جمعه 9 آبان 1399

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow مقالات و عناوین arrow سید ضیاء و کودتا-بخش پایانی

سید ضیاء و کودتا-بخش پایانی

 سيدضياء الدين طباطبايي و کودتاي 1299- بخش پاياني


سيدضياء خرداد سال 1300 از صدارت برکنار و از کشور خارج شد و تا مهر 1322 خورشيدي به ايران بازنگشت.

سيد پس از خروج از ايران به بغداد رفت و بعد از طريق بصره و بمبئي با کشتي عازم آلمان و سپس فرانسه شد و از آنجا به شهر کوچک «مونترو» در سوئيس رفت و آنجا رحل اقامت افکند.

وي بعد از مدتي گرفتار تنگدستي شد و به ناچار به داد و ستد کالا روي آورد. جمالزاده در مقاله يي در اين باره مي نويسد؛ «به چشم خود روزي او را در يکي از خيابان هاي شهر ژنو ديدم که چند قاليچه بر دوش خود حمل مي کرد و به مغازه هاي فرش فروشي مي رفت تا بلکه جنس خود را بفروشد.» (مجله آينده، ديدارها و يادگارها، آذر و اسفند 1359، سال ششم، شماره 12- 9، سيدضياءالدين طباطبايي و فلسطين، رضا آذري شهرضايي، ص 5)

در سال 1305 سيدضياء از سفارت افغانستان در سوئيس درخواست صدور رواديد سفر به کابل کرد اما دولت افغانستان در پي مشورت با دولت ايران ، از اين کار امتناع ورزيد. (سيدضياءالدين طباطبايي و فلسطين، همان)

در پاييز سال 1310 حاج امين الحسيني مفتي اعظم فلسطين... دعوتنامه يي براي سيدضياءالدين طباطبايي که در آن زمان در ژنو به سر مي برد، ارسال شد. سيد نيز اين دعوتنامه را پذيرفت و خود را به فلسطين رساند.

اجلاس اين کنگره روز 14 آذر 1310 با نطق حاج امين الحسيني آغاز شد. سيدضياء که به سرعت توانست رياست دبيرخانه کنگره را عهده دار شود، پس از دو هفته اقامت به طور موقت به ژنو بازگشت تا کارهاي شخصي خود را در اين شهر سر و سامان دهد... (آذري شهرضايي، رضا، سيدضياءالدين طباطبايي و فلسطين، تهران، شيرازيه، 1381، چاپ اول، ص 19)

وي متهم است که در زمان سکونت در فلسطين به عنوان يک فرد مسلمان در خريد زمين هاي فلسطينيان و فروش آن به صهيونيست ها نقش داشته است.

گفته اند در آنجا دلال فروش زمين هاي مسلمانان فلسطيني به يهوديان بود و از اين راه پول هاي کلاني به دست آورد.

او مجدداً در بهار سال 1311 به فلسطين بازگشت .سيد اين بار هشت ماه در فلسطين ماند و اقداماتي براي تاسيس کميته هاي ملي کنگره و ايجاد شعب آن در بعضي کشورهاي عربي به انجام رساند و سپس مجدداً به اروپا بازگشت . سيدضياء در 1314 بار ديگر به فلسطين بازگشت و قطعه زميني را در دره «بيت حون » در نزديکي غزه خريداري کرد. او به تدريج با فروش اموال و اثاثيه اش در تهران به آبادي قطعه زمين خود در غزه پرداخت . او طي هشت سال که تا 1322 در فلسطين باقي ماند، ظاهراً به کار کشاورزي مشغول بود. اما شايع است که وي به خواست انگليس و براي بسط قدرت يهوديان صهيونيست در آنجا اراضي مسلمانان فلسطيني را خريداري مي کرد و به يهوديان و آژانس هاي صهيونيستي مي فروخت. (سيدضياءالدين طباطبايي به روايت اسناد ساواک - ص 26)

حتي يکي از مهم ترين نکاتي که در دوره پس از بازگشت سيدضياءالدين طباطبايي به ايران از سوي جرايد حزب توده مطرح شد، آن بود که وي با اقدامي غيراخلاقي يعني با ابراز دوستي و جلب اعتماد فلسطينيان زمين هاي آنان را خريداري مي کرد و به يهوديان مي فروخت . (سيدضياءالدين طباطبايي و فلسطين، همان، ص 27)

