سه شنبه 28 آبان 1398

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow مقالات و عناوین arrow آرد هشترخان(حاجی طرخان)و آرد مخلوط

آرد هشترخان(حاجی طرخان)و آرد مخلوط

آرد مخلوط و آرد هشترخان(حاجی طرخان)
تا اواسط دوره ناصری هنوز تولید بسیاری از محصولات کشاورزی و صنایع دستی وغیره در ایران  بیش و کم رونقی داشت،و در جمع اقلام صادراتی ایران گندم،ابریشم،شال،برخی اقلام کشاورزی و...دیده می شد.یعنی در آن عصر هرچند ایران، از حیث اقتصادی با دولت های روس و انگلیس که بربسیاری از امور سیاسی، اجتماعی و اقتصادی سیطره داشتند، قابل قیاس نبود،ولی دست کم گندم مورد نیاز خود را در داخل فراهم می کرد،اما با اعمال سیاست مورد حمایت و خواست انگلیس در افزایش کشت خشخاش برای تولید بیشتر تریاک، کشاورزان ایرانی که سود بیشتری را در آن می دیدند،از کاشت گندم سر باز زدند،و به قصد سود بیشتر اقدام به کاشت خشخاش نمودند،بطوریکه رفته رفته اغلب اراضی کشاورزی ایران که تا قبل از این گندم می کاشتند،به کشت خشخاش اختصاص یافت،و از آن پس گندم در ایران کمیاب و در مواقعی نایاب شد.
این اتفاق موجب احتکار گندم در سال های کم بارش توسط جمعی از اربابان و سرمایه داران از سویی و پدید آمدن امر واردات گندم و یا آرد گندم برای نخستین بار از روسیه گردید.ایران در سال های پایانی دوره ناصری، گرچه دیگر صادر کننده گندم و دیگر کالا های کشاورزی داخلی نبود، ولی با افزایش صدور هر ساله مقدار تریاک،به جمع کشور های مهم صادر کننده تریاک پیوست.
همین تغییرات در نوع کشت و تقلیل تولید گندم، موجب بروز قحطی های مهمی در کشور شد. که در تاریخ این دوره جایگاه در خور تاملی دارد. جنبه دیگری که در این سال ها گریبانگیر مردم گردید، پدیده  تقلب در کیفیت آرد بود.چون گندم نایاب و گران شده بود،گروهی با مخلوط کردن آرد ارزن ، ذرت و جو به آرد گندم، آرد مخلوطی را مهیا و به فروش می رساندند،که تعیین درجه خلوص آن برای مصرف کننده امکان پذیر نبود.
آرد روسیه ، از طریق بندری در شمال دریای خزر در لنکران(لنکران در جریان جنگ روس در دوران فتحعلی شاه از خاک ایران جدا شد.)به ایران می رسید.این بندر را ایرانی ها هشترخان یا حاجی طرخان می گفتند،و آرد وارداتی، آرد هشترخانی(هشترخونی)یا حاجی طرخانی خوانده می شد.
در سال های پایانی قاجاریه علاوه بر آرد هشترخانی «آرد مخلوط»نیز جزو اسامی آشنا برای نانوا ها و مردم تهران در آمد. عبدالله مستوفی،در این باره نوشته است:
 در دورۀ سلطنت احمد¬شاه دولت راجع¬به تحویل آرد به نانوا¬ها به جهت تعدیل قیمت نان چنین اتخاذ تصمیم نمود:
« ...به مخلوط نان شهر نصف آرد روسی و یک ربع آرد گندم و یک ربع آرد جواست. اولی سی و پنج دومی بیست و نه و سومی بیست و پنج تومان امروز در شهر خریدار دارد. بنابراین آرد مخلوط خرواری سی تومان به نرخ امروز برای دولت می ارزد، و ما در هیجده تومان به نانواها می دهیم ،که آنها نان را در سی و دوشاهی می¬فروشند. پس امروز هر خرواری دوازده تومان ضرر نان شهر است.» / شرح زندگانی من ، ج 2 ، ص 558.

