جمعه 9 آبان 1399

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow مقالات و عناوین arrow سید ضیاء و کودتا-بخش1

سید ضیاء و کودتا-بخش1

سید ضیاء الدین طباطبایی و کودتای 1299
                                                «چه باید کرد تا شایستگان بر مسند آیند»

هویت و خانواده
 سيد ضياءالدين فرزند سيد علي طباطبايي يزدي است.  سيدعلي آقا يزدي در اواخر سلطنت ناصرالدين شاه قاجار از محضر درس آيت الله حاج ميرزاحسن شيرازي در نجف كسب فيض نمود ، بعد ها به ايران عزیمت کرد. و مورد احترام مظفرالدين ميرزا قرار گرفت و به وصيت او برجنازه‌اش نماز گذارد‌. / رجال عصر پهلوي، سيد ضياء الدين طباطبايي به روايت اسناد ساواك، تهران، وزارت اطلاعات، مركز بررسي اسناد تاريخي، 1381، چاپ اول، ص 5
بعد از مرگ مظفرالدین شاه ،سيدعلي با سیاست های محمد علی شاه مخالفت ورزید تا جاییکه به ساري تبعيد شد و خانه‌اش در تهران توسط عوامل دولتي واوباش غارت گردید.
سيدعلي روزگاری که جزو مدرسين مسجد سپهسالار تهران بود، در سفري كه به شيراز داشت‌، با دختري شيرازي ازدواج كرد. سيدضياء ثمره همين ازدواج و نخستين فرزند آنان است.
سيدضياء در تابستان سال 1268(برخی اسناد1267)خورشیدی در شيراز چشم به جهان گشود. وی 10 ماهه بود که خانواده اش از شيراز به تبريز رفتند و تا حدود انقلاب مشروطيت به مدت 15 سال در تبريز ماندند.
سید ضیا تحصيلات مقدماتي راتحت مراقبت معلمين خصوصي درخانه پدر آموخت. سپس به شيراز زادگاهش رفت و در آنجا به تحصيلات مذهبي و همچنين فراگيري زبان‌هاي انگليسي وفرانسوي پرداخت‌.
 خوی منش
سيدضياء از دوران بلوغ به دليل تضاد و تعارضي كه باافكار پدرش داشت‌، از وي دوري مي‌كرد. او گاه هيأت و شكل ظاهري خويش را تغيير مي‌داد، لباس روحاني را از تن بدر مي‌كرد و به كلاه وسرداري وشلوار ملبس مي‌گشت و گهگاه نيز براي اينكه خود را متجدد نشان دهد، در ملاءعام با كت و شلوار و پاپيون حاضر مي‌شد. اواز آغاز نوجواني به علت انحراف در فكر و عقيده از سنت‌هاي مذهبي چشم‌پوشي مي‌كرد. به موسيقي و شكار و تفريحات ضدديني مي‌پرداخت‌. اين گونه اقدامات وي غالباً مورد نكوهش خويشان و آشنايان و اطرافيان وي قرار مي‌گرفت‌/ زندگاني سياسي اجتماعي سيدضياءالدين طباطبائي ـ محمدرضا تبريزي شيرازي ـ صفحه 14
ريشه عدم ثبات در مواضع روزنامه‌هاي سيدضياء و بخصوص روزنامه «رعد» رابايد در روحيات شخصي وي جستجو كرد. سيدضياء برحسب اوضاع سياسي ايران گاهي به دولت روسيه و گاهي به دولت انگليس‌، متمايل مي‌شد.
جوانی و شروع فعالیت اجتماعی
سید ضیا تحصیل کاملی نکرد،و بنا بر اقضای روز و فضای اجتماعی وقت خیلی زود جذب فعالیت های اجتماعی شد
«سيد گذشته از فارسي كه زبان مادري او بود، هيچ زباني را به قدر كافي نمي‌دانست‌. درحالي كه بي ميل نبود به اطرافيانش برساند كه برچندين زبان تسلط دارد. گمان مي‌كنم به استثناي فارسي از عهده اينكه مطلبي را بتواند به زباني غير از فارسي بنويسد، برنمي‌آمد»/ زندگاني سياسي اجتماعي سيدضياءالدين طباطبائي ـ نوشته محمدرضا تبريزي شيرازي.
