سه شنبه 21 آبان 1398

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow مقالات و عناوین arrow پروین خانم خواهر زن ناصرالدین شاه

پروین خانم خواهر زن ناصرالدین شاه

 خواهرزن ناصر الدين شاه درسفارت انگليس

                                                                                 هرکه در این حلقه نیست

                                                                                    غافل از این ماجراست                                                                                                                                             پروين خانم زني بسيار زيبا و دلربا و خواهر زن  ناصرالدين شاه و همسر ميرزا هاشم خان نوري بود . او در مواجهه با وزير مختار وقت انگلستان در تهران، دل از وي مي ربا يد، و سفیر دل از كف داده، بعد از اين، سر از پا نمي شناسد، و با وجود موانعي بزرگ كه بر سرراه اوست، مي كوشد،  تا بر دلبر دست يابد . مانع نخست را كه ميرزا هاشم همسر او بود، به راه تطميع از ميانه بر مي دارد، اما  ماجراي اين وصال نا مشروع در شهر كوچك تهران چنان دهان به دهان مي گردد ،كه از شهرت اين خبر ،شاه قجر،طوری خشمگين و عصباني مي شود ،و بر مي انگيزد،که فرمان می دهد، تا در دفاع از حيثيت خاندان سلطنتي هر طور شده پروين خانم را كه عنوان خواهر ملكه ايران را يدك مي كشد، از وزير مختار دور سازند. لیکن سفیر انگلیس هم کوتاه نمی آید،و به مبارزه جانانه ای با این فرمان بر می خیزد،و هرچه ناصرالدین شاه و صدر اعظم برای حصول نتیجه می کوشند،او نیز در راه خود ابرام می کند و اصرار می ورزد،و بر اسب مراد می تازد.
این مطلب نگاهي كوتاه  به این ماجراي دارد ،داستانی كه خروارها مكا تبه بين ايران و انگليس را سبب شد .
 عرفا وسالكان، عشق به معبود حقيقي را اساس وبنياد هستي مي دانند، و كمال واقعي را در عشق مي جويند.  در توصيف عشق گفته اند عشق است كه دويي را از ميانه بر دارد، و عاشق ومعشوق را يكي گرداند.به تعبیری دیگر عاشق آن را گويد، كه اثر عقل در او نبا شد، و يا عشق چون به كمال خود رسد، قوا را  سا قط گر داند، وحواس را از كار اندازد . عشق مهمترين ركن طريقت است، كه آخرين مرتبت آن عشق پاك است،  كه از آن، انسان كامل خواهد شد .  جمعی هم عشق را رذيلت وپاره اي هم فضيلت مي دانند .
داستان خاطر خواهي اين دلدادگان، گرچه قرين تردامني است،  اما جاذبه این خواستن، ازچنان آتش تندي بر خوردار بود ،كه خود، خالق حوادث بسيار عجيبي شد ، كه شايد باورش سخت باشد.ازاينكه اين ماجرا  موجب رو در رويي دولت هاي ايران و انگلستان انجاميد .
ميرزا هاشم خان  متولد  1240 قمري ، پسر ميرزا محمد رحيم خان نوري  وشوهر پروين خانم، دختر احمد علي  ميرزا  پسر نوزدهم فتحعلي شاه و خواهر گلين خانم اولين زن عقدي ناصر الدين شاه  است .
 داستان پروين خانم در بسياري از اسناد قاجاري ذكر شده است . اسنادي نظير روزنامه وقايع اتفاقيه،  مكاتبات  سفارت انگليس  با ايران  و دولت  انگليس و ده ها سند دیگر.در اين ميان، خان ملك ساساني  شرح مفصل تري  از آن ماجرا بدست داده  است.  او درکتاب «سياست گران دوره  قاجاريه»در این باره می نويسد :
