان وظیفه را تصویب کرد و به اجرا گذاشت. در عوض قرار شد سی هزار سرباز پیمانی را با ماهی ۳۵ تومان حقوق، به استخدام درآورند. فرستاده شدن اعضای خانواده سلطنتی به اصفهان، شایعه فرار رضا شاه، اخبار رسیده از اشغال شهرهای مختلف و به‌ویژه خالی شدن پادگان‌ها (در نتیجه تصمیم اخیر شورای‌عالی نظام) که به شکل‌‌گیری دسته‌های سربازان گرسنه و سرگردان در خیابان‌های تهران انجامید، سخت مایه بیم و نگرانی مردم شده بود.»/  عاقلی، باقر. درباره زمانه و کارنامه سیاسی محمدعلی فروغی؛ صدوسی‌سالگی تجدد محافظه‌‌کارانه. روزنامه اعتماد، ش ۱۳۷۱.۳۰فروردین۱۳۸۶.

هشتم شهریور ۱۳۲۰ سفیران دو دولت بریتانیا و شوروی به دیدار نخست‌وزیر محمدعلی فروغی آمدند و تعهداتی را از دولت ایران خواستار شدند:

سفارتخانه‌های آلمان، ایتالیا و رومانی و همچنین اتباع دول ایتالیا و مجار و رومانی ایران را ترک کنند.

در تمام شهرهای اشغالی مامورین اداری ایران و شهربانی زیرنظر ارتش بریتانیا و شوروی انجام وظیفه خواهند کرد.

در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۳۲۰ وزارت امورخارجه ایران در پی فشار اشغالگران در نامه‌ای به سفارت آلمان خواستار خروج اتباع آلمانی از ایران و برچیده شدن سفارت این کشور شد.

«صبح زود روز ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، رضا شاه از سلطنت به نفع ولیعهد بیست و یک ساله‌اش محمدرضا پهلوی کناره‌گیری کرد. ولیعهد محمدرضا در برابر مجلس شورا و نمایندگان به قرآن سوگند خورد و رسما پادشاه ایران شد.»۱

۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ فروغی نخست‌وزیر در مجلس شورای ملی نوشتار کناره‌گیری رضاشاه را از شاهنشاهی ایران خواند و برپایه قانون‌اساسی مشروطه و متمم آن ولیعهد شاه ایران شد. رضاشاه با فشار متفقین به‌خصوص بریتانیا ناچار به استعفا شد. متفقین پس از مدت‌ها کشمکش با روس‌ها بر سر نوع حکومت جدید ایران، بالاخره در انتقال سلطنت به پسرش محمدرضا ولیعهد به توافق رسیدند. «روز ۳۰ شهریور، رضاشاه و خانواده‌اش از اصفهان به یزد، کرمان و بندرعباس عزیمت کردند تا به یک کشتی بریتانیایی که قرار بود آنها را به جزیره موریس ببرد، انتقال داده شوند. ۹ آذر ۱۳۲۲، در کنفرانس تهران روزولت، چرچیل و استالین قرارداد قوای متفقین را امضا کردند که در آن تضمین شد که قوای متفقین ایران را پس از پایان جنگ جهانی دوم ترک خواهند کرد و ایران غرامتی برای این مدت خواهد گرفت. پیش نیاز این قرارداد این بود که دولت ایران به آلمان اعلان جنگ بدهد که ایران در ۱۷ شهریور ۱۳۲۲ آن را انجام داد.»۲

تهران زیرفشار این تهاجم کمر راست نکرده بود که با مهاجران لهستانی‌ با ده‌ها درد و بیماری و فقر رو به رو شد. تهران در مدت کوتاهی به سختی و قحطی دچار شد. در آن روزها وضعیت برنج و غلات بسیار بد بود. قیمت برنج از تیرماه ۱۳۲۰ تا تیرماه ۱۳۲۱ به مقدار ۴۴ من از ۲۵۰ ریال به ۶۰۰ ریال رسید./  آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب: از مشروطه تا انقلاب اسلامی. ترجمه فیروزمند، کاظم. شمس‌آوری، حسن. مدیر شانه‌چی، محسن. چاپ سوم. تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۹؛ چکیده تاریخ ایران از حسن نراقی چاپ دوم ۱۳۸۰.

پایان جنگ جهانی دوم در اروپا

هجدهم اردیبهشت ۱۳۲۴ با تسلیم بدون قید و شرط ارتش آلمان نازی جنگ در اروپا پایان یافت. به همین روی شاه پیامی رادیویی  خطاب  به ملت ایران ایرادکرد. شنیدن پیام شاه و پایان یافتن جنگ در تهران با شادمانی همگانی رو به رو شد و مردم جشن گرفتند. به دستور دولت نیز ۱۰۱ توپ شلیک شد و نقاره ‌خانه بر سر در باغ ملی نواخته شد و آهنگ‌های دلپذیر پخش شد. شاهنشاه تلگرام‌های شادباشی به پادشاهان و سران کشورهای متفق فرستاد. دولت نیز جارنامه (اعلامیه) پخش کرد و روز ۱۹ اردیبهشت تعطیل همگانی اعلام شد. جشنی در وزارت امور خارجه برپا شد و حکیمی نخست‌وزیر و هریو رئیس پیشین مجلس ملی فرانسه بیاناتی ایراد کردند و آتش‌بازی باشکوهی در میدان سپه انجام یافت.

 

پانویس:

-۱Gerard de Villiers: The Shah. ۱۹۷۵, p.۱۱۶, ۱۲۲ -۱۲۳

-۲Gholam Reza Afkhami: The Life and Times of the Shah, University of California Press, ۲۰۰۹, p. ۸۷-۸۸

 

 

<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>

نتایج 10 - 18 از 367

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده
ارتباط با مولف

جستجو
حاضرین در سایت
37 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز55
دیروز196
تا کنون2196329
آمار سایت


تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.