سيدضياء در فضای باز سال‌هاي نخست مشروطه و در سن 17 سالگي به كمك دائي خود ابتدا نشريه‌اي به نام «اسلام‌» و كمي بعد نشريه ديگري به نام «نداي اسلام‌» رادر شيراز منتشر کرد ودر آن به حمايت از جنبش مشروطه پرداخت‌. اين نشريه كه اولين شماره آن دوماه پس از مرگ مظفرالدين شاه و در آغاز صدارت محمدعلي شاه‌، در 15 اسفند 1285 منتشر شد، به منزله شروع فعاليت‌هاي سياسي سيد است. اما نشريه وي پس از مدتي توقيف گرديد و چون سيد جان خود را در خطر ‌ديد، باتغيير لباس و همراه تحريريه خود راهي تهران شد و براي هميشه شيراز را ترك كرد. او در تهران فعال‌تر از قبل به صف مشروطه‌طلبان پيوست و حتي گفته مي‌شود كه مبتكر چاپ و توزيع «فرمان مشروطيت‌» در تيراژ وسيع نيز بود.
ريشه عدم ثبات در مواضع روزنامه‌هاي سيدضياء و بخصوص روزنامه «رعد» رابايد در روحيات شخصي وي جستجو كرد. سيدضياء برحسب اوضاع سياسي ايران گاهي به دولت روسيه و گاهي به دولت انگليس‌، متمايل مي‌شد. او ريشه مشكلات ايران را تماماً از تضييقات روسيه تزاري و يادولت انگلستان ناشي مي‌دانست‌. از نظر او بي تدبيري طبقه حاكم در اداره مطلوب كشور نيز عامل مؤثري در اين بي‌ساماني محسوب مي‌شد. اواگر چه از انديشه‌هاي انقلابي متأثر بود و اين تأثير را مي‌توان از سلسله مقالاتش در «شرق‌» درباره ايده سوسياليسم دريافت‌، اما هيچگاه با نمادهاي گرايش سوسياليستي مانند سليمان ميرزا اسكندري‌، احساس يگانگي نكرد. در عوض گهگاه به وثوق الدوله كه چهره‌اي راستگرا ومخالف سوسياليستها بود، ابراز تمايل مي‌كرد
سيدضياء الدين فعاليتهاي روزنامه‌نگاري را از سنين نوجواني آغاز کرد و تا سن 31 سالگي كه با كودتا به قدرت رسید، ادامه داد. ويژگي اين دوره تلاش گسترده سيدضياء براي جلب حمايت محافل وابسته به انگليس در داخل كشور و شاخص كردن چهره خود به عنوان سياستمدار جسوري كه قادر است با حمايت انگلستان‌، اوضاع سياسي ايران رادگرگون سازد. سيد صاحب چهره‌اي مرموز و دوگانه بود، روزنامه‌نگاري كه از حرفه خود به عنوان محملي براي تبليغ سياست بيگانگان استفاده مي‌کرد.
سيدضياء به دليل بمب‌اندازي به خانه «شعاع السلطنه‌»، برادر محمدعلي شاه تحت پيگرد قرار گرفت و به سفارت انگليس پناهنده شد. اما سفارت با وجودي كه داعيه حمايت از مشروطه‌خواهان را داشت ظاهراً به اين دليل كه پدر سيدضياء مخالف سياست‌هاي انگليس ومخالف دولت محمدعلي‌شاه بود، درخواست اعطاي پناهندگي سيد را رد كرد/ زندگي سياسي و اجتماعي سيدضياء الدين طباطبائي ـ نوشته محمدرضا تبريزي شيرازي ـ صحفه 19
سيد پس از آنكه پاسخ مشابهي را ازسفارت عثماني شنيد به سفارت اتريش پناهنده شد و در آنجا به مدت 6 ماه ماند تااينكه با صدور فرمان عفو عمومي محمدعلي شاه از سفارت خارج شد.