    اولين زن عقدي ناصرالدين شاه  در ايام وليعهدي گلين خانم است . گلين خانم خواهر بسيار زيبا و دلربايي داشت، موسوم به پروين خانم كه در ازدواج ميرزا هاشم  خان نوري  اسفندياري بود .
 ميرزا هاشم خان در زمان محمد شاه غلام بچه اندرون بوده، پس از آن غلام پيشخدمت شد، وسپس داخل نظام گرديد. مخدره عيال ميرزاهاشم خان با سفارت انگليس روابط خصوصي پيدا مي كند . كم كم  در سفارتخانه منزلش مي دهند ،حتي هنگامي كه سفارت به ييلاق  مي رفت، براي خانم هم چادر مخصوص در سفارتخانه  قلهك مي زدند ، وميرزا هاشم را منشي سفارت كردند.
 ناصر الدين شاه از وضعيت خواهر گلين خانم  در سفارتخانه انگيس سخت عصباني مي شود . در ابتدا خودش شخصا براي سفير انگليس پيغام مي فرستد ،  وسپس به ميرزا آقا خان  دستور مي دهد، كه هر طور هست،  آن زن را از سفارت انگليس بيرون بياورند .
 مكاتبات  صدارت عظمي با سفارت انگليس راجع  به ميرزا هاشم خان  و زنش  يكي از عجيب ترين  پروندهايي است ،كه اكنون  در دست است، وشايد بيش از صد هزار سطر در اين باب مكاتبه شده است . اينك براي نمونه مختصري از آن را درج مي كنيم :
   مستر موره  وزير مختار  انگليس  به ميرزا آقا خان در ارتباط با این مطلب،  مي نويسد :
    "در فرنگستان  مرسوم نيست  كه شاه باسفارت خانه خارجي شخصا مذاكره كند "
  ميرزا آقا خان جواب مي دهد :
 «اگر به مكاتباتي كه اين دولت با سفارت كرده مراجعه كنيد،  مي بينيد، كه در تمام نوشته جات  ذكر شده است، كه حسب الامر  زحمت مي دهد، يا مراسله سفارت به نظر  مبارك همايون رسيد . اين طور مقرر فرمودند،  در هر صورت قواعد اين دولت با قواعد فرنگستان موافق با شد، يا مخالف علي السويه است»
وزير مختار انگليس هم در پاسخ مي نويسد :
«از وقتي كه دوستدار به ايران  آمده و چند وقت قبل از ان ميرزا هاشم خان نه در خدمت دولت بوده و نه يك پول مواجب به او رسيده است»
ميرزا آقا خان  صدر اعظم در جواب مي نويسد:
« توقع داريد ميرزا هاشم خان در سفارت باشد ودولت مواجبش را هديه بفرستد  قبل از ان كه به سفارت بيايد هر ساله مواجبش را گرفته است »
باز هم سفارت مي نويسد :
« شخص ايراني كه آزاد متولد شده با شد، واز خانواده درست ومعتبر باشد، وقتي كه مواجبش كفايت گذران او را نكند، اگر نتواند از نوكري  استفعا نمايد، و در جاي ديگرنوكري نمايد، پس فرق ميان او و عبد چه چيز است »
 صدر اعظم مي نويسد :
 «حالت رعيت و نوكر نسبت به اعليحضرت شاهنشاه در اين مملكت در برخي امور شباهت كلي به حالت عبد دارد ،و احدي درجنب اختيار كليه همايوني اختياري از خود ندارد، واگر بنا باشد، هر كس به قلت مواجب ومرسوم خودش بتواند،  از نوكري  استعفا نمايد، و برود، در جاي ديگر نوكر شود، يا در سفارت  بست بنشيند ، بديهي است، كه در اندك مدت رشته نظم اين دولت  متفرق وپاشيده خواهد شد، وطولي نخواهد كشيد،  كه يك نفر در نوكري اين دولت  باقي نخواهد ماند، و سفارتخانه انگليس  يك شهر بسيار معظم خواهد شد، وتمكين اين كيفيت در قواعد اين دولت  نخواهد  بود .
 وقتي سفارت انگليس ميرزا هاشم خان را به سمت منشي گري  انتخاب كرد. ميرزا آقا خان  مي نويسد:
