سه شنبه 21 آبان 1398

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow مقالات و عناوین arrow خودکشی « مهدی گاو کش » در دفاع از مجلس

خودکشی « مهدی گاو کش » در دفاع از مجلس

  خودکشی « مهدی گاو کش » در دفاع از « مجلس اول »                                                                     

                       بر خرابی صبر کن کز انقلاب روزگار
دشت ها معموره و معموره صحرا ها شود

صائب

در انقلاب مشروطیت بسیاری از ایرانیان صادقانه در کسب آزادی و عدالت خواهی ، فداکارانه جانفشانی کردند و در راه نیل به آزادی مردم از یوغ استبداد از هیچ تلاشی روی نگرداندند .

در تاریخ مشروطه آمده :

« در این جنبش دو دسته پا در میان داشته اند : یکی وزیران و درباریان و مردان بر جسته و بنام و دیگری بازاریان و کسان گمنام و بی شکوه . آن دسته کمتر یکی درستی نمودند و این دسته کمتر یکی نادرستی نشان دادند . هر چه هست کار ها را این دسته گمنام و بی شکوه پیش بردند و تاریخ باید به نام اینان نوشته شود . »

مردم کوچه و بازار از جان و مال خود فداکارانه گذشتند و با عشقی راستین کوشیدند تا مشروطیت به ثمر نشست و در حفظ آن نیز همانگونه ایستادند و ، پای پس ننهادند ، گو اینکه به سرانجامی که می خواستند نیانجامید .

« مهدی گاوکش » یکی از همین گروه اخیر است که بر اثر حزن و غم حاکم بر مردم تهران و احساس شکست در آزادی خواهی در روز های منتهی به بمباران مجلس تاب نیاورد و خود را کشت .

پیش از اینکه به شرح عبرت آموز ماجرای خودکشی مهدی گاو کش بپردازیم ، بجاست از رنج ایرانیان در راه مشروطه خواهی که منتهی به صدور فرمان مشروطیت از سوی مظفرالدین شاه اشاره ای شود .

در این سرزمین مقدس از قرین ده هزار سال پیش -  که آثار تمدنی مردمانش کشف و به رخ جهانیان کشیده شده است-  تا کنون فراز و فرود هایی بسیار را این مردم نجیب تجربه کرده اند. فراز هایی از جنس سروری و تفاخر دوران کورش و داریوش هخامنشی  که عالمیان  ، اندیشه بلند ایرانی را در بالاترین  مرتبه آزادی خواهی و عدالت جویی در منشور آزادی کورش دیده اند و فرودهایی از دوران تلخ کامی های هجوم و حمله وحشیانه دشمنان و قتل و غارت و آتش سوزی آن کژاندیشان .

تاریخ چهار صد سال اخیر ایران هم از این امر مستثنی نیست و شاهد فراز و فرود هایی از این دست بوده است .

مردم ایران زمین بعد از قرن ها سختی و رنج از کشاکش  جنگ وگریزهای حکومت های ملوک الطوایفی در دوران صفویه به آرامشی دست یافتند که باید آن را حاصل تشکیلات حکومتی مرکزی مقتدر آن دولت دانست . در عصر شاه عباس دولت شیعه ایران سد قدرت نمایی و تاخت و تاز های عثمانی ها شد . به طوری که شهرت پیروزی های ایرانیان در صحنه های کارزار دو کشور ، موجب تحسین و تعجب اروپاییان رقیب عثمانی ها گردید ، تا آنجا که آنان را در بر قراری ارتباط سیاسی – اقتصادی با دولت ایران بر انگیخت .در آن عصر اروپا با تهاجم عثمانی ها روبرو بود.

بعد از شاه عباس ستاره بخت ایران افول کرد . بارسیدن روزگار نادرشاه دولت ایران در کشمکش دایمی با همسایگان و دشمنان خود با ر دیگر برنده صحنه بود ، لیکن دولت مستعجل این سردار سلحشور اما تند خو ، دیری نپایید . تا که پادشاهی ایران زمین از آن کریم خان زند شد .او هرگز خود را در اندازه پادشاهان بزرگ ندیدند و حکومت یکپارچه و مقتدری را نیافرید .  

پس از مرگ این سردار بر اثر وجود تعدد جانشین همطراز و کم انگیزه و از سوی دیگر پدید نیامدن تشکیلات حکومتی - اداری مقتدر در خاندان زندیه و مهمتر از آن ها وجود آتش تیزی چون آقا محمد خان در زیر خاکستر کینه کهنه قاجاریه از افشاریه و زندیه ، -  که سراپا انگیزه و اراده بود -   حکومت ایران زمین به ایل قجر رسید .

گو اینکه آقا محمد خان سالیانی دراز در دربار زند هنگام اسارت از حکومتداری ، چیز هایی آموخته بود ، لیکن در دوران کوتاه حکومتش فرصتی نیافت ،تا آن تشکیلات حکومتی - اداری مرکزی را که هر دولت مقتدری، برای اداره کشور نیازمند آن است ، بر قرار سازد ،هر چند که او را باید آخرین پادشاه قدرتمند ایران دانست.

