دوشنبه 30 مرداد 1396

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow تهران امروز arrow قذافی بی گناه است

قذافی بی گناه است

قذافی بی گناه است

                                                  زمين در جنب اين نُه طاق مينا
                                                  چو خشخاشی بود بر روی دريا
                                                  تو خود بنگر کزين خشخاش چندی
                                                   سِزَد گر بر بُروت  خود بخندی
                                                                شيخ محمود شبستری

مقدمه
با جهانی شدن اقتصاد و فرهنگ، رفته رفته تمامی جوامع بشری در پرتو افزايش  دانش و آگاهي‌ روزافزون زیر سایه ارتباطات نو و تکنولوژی راهی مقصد دموکراسی و توسعه انسانی هستند و بدنبال استقرار حکومتی انتخابی.
در گذارجوامع غيردموكراتيك منطقه خاورمیانه و شمال افریقا به دموكراسي وقایع ماه های اخیر که به بهار عرب شهرت یافته، دارد یکی یکی حاکمان دیکتاتور را به زیر می کشد و سال سقوط ديكتاتورها را رقم می زند.
گسترش عظيم فساد، رانت‌خواري و بي‌عدالتي و ناكارآمدي این حكومت‌ها کارد را به استخوان مردم و جان را به لب رسانده است. مردم کسب آزادی، عدالت و شآن و کرامت انسانی را با ترويج دموكراسي، ممکن می پندارند و اگر حکومت ها به  این مطالبات پاسخ مثبت ندهند، باید در انتظار سرنوشتی باشند که بر امپراتوري عظيم اتحاد جماهير شوروي گذشت.
 جوانان پر شمار این کشورها با بهره‌گيري از شرايط مناسب بين‌المللي و با شجاعتی ستودنی و شور و شعوری تحسین برانگیز و عشقی وصف ناپذیر چنان دلاورانه بر نابرابري، بي‌عدالتي و فساد حكومتشان عصیان کردند و بدنبال آرمان های متعالی خود به خیابان ها ریختند و از جان گذشتند که جهانیان را دچار هیجان و بهت نمودند و چشم و دل آنان را مشتاقانه بسوی خود کشیدند.
این مردمان هیجان زده، توانستند حاکمان زورگو را به زیر کشند و تحسین همگان را بر انگیزند که این خود نوید و بشارت الهی است.
قذافی
قذافی همان جوان پر شور و انقلابی است که در سال 1969 میلادی در 27 سالگی با انقلابیون لیبیایی برای نجات کشورش قیام کرد و حکومت ادریس اول، نخستین و آخرین پادشاه لیبی پس از استقلال این کشور در سال 1951 را برانداخت .
 او ابتدا چنین نمی اندیشید و چنین رفتار نمی کرد و قرار هم نبود چنین جایگاهی برای خود بسازد، اما وقتی رفته رفته مردم باورش کردند و صدرش نشاندند و بر آستانش سر فرود آوردند. او هم وقتی این اطاعت را از آن جماعت دید، ليبي را ملك خود ‌دانست و کتاب سبزی از عقایدش نوشت و خواندنش را چون قرآن بر آنان لازم و واجب پنداشت و مقامش را برتر از ریاست جمهوری و پادشاهی دانست و هماره سمت رسمی و تشکیلاتی نخواست و با این عنوان تشریفاتی خود را «رهبر و راهنمای انقلاب سوسیالیستی لیبی» قبولاند. قذافی خودشیفته در پی فرصتی بود تا پیامبری اش را اعلام دارد.
قذافی با حكومت انقلابي و من‌درآوردي خود مانند همه آدم ها می خواست آرمانشهر ايدئولوژيك يا همان مدينه‌ فاضله اش را بسازد تا آن طور که خود می اندیشید مردم زندگی کنند. قذافی می گفت صاحب بهترين انديشه است و انديشه او مي‌تواند نجات‌بخش جهان باشد. او خود را رهبر و پادشاه عرب و شاه شاهان آفريقا می دانست و با اعتماد به نفسی خاص، این عقاید را ابراز می کرد، تا جایی که در مصاحبه ای فالاچي بدو گفت:
«چون فكر كردم شما خود خدا هستيد!»