 « هر مراسله كه به خط ميرزا هاشم خان باشد براي سفارت پس خواهد فرستاد »
 وزير مختار در جواب مي نويسد :
«وقتي كه دوستدار به تهران وارد شدم، ميرزا هاشم خان را در سفارت ديدم، و همان قدر حق داشته ام كه او را به نوكري دولت انگليس بر قرار نمايم، كه محق هستم در نگاه داشتن هر ميرزا يا كس ديگر از تبعه ي ايران .»
ميرزا آقاخان مي نويسد :
 «ميرزاهاشم خان با حالت  تمرد  فراراً از روز اول الي الان در سفارت نشسته است  وآن جناب هم  موافق هيچ سند ودليلي حق ندارد، كه نوكر خانه زاد حقيقي مواجب خور اين دولت را به نوكري  دولت انگليس برقرار نمايد »
خلاصه اينکه گفتگوهای دو طرف  به هيچ جا نرسيد، تا اينكه سلطان حسين ميرزا  برادر پروين خانم،كه از شهرت اين معني و شماتت مردم به تنگ آمده بود . اول از علماي روحاني براي اين كار استفتاء كرد. سپس يكي از دوستانش را وا داشت،  تا  خانم را براي  ناهار  دعوت كند،  همينكه خانم از سفارتخانه به آن منزل  رفت،گرفتند وحبسش كردند .
ميرزا آقا خان نوری كليه اين داستان را به عموم سفارتخانه هاي خارجه مقيم تهران  مي نويسد، كه وزير مختار  انگلستان خواهر زن شاه را به سفارت برده ونگاه داشته  است .
به شارژدافر ايران مي نويسد:
 موضوع را به سفير كبير انگليس در اسلامبول اطلاع بدهد .
ميرزا خان به شارژدافر ايران مي نويسد:
«پس از حبس كردن  زن  ميرزا هاشم خان وزير مختار انگليس به اين موضوع اعتراض كرده . سوال وجواب ها كرد ، واين رشته را به جايي كشانيد، كه ترك مراوده كرده بيرق  سفارت را انداخت واولياي دولت از اين حركت سفارت كمال افسوس را دارد . در هر صورت از هر راهي  كه پيش آمد يم ، وپيغام داديم ، چه توسط رجال دولت عليه وچه توسط  موسيو بوره سفير فرانسه وچه توسط حيدر افندي شارژ دافر  عثماني مثل اينكه گويا  از جانب دولت خودش مامور  به  بر هم زدگي ميانه دولتين است، ابدا تكمين  نكرد...» 
به محض وصول اين كاغذ دفتر  جناب ايلچي  كبير دولت  انگليس را ملاقات كرده كاغذ  مختصر اين جانب  به ايلجي  نوشته است  برساند ...
 اولياي اين دولت تا در قوه داشتند اول در خفاء اين  امر كوشيدند،  وفوق العاده از همراهي با وزير مختار  وانجام اين كار  مضايقه  و دريغ ننمودن  هر قدر از اين طرف ملايمت و نرمي مي شد  از آن طرف  تكليف سخت  تر شد ... حتي  به او  پيغام دادند كه اگر ميرزا هاشم خان  ميل دارد،  درتهران بماند،  چهار صد  تومان  مواجب  دوساله  او پيش ديوان  است برات ان صادر شده است ...
بعد از بيرون آمدن از سفارت الزامي  بدهد و تعهد ي نمايد ، كه زوجه خود را حفظ نمايد و نه خودش  به جاهاي  نا مناسب او را ببرد ونه بگذارد خود سر او بجاي نامناسب برود به اين قرارها وزير مختار راضي  نشد وترك مراوده كرد. تكليفي كه او مي كرد، در نظر ملت  ايران به قدري سنگين بود، كه استقلال وامنيت از براي ايران باقي نمي ماند وعده ي تكليف او اين بود، كه زن ميرزا هاشم خان با آن تفاصيل و آن شهرت ها و آن طور اطلاعي كه علماي اين بلد از احوال او  به هم رسانيده بودند، وآ ن استفتاها واستشهادها كه نوشته ومهر  كرده بودند، به حكم اولياي دوست به ميرزا هاشم خان تسليم شود،كه به سفارت ببرد، چون حكايت  گريبايدف ايلچي  روس هنوز  در نظر اولياي اين دوست هست، كه از براي يك زن گرجيه آن مرارت عمده  برپا شد،  قطعا  از براي  خاطر  اين زن  كه انتصاب نزديك به حريم سلطنت عظمي دارد ،مثل طايفه قاجاريه ايل وطايفه دارد مرارت عمده تر  بر پا خواهد شد. اولياي دوست  نتوانستند  تكليف وزير مختار را قبول نمايند وزيرمختار هم ترك  مراوده كرد.»