در آن سال ها که گرانی و کمیابی گندم، مردم ایران را می آزرد،و آرد های نامرغوب مخلوط با ارزن ،ذرت،جو وحتی چیز های دیگر به مردم می خوراندند، آردهشتر خانی و یا به اصطلاح تهرانی ها آرد هشترخونی مرغوب ترین آرد موجود بشمار می رفت،و زنان با سلیقه تهران وقتی می خواستند کدبانویی خود را برخ بکشند،در بدر بدنبال آرد هشترخونی برای حلوای آخر سال می گشتند.

پرويز ورجاوند استاد باستانشاسي و مردم‌شناسي دانشگاه تهران این شهر را چنین توصیف کرده است:
«...با گذشتن از روي پلي كه برروي ولگا بسته شده است به اولين واحدهاي ساختماني قديمي شهر مي رسيم. دراينجا با خانه‌هاي جالب چوبي برخورد مي كنيم كه هنوز در مجموع مي توانند معرف محلاتي ازيك شهر قديمي باشند.
درقسمت تازه شهر نيز جابجا با بناهاي چوبي خاص منطقه برخورد مي شد. ولي بررويهم معماري جديد شهر نظير برخي ديگر از شهرهاي اتحاد شوروي نه تنها نتوانسته است چهره‌اي مطلوب و زيبائي خاص، بيافريند بلكه به حال بومي و چهره صميمي معماري شهر نيز لطمه وارد ساخته است.    
    ناچيز بودن فضاي سبز و دار و درخت درشهر چشم‌گير است... ميزان بارندگي دراين شهر حداكثر از 140 ميليمتر درسال تجاوزنمي كند،
حاجي طرخان يا آستراخان در فاصله 100 كيلومتري از درياي خزر و برساحل چپ رود ولگا قرار دارد.  
   
    آغاز بناي آستراخان را به قرن سيزدهم و زمان حمله مغول مربوط مي دانند. پيش ازآن دراين محل روستاي كوچكي بوده است. درحدود سال 1237 ميلادي مغولان به‌سرداري باتوخان درقسمت وسيعي از ولگا استقرار مي يابند و درسمت راست ولگا (آنسوي شهر كنوني) شهركي را و يا بهتر بگوئيم محلي را براي استقرار بوجود مي آورند و چادرهاي گنبدي شكل خود را با قُبه‌هاي طلائي‌رنگ برپا مي  دارند و خان آستراخان درآنجا مستقر مي شود. سرزمين تحت فرماندهي مغولان دراين قسمت و دنباله آن بنام مملكت »اردوي زرين» خوانده مي شود. دولت مزبور دربرخي از قسمتها تا سال 1502 به حيات خويش ادامه مي دهد.
آستراخان بتدريج توسعه مي يابد و گسترش پيدا مي كند تا اينكه تيمور بقدرت مي رسد و درسال 798 ﻫ.ق. باينسو مي تازد. مي گويند زمانيكه تيمور به نزديك شهرك مزبور مي رسد ساكنان آن با قطعات يخ؟! ديوارهائي جهت دفاع برپا مي كنند. تيمور پيغام مي فرستد كه اگر تسليم شوند با آنها كاري نخواهد داشت. ساكنان شهر دروازه‌ها را بروي او مي گشايند و تيمور برخلاف قول خود تمامي شهر را مي سوزاند و ازبين مي برد.
پس ازآن در اينسوي ولگا (دست چپ) در مركز شهر كنوني بناي شهر ديگري بنياد مي گيرد. درجريان انحطاط مملكت «اردوي زرين» درحدود سال 871 ﻫ.ق. برابر با 1466 ميلادي خانداني از خانهاي تاتار در حاجي طرخان مستقر مي گردد و در سال 910 ﻫ.ق. استراخان بعلت مداخلات خان كريمه و دربرابر دولت عثماني از تزار روسيه استمداد مي طلبد. سرانجام درسال 962 ﻫ.ق. برابر با 1554 ميلادي روسها خانات هشترخان را فتح مي كنند و خاني ‌را برآنجا منصوب مي كنند. چون خان مزبور با خان كريمه همدست مي شود اورا خلع مي كنند و خانات هشترخان (حاجي طرخان) يا آستراخان را ضميمه خاك خود مي كنند.     
       