اين رويداد با پيشروي نيروهاي مشروطه‌خواه در شمال كشور به سمت تهران مقارن بود. با ورود مشروطه‌خواهان به تهران (تير 1288) سيد به همكاري باآنان پرداخت ودر تصرف بعضي مناطق مركزي تهران بانيروهاي مهاجم همكاري فعالانه‌اي داشت‌/ معماران عصر پهلوي ـ صفحه 292
سيدضياءالدين طباطبائي در هفتم مهر 1288 خورشيدي اندكي پس از فتح تهران اولين شماره روزنامه شرق رادر 4 صفحه و به دو زبان فرانسه و فارسي باهمكاري چهره هايي مانند علي اكبر داور ودكتر حسين كحال منتشر كرد. اين روزنامه برخلاف نشريه «نداي اسلام‌» حامي جدي مشروطه‌خواهان نبود ولحن بيطرفانه‌تري داشت‌.با اين حال نشريه «شرق‌» كه هزينه آن توسط رزتشتيان و ارامنه تأمين مي‌شد/شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران ـ باقر عاقلي ـ جلد دوم ـ صفحه961
در 15 مهر 1289 به دليل اهانت به مجلس دوم وپس از انتشار 64 شماره توقيف شد. سيدضياء بلافاصله نشريه «برق‌» رابه جاي شرق‌» انتشار داد. اما روزنامه «برق‌» نيز كمي بعد به دليل مشابهي توقيف شد و سيدضياء ابتدا محاكمه و به 5 سال زندان محكوم گرديد ولي بعداً با دخالت عده‌اي از مشروطه‌خواهان از زندان آزاد و وادار به خروج از كشور شد. او دوسال در فرانسه وانگليس ماند و به تحصيل پرداخت و در شرايطي كه هزينه تحصيلات وي توسط «اتحاديه دوستي ايران وفرانسه‌» تأمين مي‌شد/معماران عصر پهلوي ـ صفحه 292
 به فراگيري زبان‌هاي انگليسي وفرانسوي پرداخت‌/زندگاني سيدضياءالدين طباطبائي ـ صفحه 15.
در گير ودار اين بحران سيدضياء پس از سفري به هندوستان ومصر و درياي سرخ و عثماني و عراق وارد ايران شد و مدتي بعد درآذر 1292 روزنامه «رعد» رابا كمك مالي سفارت انگليس منتشر كرد/ ايران در قرن بيستم ـ (ژان پير ديگار ـ برنارد هوركاد ـ يان ريشارد) ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوي ، صفحه 99 / سيدضياءالدين طباطبائي به روايت اسناد ساواك صفحه 9
 او اعانات و كمكهاي مالي انگليس رابر هر حمايت مالي ديگري ترجيح مي‌داد. در اين رابطه «مورخ الدوله سپهر» تاريخ نويس دوره قاجار مي‌نويسد: «روز سه شنبه 28 سپتامبر 1915 (6 مهر 1294) سيدضياء محموله كمك مالي سفارت آلمان براي نشريه «رعد» را رد كرد و آن را نپذيرفت‌. او معتقد بود اتحاد با متفقين براي ايران مفيدتر از نزديكي به آلمان است‌. با اين حال پرنس دويس آلماني عليرغم آنكه مي‌دانست واسطه مذاكرات سري ميان دولت ايران وسفارت انگليس‌، سيدضياء است‌، مع ذالك يك نوع حس احترامي نسبت به او دارد و براي روزنامه رعد اهميت مخصوص قائل است/ مورخ الدوله سپهر ـ ايران در جنگ بزرگ 18-1914 ـ ص 213، برگرفته از سيدضياءالدين طباطبائي به روايت اسناد ساواك‌ست‌.»
