جمعه 9 آبان 1399

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow مقالات و عناوین arrow گذر لوطی صالح

گذر لوطی صالح


 « گذر لوطی صالح »                                                            تكيه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد

« لوط » پسر برادر ابراهيم عليه السلام، نام پيغمبری از بنی اسرائيل است. در قصص الانبياء آمده: « . . . پس فرشتگان قصد شهرستان لوط كردند...» لوط را طايفه ای بود كه به قوم « لوط » معروف است.
لوطی ، در لغت منسوب به قوم لوط است . يعنی لاطی و غلامباره و نيز قمار باز، شراب خواره، رند، بی باك، مطرب و دلقك. لوطی خورشدن (كردن) يعنی به تاراج رفتن و يا بردن است.
گو اين كه « لوطی » در ادبيات نوشتاری بار منفی دارد و ضد ارزش است، ولی در تداول عامه ، شخصيتی را تداعی می ‌كند كه معتقد به رعايت چهارچوب اخلاقی بر اساس گذشت و جوانمردی است. از این روست « لوطی گری » را جوانمردی و آزادگی و بخشند گی معنا كرده اند.در عین حال در گذشته لوطی معنایی تخصصی هم داشته به طوری که مطرب و افرادی که از طریقی سبب شادی و انبساط خاطر مردم(از قبیل عنتری ها و ...) می شدند را لوطی می گفتند.
گذر، ( گذار) لوطی صالح در جنوب محله عتیق بازار تهران واقع است و جدا از اين كه لوطی صالح كه بوده؟ خوب يا بد، برپا ماندن این نام ، دست كم دويست سال پس از نام گذاری آن ، در پايتخت کمی بيش از دويست سال تهران به لحاظ حفظ ميراث فرهنگی و معنوی اين سرزمين دارای بسیار با  ارزش است.
 در اين مجال اندک  به شرح احوال لوطی صالح و نيز موقعيت گذر مزبور و تاريخچه آن و انبيه موجود در اين گذر مي‌پردازيم:
لوطی صالح پيش از اين كه به تهران بيايد و در محله بازار ساكن شود، در شهر شيراز می ‌زيست. زمانی كه كريم خان بر اريكه سلطنت ايران تكيه داشت. او در دربار پادشاه زند ، آمد و شد ، داشت و اسباب نشاط و طرب شاه را فراهم می ‌ساخت . يعنی وی به اصطلاح آن روز جزو  عمله طرب و دلقك دربار بود و از آن جای كه در آن سال ها ، آقا محمد خان در دربار زنديه تحت الحفظ زندگی می ‌كرد، با وی آشنا بود و اين آشنايی به قدری صميمانه بود كه لوطی صالح ، بعضی اخبار مورد نظر را به آقا محمد خان می ‌رساند و به قول احمد میرزا عضد الدوله ، جاسوسی او را مي‌كرد.
پس از انقراض حكومت زنديه و هنگام پادشاهي آقا محمد خان ، لوطی صالح از شيراز به تهران آمد و در اين شهر ساكن گرديد و از نزديكی به دربار دو پادشاه ، مال و مكنت فراوانی كسب كرد. او در زندگی به پيروی از « عبید زاكانی » كه گفته است:
 « رو مسخرگی پيشه كن و مطربی  آموز
        تا داد خود از كهتر و مهمتر بستانی »
از طريق مطربی و دلقكی به دربار راه يافت و ساليان بر آن مسند پای كوبيد. مانند بيشتر آدم های كه چون سوار گشتند بی مهابا می تازند و بی خيال از دوران پيادگی خويش، خدا را بنده اشان نيست و به اصطلاح جوان های امروزی «جوگير» شد و سرانجام از همان نردبان ترقی كه سبب صعودش بود ، سقوط كرد و بر نطع زمين رخ نمود.
