چهارشنبه 1 خرداد 1398

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow مقالات و عناوین arrow سید ضیاءو کودتا1299-بخش2

سید ضیاءو کودتا1299-بخش2



سيدضياءالدين طباطبايي و کودتاي 1299- بخش دوم



دوران سه ماهه صدارت

کابينه سيدضياء به عنوان يک دولت انقلابي، اصلاحات اقتصادي، فرهنگي، لغو قرارداد 1919 و تشکيل ارتشي نيرومند را در راس برنامه هاي خود قرار داد. اما به علت دستگيري بسياري از مخالفان، کابينه وي به کابينه سياه شهرت يافت و فقط 96 روز دوام آورد.

وزير مختار انگليس (نورمن) در هفتم اسفند 1299 هـ.ش، ضمن تلگرافي فوق العاده محرمانه به لرد کرزن اطلاع داد؛ «... سيدضياء محرمانه به من گفت که در حال حاضر به قواي نظامي انگلستان احتياج شديد دارد و بنابراين سربازان انگليسي که در قزوين هستند، عجالتاً نبايد خاک ايران را ترک کنند. رئيس الوزراي جديد به من گفت که اگر بريتانيا بخواهد نفوذ و قدرت سابق خود را کماکان در کشور ايران داشته باشد بايد ظاهر را رها کند و باطن را بچسبد، به اين معني که نفوذ خود را در آينده به عکس سابق از پشت پرده اعمال و طوري رفتار کند که سيماي بريتانيا حتي المقدور به چشم ملت ايران نخورد.» اما سيدضياء از اين سو خواست با اقدامات وسيعي طبقات مختلف مردم را موافق خود گرداند و از حساسيت آنان نسبت به قواي بيگانه بکاهد، براي رسيدن به اين مقصد اعيان و اشراف را عامل آشفتگي وضع کشور معرفي کرد و مهم ترين اقدامات را تقسيم زمين بين کشاورزان، تعليم سواد به همه فرزندان اقشار کشور، لغو قرارداد وثوق الدوله، تشکيل ارتشي نيرومند و توجه به وضع کارگران دانست و نيز دستور داد تمام تابلوهاي مغازه ها به زبان فارسي باشد، زنان از نقاب استفاده کنند، توليد و فروش مشروبات الکلي ممنوع شود و بساط منقل و ترياک کشي آزادانه در قهوه خانه ها برچيده شود و با اين کارها خواست دولت خود را مدافع مردم، انقلابي، آزاديخواه و منجي کشور معرفي کند که در اندک مدتي چهره واقعي او بر امت مسلمان فاش شد. جمعي از نخبگان و اکثريت عامه مردم اعمال و رفتار سيدضياء را پسنديدند و کارهاي او را در جهت اصلاح امور و آباداني کشور دانستند.

نخستين واکنش توده مردم در برابر اعلاميه هاي عوام فريبانه سيدضياء که به امضاي خودش يا «رضا- فرمانده کل قوا» منتشر مي شد نشان از آن داشت که کودتا در ايجاد اميدواري در مردمي خسته از اغتشاش و ناامني و قحطي و فقر موفق بوده است. (از سيدضياء تا بختيار، ص22)

عارف قزويني غزلي شاد و اميدبخش درباره اصلاحات سيدضياءالدين و به اصطلاح آينده اميدبخش ايران و در ستايش از کابينه سياه سرود.

عشقي سيدضياء را تازه ساز ايران کهن ناميد و در وصف او گفت؛ «ندانم اين طبيب اجتماعي را چه درمان بد/ کز او صدساله زخم مهلک اين قوم مرهم شد...»

همچنين وي با نوشتن مقالات تند و پرسر و صدا به ستايش از «کابينه کودتا» و حمايت از آن ادامه داد؛ گرچه «عشقي» بعدها از ياران مدرس و مخالفان رژيم پهلوي شد.

