سه شنبه 21 آبان 1398

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow مقالات و عناوین arrow ضرب المثل های تهرانی(1)

ضرب المثل های تهرانی(1)

ضرب المثل های تهرانی
ضرب المثل ، بخش مهمی را در زبان فارسی تشکیل می دهد، نقشی که در تداول عام و خاص در خور توجه و تامل است..نقشی که هرچند شاخه ای بر بدنه تناور زبان و ادب پارسی بشمار می رود،اما شاخه ای نیست ،که بتوان آنرا نادیده انگاشت،زیراکه مثل تنها به کمک نغزی سخن نیاید،بلکه اغلب محور فهم کلام شود. مثل و یا متل سخن کوتاه وخوش سیمایی است،که به سرعت در لوح حافظه می نشیند،و با معانی حکیمانه و ادیبانه،مفهومی دلنشین دارد. مثل در مجموع بیانگر سطح دانش ،معرفت و حکمت یک جامعه و نماینده مکتب اجتماع مردم آن است. مثل در میان همه ملل عالم بیش و کم جایگاهی قابل توجه و اهمیت دارد.
بر گزیدن دسته ای از ضرب المثل ها از مبان آنچه در زبان پارسی رایج است با عنوان ضرب المثل های« تهرانی» شاید براستی ادعای صائبی نباشد،زیراکه تهران بعد از پایتختی دیگر موطن فقط تهرانی ها نبود،بلکه اگر حضور فرنگی ها و تاثیر آنان را در گفتار و رفتار ساکنان این شهر نادیده بگیریم (که نمی توانیم)هرگز نمی توان مرز ی در آمیختگی گفتار مردمی که از سراسر ولایات ایران زمین در این شهر گرد آمده ، و ساکن شده اند، با تهرانی های اصیل مشخص نمود.
تازه اگر چنین فرض کنیم باید آن اصالت را تعریف و معین شود، که اصالت تهرانی ها پیش از پایتختی، کدام است؟در صورتیکه اگر منظور از اصالت، هویت ثابت فرهنگی و مبنای مستقل و معینی از حیث نژاد شناسی باشد، به سبب کوچکی و کم شماری ساکنان آن زمان تهران،ودر میان نبودن سندی بر این مدعی ، کسی چنین ادعایی را ندارد،و لی آنچه قابل اثبات و دفاع است، اینکه قبل از پایتختی، تهرانی ها دارای لهجه ای خاص بوده اند،که ملحم از لهجه ساکنان آبادی های گستره تهران و بخصوص ناحیه البرز بوده است.این لهجه را در شعر ملاسحری شاعر قرون گذشته و یا شعرای تهرانی عصر صفوی که آثاری از آنها باقیست، می توان جست.
باز هم می گوییم ،بیان «ضرب المثل های تهرانی » ادعای درستی نیست،هر چند نویسنده پرکار و قابل احترامی چون مرحوم جعفر شهری ادعا کرده باشد، آنها را در کتاب «ضرب المثل های تهرانی »گرد آوردهاست. علاوه بر آنچه که گذشت،باید این نکته نیز به دلایل رد این ادعا اضافه شود،شهری زمانی در تهران زیسته، که از پایتختی این شهر بیش از صد و اندی سال گذشته بود،بنابراین:
 او در تهران با لهجه ای آشنا شده ،و سخن گفته ،که این لهجه در این مدت با دیگر زبان ها و لهجه های ایرانی در آمیخته بود (محله باجمانلوها،محله کاشانی ها،محله قمی ها،محله ارامنه،محله یهودیان و ... نمایانگر بخشی از مهاجرین ساکن تهران در عصر قاجاریه اند.در صورتیکه اهالی فراهان و تفرش و آشتیان تا پایان دوره ناصری با در دست داشتن مقامات صدارت و مستوفی گری وغیره و استقرار در دربار قجر، لهجه تهرانی را کاملا تحت نفوذ و سیطره خود در آورده بودند،و از آغاز سلطنت مظفر الدین شاه به بعد دربار قجر را همراهان ترک زبان دوران ولیعهدی این پادشاه اشغال کردند،و از همین روست ،بخشی از کلمات ترکی را که یادگار آن دوره است،هنوز در محاوره تهرانی ها می توان جست.)