 وي با ساده‌زيستي شروع كرد و با ادعای آزادی خواهی از انقلابيون و تروريست‌هاي سراسر جهان حمايت كرد و با امپرياليسم در افتاد و هزينه‌هاي زيادي بر ملت لیبی تحمیل کرد، اما چون مردم را به حساب نمی آورد، هر تصمیمی که می خواست می گرفت. بنابراین پس از سال ها دشمنی با غرب ناگهان تغییر رویه داد و با آنان سازش و مصالحه کرد. برنامه هسته‌ای کشورش را بعد از صرف هزینه هنگفت رها کرد و هر چه مهیا شده بود به امریکا فرستاد و به بازماندگان حادثه لاکربی از جیب مردم غرامت سنگین پرداخت و ...
بعد از این چرخش عمل و اندیشه، رهبران غرب هم آغوش برویش گشودند و در جهت منافع شخصی و ملی خود گوی سبقت از یکدیگر ربودند و بر آستان این «سگ دیوانه» (ریگان او را چنین خطاب کرد) سر ساییدند و با او قرار دادهای کلان بستند.
این ديكتاتور متوهم همین فریبکاری ها و دغل بازی های سیاسی را دیده بود که هیچ کس را قابل نمی دانست وهذیان می گفت و این اواخر از طرفدارانش خواست كه موش‌ها یعنی مردم معترض کشورش را از شهر بيرون بريزند. قذافی با چنین توهمی آب به آسیاب دشمن ریخت و ظرف شش ماه ساخته های چهل و دو ساله کشورش را ویران کرد.
نتیجه
این گناه قذافی نیست. بشر( نمی خواهد به یاد آرد کزین خشخاش چند است) هماره می خواهد آرمانشهر خود را بسازد و يك‌شبه جهانیان را به سوي بهشت رهنمون كند. راهی که مقصدی جز فساد و تباهی در بر ندارد و آن را آدمی بارها آزموده است، اما نکته این جاست که هر آدمی وقتی به قدرت رسید، آرزومند است تا آن را خود بیازماید. همین است که انقلابیون دیروز را باید انقلابیون امروز از شهر بیرون برانند و بازی را از نو شروع کنند.
از کجا  می شود، مطمئن بود اگر لوترکینگ، چه گوارا و یا ... فرماندهان از بین رفته جنگ ها می بودند بهتر از آنان که زنده ماندند، عمل می کردند و اگر قدرت به دست می گرفتند، بهتر از همتایانشان می شدند.
چه کسی تضمین می کند، فردای لیبی و مصر و تونس و... را تا فردی که می آید راه پیشینیان و انقلابیون دیروز ناپلئون، لنین، استالین، هیتلر،  فیدل کاسترو، چاینگ کای‌شک، کیم ایل سونگ، اسلوبودان ميلوسويچ، صدام، مبارک ،بن علی و ... و قذافی را نرود.
بنابراین باید پرسید؛ چه عاملی موجب دگرگونی حال انقلابیون می شود. در بیانی دیگرشاید اینان مقصر نباشند. هر یک از ما چنانچه قدرت نامحدود به اختیارمان افتد همان کنیم که کرده اند. پس باید بدنبال مقصر اصلی بود.
روزی که ناصرالدین میرزای جوان با کمک میرزا تقی خان امیر کبیر به تخت سلطنت می نشست، در حسرت و آرزوی پادشاهی عادلانه از امیر پرسید؛
 یک مملکت خوب چه می خواهد؟
 امیر دنیا دیده و سرد و گرم چشیده، بدون رودربایستی پاسخ داد:
«شاهی چون شاه اسماعیل، سردارسپهی چون نادر و صدراعظمی چون من»
امیر بدرایت و ظرافت اشاره به خرد جمعی می کند و کشورداری را از عهده شخص بیرون می پندارد و از جمع بینش ها و دانش ها و به کمک شایسته ها و لایق ها میسر می داند.
چه عاملی موجب شد تا آن شاه جوان وطن خواه به دیکتاتوری مستبد تبدیل گردد و پس از نیم قرن ظلم و جور، زمانی دانست خطا کرده و می خواست از راه رفته بازگردد که دیر بود.
 وقتی ناصرالدین شاه در پنجاهمین سال سلطنتش از تیر خشم میرزا رضای کرمانی در خون خود غلتید،  در آن حال گفت :
« اگر از این مهلکه جستم، جور دیگری بر مردم حکومت خواهم کرد. » 

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
فرهنگ تاریخ تهران
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
پیشینه تهران قدیم
تهران امروز
گالری
ارتباط با مولف
خرید کتاب
دانلود کتاب

جستجو
حاضرین در سایت
30 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز163
دیروز263
تا کنون1931545

تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.