نورالدين کيانوري نيز در کتاب خاطرات خود مي نويسد؛ «سيدضياء در فلسطين براي يهودي ها کار مي کرد. يعني يهودي ها از ظاهر اسلامي او استفاده مي کردند. او زمين ها را از مسلمانان مي خريد و به يهوديان انتقال مي داد.» (خاطرات کيانوري، موسسه تحقيقاتي و انتشاراتي ديدگاه، 1371، انتشارات اطلاعات، صص 143-142)

بازگشت به ايران

با استعفاي رضاشاه از سلطنت سيد بار ديگر با تمايل انگليسي ها تصميم گرفت وارد صحنه سياسي شود، به اين منظور در مرداد 1320 (آگوست 1941م)کلنل تيگ يک مقام نظامي انگليس در فلسطين سيدضياء را ملاقات کرد. کلنل تيگ پس از اين ملاقات چندساعته در گزارشي براي کميسر عالي انگليس در فلسطين خاطرنشان مي کند که از سيدضياء خواسته شود به عنوان نخست وزير به ايران بازگردد. او با اکراه آن را قبول کرد. وقتي انگليسي ها جو را مساعد يافتند، اجراي نقشه را به اجرا گذاشتند. (سيدضياءالدين طباطبايي به روايت اسناد ساواک، ص 28)

سيدضياء از فلسطين به ايران بازگشت و مساله شعائر ملي و اسلامي را مطرح کرد و مدافع مشروطيت شد و خود را قرباني دستگاه رضاخان ناميد. (مدني، جلال الدين، تاريخ سياسي معاصر ايران، قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1361، ج 1، ص 153)

در 1322 دوباره به ايران آمد و حزب اراده ملي را تاسيس کرد در دوره چهاردهم مجلس شوراي ملي نماينده مردم يزد شد.

بعضي اسناد حاکي از آن است که انگليسي ها مايل بودند سيد را دوباره به نخست وزيري برسانند. در اين رابطه «سر ريد بولارد» وزير مختار انگليس در ايران در نامه خود به «آنتوني ديدن » وزير امور خارجه انگليس مي نويسد؛ «... در صورت سقوط کابينه فعلي ايران ، ضياء مي تواند کانديداي رضايت بخشي براي نخست وزيري ايران باشد... بدبختانه اين موضوع که کانديداتوري «ضياء» براي نخست وزيري مورد قبول شاه يا سفارت شوروي قرار گيرد، مورد ترديد است ولي من فکر مي کنم...» (بولارد به ايران، گزارش شماره (42/12/989) 333، مورخ 6 اکتبر 1942 ، 4/921 F.O به نقل از زندگاني سياسي اجتماعي سيدضياءالدين طباطبايي نوشته محمدرضا تبريزي شيرازي )

سيدضياء در اين مقطع ابتدا نشريه يي به نام «کاروان » و سپس روزنامه «رعدايران » را انتشار داد و در آن شديداً به مخالفت و مبارزه با حزب توده و سياست هاي اتحاد جماهير شوروي پرداخت .

در آذرماه 1322 اتحاديه جرايد ملي را به وجود آورد و در اقدام بعدي حزب وطن را در تابستان 1323 تشکيل داد و سرانجام در بهمن ماه 1323 حزب اراده ملي را تاسيس کرد.

سيدضياء پيش از تشکيل احزاب وطن و اراده ملي ، در آذر 1322 اتحاد جرايد ملي را به وجود آورد که شامل روزنامه هاي وظيفه ، کاروان ، کانون ، هور و کشور بود. روزنامه هاي اقدام (به مديريت عباس خليلي و سردبيري احمد دهقان )، کوشش (متعلق به سيدمحمدباقر حجازي ) و نسيم شمال (به جز نسيم شمال اشرف الدين حسيني ) متمايل به سيدضياء بودند. در همين سال (1322)، سيدضياء روزنامه رعد امروز را که در واقع تجديد حيات روزنامه رعد پس از دو دهه بود، با امتياز و مديريت مظفر فيروز به راه انداخت . از سال 1324 نشريه روستا به صاحب امتيازي مصطفي شاه علايي و سردبيري نصرت الله معينيان به جاي رعد امروز به عنوان ارگان حزب اراده ملي منتشر شد. (تاريخ تحليلي احزاب سياسي ايران، محسن مديرشانه چي، ص 60)

در بهمن ماه 1324 پس از نخست وزيري احمد قوام که به دنبال بحران آذربايجان عده يي از عوامل مشهور انگليسي را دستگير کرد و زنداني ساخت، سيدضياء نيز در فروردين 1325 حدود يک سال زنداني شد، هر چند از سازش بين اين دو نفر به منظور جلب نظر انگليس در سال 1327 گزارش هايي ارائه شده است.