 دوران فعاليت روزنامه «رعد» كه با تشكيل و سپس تعطيل مجلس سوم ايران مقارن بود، از حساس‌ترين دوره‌هاي تاريخ معاصر ايران است‌. وقوع جنگ اول جهاني وهجوم نيروهاي روس از شمال وهجوم قواي انگليس از جنوب و انعقاد قرارداد ننگين 1915 ميان روس وانگليس با هدف توسعه قلمرو نفوذ خود در ايران‌، از جمله مهمترين رويدادهاي اين دوران از تاريخ ايران است‌. روزنامه رعد ابتدا حامي روسها بود وسپس در مقطعي به دفاع از انگليسي‌ها پرداخت و حتي از تشكيل «پليس جنوب‌» كه ساخته وپرداخته نظاميان اشغالگر انگليس در نواحي جنوبي كشورمان بود، حمايت كرد.
علي دشتي كه خود نيز روزنامه‌نگار بود وتمايل به انگليسي‌ها داشت‌، در روزنامه «شفق سرخ‌» تحت عنوان «آقا سيدضياء مدير رعد» وي راچنين معرفي مي‌كند:
در اينكه سيدضياء الدين يك وقتي حامي سياست روس و پس از آن مدافع سياست انگليس بود‌، به دليل اوراق رعد كه مظهر اين سياست‌ها بود، هيچ جاي شبهه نيست و به همين دليل روزنامه رعد در ولايات نه تنها مورد توجه افكار عمومي نبود، بلكه مردم آن را عبوس و نفرت‌آميز تلقي مي‌كردند/ از سيد ضياء تا بازرگان، ناصر نجمي ـ صفحه 8
پیش از کودتا
در سال 1917، در صدارت قوام السلطنه، به منظور برقراري روابط با دولت تازه استقلال يافته آذربايجان، در رأس يك هيأت به اين منطقه اعزام گرديد/ رجال عصر پهلوي، سيد ضياء الدين طباطبايي به روايت اسناد ساواك، تهران، وزارت اطلاعات، مركز بررسي اسناد تاريخي، 1381، چاپ اول، ص 8.
بر پایه قرارداد ۱۹۰۷(که در سن پترزبورگ امضا شد) منطقه شمالی ایران به روسیه تزاری و منطقه جنوبی به بریتانیای کبیر اختصاص یافت و قسمت میانی منطقه بی طرف  بود این پیمان نامه بدون آگاهی دولت ایران در زمان اوج جنبش مشروطه امضاء شد؛ از این رو سرانجام با پاسخ تند مجلس شورای ملی رو به رو گردید. ولی با وجود اعتراض ایران به این قرارداد، مواد آن عملا اجرا می‌شد و در زمان جنگ جهانی اول نیز به بهانه جنگ با عثمانی، مناطقی از ایران مدتی به اشغال روسیه تزاری و بریتانیا در آمد. روس‌ها تا زمان انقلاب اکتبر بر حفظ منافع حاصله از این قرارداد اصرار داشتند.
قرارداد ۱۹۱۹ با قرارداد ۱۹۰۷ مرتبط بود. جنگ جهانی اول با پیروزی متفقین پایان پذیرفت و  با وقوع انقلاب اکتبر، روسیه در گیر مسایل داخلی شد و در عرصه جهانی ناتوان گردید .بنابراین بریتانیا خود را یکه تاز میدان ‌دید،و برای حفاظت هند از نفوذ امواج انقلاب سرخ ایران را به عنوان کشوری حائل در آورد.
به این منظور لرد کرزن وزیر وقت امور خارجه انگلستان،  قرارداد ۱۹۱۹ را که بر کلیه امور مالی و نظامی ایران تسلط می یافت پیشنهاد کردکه با مخالفت ایرانیان عمل نشد.