    از جمله حوادثي كه بر آستراخان گذشته است، اينكه در اواسط قرن شانزدهم زماني كه مي رفته است شهر جاني بگيرد مرض وبا درشهر درمي گيرد و گروهي فراوان از مردم را مي كشد.
ثروتمندان و آنهائي كه ازاين بلا جان سالم بدر برده بودند براي آنكه از خشم طبيعت و غضب خداوند بكاهند پولهائي مي پردازند تا موجبات بناي كليسا بزرگي فراهم آيد.    
بااين پول كليساي «ترينيته» ساخته مي شود كه به اعتباري كهن‌ترين بناي قلعه كرملين آستراخان بشمار مي رود.
پس ازآن درقرن هفتم شهر گسترش بيشتري پيدا مي كند و به بناهاي عظيم آن افزوده مي شود و قلعه تاريخي كنوني آن پا مي گيرد. سرانجام پطركبير آنجا را تسخير مي كند وبه پاس اين پيروزي كليسائي را دركنار مجموعه كليساهاي كرملين درمسكو برپا مي سازد.
دردوران صفويه و قاجار اين شهر ازنظر فعاليت بازرگاني داراي اهميت خاصي بوده و سه گروه عمده درآنجا به بازرگاني مشغول بوده‌اند و سراهائي خاص خود داشته‌اند. آنها عبارت بوده‌اند از تجار ايراني مسلمان- ارامنه و تجار هندي. آستراخان درسالهاي بين 1722- 1767 ميلادي بندر ناوگان درياي خزر بشمار مي رفت.
درحال حاضر آستراخان مركز عمده فعاليت‌هاي مربوط به صيد ماهي است و ازجمله يكي از بزرگترين انستيتوهاي پژوهش و آموزش در زمينه فعاليتهاي مربوط به صيادي با 6500 دانشجو دراين شهر بكار مشغول است. آستراخان همچنين محل بارگيري نفت استخراج شده از باكو بشمار مي رود و بخش عمده‌اي از فعاليتهاي كشتيراني مربوط به رود ولگا و درياي خزر توسط ساكنان اين شهر صورت مي پذيرد.      
   
       

     
    
        

       
     
پرويز ورجاوند استاد باستانشاسي و مردم‌شناسي دانشگاه تهران این شهر را چنین توصیف کرده است:
«...با گذشتن از روي پلي كه برروي ولگا بسته شده است به اولين واحدهاي ساختماني قديمي شهر مي رسيم. دراينجا با خانه‌هاي جالب چوبي برخورد مي كنيم كه هنوز در مجموع مي توانند معرف محلاتي ازيك شهر قديمي باشند.
درقسمت تازه شهر نيز جابجا با بناهاي چوبي خاص منطقه برخورد مي شد. ولي بررويهم معماري جديد شهر نظير برخي ديگر از شهرهاي اتحاد شوروي نه تنها نتوانسته است چهره‌اي مطلوب و زيبائي خاص، بيافريند بلكه به حال بومي و چهره صميمي معماري شهر نيز لطمه وارد ساخته است.    
    ناچيز بودن فضاي سبز و دار و درخت درشهر چشم‌گير است... ميزان بارندگي دراين شهر حداكثر از 140 ميليمتر درسال تجاوزنمي كند،
حاجي طرخان يا آستراخان در فاصله 100 كيلومتري از درياي خزر و برساحل چپ رود ولگا قرار دارد.  
   