حزب اراده ملي که بيشتر از احزاب فاشيستي الگو گرفته بود، از منسجم ترين احزاب ايران بود که از لحاظ تشکيلاتي و نظم بعد از حزب توده، از قوي ترين احزاب ايران به شمار مي رفت. افرادي که در اين حزب با سيدضياء همکاري مي کردند عبارت بودند از؛ مظفر فيروز، دکتر طاهري، سيدکاظم يزدي، برادران رشيديان، کورش بازرگان و حجازي. به جز آنها، برخي از روزنامه نگاران و نمايندگان مجلس که متمايل به انگليس بودند نيز از اين حزب حمايت مي کردند. (جاسبي، عبدالله، تشکيل فراگير، مروري بر يک دهه فعاليت حزب جمهوري اسلامي، تهران، مرکز انتشارات علمي دانشگاه آزاد اسلامي، 1379، ج 1، ص 300)

انگيزه اصلي سيدضياءالدين از تاسيس حزب اراده ملي، مقابله و ستيز با حزب توده ايران و جلوگيري از نفوذ سياست هاي انقلاب شوروي در ايران و در منطقه بود. البته اين خط مشي توسط دولت انگليس به سيدضياء القا شده بود. (تبريزي شيرازي، محمدرضا، زندگي سياسي اجتماعي سيدضياءالدين طباطبايي، تهران، موسسه مطالعات تاريخي ايران، 1379، ص 399)

از لحاظ برنامه و اصول آرماني، مرامنامه حزب، مشحون از آرمان هاي مترقي و ويژگي هاي آزاديخواهانه و اصلاح گرايانه و در پاره يي موارد انقلابي بود.

روزنامه اصلي و اوليه حزب، روزنامه رعد امروز بود، اما بعد روزنامه هور و نشريه روستا اين وظيفه را انجام دادند. به جز اين روزنامه ها، کاروان، نسيم، صبا، کشور، سرگذشت، اقدام و کوشش هم هر يک براي مدتي ناشر افکار حزب به شمار مي رفتند. (تربتي سنجابي، محمود، قربانيان باور و احزاب سياسي ايران، تهران، آسيا، 1375، ص 55)

حزب اراده ملي با توجه به داشتن امکانات وسيع مالي و تبليغاتي خود توانست به سرعت رشد کند اما با روي کار آمدن قوام السلطنه به تلافي عمل سيدضياء که هنگام نخست وزيري اش (1299) دستور توقيف او را که استاندار خراسان بود داده بود، اين بار قوام السلطنه، سيدضياء و چند تن از يارانش را در اول فروردين 1325 دستگير کرد و چون حزب قائم به شخص سيدضياء بود رو به انحلال نهاد. اعضا و هواداران آن نيز به حزب دموکرات قوام پيوستند حتي پس از آزادي سيدضياء نيز حزب احيا نشد و يکسره تعطيل شد. (طيراني، بهروز، اسناد احزاب سياسي ايران، تهران، سازمان اسناد ملي ايران، 1376، ج 1، ص 86)

سيدضياء پس از آزادي، سياست ائتلاف با ديگر احزاب و دستجات سياسي از جمله حزب توده را که خود از مخالفان آنها به شمار مي رفت، دنبال کرد، اما به علت مخالفت نمايندگان مجلس و افکار عمومي با دولت و طرفداران انگليس ديگر به طور رسمي نتوانست پستي به دست آورد. وي هر چند از اين پس در مزرعه شخصي خويش به کشاورزي و دامداري پرداخت اما با اين وجود تا پايان عمر همواره ارتباط خويش را با دربار و سياست حفظ کرد. (رجال عصر پهلوي، پيشين، ص 30)

سياست سيدضياء همواره به پيروي از سياست بريتانيا در ايران مشهور بود و به ويژه آن لمبتون پژوهشگر و از ماموران اطلاعاتي بريتانيا در ايران از او حمايت مي کرد. پس از تصويب قانون ملي شدن صنعت نفت در ايران بريتانيا اصرار داشت او نخست وزير شود تا به دست او کار نفت به سود شرکت نفت ايران و انگليس خاتمه يابد. روزي که دکتر مصدق به صورتي نامنتظر نخست وزيري را پذيرفت، سيدضياء در دربار نزد شاه بود و انتظار داشت مجلس او را نخست وزير کند و فرمان نخست وزيري را از شاه دريافت دارد. بعد از آن کودتاي 28 مرداد هم صحبت نخست وزير شدن او مطرح بود.

