دوشنبه 4 تير 1397

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow مقالات و عناوین arrow پیاله فروشی

پیاله فروشی

پیاله فروشی
                                                                           از يک نگاه ساقي شد دين و دل ز دستم
                                                                           پنهان نمي توان کرد از يک پياله مستم

پیاله فروشی ترجمه و برگردان کلمه بار(bar)انگلیسی است.این کلمه را در زبان انگلیسی معانی فراوانی است، اما آن که در این مطلب مراد ماست همان میخانه و جایی است که در آن شراب و سایر مشروبات الکلی را در پیمانه(گیلاس) می نوشند.
«پیاله فروشی» را در متون کهن فارسی نمی بینیم، در حالی که پیاله را در اشعار شاعران و آثار نثر بزرگان این دیار بفراوانی می توان یافت.این بدان مفهوم است که در قرون و اعصار گذشته «پیاله فروشی»در زبان فارسی رایج نبوده بلکه با شیوع مشروب فروشی هایی نوظهور و فرنگی در اواخر عصر قاجاریه و توسعه آن در دوره پهلوی و همزمان با ورود و بومی شدن این دست مکان های غذاخوری عمومی از قبیل کافه،بار،رستوران و ... در تهران و بعد از آن در دیگر شهر ها «پیاله فروشی» را عوام و یا خواص برای« بار» برگزیدند و معادل آن ساختند.چنان که در تهران قدیم بر سردر بسیاری از این دست مغازه ها  توأمان کلمه فارسی«پیاله فروشی» را کنار کلمه انگلیسی bar می بینییم.نمونه هایی از آن پیاله فروشی ها را در عکس های باز مانده از آن عصر و نیز در «تهران قدیم»شهرک سینمایی غزالی می توان دید.پیاله فروشی «بقوس» خیابان لاله زار آن شهرک نمونه ای از این دست است.
پیاله فروشی عبارت بود از مغازه کوچکی که در تهران اغلب در هر محله ای یکی از آن ها را می شد دید.گو این که آبجو و شراب و کنیاک و دیگر مشروبات الکلی را پیاله فروش ها داشتند ولی مصرف اصلی میخواره ها عرق های ایرانی مخصوص و خورشید و فیروزه وسلطانی و ... و یا عرق های خارجی بخصوص اسمیرنوف روسی بود.پیاله فروش غذای مختصری نیز به عنوان مزه در اختیار مشتری قرار می داد.
همان طور که در مطالب قبلی نیز یادآورده ایم این در حالی است که ایرانیان هم پیش از شیوع بار و دیگر غذاخوری های فرنگی چون دیگر اقوام آشکارا و پنهانی مکان هایی عمومی برای شرب نوشیدنی های الکلی داشتند اما آن ها که موسوم به شیرکخانه ،بوزخانه،میخانه،خرابات و ... بودند گونه ای دیگر و با شیوه ای متفاوت از نوع فرنگی آن از مشتری پذیرایی می کردند.
پیاله فروشی ها بیشتر پاتوغ کارمند ها و راننده ها و مردانی بودکه نه وقت زیادی برای میخواری داشتند و نه پولی فراوان. بنابراین در قیاس با کافه و رستوران و کاباره و ... این پیاله فروش بود که با مبلغ کمی یکی دو چتور(یک چهارم گیروانکه،تقریبا برابر با 125گرم/فرهنگ معین.)عرق(اغلب مشتریان پیاله فروش ها درخواست ودکا می کردند.) و غذایی مختصر از قبیل سیراب شیردان و لوبیا و کوفته و ... در اختیار مشتریانش می گذاشت و بدین ترتیب هم مردانی را  که پول فراوانی در جیب نداشتند، شنگول به خانه هاشان می فرستاد و همم خود رضایتمندانه دخلش را آخرشب با این کاسبی مختصر می بست.
باید از یاد نبرد که اواخر سلطنت محمد رضا پهلوی رفته رفته پیاله فروشی ها صرفا مخصوص عرق خوری های سرپایی شد و به سمت و سوی غذای فروشی های فقیرانه رفتند و بار ها  که مشتریان پولدارتری می طلبید،کارکرد جداگانه ای یافتند.
عمل پياله فروش . با پياله يعني ظرفهاي کوچک چون گيلاس فروختن شراب و ديگر مسکرات که در دکان مي فروشي يا ميخانه ها صرف شود نه با بطري و قرابه که بخانه برند و صرف کنند.
بعد از انقلاب سال 57 با استقرار جمهوری اسلامی و با بر چیده شدن اماکن  بسیاری از این دست «پیاله فروشی» هم برچیده شد.
با آنچه که از پیاله فروشی یافتیم، اینک واژه پیاله را در آثار فارسی بررسی می کنیم:
پیاله ،آوندی از چینی و بلور و جز آن است که با آن شراب و دیگر نوشیدنی ها نوشند/فرهنگ معین.
1 ـ ظرفي كه با آن شراب يا هر نوشيدني ديگري را مي نوشند. 2 ـ يكي از لوازم آتشگاه كه در تشريفات ديني زرتشتيان به كار رود/فرهنگ معین.
قدح، آبگینه/لغتنامه اسدی.
کاسه خرد که در آن شراب خورند و آن از شیشه و بلور بوده است.جام،پیغاله/عنصری.
قدح ،شراب/صحاح الفرس.
گاسی، قدح،چمانه،قاروره/دهار.
کاسه که بدان شراب زنند/شرفنامه.
ساغر ،اجانه،ایجانه/منتهی الارب.
صخری پیاله شراب در دست داشت و بخواست خورد/تاریخ بیهقی،ص683.
در اصطلاح سالکان کنایت از محبوب است/کشاف اصطلاحات الفنون.
