سه شنبه 28 آبان 1398

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow مقالات و عناوین arrow اتحاد عليه «ناامني سرمايه»

اتحاد عليه «ناامني سرمايه»

اتحاد عليه «ناامني سرمايه»

نقش آفريني موثر تاجران در دوره مشروطه

 

 

 امين الضرب و چند تن از تاجران برجسته دوره قاجار

دولت ايران پس از عهدنامه تركمنچاي و تسلط تدريجي روسيه و انگليس قادر به حفاظت از بازار داخلي و توليد حرفه هاي گوناگون مردم نشد و رفته رفته حرفه هاي توليدي از كار افتادند و بازار داخلي هم به تسخير كالاي روسي و انگليسي درآمد و تاجر ايراني، بيچاره و خانه نشين شد. به همين سبب تجار نقش مهمي در نهضت مشروطه داشتند.

مشكل ديگر دولت ايران بازكردن درهاي كشور به منظور ورود سرمايه هاي خارجي بود ولي چون در شرايط ضعف با قدرت هاي خارجي مواجه مي شد اغلب قراردادها به صورت امتياز بود و ماهيت استعماري داشت و جز زيان، چيزي عايد كشور نمي شد. در تجارت هم با عدم توانايي محصولات صادراتي مناسب در مقابل محصولات برتر روسي و انگليسي، مردم ايران بازنده ميدان بودند. طالبوف درباره اقتصاد ايران چنين مي گويد: «اگرچه سلاطين گذشته از بسياري از امور بي اطلاع بودند... وجود صنايع و ثروت تبعه صدبار از امروز و اقتدار دوست و سلطان پرستي زيادتر بود و... همسايه هاي ما خوابيده و ما بيدار بوديم... اما امروز براي كاغذ قرآن و كفن محتاج فرنگستان هستيم... و عوض كارخانه و اسلحه، اسباب بازيچه وارد مي كنيم و كيست كه اين احتياجات ما را فهميده باشد.»

در سال هاي 1800 تا 1865م/  1244-1179ش.پيشرفت اقتصادي در بازرگاني خارجي هرچند آرام امكان پذير شد، ولي موازنه تجاري به ضرر ايران بود و ايرانيان مجبور بودند، بهاي 23 درصد (حدود 350 هزار استرلينگ) از واردات را به صورت مسكوكات طلا و نقره پرداخت كنند. اين امر نشان دهنده دو نكته در مورد اقتصاد در مرحله نخستين است: اولا، ميزان توليدات كشاورزي هنوز كم بود و ثانيا كشور هنوز مسكوكات فراواني در اختيار داشت و از آنچه قبلا فراهم كرده بود خرج مي كرد كه بخشي مربوط به غنائمي مي شد كه نادر و سپاهيانش با خود از هندوستان آورده بودند. ازآنجا كه توليدات صنايع نساجي ايران در شهرهاي مختلف، پاسخگوي مصرف داخلي نبود، پارچه هاي ارزان تر نخي و چيت وارد مي شد. بازرگاني خارجي ايران طي سه دهه نخست قرن نوزدهم، رشد آرامي داشت. استفاده از مسير بازرگاني طرابوزان، در سال 1830م/  1209ش.توسط وليعهد، عباس ميرزا آغاز شد. احتمالا عباس ميرزا سعي و تلاش فراواني براي احياي تجارت آذربايجان و بازسازي تبريز پايتخت خود صرف مي كرد./  نشات.

«گسترش تجارت با غرب به توسعه اقتصادي ايران منجر نشد در نتيجه سرمايه داري به شكل مدرن آن شكل نگرفت.»/  گازيورسكي. ص 119. كمپاني بزرگ انگليسي برادران لينچ (lynch) در ايران، فعال بود كه شعبات آن در بغداد، خرمشهر، اهواز، شوشتر، اصفهان، دزفول و تهران داير شده بود. اين كمپاني با وارد كردن كالا هاي خارجي به ايران نقش مهمي را در انحطاط تجارت و تضعيف صنايع و توليدات داخلي داشت. انگليسي ها گذشته از تجار و شركت هاي تجارتي خود، از تجار هندي نيز براي انجام عمليات بازرگاني و بسط نفوذ انگلستان در ايالا ت جنوبي و شرقي كشور استفاده مي كردند. اين تجار در شهرهاي شيراز، كرمان و يزد فعاليت داشته و به كارهاي صرافي و تجارت مشغول بودند. چنان كه كنسول انگليس در تبريز در سال 1267ق. / 1851م. گزارش داد كه: «يك بازرگان اروپايي براي واردات خود پنج درصد ماليات مي پرداخت، اما يك ايراني 5/ 7 درصد براي منسوجات و 14 درصد براي قند ماليات پرداخت مي كرد.»