مهم ترين کمک انگليس به دولت سيدضياء- به جز کمک هاي مالي و اطلاعاتي- کسب اجازه از لرد کرزن بود تا سيد بتواند با سر و صدا لغو قرارداد دفن شده 1919 را اعلام دارد و به اين ترتيب براي خود وجاهتي دست و پا کند. (از سيدضياء تا بختيار، ص23)

دوران نخست وزيري سيدضياءالدين که با کودتاي سوم اسفند 1299 آغاز شد تا 4 خرداد سال 1300 هجري شمسي ادامه يافت. ويژگي اين دوره ، سختگيري سيد در داخل کشور و تشديد عمليات تعقيب و بازداشت ناراضيان از يک سو و تلاش براي ايجاد توازن در رفتار با دو دولت اشغالگر انگليس و روسيه از جانب ديگر بود. سيد در اين دوره سه ماهه در عين وابستگي به لندن تلاش کرد با انعقاد قرارداد جداگانه با روسيه از برانگيختن حساسيت ضدانگليسي روس ها جلوگيري کند. در اين دوره سيدضياء به عنوان يک کودتاچي ديکتاتور و سختگير مطرح است .

سيدضياءالدين طباطبايي روز دهم اسفند 1299 کابينه خود را تشکيل داد. سيدضياءالدين دو ماه بعد در هفتم ارديبهشت 1300 کابينه خود را ترميم و از جمله رضاخان سردار سپه را به عنوان وزير جنگ وارد دولت خود کرد. خود او نيز علاوه بر رياست وزرا وزير داخله نيز بود.

سيدضياءالدين در دوران کوتاه مدت نخست وزيري خود به کمک رضاخان تمامي کانون هاي قدرت در شهرها و ولايات مختلف را مرعوب خود ساخت . بعضي استانداران از جمله محمد مصدق استاندار فارس به نشانه اعتراض به کودتا استعفا دادند. بعضي مانند احمد قوام السلطنه استاندار خراسان بازداشت شدند و بعضي مانند صارم الدوله استاندار کرمانشاه با قشون خود به جنگ با ماموران کودتا پرداختند هرچند سرکوب شدند. سيدضياء در طول عمر کابينه سه ماهه خود اگرچه با ديکتاتوري حکومت کرد ولي از بعضي اقدامات صوري مثبت نيز براي جلب حمايت افکار عمومي دريغ نو رزيد.

درباره علل سقوط دولت وي دلايلي قطعي نمي توان ارائه داد. اما جنگ قدرت بين رضاخان و سيدضياء و ترجيح رضاخان توسط انگلستان به دليل نوع عملکرد آنها از جمله دلايلي بود که توسط صاحب نظران بيان شده است. (سيدجلال الدين مدني، پيشين، صص 99 و100)

اعضاي کابينه کودتا عبارتند از؛

سيدضياء؛ نخست وزير و وزير داخله

نيرالملک (هدايت)؛ وزير معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه

مدبرالملک (جم)؛ وزير خارجه

ميرزا عيسي خان؛ وزير ماليه

دکتر مودب الدوله (نفيسي)؛ وزير صحيه و خيرات عمومي

مشير معظم (خواجوي)؛ وزير پست و تلگراف

موقرالدوله؛ تجارت و فوايد عامه

عدل الملک (دادگر)؛ کفيل وزارت خارجه

منصورالسلطنه عدل؛ کفيل وزارت عدليه

ماژور مسعودخان (کيهان)؛ وزير جنگ.

هفتم ارديبهشت 1300 ماژور مسعود از کار کناره گيري کرد. رضاخان به وزارت جنگ منصوب شد. (ايران در دوره سلطنت قاجاريه، ص622)

برخي دلايل سقوط کابينه وي را نداشتن حزب و جمعيت، نداشتن سابقه ملي، سوء انتخاب اشخاص، حبس کردن و زنده گذاشتن افراد مشهور و رنجانيدن رضاخان ذکر کرده اند. (بهار، محمدتقي (ملک الشعراي بهار)، تاريخ مختصر احزاب سياسي ايران، تهران، ، ج اول، صص 100و 101)

دولت کودتا جز مشکلات پيش پاافتاده و اختلافاتي که معمولاً بين سيد و رضاخان پيدا مي شد مساله يي نداشت. سيد بر اثر موفقيت هاي شخصي پي در پي آنچنان مغرور شده بود که دو سه هفته پس از کودتا خود را مجبور به رعايت هيچ مقام و اصولي نمي ديد. بند و بست هاي مالي پنهاني با سرمايه داران ارمني که از دو سال پيش سيد با کمک آنها مدارج ترقي را پيموده بود و بي اعتنايي به احمدشاه... سيد را از نظر ها انداخت. (از سيدضياء تا بختيار، ص24)

