يكشنبه 6 فروردين 1396

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow مقالات و عناوین arrow کمیته ملیون ایرانی

کمیته ملیون ایرانی

کمیته ملیون ایرانی- در دوران جنگ جهانی اول با وجود اعلام بیطرفی، ایران به اشغال روس و انگلیس درآمد. کشور در وضعیت بحرانی قرار داشت و مردم در رنج و عذاب بودند. اوضاع پدید آمده و سرخوردگي‎هاي تاریخی ايرانيان از روس و انگليس سبب شد، جمعی از وطن خواهان در برلن آلمان گرد آمدند، تا با کمک آلمان (که در آن سال ها به اتباع همه کشورها برای مبارزه با روس و انگلیس یاری میرساند.) مملکتشان را از مظالم دولتهای اشغالگر مصون دارند. این مطلب اشاره ای کوتاه بدان جریان است و مقصد آن آشنایی با تاریخ معاصر و وقایع و حوادث مشروطه و رخدادهایی است که منتهی به فروپاشی قاجاریه و ظهور پهلوی شد.
اعضاي این کميته از این قرار بودند؛ سيد حسن تقي‌زاده، محمد قزويني، راوندي، سعدالله خان درويش، محمدعلي جمال‌زاده، ابراهيم پورداود، کاظم‌زاده ايرانشهر، نصرالله جهانگير، امير خيرتي ، نوبري و چند تن ديگر.
 اعضای کمیته ملیون پا بپای اقداماتی که داشتند، با هزینه دولت آلمان نشریه کاوه را در آن کشور نشر دادند و نیز با اعزام تعدادی از اعضای خود به ایران و کشورهای همسایه در جهت پیشبرد اهداف سیاسی خود کوشیدند. نشریه کاوه با چاپ مطالبی سیاسی، اقتصادی و ... سهم شایسته ای در روشنگری افراد با سواد ایران در آن برهه تاریخی داشت. جمالزاده یکی از اعضای این کمیته در این راستا می نویسد:
«من معتقدم که فقر و تهیدستی قسمت مهمی از مردم ایران (با بیسوادی و فساد و مداخلات ناحق بیگانگان در امور ایران) یکی از چهار مصیبت بزرگ و اساسی ایران و مردم ایران است و حتی فساد اخلاقی را زاده و نتیجه فقر و بیسوادی میدانم (هر چند که شوم ترین نمونه های فساد همیشه بزرگان و ثروتمندان و امرا و اعیان که امروز بنام مستکبرین خوانده میشوند بوده اند.»/ گنج شایگان، ص دیباچه.
مطالعه و بازخوانی چگونگی تشکیل این کمیته و اهداف و پیشینه اعضای آن و آشنایی با فعاليت‎هاي سياسي و فرهنگي این اعضا بسیار حایز اهمیت است. اشاره به این نوع حوادث قهرا میتواند گامی در امر آسیب شناسی تاریخ این دوره بردارد.
سخن وحیدالملک سفیر ایران در برلن:
 «... از اينها گذشته درباره ايران صحبت كنيم… آيا پيروزي قطعي آلمان بر متفقين براي ايران بهتر بود؟ …پيروزي قطعي آلمان و متحدين براي ايران خوب نبود، زيرا احتمال كلي مي رفت كه عثماني با آلمان قراردادي راجع به ايران داشته باشد و عثماني ها دست اندازي به قسمتي از ايران يا لااقل به قطعه اي از آذربايجان مينمودند و ممكن بود كه آلمان ها در صورت پيروزي، با دشمن معاملاتي مخالف مصالح ايران بنمايند.
در جنگ جهاني اول ايران هزاران كيلومتر از جبهه اصلي نبرد دور بود ليكن چون گروهي از سپاهيان روسيه تزاري در دوران استبداد صغير( 1336-1327 قمري) در آذربايجان پايگاههايي داشتند، به محض آغاز جنگ عثماني براي بيرون كردن آنها به آذربايجان تاختند و آلمان نيز با اعزام جاسوسان خود به مناطق عشايرنشين، ايلات را عليه روس و انگليس برانگيخت و بدين ترتيب سرزمين ايران با وجود اعلام بي طرفي دولت مستوفي الممالك، صحنه درگيريهاي نظامي شد.
