سه شنبه 28 آبان 1398

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow مقالات و عناوین arrow سیاحت نامه ابراهیم بیک

سیاحت نامه ابراهیم بیک

سیاحت نامه ابراهیم بیک :

عصر ناصری با تحول عظیمی در غرب مصادف شد. انقلاب صنغتی و جهش های بزرگ نیمه دوم سده نوزدهم

میلادی در کشور های اروپایی در این دوره رخ داده ،اروپا از برکت انقلاب صنعتی لحظه به لحظه قدرتمند تر شد
 
انقلاب های بزرگی در سراسر کشورهای این قاره رخ داد .کمی پس از آغاز پادشاهی ناصر الدین شاه(1265

قمری / 1848 میلادی ) کارل مارکس مانیفست حزب کومونیست را انتشار داد .

میرزا تقی خان امیر کبیر تنها مرد لایق و وطن دوست آن دوران گام های ارزشمندی را برای بهبود اوضاع ایران

برداشت. نهضت بزرگی را آغاز کرد. راهی که اگر ادامه می یافت فاصله ایران و غرب آنقدر زیاد نمی شد . با قتل

امیرکبیرکما بیش همه چیز به جای اول بازگشت و کارها خراب و آبادی ها ویران شد جانشینان او عصری را پی

افکند که در تاریخ ایران به دوره بی خبری مشهور شد .

دولت ایران بعد از شکست از روس و پذیرفتن عهد نامه های ننگین ترکمن چای و گلستان مقاومتی مقابل این

کشور و رقیب اروپایی اش انگلیس از خودنشان نداد و دولت عثمانی هم برای تحکیم قدرت خود در آسیا ایران را

ضعیف می خواست در این دور نا توانی بنیه مالی کشور و دست های پنهان و آشکار دیگر باعث شد . ناصر

الدین شاه امتیازهای فراوانی به این بیگانگان واگذارد که خود سبب تهیدستی بیشتر کشور شد . در دوره به

ظاهر آرام ناصری سخنی از سیاست در میان نبود . آن را که رها از غم نان وفقر بود جذب شعر ، عرفان و

مباحث  دینی می شد، وآن را که در فقر غوطه ور بود،خود را مطیع بخت و سرنوشتش می دانست ولب به

شکوه نمی گشود .

پنجاه سال سلطنت ناصرالدین شاه با بی خبری گذشت ، لیکن پایان این دوره مقدمات انقلاب مشروطیت

فراهم شد . شکست خفت بار از روسیه ، با بی عدالتی ،فقر ، ناامنی ، شیوع فساد ، مشکلات اجتماعی
 
آنقدر عرصه زندگی را بر مردم تنگ کرده بود ، که فضایی آماده انفجار علیه حکومت پدید آمده بود و...

در عصری که آن را دوره استبداد  کور می شناسیم عوامل گونه گونی سبب پیدایی اندیشه آزادی خواهی شد.

روحانیون صادق و آزاد منش،آموز گاران اروپایی دارالفنون ،سیاست مداران و بازرگانان اروپا رفته و پیشگامانی

چونان سید جمال اسد آبادی ،میرزا ملکم خان ، حاج میرزا طالبوف ،آخوند زاده ، میرزا آقاخان کرمانی و... ونشر

کتاب و روزنامه داخلی وخارجی اختلاف روس وانگلیس و... باعث تنویر افکار عمومی  و عدالت خواهی و تنفر

مردم از حکومت شد .

اختناق ایران و محیط آزادی کش ، چنان مردم را تشنه خبر و آگاهی کرده بود که با امید رهایی از ظلم برای

آزادی خواهان راه دیگری جز مبارزه نماند. برخی هم که عرصه را تنگ دیدند . راه مصر عثمانی و هندوستان و

اروپا را برای ادامه کار پیش گرفتند ...

سیاحتنامه ابراهیم بیک از مشهور ترین کتاب های انقلابی است که پیش از کشته شدن ناصر الدین شاه

پنهانی میان مردم دست به دست می شد . نثر روان و ساده و محتوای دلنشین این کتاب دردل خوانندگان

آتش آزادی خواهی برافروخت و آنان را علیه استبداد برانگیخت . این شورو عشق و لوله ای  براه انداخت هر که

از آن می شنید نسخه ای می خواست از آن بیابد تا آتش درون خود را خاموش کند. هوای تازه ای بود که

جامعه ایرانی به آن نیاز داشت ، در این زمان ماده انقلاب به افکار عمومی رسیده و مردم هر نوشته ای از این

دست را با ولع می بلعیدند .