ناصرالدين شاه در اين ارتباط به ميرزا هاشم نوشته است :
« شب گذشته ما كاغذ وزير مختار  انگليس را خوانديم ، از بي ادبي و بي معني وبي باكي او خيلي تعجب  كرديم،  اين طور جسورانه  نوشته است ، وكاغذ ي را هم  كه قبلا نوشته بود، خيلي خود سرانه و بي ادبانه  بوده  به علاوه مكرر شنيده ايم،كه در منزل خود هميشه از ما بدگويي مي گويي مي كند، نسبت  به ما خيلي  بي ادبانه سخن مي گويد . هرگز  اين مساله را باور نداشتيم .اينك جسارت  نموده ؛  در كاغذ رسمي  مي نويسد؛ بنا براين  بر ما مسلم شده  است، اين مرد احمق نادان ديوانه مسترموره داراي اين اندازه جسارت وجرأت است ، كه حتي به سلاطين نيز توهين كنند، از زمان شاه سلطان حسين ...كسي قادر نبوده ولو يك  دولتي و يا نماينده آن  به شهريار ايران سوء  ادب نشان بدهد. حال  مگر چه شده  است ، كه اين وزير مختار  احمق اين طور جسورانه رفتار مي كند ...هر گاه اين عذر خواهي صورت نگيرد، هيچ وزيري را از انگلستان نخواهيم پذيزفت .
 درچهارم صفر 1272قمري، وزير مختار  انگليس از دولت ايران خواست  همسر ميرزا هاشم را به او بازگردانده شود.
 صدر اعظم جواب داد؛ تا ميرزاهاشم در سفارت انگليس است،  اجازه اين كار را نمي دهيم .
 وزير مختار پس از مكاتباتي سرانجام به دولت ايران نوشت، جدا كردن همسر ميرزا هاشم خان وبقيه ماجرا توهين به دولت انگليس است،  وبايد دولت ايران با آن موافقت كند وخود صدر اعظم به سفارت انگليس  برود، و رسما عذر خواهي كند، وروحانياني كه به تحريك صدراعظم و فتاويي غير وارد برضد مامورين  بريتانيا منتشر كرده اند، درسفارت  حاضر شده . شايعات خلاف واقع را تكذيب نمايد .
ميرزا آقاخان نوري صدراعظم به نامه غذر خواهي نوشت، و يادآور شد ،كه همسر ميرزا هاشم خان به شرطي به او بازگردانده خواهد شد، كه از سفارت انگليس خارج شود، وخود وهمسرش دور از سفارت منزل كنند. موره ( موراي ) ازرفتار صدراعظم ايران به خشم آمد، وپس از ردوبدل گشتن  مراسلا تي  بالاخره پرچم  دولت انگليس را از بام سفارتخانه  به زير كشيد، و ايران را ترك كرد، ومناسبات سياسي دوكشور            معوق ماند .
 خان ملك ساساني اضافه مي كند :
« اما اين قطع رابطه مربوط به زن ميرزا هاشم خان  نبود، بلكه تمام اين بهانه جويي ها  چنانكه خواهيم ديد، با مواضه ميرزا آقا خان  دراين تاريخ مربوط  به هرات و افغانستان بود، كه ناصرالدين شاه را عصباني كرده است ....»

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده
ارتباط با مولف

جستجو
حاضرین در سایت
29 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز163
دیروز217
تا کنون2215247

تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.