ملا عبدالرسول كاشاني در قسمتي از رساله خود در مورد علل اقتصادي انقلا ب مشروطيت مي نويسد كه از دوره صفويه چون پاي تجار اروپايي به ايران باز شد، كم كم مردم ايران فريب رنگ و زيبايي كالا هاي فرنگي را خورده، هرچه طلا و نقره و ذخاير داشتند، به اروپاييان داده و كالا هاي آنان را خريداري كردند. به تدريج آثار فقر و انحطاط در كشور ما ظاهر شد، زيرا در اين مدت به جاي اينكه خودمان توليد كنيم، ديگران براي ما كالا توليد كردند، او در آخر نتيجه مي گيرد كه با استقرار دولت مشروطه خواه حكومت بايد «با عجله بعضي كارخانجات ولو به خرج گزاف داير كند.» به علا وه دولت بايد پوشيدن كالا هاي داخلي را رواج دهد. فشار روس و انگليس و اعمال دولت قاجاريه باعث اعتراض بازرگانان شد. حاج امين الضرب در نامه اي به شاه نوشت: «عمده امور به تجارت بسته است، اگر تجارت قوت داشته باشد، مي تواند رفع احتياجات ممالك محروسه را از ولا يات خارجه بنمايد. كارخانجات احداث نمايد، معادن مفتوح كند وامتعه ممالك محروسه را رواج دهد.»  به دنبال اين گونه شكايات متعدد تجار بود كه ناصرالدين شاه فرمان تشكيل مجلس وكلاي تجار را صادر كرد.

حاج امين الضرب در نامه اي  در 15 شعبان 1296ق. به ناصرالدين شاه قاجار نوشت «اسباب ترقي و آبادي مملكت و ملت» بانك است. وي خواستار تشكيل بانك شده بود. او «بساط فرنگستان» را به شاه يادآور شد و نيز دگرگوني هاي شگرفي كه در حيات فرنگي ايجاد شده بود. حال آنكه «فرنگستان سابق» چنين وضعيتي نداشت. او كشتي سازي، اتحاد صاحبان سرمايه و ساختن راه آهن و كارخانجات متعدد و متنوع را يادآور شد. فرنگ در پيشرفت و ترقي به مرحله اي رسيد كه «آنچه مايحتاج خلق» آن ديار است را توليد مي كند. او خواهان ايجاد بانك و سرمايه ملي بود. امين الضرب خواهان احياي صنايع بومي متروك بود. وي به يكي از دوستان و همكارانش يادآور شد، صنايع قديم «مدتي است متروك شده در ترويج آنها اقدام» كند. او «نساجي و زربافي و خرازي و جبه داري و... اصفهان» را از جمله «صنايع قديم» مي داند. صنايعي كه بيش از اين كيفيت بسيار عالي داشت، اما «مدتي است كه مال خارجه را آورده اند و ترويج آنها متروك شده است.»

وقتي كنترل صادرات و تسلط بر بازارهاي داخلي ايران به دست تجار و كمپاني هاي خارجي افتاد، بازرگانان مخصوصا پارچه بافان سنتي به شدت ناراضي شدند. نخستين اعتراضات گسترده تجار در سال 1301ق. / 1884م. آغاز شد. پس از انجام اصلا حات در دستگاه اداري كشور، وزارتخانه تجارت و فلا حت تاسيس شد. لذا تجار در اعتراض به وضع نابسامان خود عريضه اي به ناصرالدين شاه فرستادند كه امور تجار را به شخصي واگذار كند كه دولتخواه و بي طمع و در عين حال مقتدر باشد، تجار و فقرا را محل مداخل و درآمد خود قرار ندهد./  اشرف. 1359، ص 107.

