چهارشنبه 2 خرداد 1397

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow مقالات و عناوین arrow قشون قاجاریه: بخش نخست

قشون قاجاریه: بخش نخست

قشون قاجاریه
بخش اول: از ابتدا تا عهدنامه ترکمانچای
ایل قاجار در قرون پیش از اینکه تحت رهبری آقا محمد خان قاجار قرار گیرد، دارای نظامیان و جنگاورانی زبده بود که تحت نظر و فرماندهی خان و دیگر سرکردگان ایل به جنگ و دفاع می پرداختند و در خدمت صفویان بودند.
آقامحمد خان که مصمم به سرکوب مدعیان سلطنت بود و عزمی جزم در نیل به اهدافش داشت با رشادت و قساوت و سماجت که لازمه پادشاهی آن زمان در جهان بود، توانست با همان شیوه کهن و سنتی نیروهایی از قاجاریان و افراد مسلح عشایر کرد و قبیله های پراکنده عرب که از سرنوشت خود ناراضی بودند، ارتشی مقتدر و فرمانبر فراهم سازد. او با همان قوا به سرکوب مدعیان داخلی و تنبیه حاکمانی که اطاعت مرکز را بر نمی تافتند، دست زد و حکومت ایران را یکپارچه ساخت. دشمنانش در توصیف اراده پولادین او می گفتند؛ «اخته خان، گوید و کند.» کاترین امپراتریس روسیه در پاسخ به اعزام نیروی کمکی به ایالتی مرزی از آقامحمد خان ترسید و از اعزام نیرو خودداری کرد.
با مرگ آقامحمد خان شالوده اصلی ارتش که قائم به شخص و متکی بر وجود شخصیتی چون او بود، از هم پاشید. فتحعلی شاه به سلطنت رسید. گو اینکه صداهای اولیه علیه پادشاهی اش را خاموش گردانید، ولی او یک مو از جربزه عم خود بر تن نداشت و هرگز شایسته مقام سلطنت نبود. قشون او در مواجهه با هجوم قوای روس تفاوت های دو حکومت و دو سپاه و البته دو اقتصاد متفاوت را آشکار ساخت. فقدان ارتشي توانا، سازمان يافته، ملي و مدرن و البته وجود سیاست ضعیف شاه و دربار زبون و فاسد باعث شد، ايران دو پاره شود و خسارات جبران ناپذيري را تحمل کند. ضعف توان نظامي، تركيب نامتجانس سپاه که از قوميت ها و گروه هاي مختلفي تشكيل مي شد، علت اصلی این شکست بود. سپاه نامنظمی که به شکل چریک پارتیزانی بود.
در حالی که ‌روسیه ارتشي منظم و قدرتمند با سلاح مدرن داشت و از دانش نوين نظامي و سازماندهي فوق العاده برخوردار بود. ارتش روسيه هفتصد هزار نفر بزرگترين نیروی اروپا را در اختيار داشت. (جمعیت روسیه هفتاد ميليون نفر حدود هفت برابر جمعیت ايران بود.)
سعید نفيسي می گوید: «قشون ایران تفنگ هاي دراز و سرپري داشتند كه چندان در برابر گلوله مقاومت نداشت و گاهي مي تركيد.» و پیر آمده ژوبر فرانسوی وضعیت قشون ایران را پیش از انجام اصلاحات عباس‌میرزا نائب‌السلطنه اسفناک خوانده است. زنبورک اسلحه مرسوم قوای ایران که قبل از دوره قاجار و به خصوص از دوره صفویان از آن استفاده می‌شد، اغلب به سبب ریخته گری نامرغوب هنگام شلیک می ترکید و نه دشمن، بلکه سرباز خودی و شتر را می کشت. سعید نفيسي می نویسد:«عباس ميرزا در نخستين رويارويي با پاسكیويچ عليرغم برتري نفرات و تجهيزات شكست خورد.» زیرا درزمينه آرايش سپاه و تاكتيك هاي جنگي نوين چيزي براي عرضه نداشت. گاسپار دروويل كه در اين جنگ همراه عباس ميرزا بود از لجاجت بي مورد، عدم رعايت مسايل حفاظتي و عدم حزم و احتياط و برنامه ريزي توسط عباس ميرزا اشاره مي کند كه اغلب باعث شكست هاي فاحشي براي سپاه ايران مي شد. ایران فاقد سازمان منظم و منسجم نظامی بود. جنگجویان فقط به هنگام جنگ و بروز خطر جمع‌آوری و متمرکز می‌شدند. از نظر دانش نظامي و تاكتيك هاي جنگي نيز ارتش ايران كاملا ‌بي بهره بود وهيچ اطلاعي از فنون مهندسي نداشت.