    از آنجا كه مردم ايران از دولت هاي استعماري روس و انگليس دل پرخوني داشتند. جاسوسان آلماني توانستند در جنوب و شمال غرب و غرب ايران با دست خالي و بدون اينكه نيرويي پياده كنند يك جنگ تمام عيار عليه متفقين به راه اندازند. دولت ايران نيز به تبعيت از افكار عمومي، طرفدار آلمان بود.
 روس و انگليس در آغاز كوشيدند كه در تهران دولتي را بر سر كار آورند كه طرفدار آنها باشد، اما هنگامي كه از تلاش هاي خود نوميد شدند تصميم به اشغال پايتخت گرفتند و دولت مستوفي الممالك كه تصميم به مقابله داشت، در آغاز وكلاي مجلس را تشويق به مهاجرت از تهران كرد و قرار بود احمدشاه نيز به همراه هيات دولت به اصفهان نقل مكان كنند. بدين ترتيب كارواني بزرگ از مليون، نمايندگان مردم و مشروطه خواهان نامي و علماي اعلام به همراه سفير آلمان و اتريش به قم و سپس به كرمانشاه رفتند و در غرب كشور دولتي تشكيل شد به نام «حكومت مهاجرت» كه نظام السطنه مافي رئيس دولت بود.
    اين دولت كه به قصد آزادسازي ايران تشكيل شده بود متاسفانه با رقابت آلمانیها و عثمانيها دست به گريبان بود. ايرانيها مايل بودند كه مستقيماً با آلمانيها در تماس باشند و عثمانيها كه متحد آلمان بودند مي گفتند؛ ايران منطقه نفوذ ماست و كمكهاي آلمان به حكومت مهاجرت بايد از طريق ما باشد. نظام السلطنه مافي رئيس دولت موقت «وحيدالملك شيباني» را كه از مشروطه خواهان بنام بود به عنوان سفير خود به برلين فرستاد...
فروپاشي آلمان فروپاشي دولت مهاجرت و تسلط انگليس را به مقدرات ميهن ما در پي داشت...
  با آغاز جنگ جهاني اول دولت آلمان علاقه مند بود كه با گرد آوردن مشروطه خواهان معروف ايراني در پايتخت آلمان، از وجود روشنفكران ايراني براي مبارزه با روس و انگليس استفاده كند...
 ما ايرانيها در آن زمان خيلي طرفدار آلمان و بر ضد روس و انگليس بوديم، … ما همه دوستدار آلمان بوديم بدون اينكه ارتباطي با آنها داشته باشيم... آلمانها به انقلابيون هندي خيلي اهميت مي دادند...
هندیها می گفتند؛اگر در ايران دوستان و همدستاني نداشته باشيم موفق نخواهيم شد پس بايد مليون ايراني را با خود همدست كنيم...
    در برلين به ديدار سران انقلابيون هند رفتيم …كه من عضو كميته انقلابي هند بشوم. هنديها در برلين خيلي فعال بودند، صبح تا شب كار مي كردند، آلمانها هم به آنها تسهيلات نظامي مي دادند، طرز ساختن بمب، ديناميت و اسب سواري و تيراندازي و غيره... قرار بود اين هنديها تعليمات ديده از راه عثماني و ايران به هندوستان بروند و هنديها را عليه انگلستان بشورانند.
   ايام جنگ بود و مسافرت به برلين دشوار. با تمامي مشكلات كاظم زاده ايرانشهر از كمبريج انگلستان آمد. پورداود، علامه قزويني و محمودخان اشرف از پاريس آمدند. چندنفر ديگر از سوئيس آمدند يكي از آنها «راوندي» بود، ديگري سعدالله خان درويش و جمالزاده و خانمش هم از ژنو آمدند. بعداً از استانبول نيز عده اي از مليون به برلين آمدند از جمله امير خيرتي و نوبري و...