بعد از کودتاي 28 مرداد 1332 سيدضياء در سلک افراد مورد اعتماد محمدرضاشاه درآمد و از مشاوران خاص وي شد. او هفته يي يک روز به کاخ سعدآباد مي رفت و با شاه ناهار مي خورد و مورد مشورت قرار مي گرفت. به دنبال ترور رزم آرا توسط خليل طهماسبي در 16 اسفند 1329، بار ديگر سيدضياء براي استقرار بر کرسي نخست وزيري خيز برداشت . ظاهراً هم انگليسي ها و هم درباريان به دليل مخالفت نمايندگان مجلس با سيدضياء و بدبيني افکار عمومي نسبت به سياست هاي انگليس با نخست وزيري سيد که عامل تابلودار انگليس بود، موافق نبودند. در نتيجه به دنبال ترور رزم آرا، حسين علاء در 21 اسفند 1329 عهده دار نخست وزيري شد. پس از استعفاي حسين علاء از نخست وزيري در ششم ارديبهشت 1330، سيدضياء مجدداً تلاش کرد منصب نخست وزيري را اختيار کند ولي قبولي بي قيد و شرط اين مسووليت توسط دکتر محمد مصدق ، تلاش وي را خنثي کرد.

سيدضياءالدين طباطبايي در ارديبهشت سال 1340 نيز تلاش هاي فراواني براي ساقط کردن دکتر علي اميني به عمل آورد... ولي اين تلاش نيز بي ثمر ماند. (سيدضياءالدين طباطبايي به روايت اسناد ساواک، ص 180)

سيدضياء در 27 اسفند 1325 از زندان آزاد شد و تا زمان مرگ در شهريور 1348 ديگر به مشاغل دولتي رجوع نکرد و از مسائل سياسي دور بود، هر چند ارتباط هاي غيررسمي داشت. در اين دوره 23ساله نيز به حرفه مورد علاقه اش کشاورزي و دامپروري در بوئين زهرا قزوين و منطقه سعادت آباد تهران پرداخت.

سيدضياء با اينکه از سياست کناره گرفته بود ولي در اين دوره منزل وي تجمع بسياري از مقامات لشگري و کشوري ، دوستان و اقارب وي و سياسيون بود که در هر هفته دو بار به ديدن وي مي آمدند و راجع به مسائل سياسي روز با سيدضياء به گفت وگو مي پرداختند. در بعضي از اين نشست ها، مستشاران خارجي يا وابستگان سياسي و مطبوعاتي کشورهاي خارجي نيز شرکت مي کردند. (سيدضياءالدين طباطبايي به روايت اسناد ساواک، ص 348)

عاقبت کار او

او در سال 1340 در سومين و آخرين ازدواج خويش با دختري روستايي وصلت کرد. صديقه ، مهدي و احمد نام فرزندان او از اين زن بود. فرزند چهارم سيد نيز 40 روز پس از مرگ وي به دنيا آمد.

سيدضياء در طول زندگاني خود دو بار سکته قلبي کرد و از مرگ جست، اما بار سوم تسليم شد و در روز ششم شهريور سال 1348 در 81سالگي به ديار باقي شتافت و جسدش در مقبره ناصرالدين شاه قاجار در شهرري به خاک سپرده شد.

منابع؛---------------------------

1- دايره المعارف فارسي، غلامحسين مصاحب

2- خاطرات و تالمات، محمد مصدق

3- خواب آشفته نفت، محمدعلي آشفته

4- ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، فردوست، انتشارات موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

5- ايران در قرن بيستم، ژان پي ير ديگار، برنارد هورکاد، يان ريشارد، ترجمه عبدالرضاهوشنگ مهدوي

6- ايران در دوره سلطنت قاجاريه، علي اصغر شميم

7- ايران در جنگ بزرگ 1918-1914 مورخ الدوله سپهر، برگرفته از سيدضياءالدين طباطبايي به روايت اسناد ساواک