هنگامی کودتای سوم اسفند صورت گرفت،که کشور دچار هرج و مرج بود. حکومت لرزان احمد شاه با جنگ جهانی اول مواجه شد و دولت ضعیف و نو پای مشروطه با خزانه تهی و آشفتگی ها و نابسامانی های موجود قادر به حل بحران فزاینده اقتصادی، وضعیت ناپایدار سیاسی و مداخلات مهارگسیخته قدرتهای خارجی،نبود و این وضع از ایران کشوری  ورشكسته و وابسته ساخته بود
 دولت در خارج از پایتخت نفوذی نداشت و هر بخشی از کشور زیر نفوذ قدرتی محلی بود. شمال کشور را سپاه انگلستان و روسیه اشغال نموده بودند .سپاه روسیه تا دروازه‌های تهران پیش آمد و سلسله قاجار را با لبه تیغ بران انحلال آشنا کرد. سپاه پلیس جنوب با همکاری قشون هندی‌ها زیر نظر انگلیسیها بر جنوب حکمرانی داشت. .و بر اثر اشغال کشور توسط بریتانیا و خرید آذوقه مردم ایران توسط ارتش اشغالگر و شروع قحطی بزرگ ایران ۱۲۹۸-۱۲۹۶ مردم ایران به کام مرگ فرو رفتند. غرب کشور را سپاه عثمانی اشغال نموده بود. در آذربایجان غربی توسط اسمعیل‌آقا سیمیتقو شورشی بر پا بود. لرهای شورشی لرستان را تحت کنترل داشتند و ساز خود را می نواختند. راه تهران به خراسان زیر پای غارتگری یاغیان ترکمن می لرزید. در خوزستان شیخ خزعل از انگلیس قول حکومت مستقل گرفته بود و حکومت می‌کرد و در فارس قوام‌الملک شیرازی و قشقایی‌ها قدرت را در دست داشتند. کرمان و بلوچستان وضعی بهتر از این نداشت امیرموید در مازندران اسب خود را می تاخت. افزون بر این ها اربابان بر رعایای خود که اثریت قریب به اتفاق جامعه ایرانی را تشکیل می دادن ظالمانه رمق نیمه جان آنها را می گرفت. البته مردم در هر نقطه از کشور با صلایق متفاوت برای آزادی و رهایی از این بلا می کوشیدند. در جنوب مردم محلی بخصوص تنگستانی ها در مقابل تجاوز انگلیسی ها شور آفریدند و هنگامه ها کردند. جمعی از رجال حکومت موقتی دولت ملی به ریاست نظام السلطنه (رضا قلی خان مافی) را تشکیل دادند.
در این اوضاع بلبشو سید ضیا که نه اگر ضحاک ماردوش هم پا میدان می گذاشت و امیدی به مردم دربند و فلاکت زده می داد، ملت ایران به امید رهایی از آن هنگامه تلخ خود را بیدرنگ در آغوش او می انداخت.
عوامل اصلی کودتا که در آخرین جلسه با امضای در پشت قرآنی هم قسم شدند و پنج نفر بودند.: سیدضیاءالدین طباطبائی، رضاخان میرپنج، ماژور مسعودخان، سرهنگ احمد امیراحمدی (سپهبد شد) کاپیتان كاظم خان سیاح(کلنل شد). بخش سیاسی به عهده سید ضیاء بود و مابقی بدنه نظامی کودتا را تشکیل می‌دادند.