 لوطی صالح ، شبی در مجلس شرب جعفر قلي خان در غالب لودگی و مسخرگی ، آقا محمد خان را كه دوران اسارتش را ديده و پادشاهی اش به چشمش نمی آمد ، تمسخر می ‌كند. جاسوسان ، شاه را از اين مجلس باخبر می كنند. شاه دستور می ‌دهد ، برادرش جعفر قلی خان را بكشند و لوطی صالح را نيز با وجود روابط صميمانه فی مابین  فرمان می ‌دهد تا دماغش را ببرند و از مملكت ايران نفی بلد كنند كه چشم پوشی از احساسات و اعوطف انسانی از خصوصيات حكام بوده است.  بدين ترتيب مطربی و دلقكی كه لوطی صالح را  قاتق نانش شده بود ، بالاخره قاتل جونش شد. پس از لوطی صالح اين گونه نامش تغيير نكرد و تا امروز باقی ست.
بهترین سندی كه در معرفی لوطی صالح و آن ماجرا می ‌توان بدان اشاره كرد « تاريخ عضدی » نوشته احمد ميرزا عضدالدوله پسر فتحعلي شاه قاجار است:
« شبی در مجلس شرب، لوطی صالح شيرازی كه در عهد كريم خان در شيراز اظهار چاكری بلكه جاسوسی به جهت شاه شهيد می ‌نمود، بعضی مطالب به طور مضحكه در خدمت جعفر قلی خان (برادر آقا محمد خان) گفته بود كه خلاف اقدام سلطنت بود . خبر به آقا محمد خان رسيد و... در وقت خود به قانون معمول يك نفر شاهنامه خوان برای شاه مشغول خواندن شهنامه شد. چنانچه در سلطنت خاقان مغضور (فتحعلی شاه) هم عبدالحسين خان ملايری در هنگام سواری ، در پهلوی ركاب محلی به آواز بلند شاهنامه مي‌خواند،  شاهنامه خوان در خدمت شاه شهيد اين بيت را خواند:
« به هر جا بسر فتنه جویی كه دید
            ببريد بر رخنة ملك چيد »
حضرت پادشاهی به مجرد شنيدن اين حالت منقلب شد. در همان شب يا شب دیگرش جعفر قلی به طناب افتاد... »
آقا محمد خان پس از كشتن برادرش كه از جانب او احساس خطر می ‌كرد به لوطی  صالح می ‌گويد:
به جهت مسخرگی و صحبت های كه در مجالس اجزای سلطنت زنديه و در حضور خود وكيل می كردی سرمایه و مكنت ترا می ‌دانم. بايد راست و بی كم و كاست بگویی و تقديم كنی تا جانت به سلامت ماند. لوطی صالح عرض كرد ؛ راست می ‌گويم و تقديم هم می ‌كنم. اما خداوند عالم در وجود تو ، گذشت خلقت نفرموده ، می ‌گيری و باز جان مرا تلف می ‌كنی ، فرمودند تو نگفته من می ‌دانم ، چه داری از ملك و مال و پول كه پيش تجار داری سپرده ای قريب پانزده هزارتومان داری. لوطی صالح عرض كرده بود به خدا قسم زياده بر هشت هزار تومان ندارم و می ‌دهم. فرموده بودند ؛ اين مبلغ از او گرفته شود. روز ديگر او را خواسته فرمودند ، می ‌بايد در حق تو رفتاری شود كه ديگر روی به رفتن مجالس و صحبت مضاحك را نداشته باشی . حكم شد ، دماغ او را بريدند . بعد از بريدن دماغ ، چون لوطی صالح آشنای ايام گرفتاری بود ، باز جرأت نموده عرض كرد:
 « دیدی كه خداوند تعالی در وجود ت گذشت نيافريده. آقا محمد شاه فرمودند ، آنچه از او گرفته شده بود ، رد كردند و فرمودند ، برو به عتبات و مجاورت اختيار كن، زيرا می ‌ترسم باز طرف غضب من واقع شوي و حرف تو راست شود. »
لوطی صالح بدون اين كه ديناری ضرر مالی تحمل كند با همان دماغ بريده و با كمال تر دماغی رفت و در مشهد كاظمين عليه السلام تا زمان وفات مجاورت داشت. »