8- از سيدضياء تا بازرگان، ناصر نجمي

9- شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران، باقر عاقلي ج1 و 2

10- از سيدضياء تا بختيار، مسعود بهنود

11- گزارش کودتا از سفارت انگليس به نقل از؛ از سيدضياء تا بازرگان، ناصر نجمي

12- سيدضياءالدين طباطبايي به روايت اسناد ساواک

13- تاريخ تحليلي احزاب سياسي ايران، محسن مديرشانه چي

14- معماران عصر پهلوي، خسرو معتضد و نجفقلي پسيان

15- گزارش سفير امريکا از به قدرت رسيدن رضاخان، مرکز اسناد انقلاب اسلامي، کد 4339، شماره بازيابي 747

16- سال هاي مبارزه و مقاومت، (مصدق) ، غلامرضا نجاتي، جلد اول، موسسه فرهنگي رسا

17- ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، تهران، 1370، ج 2

18- نقش فراماسون ها در رويدادهاي تاريخي و اجتماعي ايران، زاوش، ج1

19- جامعه ايران در دوران رضاشاه

20- گذشته ، چراغ راه آينده، تاريخ ايران در فاصله دو کودتا، ن ، جامي

21- استقرار ديکتاتوري رضاخان، ترجمه سيروس ايزدي و سيدضياءالدين طباطبايي به روايت اسناد ساواک

22-کودتاي رضاخان

23- زندگي سياسي اجتماعي سيدضياءالدين طباطبايي، نوشته محمدرضا تبريزي شيرازي

24- تاريخ انقلاب مشروطيت، انتشارات علمي، ج 4 و 5

25- ايران، برآمدن رضاخان، برافتادن قاجار و نقش انگليسي ها؛ سيروس غني، ترجمه حسن کامشاد

26- تاريخ 20 ساله ايران، حسين مکي، نشر ناشر، 1363 تهران

27- زندگي سياسي اجتماعي سيدضياءالدين طباطبايي، نوشته محمدرضا تبريزي شيرازي

28- ايران در قرن بيستم، ژان پي ير ديگار، برنارد هورکاد، يان ريشارد، ترجمه عبدالرضاهوشنگ مهدوي، 1377، ص 99 و سيدضياءالدين طباطبايي به روايت اسناد ساواک

29- ايران در جنگ بزرگ 1918-1914، مورخ الدوله سپهر

30- کانون هاي استعماري، کودتاي 1299 و صعود سلطنت پهلوي، عبدالله شهبازي

31- مجله آينده، شماره هاي 11 و 12، سال هفتم، بهمن و اسفند 1360

32- خاطرات کيانوري، موسسه تحقيقاتي و انتشاراتي ديدگاه، 1371 انتشارات اطلاعات

33- استقرار ديکتاتوري رضاخان، ترجمه سيروس ايزدي و سيدضياء الدين طباطبايي به روايت اسناد ساواک

34- زندگي سياسي ناصرالملک، موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، 1376

35- خاطرات تاج الملوک آيراملو همسر اول رضاشاه

36- شکست شاهانه، ماروين زونيس، عباس مخبر، طرح نو، زمستان 1370

37- مجله آينده، ديدارها و يادگارها، آذر و اسفند 1359، سال ششم، شماره ها 12- 9

38- يحيي دولت آبادي، حيات يحيي، تهران، 1362، ج 4

39- سيدضياءالدين طباطبايي و فلسطين، رضا آذري شهرضايي

40- فرهنگ جديد سياسي، محمود مهرداد، انتشارات هفته

41- سال هاي مبارزه و مقاومت (مصدق)، غلامرضا نجاتي، ج1، موسسه خدمات فرهنگي رسا

42- روزشمار تاريخ ايران از مشروطه تا انقلاب اسلامي، نشر گفتار، باقر عاقلي، ج1

43- سر اردشير ريپورتر، سرويس اطلاعاتي بريتانيا و ايران

44- رضاشاه از تولد تا سلطنت، دکتر رضا نيازمندي

45- «پنهان کاري انگليسي» و اسرار دو کودتاي سه اسفند 1299 و 28 مرداد 1332، عبدالله شهبازي

46- دولت و حکومت در ايران، دکتر شاپور رواساني

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده
ارتباط با مولف

جستجو
حاضرین در سایت
12 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز238
دیروز638
تا کنون2346467

تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.