سياستمداران و اشراف در بند وقتي دست نشانده بودن سيدضياء را دانستند، شروع به اقدامات پشت پرده کردند و احمدشاه نيز از طريق درباريان معتمدش آنان را دلگرم مي کرد... سيدضياء در واکنش به اين اقدامات تصميم به ترساندن مخالفان و استحکام حکومت خود گرفت و ليستي تهيه کرد که بايد روز بعد اعدام شوند... اين تهديد سيد که به زودي از کاخ نخست وزيري به بيرون درز کرد بيش از همه خانواده فرمانفرما را ترساند. افراد اين خانواده را به دست و پا انداخت... شاه که سخت دچار وحشت شده بود ناگزير دست به دامان رضاخان شد. ميرپنج قزاق که حالا لقب «سردار سپه» گرفته بود و مدت ها در پي اين فرصت بود، تعظيم کنان به شاه گفت؛ «ما سربازيم و جانباز اعليحضرت مي فرماييد الان سيد را دستگير کنم و اگر لازم است تيرباران کنم.» (همان، ص 25)

با روشن شدن ماهيت کودتاي سيد همه از وي روي گرداندند و بيزاري جستند. ملک الشعراي بهار در شعري در جواب عارف که از او حمايت مي کرد، گفت؛ «اي اجنبي پشت و پناهت باز آ».

عارف پيش از آن در مدح سيد سروده بود؛ «اي دست حق پشت و پناهت باز آ».

فرخي يزدي هم در شعر زيبايي بيزاري خود را از وي بيان داشت؛

کودتا کردن «نرمان» ديديم/آنچه رفتيم چو برگرديديم

روزنامه ها هر کدام به نوعي اشاره به «کودتاي انگليسي» را آغاز کردند. (همان، ص26)

در آن ايام رضاخان در انديشه به دست آوردن پست رئيس الوزرايي، نيروي نظامي را هرچه بيشتر قوي کرد، اما سيدضياء مي خواست وي از قدرت دور باشد. سرانجام در اين مبارزه آشکار مسلم شد که يکي از اين دو تن بايد کنار رود و انگليسي ها ترجيح دادند قدرت به رضاخان انتقال يابد و سيدضياء عزل و کابينه اش ساقط شد. سيدضياء به همراه کلنل کاظم خان سياح و همسرش به اروپا رفت.

محمدرضا پهلوي در کتاب «رضاشاه کبير» در اين باره مي نويسد؛ «در طول زمان حوادث، انسان را براي يک تصميم کلي مهيا مي سازد و هنگامي که زمينه مهيا شد، آن وقت يک اتفاق يا يک سلسله حوادث، کار جرقه يي را مي کند که به انبار باروت بيفتد. نبرد قواي قزاق با متجاسرين در پاييز 1299 و شکستي که بر اثر خيانت افسران خارجي نصيب قزاق ها شد، عقب نشيني دردناک و رنج آوري که قزاق ها و افسران آنها تا منجيل و بعد ها تا قزوين متحمل شدند، اتفاقي بود که پدرم را وادار به گرفتن تصميم قطعي کرد. شک نيست که روزهاي قبل از کودتا يکي از مهم ترين مسائلي که فکر او را به خود مشغول مي داشت همين مساله شکست بود.» (ايران در دوره سلطنت قاجار، ص616)