فتحعلی شاه جانشین او هم  فاقد انگیزه مؤثر و سخت کوشی حیرت آور و بیرحمی بیمار گونه آقا محمد خان بود . و با داشتن  خصایص حقیرانه ای از قبیل زن بارگی ، میگساری و . . . و ناتوانی در رهبری کشور  با آنکه فرصت داشت چنین اقدامی نکرد . بنابراین شالوده تشکیلات حکومتی ایران در عصر قاجار به روزگار وی بر اساس اندیشه وقواعد مدیریت ایلی پایه ریزی شد ، که بیش و کم تا پایان عمر این سلسله دوام یافت .

ایران در دوران این پادشاه بار دیگر مورد هجوم واقع شد . این بار نوبت به روسیه با همنوایی انگلیس رسید . روسیه در آن روزگار با در آمدی حدود ششصد کرور بسیار قدرتمند تر از ایرانی بود که فقط شش کرور در آمد داشت .

بنابراین در جنگ های میان دو کشور ، بازنده ایران بود . بر اثر این جنگ ها بخشی اعظم از شمال ایران در غرب دریای خزر از مام وطن جدا گشت . این شکست ، داغ بزرگی در دل ایرانیان پدید آورد ، که مردم آن را از بی لیاقتی شاه و حکومتیان می دانستند .

 
در سلطنت محمد شاه و پسرش  ناصرالدین شاه باز هم پاره هایی از مام وطن در شرق خزر و شرق وغرب ایران  جدا شد و ایرانیان را بار دیگر از این مصیبت ، داغدار کرد .

این حوادث تاسف بار و مصیبت دار، در حالی اتفاق می افتد ، که شهرت و آوازه فساد دربار قجر سینه به سینه میان مردم کوچه و بازار می گردید . کسی نبود که از زن بارگی فتحعلی شاه قصه ها نداند . ازماجرای سرسره زنان عریان او در حمام و رفتار حقیرانه پادشاه کشور ایران بی خبر باشد . افزون بر این ماجراها ،کوتاهی دربار در پشتیبانی قوای عباس میرزا در جنگ باروس ها و خیانت درباریان نیز مزید بر علت بود .

در دوره پنجاه ساله سلطنت ناصرالدین شاه وضع زندگی مردم بسیار بدتر شد . هر چه از حکومت شاه قجر می گذشت ، از ارزش و اهمیت ملت در نگاه مقهورانه حاکم کاسته می شد ، به طوری که مصیبت بارترین فساد های اجتماعی در این دوره به جامعه ایرانی مستولی و تحمیل گردید . رواج زن سفری در میان درباریان ، کشیدن تریاک با وافور برای نخستین بار و کشت خشخاش به طور گسترده  ، شیوع رشوه ، لقب فروشی و . . . نمونه هایی از آن بدرفتاری ها و بد اخلاقی ها ست ، که زمینه را آماده واگذاری امتیاز ها به بیگانگان کرد .  

ناصرالدین شاه به قدری بر قدرت و حکومت خویش اعتماد داشت ، که هر چه فساد اجتماعی و اقتصادی در جامعه گسترده می شد ،  برای خاموشی مردم و اعتراض پاره ای از  برجستگان به آسودگی  بر خفقان زور مدارانه اش می افزود . کسی در آن روزگارزهره و  یارای ایستادگی مقابل این پادشاه خودکامه و مستبد را نداشت . تمامی آحاد ملت را نوکران و کنیزان خود می پنداشت ، که باید در خدمت او باشند . او اعتقاد داشت پادشاه جز خوشگذرانی ، میگساری ، شکمبارگی، شکار ، سفر و . . . کار دیگری ندارد و هیچ وظیفه ای در قبال اداره کشور برای پادشاه متصور نبود ، و مانند همه حاکمان ، غافل از این اصل بود ، که در تاریخ بشر ،  زورگویی حکومت ها هماره مقهور استقامت ملت ها شده است .

سرانجام در سال 1313 قمری  ، در روز هایی که وی مست از نشاط جشن پنجاه سالگی سلطنت خود بود در زاویه حضرت عبدالعظیم به تیر خشم  میرزا رضای کرمانی از پای در آمد .

مظفرالدین شاه بعد از او بر تخت سلطنت نشست . او هرگز توانایی و روحیه پدرش را نداشت ،  تا رویه زور مدارانه حکومت او را ادامه دهد . بر خوردار نبودن از سلامت کامل و انتظار طولانی سی وپنج سال و لایت عهدی و مسلک درویش مآبانه  و . . . از او شخصیت منفعل و بازنده ای ساخته بود . پدید آمدن شرایط مناسبت تر و انباشته ای از داغ ننگ جنگ روسیه ، ماجرا های لهو و لعب شاهان قجر ، خفقان دوره ناصری ، تهی دستی زندگی، دلخوری مردم از  واگذاری امتیاز های فراوان به بیگانگان و دخالت دولت های روس و انگلیس در ایران و . . .  که در حافظه تاریخی مردم بود ، آنان را بر انگیزاند تا برای عدالت خواهی و آزادی طلبی بپاخیزند .