 گوبينومي نويسد:« در ايران اداره كارپردازي و ذخيره قشون وجود ندارد و سربازانی که به صحرا مي روند، نه كفش و نه لباس و نه آذوقه دارند و به همين جهت مجبور مي شوند كه علف صحرا بخورند.» ارنست اورسل نوشته است: «سربازان هر چه را كه سر راه مي يافتند، چپاول مي كردند، به همين دليل تمام آبادي های مسير رو به تباهي مي رفت، چنان وضع  فلاكت باري مي افتند كه كليه افراد يك هنگ مجبور مي شوند با خوردن علف سد جوع كنند.» ژوبر می نویسد :«درايران نه سربازخانه ایست و نه خسته خانه نظامي، ‌نه مخزني براي آذوقه  گيري ارتش».
 سرهنگ دروويل:«ضعف دیگر ارتش ايران ساختار اطلاعاتی آن بود. درجنگ با روس ها تقريبا همه نقشه هاي جنگي ايرانيان شايد زودتر از سربازان ايراني به گوش روس ها می رسيد. وقتي عباس ميرزا نقشه جنگي خود را براي فرماندهان تشريح مي كرد. سربازي ارمني اهل ايروان كه در آن نزديكي بود، آن را شنيده شب هنگام بر اسبي سوار شد و اين خبر را براي پاسكيويچ  برد و در عواقب اين امر مي گويد: عباس ميرزا غافل از همه جا دست به عمليات زد كه ناگهان مورد هجوم شديد واقع و دشمن خود را به درون قلعه رساند و نيروهاي نايب السلطنه را زیر آتش گرفته از ارس گذشته و به شمال خوي وارد شدند.»
عبدالحسین نوائي می نویسد: انگليس و فرانسه به ايرانيان گوشزد كردند كه بدون اصلاحات نظامي قادر به مقابله با روس نخواهند بود. ناپلئون به فتحعلي شاه  نوشت:« ...وقتي رعاياي تو توانستند اسلحه بسازند،‌ وقتي سربازان تو آموزش ديدند ...آن وقت تو يك امپراتور غير قابل تعرض و صاحب رعاياي شكست ناپذير خواهي شد.»
فرانسه با امضاي قرارداد فین کن اشتاین به بازسازي قشون ایران متعهد شد. ژنرال گاردان فرانسوی و هیئت همراه ( سال ورود ۱۲۲۲٫ق.) به ایران آمدند،  ابتدا سامان دهی و آموزش پیاده‌نظام و توپخانه را بر عهده گرفتند. البته تعلیمات انجام شد. اسلحه و تجهیزاتی نو فراهم گردید و توپ هایی ریخته شد، اما نتوانست به کار آید و دیر بود. در برابر اصلاحات نظامي كه توسط هيات گاردان شروع شد موانع و مشكلات متعددي وجود داشت.
عباس‌میرزا همواره می‌کوشید از دانش و تجربیات کسانی‌که به هر دلیل و عنوانی به ایران می‌آمدند، حداکثر استفاده را به عمل آورد. در اين ميان قائم مقام پدر و پسر نيز پشتيبان و ياور ولیعهد بودند. با اين اصلاحات تا حدودي بخشي از سپاه ايران تحول يافت.
فریدون آدميت نوشته است: عباس میرزا شایستگی هایی داشت، اگر حمایت می شد، شاید سرنوشت جنگ چنین خفت بار تمام نمی شد. در سال  37-1236ق./ 1822م. لشكر سه چهار هزار نفري عباس ميرزا،‌ سپاه  سي چهل هزار نفري عثماني را تار و مار ساخت.
در مآثر سلطانیه آمده: « جوانان تنومند دلیر باغیرتِ قاعده‌دان توپچی گرفتند و بنای مشق‌کردن نهادند و کوره توپ ‌ریزی و چرخ سوراخ کردن توپ‏، به وضع فرنگ ساخته گردید و از اول تا به اکنون، قریب صد قبضه توپ صخره‌ کوب جهان آشوب، از کوره بیرون آمده و به سعی استادان ایران صورت اتمام یافته است.»
دشمنی انگلیس با فرانسه و پیمان روس و فرانسه بعد از عهدنامه ایران و فرانسه باعث کاهش تمایل ناپلئون به ادامه ارتباط با ایران شد که کارشکنی انگلیس و اقدامات درباریان فاسد و مرتبط با انگلیس را هم در این حادثه نباید نادیده گرفت.
عاقبت هیئت فرانسوی(گاردان) در 27 ذی الحجه 1223، ایران را ترک کرد و ارتش ایران که بر اساس تعلیمات فرانسویان شکل گرفته بود، بعد از خروج آنها از ایران عملا بی سرپرست ماند و محصول جنگ ایران و روس شکست ایران بود.
اقتصاد جنگ:
اصلی ترین عامل انسجام و بقای یک ارتش پس از تشکیل آن، تدارکات و تامین حقوق و مواجب سربازان است که نیاز به اقتصاد دولتی قوی است. برای تمرکز و تعلیم سربازان بودجه و اعتبار کافی در دسترس دولت فتحعلی شاه نبود و معمولاً هزینه نگهداری این دستجات نظامی از طریق مصادره‌ها تامین می‌شد. در مورد آذوقه سربازان اعم از خوراك و پوشاك و همچنين امكانات پزشكي و استراحت و غيره نيز هيچ اقدام قابل توجهي صورت نمي گرفت و هيچ گونه وسايلي براي بهبود وضع و استراحت افراد نظامي موجود نبود. آرتور دو گوبينومي نويسد:« سربازانی که به صحرا مي روند نه كفش و نه لباس و نه آذوقه دارند...مجبور مي شوند كه علف صحرا بخورند.» در آن زمان انگلیس متعهد شد، برای جلب دوستی سالانه دویست هزار تومان کمک مالی به ایران بنماید و در جنگ ایران را یاری کند، ولی ایران هرگز چنین مبلغی دریافت نکرد و در مورد گرجستان هم انگلیس کمترین یاری را به ایران نکرد. از نظر  اقتصادي وضعيت روسيه با ايران غير قابل مقايسه بود. روسيه در زمان نيكلاي اول داراي 10000 كارخانه بود كه 500000 كارگر در آنها كار مي كردند و دولت روسيه عايدات هنگفتي از اين كارخانه ها داشت. با این اوصاف مي توان رويارويي ايران و روس را در اين برهه از تاريخ نبردي نابرابر دانست.
پیر آمده ژوبر تركيب  ارتش ايران  را در دوره  فتحعلي شاه :از اين  ميان تعداد سواره نظام (غلامان شاهي) در حدود  4000 نفر بودند. تعداد افراد ايلات  80000 نفر و شمار افراد چريك هايي كه در دفتر نامشان ثبت شده بود 150000 نفر و دسته هايي كه به سبك اروپايي آموزش داده مي شوند 20000 نفر كه مجموعا 254000 نفر مي باشند.
سربازگيري 
 نحوه سربازگيري در دوره قاجار كاملا تبعيض آميز بود و فقط با ميل و اراده حاكم محل خانواده ها مجبور بودند كه يك يا بيشتر از افراد خانواده خود را به نام سرباز تحويل بدهند. ‌حكام، روسا، ‌روحانيون، ‌تجار، ‌كسبه و منسوبين آنان به سربازی نمی رفتند. در نتيجه  فرزندان روستاییان که از فقیرترین اقشار ایران بودند، سربازان کشور را تشکیل می دادند.
عباس میرزا شاهزاده رشید و باهوشی بود. این امر با همکاری وزیر دانشمندش میرزا عیسی قایم مقام(اول) تشدید و شکوفا شده بود. این دو بزودی در برخوردهای اولیه دو سپاه، بخش اعظمی از دلایل نابرابری ها را فهمیدند. بنابراین ابتدا به تهیه سخت افزار یعنی اسلحه مدرن پرداختند و در گام بعد علت را در نداشتن نرم افزار یعنی دانش و فنون جنگ و تعلیمات روز اروپایی تشخیص دادند و در هر دو زمینه با کمی تاخیر با امید مقدمات را فراهم ساختند، ولی عدم همکاری دربار و شاه و البته ضعف کلی سپاه ایران در برابر دشمن به شکست نهایی ایران منتهی شد. گواینکه عباس میرزا در بعضی از جبهه ها پیروز می شد. مرگ قایم مقام هم ضربه ای برای عباس میرزا بود و بعد مرگ زودهنگام خودش بعد از این عهدنامه کذایی همه چیز به نفع روس تمام شد. تا قبل از این عهدنامه سرنوشت قشون ایران به دست ایرانیان بود، اما پس از آن با تضمینی که امپراتور روس از تداوم پادشاهی در خاندان عباس میرزا در این عهدنامه تعهد کرده بود، دولت ایران نیمه مستعمره روس شد و دیگر هرگز پادشاهان قجری نتوانستند قشون مستقل و مورد علاقه و نیاز کشور را فراهم آورند.

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
فرهنگ تاریخ تهران
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
پیشینه تهران قدیم
تهران امروز
گالری
ارتباط با مولف
خرید کتاب
دانلود کتاب

جستجو
حاضرین در سایت
68 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز404
دیروز231
تا کنون2038604

تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.