سياست

«نورمن » وزير مختار انگلستان در ششم اسفند 1299 (سه روز بعد از کودتا) با قيد «فوق العاده محرمانه » به لندن مخابره کرد. در اين تلگراف که به عنوان «سند شماره 683» در جلد سيزدهم از مجموعه اسناد سياسي بريتانيا آمده است ، سياست سيدضياء را چنين توصيف مي کند؛ سيدضياءالدين طباطبايي درباره سياستي که قرار است پس از تشکيل کابينه اش اتخاذ کند، اطلاعات محرمانه زير را در اختيار من قرار داده است . اولاً خيال دارد تا آنجا که بتواند عده اعضاي کابينه را محدود کند و انجام وظايف غالب وزارتخانه ها را، بي آنکه وزيري تعيين کند، به دست معاونان همان وزارتخانه ها بسپارد. به عقيده وي بدون اعلام لغو شدن قرارداد، کابينه اش هرگز نخواهد توانست شروع به کار کند. اما چنان که مي گفت توام با اعلاميه مربوط به لغو قرارداد، اعلاميه ديگري نيز به اين مضمون منتشر خواهد شد که قصد دولت ايران از لغو قرارداد مزبور، ابراز هيچ گونه خصومت نسبت به بريتانياي کبير نيست و کابينه جديد منتهاي سعي خود را به کار خواهد برد تا حسن نيت ايران را نسبت به انگلستان که به عقيده وي مهم ترين شرط بقاي استقلال ايران است ثابت کند.

از آن گذشته (طبق اطميناني که سيدضياء به من داد) قدم هاي لازم بي درنگ برداشته خواهد شد تا عده يي از افسران و مستشاران انگليسي در وزارتخانه هاي جنگ و ماليه مشغول خدمت شوند ولي استخدام آنها به طور خصوصي ، بر اساس قرارداد بين الاثنين صورت خواهد گرفت تا بهانه به دست دشمنان ما نيفتد که هو بيندازند و بگويند قراردادي که لغو شده بود، به نحوي ديگر به معرض اجرا گذاشته شده است . نيز (به گفته سيدضياء) دقت خواهد شد که فعاليت اين گروه از کارمندان ارشد انگليسي در دواير دولتي ايران حتي المقدور جلب توجه عامه را نکند.

براي اينکه ظاهر اين اعلاميه محفوظ بماند، از فرانسويان و امريکاييان و در مرحله آخر حتي از روس ها دعوت خواهد شد عده يي مستشار براي انجام وظيفه در وزارتخانه هايي که اهميت شان کمتر است در اختيار دولت ايران بگذارند.

حکومت جديد اميدوار است مقادير هنگفتي وجه نقد از زندانيان متمول وصول کند و سيدضياء اميدوار است با بودجه يي که از اين راه تامين مي کند، بتواند دست به تاسيس نيروي نظامي جديد و انجام ساير اصلاحات لازم در کشور بزند.

سيدضياء ضمناً به من گفت ؛ براي اينکه رويه خصومت آميز حکومت کنوني شوروي نسبت به ايران تشديد نشود، اين موضوع فوق العاده مهم است که وي و اعضاي کابينه اش طوري رفتار کنند که سيماي آنگلوفيلي دولت جديد حتي المقدور پوشيده بماند.

در پايان اين مصاحبه رئيس الوزراي جديد به من گفت اگر بريتانيا بخواهد نفوذ و قدرت سابق خود را کماکان در ايران داشته باشد، بايد ظاهر را رها کند و باطن را بچسبد. رونوشت اين تلگراف براي اطلاع سرپرستي کاکس به بغداد هم مخابره شد. (نورمن )

درباره ماهيت سياسي سيدضياء دو نظر متضاد وجود دارد؛ عده يي او را مظهر بيگانه پرستي در راستاي منافع انگلستان مي دانند که در مواقع لزوم از او به عنوان يک مهره بيشترين استفاده را مي برد. به عنوان نمونه در زمان عقد قرارداد 1919 در زمان کابينه وثوق الدوله که انگلستان را شريک مسائل مالي و نظامي ايران و استقلال مملکت را دچار خدشه کرد، وي يکي از حاميان اين قرارداد بود و آن را رستاخيز نو ايران خواند، برخلاف موضع گيري اش در زمان وزارت که آن را هماهنگ با سياست انگلستان مي دانند.

برخي ديگر او را به عنوان فردي انقلابي و آزاديخواه که هر چند ممکن است داراي اشتباهاتي باشد، مي ستايند. (مکي، حسين، تاريخ 20ساله ايران، ج اول، ص 375، محمدتقي بهار، پيشين، صص 494 و 495، نورالدين کيانوري، پيشين، صص 91و92)









منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده
ارتباط با مولف

جستجو
حاضرین در سایت
84 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز97
دیروز306
تا کنون2174942

تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.