سوشارد به فريسنت در سال 1885 م. نوشت:  «امروزه در تهران درخصوص ايجاد يك بانك با نام (بانك ايران وافغانستان) كه براي يك كاسه كردن تمام جريانات وجوه بين ايران و اروپا به كار رود مذاكراتي در جريان است. من با توجه به اينكه منافع عظيم ايجاد يك چنين موسسه اي در مملكتي... غيرقابل انكار است... طبق فرماني كه از سوي شاه صادر شده حق امتياز نشر اسكناس بانكي تحت نظارت دولت فقط از آن بانك خواهد بود ولي اگر قرار باشد كه اين بانك اسكناس خود را به جريان اندازد پشتوانه طلاي آن چه خواهد بود؟ امروزه در سرتاسر ايران يك طلاي تومان نمي توان پيدا كرد... خوشبختانه اين كار هم نظير كارهاي ديگر ايران به نتيجه نرسيد؛ همين هرگز به مرحله اجرا درنيامد و فرماني كه صادر شده بود بنا به بلهوسي شاه يا دلايل ديگر لغو شد و مورد اجرا قرار نگرفت...»

ونسا مارتين انگليسي مي نويسد: «در دوره قاجار آهنگ رشد تجارت در جنوب ايران شتاب گرفت و با نوساناتي حجم آن از 7/ 1 ميليون پوند در سال 1292 به 5/ 4 ميليون پوند در سال 1332 افزايش يافت... تقليل ارزش مسكوكات كه ناشي از سوء مديريت در ضرب آن بود. اعيان ايراني با روي آوردن به تدابيري چون احتكار گندم و فروش آن به بهاي گزاف و بانك هاي خارجي هم تنها با قبول پول مسكوك نقره كه پول رايج بود، با تنزيلي سنگين سعي در حفظ سرمايه خود داشتند...از ديگر منابع قابل توجه درآمد شاه، فروش مناصب دولتي بود كه چشمگيرترين آن فروش والي گري به كساني بود كه بيشترين مبلغ را به شاه پيشنهاد مي كردند... گسترش تجارتخانه هاي خارجي به دلايلي موجب بروز آشوب هاي اجتماعي شد... تجار متوسط...آسيب مي ديدند... اعتراض هاي مردمي در ميانه قرن 13، تاثير حضور فزاينده خارجي ها و افزايش حجم تجارت، بحران بر سر امتياز تنباكو... تجار از ميزان دخالت خارجي در تجارت و از مزايا و امتيازات شركت هاي خارجي ناراضي بودند؛ درحالي كه مي ديدند چگونه تجار غربي در اثر امنيت مالي نسبي و در پرتو اداره مدبرانه كشورشان از كسب وكار خود سود مي برند.»/  مارتين.1390

حاج زين العابدين مراغه اي، تاجران را به دليل اشتراك منافع با خوانين و ملاكان بزرگ مقصر مي داند و آنان را چنين وصف مي كند: «طبقه تجار اصلا در خيال ترقي تجارت و توسيع اداره آنان نيستند. در تمام تهران يك كمپاني و شركت براي ترويج امتعه و محصولات مملكت تشكيل نيافته، تجار چرا كارخانه چيت سازي و شمع سازي و قندسازي داير نمي كنند؟ اينان كه تاجر نام دارند تاجر نيستند. مزدوران فرنگانند و بلكه دشمنان وطن خودشان هستند، زيرا هر سال پول كشور را بار كرده به ممالك خارجه مي برند و در مقابل اجناس آنان را به وطن نقل مي دهند.»  گوبينو قدرت اقتصادي را در دست تجار كه بالطبع جزو ملاكين بزرگ هستند، مي بيند و آنان را اربابان واقعي اقتصاد ايران مي داند و حاج زين العابدين مراغه اي آنان را مزدور و دشمنان وطن به علت عدم ساخت صنايع داخلي و نوعي ادغام در نظام سرمايه داري جهاني مي داند.

ويلم فلور مي نويسد: «در ضمن رشد تجارت جهاني، موجب شد كه وابستگي تجار ايراني زيادتر شود. در شمال تجار روسي تقريبا نيمي از تجارت خارجي را در دست داشتند و در جنوب تجار انگليسي «قسمت عمده معاملات» را در اختيار داشتند. از آنجا كه حكومت ايران در حمايت از تجار و صنعت كشور عاجز ماند و روسيه و انگليس در حمايت از منافع تجاري خود به مداخله پرداختند، بخش اعظم تجار ايراني به شركت هاي اروپايي، نه به صورت شركاي مساوي، بلكه به صورت عامل (دلال و دستيار) و مزدوري كه بهترين سرمايه اش صداقت او بود، وابستگي پيدا كردند. اين امر به خشم رو به افزايش عليه بيگانگان انجاميد و اين نظريه در روابط تجاري ايران با بازرگانان اروپايي انعكاس يافت. تجار ايراني كه در آغاز سده نوزدهم به عنوان مردمي آزاديخواه و آزادانديش در ميان يك ملت متعصب، شهرت يافته بودند، در نظر اروپاييان به صورت مردمي ناچيز درآمدند كه ديگر در خور اعتماد نبودند.»