    در برلين مجمعي مخفي درست كرديم، نظامنامه اي براي آن نوشتيم و قرار گذاشتم با آلمانها كار كنيم آلمانها هم از لحاظ مخارج هيچ مضايقه اي نداشتند، پول به سهولت ميرسيد...بعد مليون را دسته دسته كرديم و فرستاديم به اطراف ايران...  كاظم زاده ايرانشهر به تهران آمد. سردسته آنهايي كه به ايران آمده بودند او بود.
   ...  وقتي اين كميته درست شد مسئله اين بود كه به هر كسي چه بدهيم كه زندگي بكند. در وزارت امور خارجه آلمان مركزي درست كرده بودند به اسم «امور ممالك شرق» و رئيسي داشت به اسم دكتر «ميلر». در آن باره با آنها صحبت كردم. گفت چيزي بنويسيد به هر كسي چه بايد داده بشود و چه مخارجي دارند، از قبيل مخارج خانه، نوشت افزار و كتاب و غيره… ماه به ماه صورت مي داديم وآن ها مرتب ميپرداختند.
    آلمانيها از انقلابيون همه ممالكي كه تحت تسلط انگليس يا روس يا فرانسه بودند سعي داشتند مردمي را در آلمان جمع كنند تا عده اي بر ضد فرانسه و عده اي بر ضد روس و انگليس كار بكنند. ما هم مشغول اين كارها بوديم.
    بعداً «روزنامه كاوه » را بنا كرديم كه روزنامه اي سياسي بر ضد دشمنان آلمان و براي استقلال كامل ايران به تقويت آلمان بود. مخارجش را آلمانيها مي دادند/خاطرات وحیدالملک شیبانی،  محسن ميرزايي،  روزنامه ايران، ش4339، ص 15.
     «... اعضای «کميتة مليون ايراني» در برلن هر جمعه «شب‌نشيني» داشتند و گرد مي‌آمدند تا مقالاتي را که براي چاپ در نشريه کاوه مي‌نوشتند براي هم بخوانند. نخستين جنگ جهاني تازه پايان گرفته بود و در فعاليتهاي کميتة و در لحن و جهت‌گيري نشرية کاوه تغييراتي حاصل شده بود.
اعضاي کميته عبارت بودند از سيد حسن تقي‌زاده، محمد قزويني، محمدعلي جمال‌زاده، ابراهيم پورداود، کاظم‌زاده ايرانشهر، نصرالله جهانگير و چند تن ديگر.
نشرية کاوه در آ خرين شماره خود کتاب را به مردم ايران معرفي مي‌کند و بدين ترتيب در پايان فعاليت «کميتة مليون ايراني» تولد نوع جديدي از ادبيات، يعني داستان کوتاه ايراني، به جهانيان اعلام مي‌شود..»/ محمد بهارلو، دنياي سخن، ش 43 مرداد- شهريور 1370.
«...جمالزاده پس از ورود به برلن، مدت درازی نگذشت که به ماموریت از جانب کمیته ملیون به بغداد و کرمانشاه اعزام شد بعد از شانزده ماه به برلن بازگشت و برای همکاری به مجله کاوه دعوت شد و تا تعطیلی آن با مجله کار میکرد. وی از هم سخنی با ایرانیان دانشمند و مستشرقان نامور، دریافت های سودمند کرد. »/زندگی و آثار محمدعلی جمالزاده، استاد ایرج افشار/  مطالعات تاریخی، زمستان 1387، ش 23.

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
فرهنگ تاریخ تهران
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
پیشینه تهران قدیم
تهران امروز
گالری
ارتباط با مولف
خرید کتاب
دانلود کتاب

جستجو
حاضرین در سایت
53 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز150
دیروز416
تا کنون1888739

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.