پنجشنبه 2 آذر 1396

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow مقالات و عناوین arrow سیسیانف یا اشپختر( سر بریده سردار روس در تهران)

سیسیانف یا اشپختر( سر بریده سردار روس در تهران)

سر بریده سردار روس (ایشپختر)                           سر شب به سر فکر تاراج داشت
                                                                    سحر گه نه تن سر نه سر تاج داشت
از ماجرا هایی که مدت ها در تهران سینه به سینه مردم می گشت و کهنه و فراموش نمی شد،داستان کشته شدن ایشپختر سردار روس و آوردن سر او به تهران بود. سیسیانف شهرت فارسی پاول دمیتریویچ تسیتسیانف(1806-1754)است.  ماجرا از این قرار است:
در طول تاریخ ،ایران وسیع همیشه مورد حسد و طمع والبته هراس همسایگان بوده است . با کشته شدن آقا محمد خان آخرین پادشاه قدرتمند ایران و با به هم ریخته شدن شیرازه حکومت او گو اینکه باباخان ولیعهد او توانست به پادشاهی برسد، همسایگان به جان شیر پیر افتادند وازغرب، شرق، شمال و جنوب  به این سرزمین تاختندو در این میان، روسیه که بیش و کم از نزدیکی با اروپا وتحولات صنعتی جدید وثروت بهره مند بود، بیش از دیگران برای تصرف گوشه هایی از خاک ایران بیقراری می کرد.
  روسیه شرایط را مناسب دیدو با خریدن برخی حکام خود فروخته و خائن به وطن که همیشه در تاریخ حاضرند به شهر های قفقاز و گرجستان رخنه کرد. چند سالی طول کشید تا به زد وخورد گذشت. پاره ای از شهر ها را به تصرف درآورد .گرجستان را ضمیمه خاک خود نمود و هر جا وطن پرستان پای پس نمی نهادند می کشت و ویران می کرد.مردم گنجه همشهریان شاعر نامدار ایران زمین حکیم نظامی که شیعی نیز بودند، بیش از دیگران برابر این سپاه خونخوار ایستادند و بیشتر کشته شدند.سپاهی را که به قتل عام مردم گنجه دست زد، سیسیانف فرماندهی می کرد. او برای در گیر کردن دولت ایران چند کشتی از قوای خود را به رشت و بندر انزلی فرستاد.در مجلد سوم منتظم ناصری مدت قتل عام اهالی گنجه سه روز و در جلد نهم روضه الصفا سه ساعت ثبت شده است.  سیسیانف علاوه بر این فرماندهی سمت بازرسی کل ارتش روسیه را داشت .به همین خاطرروس ها او را اینسپکتور(=بازرس)می گفتند که بر گرفته از کلمه انسپکتور(Inspector)فرانسه است.
در آن وقت این سردار روس بخاطر جنگ و کشتار در شهرها ی شمالی میان ایرانیان بسیار شهرت یافته بود.ایرانی ها(مردم قفقاز و آذربایجان) او را ایش پختر یا اشپختر که تحریف شده اینسپکتور است، می گفتند. با ظلمی که ایش پختر بر ایرانیان روامی داشت و سستی حکومت مرکزی ایران برابر قوای روس هیچ گریزی برای مردم ایران نمانده بود.سیسیانف بلای آسمانی شده بود، مردم جز دعا بر آن مظلمان و نفرین بر این ستمکار قهار کاری به دست نداشتند، تا اینکه به سال 1220قمری ناگهان خبری همه جا را فرا گرفت سر ایشپختر در تهران است. اول باور نمی کردند خشکشان زد ولی سر انجام شادمانه فهمیدند که خبر حقیقت دارد.
گوشزد این نکته بجاست ،روزی که حکام گرجستان و نواحی قفقاز سر از فرمان حکومت تهران پیچیدند ،آقامحمد خان خود با سپاهیانش به آن  نواحی تاخت و با اینکه آب رود خانه را به صحرا بسته بودند و بسیار آزارش دادند.او شب و روز چکمه از پای در نیاورد ،تابرآن نواحی مستولی گشت . زمانی هم که پادشاه گرجستان از پادشاه روس کمک می طلبید، پاسخ شنید چون پای آقامحمد خان در میان است، جرات مقابله با وی را نداریم.
اعتمادالسلطنه در صفحه 612 مرآت البلدان،می نویسد:
در اواسط سال1220قمری سر ایش پختر سردار روس را ابراهیم خان بنی عم حسینقلی خان حاکم بادکوبه به تهران آورد.
«...گیورگی حاکم گرجستان در ماه شعبان 1215قمری در گذشت و دو ماه بعد روسیه رسما گرجستان را ضمیمه کشور خود کرد.الکساندر برادر گیورگی که از عهده سیسیانف بر نمی آمد به دربار ایران پناهنده شد.
سیسیانف تنها به تسخیر گرجستان قناعت نکرد و گنجه و شوشی را هم متصرف شد/تاریخ ایران زمین، ص329.
چون جنگ بالا گرفت...بزرگان دربار از فتحعلی شاه خواستند برای نابودی سیسیانف از مولانا حاج میرزا محمد اخباری نیشابوری که عالمی خردمند و در تسخیر ارواح طاهره و خبیثه و علم اعداد و طلسمات استاد بود کمک بگیرد....شاه از او کمک خواست...حاجی پس از لحظه ای تفکر چهل روز مهلت خواست تا سر ایش پختر را در حضور فتحعلی شاه حاضر کند...حاجی پس از خروج از دربار یکسره به شهر ری رفته ودر بقعه شاهزاده عبدالعظیم به زاویه رفت و تصویر مردی را به قصد ایشپختر بر دیوار زاویه رسم کرد و خود نشست و آن ذکری که می دانست به کار بست....به هر تقدیر روز چهلم فرا رسید و حاجی کاردی را بر سینه آن نقش بر دیوار فروکوفت و بیرون آمد و گفت؛الان ایش پختر کشته شد....چند روز بعد معلوم شد همان وقت که حاجی گفته بود او کشته شده است..../تاریخ تهران (بلاغی)،ج1،ص118 نقل در تهران به روایت تاریخ.

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
فرهنگ تاریخ تهران
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
پیشینه تهران قدیم
تهران امروز
گالری
ارتباط با مولف
خرید کتاب
دانلود کتاب

جستجو
حاضرین در سایت
8 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز398
دیروز574
تا کنون1970498

تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.