سه شنبه 21 آبان 1398

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow مقالات و عناوین arrow کفش‌هاي آهني براي شتران-ج1

کفش‌هاي آهني براي شتران-ج1

کفش‌هاي آهني براي شتران:

                                                                         چه باید کرد تا شایستگان بر مسند آیند

بيل گيتس آمريکايي مدير ثروتمند شرکت مايکروسافت، يکي از موفق‌ترين مديران شرکت‌هاي خصوصي در سطح جهان است. لذا مي‌توان سخن او را در راهکار مديريتي، ملاک عمل قرار داد. او در يکي از سخنراني‌هايش در تشريح عمکرد خود در راه نيل به اهداف مترقي اش اشاره مي‌کند که من هميشه سعي کرده ام، مديران و کارکنان خود را از باهوش‌ترين افراد انتخاب کنم و اين امر از موثرترين عوامل موفقيت من بوده است. امري که بسياري از مديران و مسئولان در کشور ما از آن گريزانند و شايد دقيقاً عکس آن را، راهکار زندگي خويش قرار مي‌دهند. با اين استدلال که اداره کردن همکار و همراه با هوش، آنان را دچار مشکل مي‌کند و در سهم خواهي نيز اين مشکل بيشتر خود مي‌نمايد. يعني مديريت هدف در مديريت ابزار گم مي‌شود و مقصد نهايي و کلان در افق دور فراموش مي‌شود و اداره روزانه افراد مطمح نظر مي‌گردد.

غافل از اينکه:

دشمـن دانا بلنـدت مي‌کنـد                                    بر زمينت مي‌زند نادان دوست

اگر گوش شنوا باشد نيازي به سخن بيل گيتس نداريم. چرا که قرن‌ها پيش از اين که بخواهد کشور وي پديد آيد، روشن انديشان فرهنگ و ادب فارسي طلايه داري جهان علم کرده‌اند و چه بسيار است سخناني از اين دست:

همنشين تو از تو به بايد                            تا تو را عقل و دين بيفزايد

مقصود ما از نقل اين سخنان، اشاره به دولت مردان قاجاري است که منتخب پادشاهان کوته نظر قجري بودند. حکومتياني که گوي سبقت را در سماجت در جهالت از هر رهروي در اين راه ربوده بودند. يکي از مشهور‌ترين آن دسته از سياستمداران قاجاري، حاج ميرزا آقاسي، است که محمد شاه، پس از کشتن صدراعظم دانشمندش، قائم مقام فراهاني، وي را به صدرات برگزيد. در اين خيال که کنار آمدن با سياستمداري روشن ضمير که تنها، در عرصه قلم، سعدي دورانش مي‌خواندند، بسيار سخت‌تر است، از کنار آمدن با فردي ساده لوح چون ميرزا آقاسي، به خصوص که خصم کژانديش هم در اين راه همراه و هم انديشه باشد.

سرانجام حاجي ميرزاآقاسي براريکه صدارت اين سرزمين تکيه زد. جايگاهي که در آن روزگار در اروپا بيسمارک و نظاير او تکيه داشتند.

بيسمارکي که نه تنها سبب تحولي عظيم در دولت پروس و تشکيل کشور آلمان شد. بلکه بايد او را يکي از ارکان تاثير گذار در پيشرفت و ترقي اروپا در شکوفايي انقلاب صنعتي دانست.

اين آقا را چه به بيسمارک، ايران که نزد او قابل نداشت اگر دنيا را آب مي‌برد، او را خواب برده بود، نه تنها از بيسمارک و نظاير او تبعت نمي‌کرد که پدر بيسمارک، هم نمي‌توانست آن سنگ خارا را از مقام جهالت اش تکاني دهد.