موقعيت «دلال و دستيار» تجار ايراني در خدمت به رونق تجارت انگليس، صرف نظر از بيان شرايط بغرنج اقتصادي و اجتماعي جامعه ايران، پرده از رقابت جنون آميزي برمي دارد كه در سرزمين ايران (به منزله ميدان رقابت) بين روس و انگليس درگرفته بود. مساله فقط به چپاول امكانات رشد ملت ايران در زمان حال (آن وقت) منتهي نمي شد، آثار آن به امروز نيز سرايت كرده است. در واقع، اين رقابت استعماري، زمان حال ملت ايران در آن عهد و همچنين آينده شان را قرباني طمع خود كرد. به هر حال هرچه كه بود، انگليسي ها را بر آن داشته بود تا نه تنها براي پيشي گرفتن در اين مسابقه از تجار هندي ياري گيرند، بلكه حتي خود ايراني ها را هم به اين ميدان بكشانند.

احمد اشرف مي نويسد: «انگليس ها گذشته از تجار و شركت هاي تجاري خود، از تجار هندي نيز براي انجام دادن عمليات بازرگاني و بسط نفوذ بريتانيا در ايالات جنوبي و شرقي كشور استفاده مي كردند. اين تجار در كرمان، شيراز، يزد و برخي شهرهاي ديگر فعاليت داشتند. عده اي از تجار معتبر ايراني نيز به خاطر ناامني شديد داخلي و براي كسب حمايت بريتانيا به تابعيت يا تحت الحمايگي اين دولت درمي آمدند. از آن جمله حاج عبدالكريم و حاجي محمد قوام التجار و حاجي ميرزا محمود مشكي بوده اند. قلمرو اقتصادي و تجاري ايران با بحران ديگري هم رو به رو بوده: با مساله «فرار سرمايه». بحران فرار سرمايه اي كه عمده دليل آن «فقدان امنيت قضايي» و همچنين «عدم حمايت حكومتي از سرمايه و سرمايه دار ملي» بوده است.

 بنابراين خوش خدمتي تجار ايراني به استعمار بريتانيا، از سر ناگزيري بوده است. «ناامني سرمايه»، آن هم در «سرزمين مادري»، آنان را به اين كار واداشته بود؛ مگر به غير از اين بود كه تجارتشان در ايران به معناي نابودي خود و سرمايه شان بود؟ اگر ايرانيان به راه اندازي صنعتي اقدام مي كردند يا دست به هر اقدام تجاري مي زدند با موانعي از سوي دولت هاي استعماري روس و انگليس برخورد مي كردند. صنيع الدوله كه از خانواده هاي سرشناس تهران بود، پس از تحصيل در آلمان و دريافت تخصص در تكنولوژي صنعتي، زماني كه با كمك يكي از بستگان خود كه يك تاجر معروف شاهرودي به نام محمدتقي بود، تصميم گرفتند تا كارخانه اي ريسندگي تاسيس كنند عملا با شكست مواجه شدند. با گسترش اعتراضات تجار و بازرگانان و توليدكنندگان داخلي نسبت به سلطه تجاري و اقتصادي كمپاني ها و تجار خارجي بر بازرگاني ايران، روحانيون به دليل داشتن مناسبات اقتصادي با تجار و بازرگانان به نفع آنان وارد عمل شدند و به تدريج اين دو گروه (روحانيون و تجار) رهبري جنبش مشروطيت را به دست گرفتند./  زيباكلا م. 1377، ص 209.

بخشي از يك جستار به قلم داريوش شهبازي

 

 

 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4651 به تاريخ 19/4/98، صفحه 22 (تاريخ و اقتصاد) 

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده
ارتباط با مولف

جستجو
حاضرین در سایت
34 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز2
دیروز119
تا کنون2216756
آمار سایت


تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.