جمعه 23 آذر 1397

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow مقالات و عناوین arrow « پل پيروزي » و قوای متفقین در تهران

« پل پيروزي » و قوای متفقین در تهران

« پل پيروزي » و قوای متفقین در تهران
پل پيروزی نامی بود که سه کشور آمریکا و شوروی و انگلیس کشور های متفق در جنگ جهانی دوم بر ايران نهادند . زیرا متفقین در این جنگ  با استفاده از خاک ایران توانستند به نیروهای شوروی در قبال هجوم نازی ها یاری رسانند و عروس پیروزی را در آغوش کشند.
سرزمين ایران که بر سر چهار راه گیتی واقع است،در طول تاریخ هماره يک موقعيت مهم سوق الجيشی و نظامی فوق العاده داشته و دارد. وقتی هیتلر به شوروی حمله برد و راه های کمک به آن کشور را بر دیگر کشور های دوست شوروی بست. متفقین راهی جز گشودن جبهه جنوب از خلیج فارس را پیش روی نداشتند.ایران تنها راهی بود که آنان را از آب های آزاد خلیج فارس به شوروی می رساند.این مطلب را به شرحی مختصر از نام «پل پیروزی» اختصاص دادیم،شوربختانه پیروزی آن کشورهای قلدر با ویرانی ایران و نکبت برای مردم این سرزمین همراه بود.
در واپسین سال های سده سیزده هجری شمسی با ناتوانی احمد شاه در اداره کشور، پیش بینی اضمحلال و انقراض  سلسله قاجار کار مشکلی نبود. بخصوص با تحلیلی که از رفت و آمد کابینه های متزلزل و بی دوام دولت های آن عصر می شد،کرد. دولت هایی که پیاپی می آمدند و می رفتند. بی آن که منشاء خیر و حرکتی موثر باشند و بتوانند در ایجاد ثبات و امنیت کشور قدمی بر دارند.
با خاتمه جنگ جهانی اول و پیروزی لنین و یارانش که منتهی به خروج روسیه از ایران شد، وضعی در ایران پیش آمد که برآیند نیروهای موثر در سیاست آن روزگار موجب گردید تا با دخالت مستقيم انگليسی‌ها و عواملی چند رضاخان بر سركار آید.
رضاخان با تصویب مجلس موسسان و پس از انحلال سلسله قاجاریه پادشاه ایران شد و حکومت را به دست گرفت.در دوران سلطنت او آلمانی ها درقیاس با دیگر کشور های غربی به سبب محبوبیت آن ها میان مردم، میدان جولان و فعالیت وسیع تری را در ایران یافتند. بنا های فراوانی در تهران و آثاری در شهرهای دیگر که با مهندسی آلمانی ها بنا شد، حاصل همان دوره است. گو این که پیشینه سیاه تاریخی روس و انگلیس در اذهان عمومی،از انگیزه موثری بود تا مردم را متمایل به آلمانی ها نماید که خود در تصمیمات دولت ایران نیز تاثیر می گذاشت  .
جنگ جهانی دوم پيامدهای بدشگون و هولناکی برای ايران در بر داشت.وقتی هیتلر جنگ دوم را در اروپا آغازید و پیروزی های چشمگیری به چنگ آورد، تمایل رضا شاه را به آلمان بیشتر کرد.وجود افراد هواخواه آلمان چون دكتر متين دفتری در اطراف او سبب  تشدید این تمایل شد.
از سویی دیگرهيتلر به دليل علاقه شخصي به تاريخ، فرهنگ و مردم ايران و ملاحظات نژادي و نيز رابطه ويژه با رضاشاه و طرح هاي دور و درازي که با هم داشتند به پیوند با دولت ایران اشتیاق داشت.
 در اواخر سلطنت رضاشاه ارتباط دولت ایران با کشور آلمان خشم دول متفق و اعتراض های رسمی متعددی را در پی داشت که اروپاییان را به عکس العمل های جدی نسبت به ایران  بر انگیخت ، اما در حقیقت عاملی که با وجود اعلام بی طرفی ایران در این جنگ، سبب اشغال کشور توسط متفقین شد،ارتباط ایران و آلمان نبود بلکه موقعیت سوق الجیشی ایران بود که راهی جز از جبهه جنوب که از ایران می گذشت برای کمک به قوای شوروی وجود نداشت و از دیگر سوی موقعیت سیاسی و توان نظامی – اقتصادی ایران در قبال دول متخاصم محلی از اعراب نداشت تا از وقوع  این حادثه ممانعت کند.
وجود دشمن مشترک قدرتمند و زیاده خواهی چون هیتلرکه هستی دول عالم را تهدید می کرد، پیوند آمریکا و اروپاییان  با شوروی کمونیستی را که تا آن تاریخ  مقابل هم بودند، موجب شد و آنان را  در تشکیل جبهه واحدی در جنگ علیه آلمان واداشت. ارتش آلمان نازی با کمک ژاپن و ایتالیا کشورهای متحدش در ٢٢ ژوئن ١٩٤١ حمله به شوروی را از چندین جبهه در شرق و غرب این کشور آغازید و با پیشرفت قابل ملاحظه رفته رفته  خود را به جنوب این کشور که نواحی نفت خیز و حیاتی بود، نزدیک کرد. هیتلر همه راه ها برای کمک به ارتشِ از هم پاشيده شوروی را بست . در این جنگ متفين را برای مقابله با سپاه هیتلر جز گشودن جبهه جنوب که مصون از گزند آلمانی ها بود، راهی نماند.بنابراین کشور های متفق  با اشغال ایران از راه خليج فارس آذوقه و سلاح و دیگر کمک های خود را به ارتش ناتوان شوروی رسانند و این کشور را در مقابل ارتش قلدر آلمان تقويت کردند و نیرو بخشیدند.
چرچيل در آن زمان گفت:
 «كمك رساندن به نيروي نظامي اتحاد شوروي مهم‌ترين وظيفه بود و ايران به عنوان نزديك‌ترين راه انتخاب شده بود.»
رضا شاه پس از شروع جنگ بی طرفی کامل ايران را اعلام کرد که این تصمیم عاقلانه در جای خود برای مردم ارزشمند بود اما حضور فعال کارشناسان آلمانی در ایران و نبود چاره دیگری جز گشایش راه این کشور برای متفقین باعث نادیده انگاشتن این بیطرفی از سوی این کشورها گردید.آگاهی روس ها و انگلیسی ها از ناتوانی ایران در مقابله با این تصمیم هم اشغال ایران را تسهیل بخشید.بنابر این گو این که با توجه به جوانب کار ضرورتی نداشت، اما متفقین با بمباران شهرهاي مرزي و داخلی ايران و هجوم زمینی در روز دوشنبه سوم شهريور1320  دست به اشغال کشورمان زدند و نفیر مرگ و نیستی را در سراسر این سرزمین پراکندند و پایتخت جولانگه تانک
و زره پوش و پیاده نظام متفقن گردید.
در این مقطع تاریخی روزهای خوفناکی بر شاه و دولت و مردم می گذشت.شاه در ابهام از آینده و نگران از نابودی سلطنت تازه تاسیس خود و دولت از به خطر افتادن منافعش و مردم بی پناه از قحطی و گرانی و ناامنی  واهمه داشتند. رضا شاه نا امید و دلسرد از روزگار برای حفظ سلسله پهلوی بسیار کوشید . حسنعلی منصور(منصور الملک)نخست وزیر در آن بحران تاب نیاورد و استعفا کرد.