ميرزا آقاسي كه مردي ساده‌لوح با انديشه‌هاي درويش مآبانه بود، و مدتي تعليم محمد شاه را در دوران وليعهدي به عهده داشت، مطلق العنان حکومت ايران شد. محمد شاه بيمار به يادگار از دوران صباوت، خود را بيشتر مريد صدراعظمش مي‌دانست تا پادشاه. اين شاه بينوا نه تنها قدرت اداره کشور را نداشت، حتي از تنظيم امور داخلي کاشانه اش نيز چنان عاجز بود که مهد عليا ي عصيان گر براي اطفاي آتش غريزي‌اش حصار بلند ارگ سلطنتي هم نتوانست حريمي در مقابل تر دامني‌هاي او باشد که امروز نام افرادي چون علي خان حاجب الدوله قاتل امير کبير و اعتضادالسلطنه عموي ناصرالدين شاه و... را در فهرست معشوقان او در صفحات تاريخ مي‌بينيم. بي پروايي‌هاي اين زن چنان بود که شاه قاجار حتي مجبور شد تا مرز جدايي و طلاق پيش رود، به اين اميد که شايد اين تنبيه، ملکه ايران را از بي آبرويي‌هايش بر حذر دارد. غافل از اين که توبه گرگ مرگ است.

اين وصف حال پادشاه و محارم دربار بود. با چنين وضعي ميرزا آقاسي، در صحنه صدرات و حکومت ايران يکه تازي مي‌کرد و هر چه مي‌خواست انجام مي‌داد. تپه‌هاي عباس آباد تهران، قصر عباسيه، بازارعباس آباد و... همه منسوب به نام او ”عباس“ يادگار آن دوران است.

وي در قياس با هم عصران خود به قدري کم هوش بود، که شرح احوال او و کارهاي ساده لوحانه‌اش گاه شگفت آور و باور ناکردني مي‌نمايد. يکي از ده‌ها کارهاي احمقانه صدراعظم ايران در دوراني که اروپاييان کتاب‌ها و ميراث معنوي نياکان ما را با چنگ و دندان براي جهش به دنياي مترقي آينده از گوشه صندوق خانه‌هايمان به تاراج مي‌بردند، ساختن کفش آهني براي شتران بود، که در تاريخ ايران و شايد جهان بي نظير باشد. از اين که رييس حکومتي اين چنين احمق و نادان باشد.

ماجرا از اين قرار است که در گذشته، زنبورک جزو سلاح‌هاي قشون ايران بود. و آن سلاحي بود بزرگتر از تفنگ و کوچکتر از توپ، چيزي شبيه خمپاره کوچک، لوله اي داشت سه چارک (75سانتي متر) و گلولـه‌اي حدود سه سير (227 گرم) که بر پشت شتر مي‌بستند و سربازي به نام ”زنبورک چي“ پشت آن مي‌نشست و آن را در جنگ به طرف دشمن آتش مي‌کرد. البته اگر از آن آتش شتر و سرباز خودي زخمي نمي‌شدند دشمن را باکي نبود، چنان که سرباز روس را در جنگ ايران و روس.

گود زنبورک خانه در جنوب محله بازار به اصطلاح امروز اولين پادگاني بود که که در دوران فتحعلي شاه، به زنبورک و زنبورک چيان و شتران و ملزومات مورد نياز آنها اختصاص يافت. نمي‌دانيم که بر انديشه مشعشع اين سردار جنگ نديده چه گذشت که روزي از روزهاي صدارت، ناگهان فرمان مي‌دهد، براي پيروزي بر دشمن بايد مجهز شد و آماده بود. بنابراين بايد براي تمامي شتران زنبورک خانه، کفش‌هاي آهني ساخته شود تا هنگام جنگ پايشان حفاظت شود ”بادمجان دور قاب چين“‌هاي اطراف صدراعظم هم كه فقط به فكر لفت و ليس بودند بدون تعقل و دادن مشاوره صحيح، سريع دست به کار اجراي فرمان شدند. بنابراين کارکنان قور خانه تهران به سرعت کفش‌ها را ساختند. حاصل کار کاملا ً آشکار بود. در اولين تجربه شتران بيچاره و زبان بسته چنان مجروح شدند که مدت‌ها از انديشه اين حاکم بي خرد از درد بر خود پيچيدند، چنان که سال‌ها انبار داران قورخانه از جابه جايي و نگهداري آن کفش‌ها نا ليدند.

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده
ارتباط با مولف

جستجو
حاضرین در سایت
16 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز163
دیروز217
تا کنون2215247

تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.