یحیی دولت‌آبادی، سیدضیاءالدین طباطبائی و کمیته زرگنده را بخش ایرانی اجرای كودتا می‌داند و محمودخان مدیرالملك، مسعودخان سرهنگ، منوچهرخان طبیب و میرزا كریم خان گیلانی را از اعضای آن معرفی می‌كند.کمیته زرگنده مركز سیاست انگلیس است در تهران در قسمتی كه باید به دست ایرانیان انجام بگیرد./ تاریخ بیست ساله ایران. حسین مکی
شبكه اردشیر جی از سال ۱۹۱۳ به وسیله میرزا كریم خان رشتی با رضاخان مرتبط شده بود و به نوعی تعلیمات سیاسی وی را برعهده داشت. «فقط می‌گویم كه آنچه را هم كه سید ضیاءالدین طباطبایی به عهده داشت به خوبی انجام داد و محرك او هم خدمت به ایران بود ولی شاید بیش از آنچه لازم و یا مطلوب بود تظاهر به همگامی با سیاست انگلیس می‌كرد./ یحیی دولت‌آبادی. حیات یحیی. تهران، 1362. ج. 4، ص. 227، ص. 15
برخلاف عقیده اردشیر جی سیدضیاءالدین طباطبائی با پنهانكاری و مخفی داشتن اسرار كودتا نه تنها تظاهر به همگامی با سیاستهای بریتانیا نداشت بلكه به عنوان یك عنصر داخلی سیاسی بزرگ‌ترین خدمت را در جهت اهداف استعمار انجام داد.
اگرچه ژنرال آیرونساید خود را معمار كودتای ۱۲۹۹ می‌شناسد اما بدیهی است كودتا بدون مساعدت و حمایت نیروهای داخلی و خاصه كمیته زرگنده و اعضای آن كه همواره با سفارت انگلیس مرتبط بودند محقق نمی‌شد. میرزا كریم خان رشتی كه یكی از مرموزترین اعضای کمیته زرگنده است، صریحاً به نقش واسطه‌گری خود میان سفارت انگلیس و رضاخان اشاره كرده‌است/ظهور و سقوط سلطنت پهلوی. تهران، ص83
در سال ۱۹۰۷ یعنی ۱۳ سال پیش از کودتا، سیاست‌مداران انگلیسی به این نتیجه رسیدند که «ایران به مرد نیرومندی نیاز دارد که مانع از تکه پاره شدن آن در نتیجه ضعف‌های داخلی گردد. ولی تا کنون چنین مردی پیدا نشده‌است .در اوایل سال ۱۹۲۰، چنین فردی پیدا شد.   /شکست شاهانه. ماروین زونیس. عباس مخبر.
ملاقات نهایی میان رضاخان و آیرونساید در ۲۳ دیماه ۱۲۹۹ در گراندهتل قزوین برگزار شد. از میان همقطاران رضاخان تنها سرهنگ باقرخان مویان از این ملاقات باخبر شد و از انگلیسی‌ها کلنل هنری اسمایت. آیرونساید می‌نویسد:«اول می‌خواستم تعهد کتبی از او بگیرم. ولی به این تنیجه رسیدم که فایده‌ای ندارد. اگر بخواهد قول‌هایی را که به ما داده زیر پا بگذارد، ادعا خواهد کرد که آنها را تحت فشار داده‌است. دو مطلب را برایش به خوبی روشن کردم. یکی اینکه به خیال نیافتد که خود مارا از پشت سر مورد حمله قرار دهد و دیگر اینکه پس از ورود به تهران، شاه را به هیچ وجه از سلطنت بر ندارد/ انگلیسیها در میان ایرانیان. سر دنیس رایت. ذبیح الله منصوری.
 سيدضياء در 1296 جهت مشاهده آثار انقلاب بلشويكي در روسيه عازم آن كشور شد. او در روسيه يا تزار نيكلاي دوم و سپس لنين نيز ملاقات هايي داشت‌/ شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران ـ جلد دوم .
مسئله کودتا را ملک الشعرای بهار در کتاب خود با اقتباس از نظریات «احمد شهریور» به صورتی آورده است که معلوم می شود پیش از وقوع کودتای سوم حوت کسان دیگری مانند سید حسن مدرس و شاهزاده فیروز میرزا نصرت الدوله و امثال او در صدد چنین کاری بوده اند..../ایران در دوره  سلطنت قاجاری،ص617.


















‎‎





منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده
ارتباط با مولف

جستجو
حاضرین در سایت
10 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز263
دیروز638
تا کنون2346492

تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.