رضا شاه از سوم شهريور 1320 تا 25 شهريور که مجبور به ترک ایران گردید هولناکترین روزهای زندگی اش را گذراند.
فروغی از سیاستمداران کهنه کار به درخواست رضاشاه به گفتگو با دولت های متفق پرداخت تا هم تهران مورد هجوم نظامی واقع نشود هرچند از اشغال آن گریزی نبود و هم وضعیت شاه و سلطنت ایران که متزلزل و مبهم بود به نحوی مورد عنایت آنان قرار گیرد.فروغی پس از توافقاتی با شاه پا میان گذاشت و گفتگوها و زد وبند ها را با اصحاب غائله آغازید.او را که حس و حال و عواطفی در گرو آن نبود مداخله در این موضوع امری ساده و بی اضطراب می نمود و امر حیاتی اشغال ایران با همه عواقبش برای او وضع  بغرنج و نگران کننده ای  نداشت  و هم او را نمی آزرد.وی در همان روزها مردم مشوش و دلواپس را به آرامی دعوت می کرد و بدان ها می گفت:
«...مي‌آيند و مي‌روند، حوائجي دارند و به ما كاري ندارند.»
تماميت ارضی و حاكميت سياسي ايران پايمال شد. قحطی و گرانی و كمبود گريبان مردم را گرفت. نان جيره‌بندی و كوپنی شد. آسیب های سياسی و اقتصاد، فرهنگی و ...به دامان ایران و ایرانی نشست و درآن غوغا سالاری احساسات و عواطف جوانان میهن ملعبه خیال و دسیسه و نیرنگ بازی گروه ها و احزاب خلق الساعه آن عصر گردید و به تاراج رفت.
وزيران خارجه آمريكا، انگليس و شوروي در مسكو، تهران را براي تشكيل اجلاس رهبران کشورهای خود بر گزیدند و در پی این تصمیم ،روزولت رئيس‌جمهور آمريكا، استالين نخست‌وزير شوروي و چرچيل نخست‌وزير انگليس روساي سه كشور بزرگ متفق در هفتم آذر ماه سال 1322 شمسي با همراهی هیات های سیاسی خود در باره نحوه ادامه جنگ و مقابله با هیتلر تا شكست كامل آلمان و شرایط همکاری میان خود و حل مسائل مربوط به بعد از حصول پيروزي را بدون حضور نماینده ای از سوی دولت ایران گفتگوهای مهم و حیاتی را در کنفرانس تهران انجام دادند. این كنفرانس در چهارمين سال جنگ تشكيل شد .
كنفرانس سران سه كشور بزرگ در تهران در اعلاميه پاياني خود كه شامل يك مقدمه، 9 فصل و شش ضميمه بود استقلال و تماميت ارضي ايران را نيز تضمين كردند و تعهد قبلي انگلستان و شوروي را درباره تخليه ايران به فاصله شش ماه بعد از پايان جنگ مورد تاييد قرار دادند.گو این که این کشور ها بعد از خاتمه جنگ پايبند تعهدات خود نبودند و از آن سر باز زدند و مراحل تخلیه قوای آنان ماجراهایی طولانی شد.




    

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
فرهنگ تاریخ تهران
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
پیشینه تهران قدیم
تهران امروز
گالری
ارتباط با مولف
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده

جستجو
حاضرین در سایت
55 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز335
دیروز431
تا کنون2131150

تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.