این کتاب در سه جلد نوشته شده است . در مقدمه سیاحتنامه آمده جلد نخست آن باید در سال  1312

قمری / 1274 شمسی چاپ شده باشد و جلد
 دوم ده سال بعد و جلد سوم به سال 1327 قمری / 128

شمسی به چاپ رسید.

خصوصیات کتاب :

اینکه چرا سیاحتنامه چنان تاثیری در مردم گذاشت و به آن وسعت میان آنان  پخش شد ، علتش این بود که

واقعیات قابل لمس بازبابی ساده بیان شده بود. خواننده می دید که در کتاب زندگی حقیقی اش با کمترین

خیال بافی حکایت شده است . نویسنده خود می نویسد؛

« سوای چند نفر همه ملت مندرجات سیاحتنامه را به نظر انصاف وقبول تصدیق کرده ... و خورده ای جز اینکه

کم نوشته است نگرفت ..»

مهمتر از بیان حقیقت آن بود که این حقایق به قول احمد کسروی « با زبان ساده وشیرین وباآهنگ دلسوزی به

رشته نوشتن کشیده » شده بود.

همزمان و یا بیش از او دیگرانی هم بودند که در این راه گام نهادند لیکن هیچیک چنین موفقیتی به دست

نیاوردند ، زیرا با قلم فرسایی می خواستند خود را بنمایانند و به دنبال منافع خویش بودند واین نمی توانست با

شور وطن دوستی و ترقی خواهی صادقانه سیاحتنامه که نویسنده اش ناشناس بود ، برابری کند، شوری که

در سطرسطر آن موج می زد .

در جلد سوم نویسنده خود به یاد می اورد « فواید دیگرش سرمشق اختصار و ساده نویسی مطالب است باز

بینی که مقبول خاص و عام واقع شود ...»

و با فروتنی  ادامه می دهد که « مثل
 بنده نگارنده با آنها مثل نجار وخیاط و عابد می باشد ».
وباز آرد :

« ... این ایام نه آن زمانست که ارباب قلم اوقات خود را صرف خولیا وافسانه های واهی واراجیف بی معنی مثل

گذشتگان صرف نمایند .... بلکه مانند فضلای افرنج و ژاپون وظیفه  نوع پرستی وآداب انسانیت را به عوام به

فهمانند . که مصدر تمام نیک بختی ها نام مقدس وطن و حفظ آن به عموم اهل وطن واجب عینی است »

نویسنده کتاب ضمن حقیقت نویسی و ساده نویسی گاه با ظرافتی شاعرانه برجاذبه آن افزوده و مقصود خود را

با طنز و شوخ طبعی که در سراسر کتاب موج می زند به خواننده رسانده است او سرانجام نوشته خود را با

صحنه ای استعاری و سمبلیک و به زیبایی تمام می کند : « آتش گرفتن خانه » ،«برافتادن پرده » ، «شکستن

چادر چوبه ها » همه اشاراتی است که سرگذشت قهرمان داستان و پریشانی ملت ایران راباید به پایان

برساند .

او به واقع وطن و ملتش را دوست دارد و برعقب ماندگی و پریشانی آنان دل می سوزاند «هموطنان باید بدانند

که سوای عشق لیلی ومجنون ،فرهاد و شیرین ، محمود وایاز که بین ادبا وشعرا معروف است . عشق دیگر نیز

هست ، چه عاشقان در این راه زحمت کشیده جانی دادند .... » او اصرار دارد تا برتری عشق به وطن و آزادی

خواهی ووعدالت جویی را اثبات کند .

به علاوه نویسنده به منظور افزودن تاثیر کلام خود ، مدام در حال مقایسه است . هرجا از وضع اجتماعی ایران

انتقاد می کند بلا فاصله  آن را با وضع کشور های فرنگ و گاه با برخی کشور های آسیایی نظیر ژاپن مقایسه

می کند. و با بیان حقایق زندگی مردم و مقایسه آن با اوروپاییان ، آنان را به فلاکت و نکبت زندگی خود متوجه

می سازد و به تغییر  آن تحریک و تهییج می کند .

« ... از کارهای سودمند به حال ملک و ملت وحب وطن و هموطنان اثری نیست . سکنه این شهر نیز از وضیع و

شریف و قوی و ضعیف از هر گونه عوالم ترقی وتمدن بی خبرند  . مرده اند ولی زنده ، زنده اند ولی مرده »

« ... هر گاه از کمر وزیر جنگ امروز ما  که بزرگترین هنرش خوردن مواجب و مرسومی زیر دستان و کاستن

مقدار افواج و بریدن از مخارج لباس و خوراک و مهمات لشکری است ،آن  شمشیر بازکرده لباس نظامی را از

تنش برکنند،هیچ فضیلت و هنر ذاتی با او باقی نمی ماند ...»