    آغاز بناي آستراخان را به قرن سيزدهم و زمان حمله مغول مربوط مي دانند. پيش ازآن دراين محل روستاي كوچكي بوده است. درحدود سال 1237 ميلادي مغولان به‌سرداري باتوخان درقسمت وسيعي از ولگا استقرار مي يابند و درسمت راست ولگا (آنسوي شهر كنوني) شهركي را و يا بهتر بگوئيم محلي را براي استقرار بوجود مي آورند و چادرهاي گنبدي شكل خود را با قُبه‌هاي طلائي‌رنگ برپا مي  دارند و خان آستراخان درآنجا مستقر مي شود. سرزمين تحت فرماندهي مغولان دراين قسمت و دنباله آن بنام مملكت »اردوي زرين» خوانده مي شود. دولت مزبور دربرخي از قسمتها تا سال 1502 به حيات خويش ادامه مي دهد.
آستراخان بتدريج توسعه مي يابد و گسترش پيدا مي كند تا اينكه تيمور بقدرت مي رسد و درسال 798 ﻫ.ق. باينسو مي تازد. مي گويند زمانيكه تيمور به نزديك شهرك مزبور مي رسد ساكنان آن با قطعات يخ؟! ديوارهائي جهت دفاع برپا مي كنند. تيمور پيغام مي فرستد كه اگر تسليم شوند با آنها كاري نخواهد داشت. ساكنان شهر دروازه‌ها را بروي او مي گشايند و تيمور برخلاف قول خود تمامي شهر را مي سوزاند و ازبين مي برد.
پس ازآن در اينسوي ولگا (دست چپ) در مركز شهر كنوني بناي شهر ديگري بنياد مي گيرد. درجريان انحطاط مملكت «اردوي زرين» درحدود سال 871 ﻫ.ق. برابر با 1466 ميلادي خانداني از خانهاي تاتار در حاجي طرخان مستقر مي گردد و در سال 910 ﻫ.ق. استراخان بعلت مداخلات خان كريمه و دربرابر دولت عثماني از تزار روسيه استمداد مي طلبد. سرانجام درسال 962 ﻫ.ق. برابر با 1554 ميلادي روسها خانات هشترخان را فتح مي كنند و خاني ‌را برآنجا منصوب مي كنند. چون خان مزبور با خان كريمه همدست مي شود اورا خلع مي كنند و خانات هشترخان (حاجي طرخان) يا آستراخان را ضميمه خاك خود مي كنند.     
       
    از جمله حوادثي كه بر آستراخان گذشته است، اينكه در اواسط قرن شانزدهم زماني كه مي رفته است شهر جاني بگيرد مرض وبا درشهر درمي گيرد و گروهي فراوان از مردم را مي كشد.
ثروتمندان و آنهائي كه ازاين بلا جان سالم بدر برده بودند براي آنكه از خشم طبيعت و غضب خداوند بكاهند پولهائي مي پردازند تا موجبات بناي كليسا بزرگي فراهم آيد.    
بااين پول كليساي «ترينيته» ساخته مي شود كه به اعتباري كهن‌ترين بناي قلعه كرملين آستراخان بشمار مي رود.
پس ازآن درقرن هفتم شهر گسترش بيشتري پيدا مي كند و به بناهاي عظيم آن افزوده مي شود و قلعه تاريخي كنوني آن پا مي گيرد. سرانجام پطركبير آنجا را تسخير مي كند وبه پاس اين پيروزي كليسائي را دركنار مجموعه كليساهاي كرملين درمسكو برپا مي سازد.
دردوران صفويه و قاجار اين شهر ازنظر فعاليت بازرگاني داراي اهميت خاصي بوده و سه گروه عمده درآنجا به بازرگاني مشغول بوده‌اند و سراهائي خاص خود داشته‌اند. آنها عبارت بوده‌اند از تجار ايراني مسلمان- ارامنه و تجار هندي. آستراخان درسالهاي بين 1722- 1767 ميلادي بندر ناوگان درياي خزر بشمار مي رفت.
درحال حاضر آستراخان مركز عمده فعاليت‌هاي مربوط به صيد ماهي است و ازجمله يكي از بزرگترين انستيتوهاي پژوهش و آموزش در زمينه فعاليتهاي مربوط به صيادي با 6500 دانشجو دراين شهر بكار مشغول است. آستراخان همچنين محل بارگيري نفت استخراج شده از باكو بشمار مي رود و بخش عمده‌اي از فعاليتهاي كشتيراني مربوط به رود ولگا و درياي خزر توسط ساكنان اين شهر صورت مي پذيرد.      
   
       

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده
ارتباط با مولف

جستجو
حاضرین در سایت
21 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز2
دیروز119
تا کنون2216756

تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.