پیاله صورت فلکی است:
پیاله معادل عربی جام و معادل انگلیسی Crater زمان رسیدن به نصف نهار .
پیاله به وسیله کلاغ برای آپولو حمل شد گاهی نیز گفته می‌شود که توسط خدایان المپ نوشیده شد/کتاب صورت‌های فلکی نوشته دکتر گری مکلر.
ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم
ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما/حافظ
رکابي . (لغت محلي شوشتر ذيل رکابي ). گويا اصل کلمه يوناني است و عرب از آن فيالجه ساخته است يا اينکه کلمه را يونانيها از ايرانيان گرفته و بهمين معني بکار برده اند:
چون رنگ شراب از پياله گردد
رنگ رخت از پشت دست پيدا/رودکي .
از قنينه برفت چون مه نو
در پياله مه چهارده شد/ابوشکور.
بشکفت لاله ها چو عقيقين پياله ها
وآنگه پياله ها همه آکنده مشک و بان/منوچهري .
پياله روان شد چنانکه از خوان همه مستان بازگشتند. (تاريخ بيهقي چ اديب ص 533).
تو به پياله نبيد خور که مرا بس
حبر سياه و قلم نبيد و پياله/ناصرخسرو(ديوان چ تهران ص 389)
ماه نو و صبح بين پياله و باده
عکس شباهنگ بر پياله فتاده/خاقاني .
هر زمان چون پياله چند زني
خنده در روي لعبت ساده /سعدي .
زاهد شراب کوثر و عارف پياله خواست
تا در ميانه خواسته کردگار چيست /حافظ.
دیدم بخواب خوش که بدستم پیاله بود
تعبیر رفت و کار بدولت حواله بود/حافظ
اوراق کهنه کي به مي کهنه ميرسد
ذوقي که در پياله بود در رساله نيست /طالب .
دیدم بخواب خوش که بدستم پیاله بود
تعبیر رفت و کار بدولت حواله بود/حافظ
جام ; پياله از سيم و آبگينه و جز آن . (منتهي الارب ).
امثال :
اول پياله و بدمستي .
اول پياله و دُرد .
به يک پياله مست است .
شفا به ته پياله است .
لانجين پياله کن که لب يار نازکست .
مثل پياله .
مردان اگر پياله زهري رسد ز غيب
خندان لب و شکسته دل و تازه را خورند./طالب .
گذشت عمر و مي ديرساله اي نزديم
بحکم گوشه چشمي پياله اي نزديم ./طالب .
هوا خمارشکن گل پياله گردان است
پياله نوش و مينديش از خمار امروز./صائب .
عس ّ; پياله بزرگ. ناجود; پياله شراب . (از منتهي الارب)
  ظرف کوچک مقعر ديواره دار از چيني و بلور و جز آن از جنس باديه و کاسه .
  مجازاً نبيد:
بيزارم از پياله وز ارغوان و لاله
ما و خروش و ناله ، کنجي گرفته تنها/کسائي .
ترکيب ها:
هم پياله . پياله دار. پياله پيما. پياله فروش . رجوع به اين کلمات در رديف خود شود.
 آن را که پیاله فروشی کند،پیاله فروش گویند/لغتنامه دهخدا.
پیاله فروشی ،با پیاله شراب و دیگر مسکرات که در دکان می فروشی یا میخانه صرف شود/لغتنامه.
فریدون مشیری:                
پر کن پیاله را
که این جام آتشین
دیری است ره به حال خرابم نمی برد.
اینک واژه پیاله را در آثار فارسی بررسی می کنیم:
پیاله ،آوندی از چینی و بلور و جز آن است که با آن شراب و دیگر نوشیدنی ها نوشند/فرهنگ معین.
قدح، آبگینه/لغتنامه اسدی.
کاسه خرد که در آن شراب خورند و آن از شیشه و بلور بوده است.جام،پیغاله/عنصری.
قدح ،شراب/صحاح الفرس.
گاسی، قدح،چمانه،قاروره/دهار.
کاسه که بدان شراب زنند/شرفنامه.
ساغر ،اجانه،ایجانه/منتهی الارب.
صخری پیاله شراب در دست داشت و بخواست خورد/تاریخ بیهقی،ص683.
در اصطلاح سالکان کنايت از محبوب است و برخي گفته اند هر ذره از ذرات موجودات پياله است که از آن مرد عارف شراب معرفت مي خورد./کشاف اصطلاحات الفنون.
 آن را که پیاله فروشی کند،پیاله فروش گویند/لغتنامه .
پیاله فروشی ،با پیاله شراب و دیگر مسکرات که در دکان می فروشی یا میخانه صرف شود/نقل ازلغتنامه دهخدا.
پیاله فروشی های مشهور تهران:
در دروازه دولاب ،نبش غربی یك پیاله فروشی خیلی قدیمی بود .
پیاله فروشی موسیو نرسیده به میدان بهارستان که پاتوق طیب و دارو دسته اش  بود.
پیاله فروشی چهارراه کالج که در جنوب چهار راه قرار داشت.
پیاله فروشی سلیمان خان در ضلع شمالی خیابان نیاوران بعد از دوراهی دزاشیب.
پیاله فروشی تخت جمشید.
پیاله فروشی خیابان سنایی بالاتر از خیابان مدیری که شخصی مشهور به« دکتر» اداره اش می کرد و غذایی مخصوص داشت.
پیاله فروشی قدح طلایی در خیابان روزولت.


 





منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
فرهنگ تاریخ تهران
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
پیشینه تهران قدیم
تهران امروز
گالری
ارتباط با مولف
خرید کتاب
دانلود کتاب

جستجو
حاضرین در سایت
10 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز9
دیروز343
تا کنون2047528

تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.