ویا در شکایات از نادانی و عقب ، ماندگی مردم می نویسد :

«... اینهاسهل است بسیاری ازاهالی تاریخ حیات و سن خود را نیز نمی دانند ... »

و ادامه می دهد : «... ای  در باب حل و عقد و ای مقریان در گاه شاهنشاهی وای  روسای قوم و ملت برنفس 

خود رحم کنید ... برخود و برسی کرور ملت ایرانیه رحم کنید .. عیب انجاست که هر کس معایب کار را بگوید

زبانش را می برید و کسی که قبح  اعمال را نویسد دستش را قطع می کنید . عیب اینجاست که آزادی و

معارف را حرام کرده اید ... حکام ایران ... خیالش دائما در انهدام ملک و بردن مال رعیت کار میکند ... »

کمتر مشرو طه خواهی را می توان یافت که سیاحتنامه را خوانده باشد و از تاثر اشک  نریخته باشد .

 
ناظم الا اسلام کرمانی در « تاریخ  بیداری ایرانیان » نوشته است ؛ سیاحتنامه را در انجمن مخفی می خوانده

اند و « ... اهالی انجمن فداییان به حال تباکی (گریه کردن ) وبعضی از کثرت حزن و غم از خود رفته و حالت

بهت به آنها دست داده ... عارض هریک گردیده ... سر افکندگی و فکرت فروبرده ...» اعضاء«اکثر از مطالب

سیاحتنامه را از حفظ » داشته وبرای حاضرین نقل می کرده اند .

کسروی می نویسد : « ارج آنرا کسانی میدانند که آن روزها خوانده اند ... از خواندن این کتاب تو گفتی از خواب

بیدار می شدند .... »

ادوارد  براون می نویسد ؛ در سیاحت نامه که انتشار آن همزمان با دوران طغیان ماده

 
عدم رضایت بود ، در تحریک حس نفرت و انزجار مردم ایران نسبت به اصول حکومت نقش بزرگی داشتند .. »

نویسنده کتاب خود ، از مراجعات مکرر ملایان و معممین برای چاپ وگرفتن کتاب یاد می کند .

قهرمان داستان ابراهیم بیک است . او جوانی است سرشار از حب وطن . از ویرانی وطنش رنج می برد و از

تاخت و تاز بیگانه در سرزمینش به فریاد می آید .

ابراهیم بیک .مردم وطنش را دوست دارد . ّبه آنان دل می سوزاند به حالشان اشک می ریزد و در جستجوی

راهی برای خیر و صلاح آنان  است . او معتقد است که خرابی مملکت از رجال فاسد و علمای بد ناشی می
 
شود وآنان را مسبب عقب ماندگی و جهل مردم می داند .

وی اصلاح طلب است . به اعتقاد او نظام و قانون پایه نخست اصلاح اجتماعی است .

او از انقلاب بد نمی گوید  ولی هرگز به راه انقلابی نیز نمی رسد با ساده دلی امید دارد همان مسببین ویرانی

مملکت وعقب ماندگی روزی برسر عقل آینده و به صلاح مملکت بیاندیشند .

ابراهیم بیک نماینده نسلی است که ملت را به کشاکش  انقلاب می کشاند و هنگامی که ملت آمادگی خود

را برای انقلاب اعلام می دارد درحقیقت وظیفه او به آخر رسیده است. نسل جدیدی باید پرچم انقلاب را بر

افرازد و راه های پیروزی را باز شناسد و از راه سرنگونی استبداد به سوی هدف مشروطیت بتازد .

درکتاب « از صباتا نیما » مولف سیاحتنامه چنین معرفی شده زین العابدین فرزند مشهدی علی ، بازرگان زاده

ثروتمندی از مردم آذربایجان که خیلی زود به اردوی آزادی خواهان و طرفداران اصلاحات پیوست .

پدران او از اکراد ساوجبلاغ و از خوانین آن سامان بودند و طریقه  تسنن ومذهب شافعی داشتند . بعد به کیش

شیعه گرویدند زین العابدین در سال 1255 قمری به دنیا آمد .

هشت سال در کودکی مختصر سوادی اندوخت در شانزده سالگی نزد پدر آمد و مشغول تجارت شد .


بعد ها به گرجستان ، مصر ، ... رفت و در پایان درعثمانی (ترکیه ) اقامت  گزید. او به سال 1328 قمری در

استانبول در گذشت .

    

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده
ارتباط با مولف

جستجو
حاضرین در سایت
41 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز2
دیروز119
تا کنون2216756

تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.