گذر لوطی صالح در بسیاری از منابع تاریخ تهران و در نقشه های تهران مربوط به دوره قاجاریه درج گردیده است:
1.    نقشه برزين روسی به سال 1258 قمری ، (چاپ در مسكو)
2.    نقشه موسيوكرشش و آموختگان دارالفنون به سال 1275 قمری ، (چاپ در تهران)
3.    نقشه نجم الدوله به سال 1309 قمری ، (چاپ در تهران)
موقعيت جغرافيایی اين گذر كه در محل تقاطع چند معبر پديد آمده است، در جنوب محله بازار و نزديك ضلع جنوبی حصار صفوی (خيابان مولوی) و شمال شرقی باغ ايلچی (باغ قديم سفارت انگليس) و شمال غربی زنبوركخانه و گود زنبوركخانه واقع است.
با مطالعه و بررسی نقشه برزين کهن ترین نقشه تهران  و مقايسه آن با دو نقشه ديگر این  دوره از يك سوی و تدقيق در اسناد نوشتاری اوايل حكومت قاجاريان از ديگر سوی و اين كه می ‌دانيم توسعه و تحول تهران در سلسه قاجاريه در دو مقطع زمانی بسيار مهم است . يكی بعد از آمدن و مهاجرت عده ای از آوارگان جنگ ايران و روس به تهران كه اثر خود را در دوره محمد شاه هويدا ساخت، و دیگر در دوره ناصری پديد آمد كه منتهی به صدور فرمان ساخت حصار جدید ناصری از سوی شاه به سال 1284 قمری ، گرديد، می‌ توان چنين اظهار نظر نمود .
الف: نام گذاری لوطی صالح بر این گذر ، بايد در دوره آقا محمد خان و زمان سکونت لوطی صالح در آن محل  صورت گرفته باشد که با تغيير حكومت ها همچنان تا امروز باقی  مانده است.
ب ـ از آنجا كه در تهران قديم ، روال معمول بر اين بود كه همصنفان در جوار يكديگر سكنا می ‌گزيدند ، نظير كوچه شترداران، كوچه قاطرچي ها، كوچه ارامنه، محله عرب ها و غيره (اگرچه ممكن بود ، در دوره های بعد تغيير جا بدهند.)
سبب نام گذاری اين گذر ، هم واقع شدن خانه لوطی صالح در این گذر بوده است كه امروز اثری از آن نيست ، اما برپایی قهوه خانه باغ ايلچی در آن محل ، در اواخر قاجاريه كه پاتوق مطرب ها و دسته های روحوضی بود ، دليلی است بر سكونت داشتن اهل اين صنف در آنجا و اين خود می ‌رساند ، لوطی صالح در بدو ورود به تهران مجاور پيشكسوتان صنف مطربی که در آن محل  تجمع داشتند ، سكنا می ‌گزيند.
ج ـ تقاطع اين گذر ، احتمالاً پيش تر ،  پديد آمده ، اما به احتمال قوی بازارچه گذر مزبور بايد در حوالی دوران سلطنت آقا محمد خان احداث شده باشد كه  اثری از نام ديگری بر آن پيش از لوطی صالح در اسناد نيست. وجود باغ نسبتاً وسیع ايلچی در جنوب غربی اين گذر تا سال های سلطنت محمد شاه و ناصرالدين شاه این احتمال را تقويت می ‌كند كه تا حوالی سلطنت آقا محمد خان ، اين ناحيه مانند غرب محله سنگلج و شمال و شرق عودلاجان و جنوب چال ميدان پوشيده از باغ و مزارع كشاورزی بوده و هنوز مسكون نشده بوده است.
د ـ تكيه خدا آفرين در اين گذر است و امامزاده ـ ابراهيم در جنوب شرقی آن در گود زنبوركخانه خانه و باغ ایلچی انگلیس در غرب این گذر ، قرار داشته است .

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده
ارتباط با مولف

جستجو
حاضرین در سایت
13 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز243
دیروز638
تا کنون2346472

تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.