در ایجاد انگیزه مردم ، انجمن های سری ، روزنامه ها ، کتاب ها ، جلسات خصوصی ، نقل تجربه و آگاهی بازرگانان و ایرانیان فرنگ رفته و . . . دخالت داشتند .

آگاهی یافتن مردم از منافع عدالتخانه و محدودیت تام قدرت حاکم و وجود قوانین مدون ، موجب آن شد ، که در سال های پایانی سلطنت مظفرالدین شاه ، موجی از آزادی خواهی در میان ایرانیان به خصوص تهرانیان پدید آید ، به طوری که فقط مردم هیجان زده تهران ، در مدت کوتاهی صد ها انجمن تشکیل دادند و هر دسته و گروهی هر چه اندک ، دانسته و نادانسته در هر کوچه و بازاری انجمنی پدید آورد .

از قلم نیفتد ، که علاوه بر موثر بودن عواملی نظیر پیروزی مردم در لغو امتیاز تنباکو ، قتل ناصرالدین شاه قرار داد های قرضه ، نفت جنوب و تعرفه گمرکی ، گرانی ها ، ماجرای مسیو نوز و . . . در تحریک مردم علیه حکومت پادشاهی ، از تأثیر انقلاب روسیه در همسایگی ایران نیز نباید گذشت . انقلابی که در پی شکست ارتش تزاری روسیه از ژاپن موجب شد ، تا امپراتور این کشور پاره ای از آزادی های اساسی از قبیل آزادی افکار ، آزادی بیان . . .  را به مردم کشورش هدیه کند .

سرانجام تلاش ملت ایران ببار نشست و در سال 1284 شمسی ، مظفرالدین شاه زیر فشار آزادی خواهی ایرانیان فرمان تأسیس عدالتخانه را صادر کرد .

هنوز مردم راضی نبودند ، با ادامه مبارزات آنان شاه قجر مجبور شد ، در 14 مرداد 1285 شمسی ، فرمان مشروطه را امضا کند .

در 15 مهر ماه 1285 شمسی ، اولین مجلس در تهران تشکیل شد .

بعد از مرگ مظفرالدین شاه نوبت به پادشاهی محمد علی شاه رسید . او در باطن با مجلس و مشروطه خواهان مخالف بود ، ولی مصلحت اندیشانه با ایشان مماشات می کرد و در زورآزمایی ها گاه شاه و زمانی آزادی خواهان پیروز میدان بودند ، تا اینکه ماجرای ترور محمد علی شاه پیش آمد و این حادثه شاه را بسیار خشمگین و کار را یکسره کرد . شاه به یاری روسیه و قوای تحت امرش و همفکری هوادارانش در دربار و پاره ای از نامداران، شمشیرش را علیه مردم از روبست و منویات باطنی اش را آشکار ساخت و قصر ارک تهران را به قصد سکونت در باغ شاه ترک کرد .

یکی از آن روز ها سربازان فوج سیلا خوری و قزاقان خشمگین سراسیمه به کوچه ها و خیابان های معدود  تهران ریختند . آستین های بالا زده و برق شمشیرها و قداره های برهنه آنان ، چنان واهمه ای در دل تهرانیان پدید آورد ، که ایشان آنچه را که از شهادت ها  و جانفشانی ها برایشان  ببار نشسته بود ، بر باد رفته دیدند .

این اتفاقات چند روز پیش از بمباران مجلس رخ داد .  در آن روز مردم بهت زده را مجلسیان پراکندند و به خانه هایشان روانه ساختند . حزنی جان کاه وجود مردم را فرا گرفت . خرد و کلان گریستند و اشک ریختند . مهدی گاوکش ، پهلوان قصه ما هم یکی از این میان بود ، که تاب این شکست را  نیاورد و با درستی و بی ریایی اش که مخصوص مردم عوام است ، گفت ؛ نمی تواند به خانه نزد همسرش رود و خود را کشت . 

 
این ماجرا را بسیاری از  نویسندگان تاریخ مشروطیت یاد آورده اند ، ازآن جمله است نویسنده کتاب « بمباران مجلس و خاطرات مامونتف » :

مهدی گاوکش ، در حالی که اظهار می کرد که :

او نمی تواند نزد زنش به خانه بر گردد و بگوید با آن همه نمایش های مردانه و سخنان دلیرانه روزگار گذشته ، بدون اینکه داوطلبان ملی ضرب شستی نشان دهند مجلس را ول کردند . »
 این را گفته و خود را کشت .

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
خرید کتاب
دانلود کتاب
کتاب‌های منتشر شده
ارتباط با مولف

جستجو
حاضرین در سایت
3 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز69
دیروز217
تا کنون2215153

تهران نامه

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.