سه شنبه 21 آبان 1398

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow مقالات و عناوین arrow زَلَم زیمبُو

زَلَم زیمبُو

زَلَم زیمبُو : (زَ لَ بُ )
یکی از شاخه هایی که در « فرهنگ تاریخ تهران » تعریف و هدف گذاری شده« واژه های متروک  تهران قدیم » است .گو اینکه  در گام نخست انتساب واژه و کلمه به گویش و لهجه مردم یک شهر و وجه تمایز آن از دیگر گویش های زبان پارسی خود جای پرسش و دقت است. ولی به هر حال از آنجایی که « زبان » پایه و اساس کاوش و جستجوی تاریخ هر قومی به شمار می رود و الفبای هر بررسی تاریخی را واکاوی زبان و خط تشکیل می دهد . بنا بر این پی جویی ریشه و هویت کلمه امری مهم و ارجمند است و اگر یاد آوریم که:
 « ... و پروردگار نخست کلمه را آفرید ...»
باز هم بر این قدر و منزلت افزوده خواهد شد.
      از اين روي چنان كه در مقالات پيش تر نيز تذكر داده ايم ثبت و ضبط و حفظ كلمه ها از وظايف معنوي صاحبان هر خط و زباني است كه با آن مي نويسند و گفت وگو مي كنند. بنالد  Bonald حكيم فرانسوي در سده نوزدهم ميلادي در سخن از اهميت زبان و خط مي گويد؛ «كلام» الهام الهي است.
    و دكتر علي اكبر سياسي اين ضرورت توجه و عنايت را چنين بيان مي كند:
«... از مطالعه لغت يك قوم مي توان به پايه فرهنگ و تمدن آن قوم پي برد»
    و نظامي گنجوي مرتبت سخن و گفتار را چنين ارج نهاده:
    «در لغت عشق سخن جان ماست»
    واژه و كلمه زاييده ذهن و انديشه آدمي است. در حقيقت انسان هر آنچه را كه مي انديشد با سخن و گفتار خود بيان مي كند؛ سخني كه از گردآوردن واژه هاي خودساخته تشكيل مي دهد. از اين باب سخن را نماينده فكر دانسته اند؛ يعني مغز انسان سخت افزاري است كه در اختيار نرم افزار ذهن قرار دارد و از همكاري آن دو سخن و گفتار پديد آيد.
كوتاه سخن اين كه توجه به كلمه و واژه از ضرورت هاي فرهنگي به شمار مي رود و اين توجه دو عنايت و وظيفه مهم را در پي دارد؛ نخست آن كه بايد كوشيد واژه هايي زيبا و نغز و... ساخت و از فساد و نابودي آنچه پيش تر ساخته ايم جلوگيري كرد.
    هر گروه و قومي از بشر زبان و خطي را براي خود برگزيده است. اين دو وظيفه يعني ساختن و حفاظت كلمه به عهده آنان است. تفاوتي در عهده داري اين نقش ميان عام و خاص نيست، هر كه سخن مي گويد بايد از نقش خود غافل نشود؛ البته در اين ميان نقش خواص كه به ساختن كلمه هاي فاخر و شيوا تواناترند، پررنگ تر و حساس تر است.
    پروفسور فضل الله رضا در سخن از اهميت و ارج زبان پارسي گويان مي گويد:
 «زبان پارسي شالوده هويت ايرانيان است و اين خصيصه زبان پارسي است. به تعبير اثر حكيم طوسي، كاخي بلند كه از باد و باران هرگز گزند نخواهد يافت...»
    مراقبه و نگاهباني پيوسته سبب مي شود تا زبان از گزند عوامل فساد مصون بماند. اينك چند واژه متروك را كه پيش تر در گستره تهران رواج داشت باز مي خوانيم:
    زلم زيمبو :
 زنده ياد جمالزاده در فرهنگ عاميانه معناي آن را مي نويسد:
 لوازم غيرمفيد و بيهوده و كم فايده و خوارمايه و اندك بها كه در هر خانه قديمي يافت مي شود.
    آفيتزر :
 كلمه روسي و به معناي صاحب منصب و متداول در دوره قاجاريه است. قائم مقام فراهاني در قصيده اي در پي شكست ايران از روس از روي دلتنگي گفته است:
     روزگار است آن كه گه عزت دهد گه خوار دارد
        چرخ بازيگر از اين بازيچه ها بسيار دارد
   
   
    گه نظر با پلكنيك و با كپيتان و آفيتزر
   
   
    گاه با سرهنگ و با سرتيپ و پاسدار دارد
   پلكنيك تحريف شده كلمه روسي پولكونيك به معني سرهنگ و كپيتان هم همان كاپيتان انگليسي به معناي سروان است.
    آلماناكAlmanac :
به معناي سالنامه، در سال 1291 قمري اعتمادالسلطنه از طرف ناصرالدين شاه مامور شد نخستين سالنامه فارسي و به قول خود ايشان «... آلماناكي بس نغز و نيك تلفيق داده...»
   مرادبگي :
 روزگاري كه مردم تهران چونان ديگر هموطنان، لباس هاي دست دوز خود را به كار مي بردند، نوعي قبا يا لباده را مردان مي پوشيدند كه به نسبت ديگر قباها دامان كوتاه تري داشت، آن را «مرادبگي» مي گفتند. از ريشه و وجه تسميه آن خبر نداريم، ليكن در رامهرمز اهواز دهي را با نام «مرادبيگي» مي شناسيم شايد بتوان گفت اين لباس نخست مورد استفاده مردان آن آبادي بوده و بعد در ميان مردان تهراني رواج يافته، به خصوص آنكه گرماي آن حدود را مي توان دليلي منطقي بر كوتاه تر بودن اين نوع قبا در مقايسه با ديگر قبايان دانست.
    پاپتي :
 چنانكه در كتاب «تاريخ در دوران قاجاريه» شرحي آورده ايم، روزگاري مردم اطراف تهران به سكه مسي نيم شاهي «پاپتي» مي گفتند.
   
   
    تخت تيله :
 پاره سنگ هاي تخت نازكي بود كه جوان ها و بچه ها در تهران با آن بازي هايي مي كردند. نظير «ليس پس ليس»كه با سكه انجام مي شد منتها در اين بازي يكي «تخت تيله» خود را به جلو مي انداخت و ديگري بايد با «تخت تيله» خود به آن مي زد و يا گردو را مي كاشتند و با تخت تيله به آن مي زدند.
    اوترخان رشتي :
 يكي از ثروتمندان نامي رشت بود كه نخستين بار كالسكه را به رشت وارد كرد. مردم تهران به اعتبار ثروت و اعتبار فراوان او مي گفتند:
«... انگار پسر اوترخان( اعظم )رشتيه...»
    اورام و ثبور :
 نام بيماري اي بود كه بيمار از «ورم و جوش» عارض شده رنج مي برد و سلماني هاي چندكاره تهران قديم اقدام به معالجه آن مي كردند.
   
   

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده
ارتباط با مولف

جستجو
حاضرین در سایت
40 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز69
دیروز217
تا کنون2215153

تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.