از نوشته های وی(شهری) و کلماتی که بکار برده است ،چنین بر می آید،اگر خود، متولد تهران بوده باشد،پدر یا مادر  مرحوم شهری از منطقه فراهان و تفرش بوده اند.بنابراین آنچه او دانسته، متاثر از لهجه آن نواحی نیز بوده است.
نکته دیگر و قابل تامل اینکه ضر ب المثل هایی که ایشان بر کزیده اند،همان مثل های مشترک زبان فارسی است، که در  سراسر ایران بیش و کم بدان ها بر می خوریم، و یا اشعار بزرگان ادب این سرزمین چون فردوسی،سعدی،حافظ و ...است،که در تمامی شهر ها کار برد دارد.
از همه مهمتر سندی بر مالکیت تهرانی ها بر آن ضرب المثل ها معرفی نشده است.
با این وصف دراین بخش سعی داریم،دسته ای از مثل های فارسی را که تا حدودی بتوان منسوب به تهران دانست ،از میان برگ های تاریخ این شهر و البته اثر قلم جعفر شهری، برگزینیم و شرحی بر آنها بیاوریم:
آب از آب تکان نمی خوره/اوضاع آرام است،وآبستن هیچ حادثه ای نیست.
از اونجا رونده و از اینجا مونده/ هر دو راهی که پیش تر، امید بدان می رفت،به بن بست رسیده،یاس و نا امیدی حاصل از تصمیم غلط.
بخیه صد تا یه غاز زدن/غازی بیکی سکه ای مسی بود،که در اوایل قاجاریه رواج داشت.با گذشت زمان،و تنزل ارزش پول در دوره قجر،این سکه مسی بسیار بی ارزش شد. بعد ها بر اثر کثرت استعمال سکه غازی بیکی را به تخفیف غازی بیک و غازی و در نهایت به غاز خلاصه کردند.از این روی در تداول عامه هر چیز کم بها وکم ارزشی را به غاز می سنجیدند.بنابراین نظیر این، مثل های فراوانی می توان یافت، که از سکه غاز در آن استفاده شده است.برای آگاهی بیشتر به کتاب «تاریخ سکه»تالیف نگارنده مراجعه شود.این مثل را خیاط ها درگله مندی از کم درآمدی شغلشان بکار می برند.زحمت بی فایده را رساند.
پاش روی پوست خربزه ست/در مواردی بکار رود که کسی در شغلش متزلزل باشد.یا اینکه کسی برای کسی زده باشد(سعایت کرده)و اطمینان از انفصال او داشته باشد.
تو زرد در آمد/اشاره به نارس بودن هندوانه است ،که پس از بریدن،بدان پی می برند.این مثل،زمانی بکار آید که کسی بی کفایتی و بی لیاقتی دور از انتظار، نشان دهد
جای سوزن انداختن نیست یا نبود/توصیف جایی بسیار شلوغ.
چوب دو سر طلا(گو...)/کسی که حکم وساطت در میان دوکس داشته و ازپس پی آمدها در نظر هر دو خفیف شده باشد.این مثل ناظر بر روزگاری است که مستراح های آخوندی رایج بود.
مستراح های گودی که برای گشودن گلویی آن، چوبی در کنارش می نهادند.زمانی که دو سر چوب را بر اثر اشتباه در استفاده از آن، می آلودند،دیگر قابل استفاده نبود واز آن دوری می کردند.
دندان گرده(فلان کس خیلی)/در معامله و داد وستد، سخت گیری کردن.
همه ماه ها خطر داره که بد نامی صفر داره/در توصیف کسی که در میان عده بد و ناخلف معروف شدن.

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده
ارتباط با مولف

جستجو
حاضرین در سایت
30 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز163
دیروز217
تا کنون2215247

تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.