مقدمه
سرزمین ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در طول تاریخ همواره به مثابه چهارراهی به شمار رفته که تمدنهای بزرگ سه قاره آسیا، اروپا و افریقا را به هم پیوند داده است. گو اینکه جغرافیای باستانی ایران بسیار تغییر کرده است، ولی امروز هم خاورمیانه مرکز جهان و ایران مرکز خاورمیانه است. در زمان اقتدار حکومت ایران ملل مختلف با رابطه دوستانه منافع خود را تامین میکردند، اما در دوران ضعف و سستی قدرت مرکزی ایران، حملات بیامان از شرق و غرب و شمال این سرزمین را فرا میگرفت. براین اساس هیچ یک از همسایگان نه دوست ابدی و نه دشمن دایمی ماندند. در دوران هخامنشیان و ساسانیان، سپاهیان ایران از مدرنترین قوای آن روز جهان محسوب میشدند، ولی با افول سلسلههای مقتدر و ضعف حکومت مرکزی، رفتهرفته ایران از غافله پیشرفت فنون نظامی و لشکرکشی در جهان عقب افتاد و به شکل سنتی خود باقی ماند. پس از حمله اعراب به ایران در قرون اولیه اسلامی، ایران بخشی از امپراتوری اسلام بود و بعد از آن جغرافیای یک پارچه عصر ساسانی تکهتکه شد و به صورت ملوکالطوایفی اداره میشد که با حمله وحشیانه مغول ایران دچار آسیب فراوان گردید. تا پیش از صفویه ایران دیگر قشون متمرکز و دائمی نداشت. آققویونلوها در اواخر کار در هنگامه کارزار عثمانی اسلحه آتشین از اروپا در اختیار گرفتند، اما فرصت تعلیمات جدید و استمرار در کاربرد آنها را نیافتند و هرگز این نوع تعلیمات در قشون ایران سازمان نیافت و نهادینه نشد.
در دوران صفوی به ویژه دوره شاه عباس اول، ارتش ایران به اوج عظمت خود رسید، تا جایی که با در اختیار گرفتن سلاح آتشین موفق به تسلط بر بنادر جنوبی و خلیج فارس شد و با همکاری کشتیهای انگلیسی به سلطه استعمارگرایانه پرتغالیها پایان داد. در این دورة تغییرات بنیادی در ساختار امور نظامی و لشکری پدید آمد. پیترو دلاواله مینویسد: «آنتونی شرلی پایهگذار کار ایشان بوده.» اما اشکال کار در این دوره این بود که همه اصلاحات و پیشرفتها قائم به شخص شاه بود و سازمانیافتگی و نهادینه شدن امور در کار نبود. شاه عباس پس از ایجاد ارتش دائمی با مشکل پرداخت مواجب این افراد رو به رو شد، ولی به انحای مختلف مشکلات را مدیریت کرد. حکومت ولایات مختلف به عنوان تیول به سران قزلباش اختصاص یافت، حاکم هر ولایت مجاز بود، بخش اعظم عایدات آن ولایت را مصرف کند. با مرگ شاه نه تنها قشون که سرنوشت کشور دچار بحران شد و در مسیر انحطاط افتاد. ارتش (زبده قشون ایران 50000 نفر بودند.) مقتدر با سرافکندگی در پایان دورة شاهان زبون صفوی رو به انحطاط رفت و در ورطه نابودی افتاد و در طغیان و نافرمانی افغانها کاملاً متلاشی شد. با فروپاشی صفوی دوباره نیروی نظامی ایران رو به قهقرا رفت.
با ظهور نادرشاه، وی درخشانترین مظاهر نبوغ خود را در زمینه نظامی به ظهور رساند. نادر بیش از هر چیز استعداد نظامی داشت. گروه نظامیان ایران در عصر نادر روح تازهای یافتند و رشادت تازه پیدا کردند. در این دوره شیوه سربازگیری اجباری و داوطلبانه اصول خدمات داخلی و طرز ساخلو بسیار سخت و منضبط بود. در این دوره همسایگان متجاوز بارها سرکوب شدند. با مرگ نادر همه چیز در کشور از هم پاشید و از قشون گردآورده او هم چیزی برجای نماند.
در عصر زندیه سازمان نظامی ایران از تشکیلات گستردهای بهره نداشت و از دستههای زیر تشکیل شده بود. وقتی کریم خان شیراز را فتح کرد، از سپاه خود دستهای سپاه دائم را به وجود آورد، تعداد 12000 نفر سرباز از عراق عجم، 6000 نفر از فارس، 24000 نفر از لرستان، 3000 نفر از بختیاری که تماماً تحت فرماندهی 6000 نفر افسر از ده باشی تا سردار کل به خدمت مشغول بودند. در این عصر نیروی دریایی اهمیت چندانی نداشت، کشتیهای قابل استفاده بازمانده دورة افشاریه بودند.
ایل قاجار پیش از رهبری آقامحمدخان دارای نظامیان و جنگاورانی زبده بود که در دوره صفویه در خدمت این سلسله بودند. برآمدن آقامحمدخان در صحنه سیاست ایران دگرگونیهایی را در پی داشت. او که مصمم به سرکوب مدعیان سلطنت بود و عزمی جزم در نیل به اهدافش داشت، با رشادت و قساوت و سماجت که لازمه پادشاهی آن زمان در جهان بود، توانست با همان شیوه کهن و سنتی نیروهایی گرد آورده، ارتشی مقتدر و فرمانبر فراهم سازد و به کمک همان قوا به سرکوب مدعیان داخلی و تنبیه حاکمانی که از اطاعت مرکز بر تافته بودند، دست زد و موفق شد، ایران را یکپارچه نگه دارد. دشمنان در توصیف اراده پولادین او میگفتند؛ اخته خان گوید و کند. کاترین امپراتریس روسیه در پاسخ به اعزام نیروی کمکی به ایالتی مرزی از عکسالعمل آقامحمد خان ترسید و از اعزام نیرو خودداری کرد.
آقامحمدخان زمانی که میخواست هسته اصلی قشون را تشکیل دهد، نخست به سوی ذخیرههای همیشگی افراد مسلح یعنی عشایر دست دراز کرد و قبیلههای پراکنده عرب و کرد را که از سرنوشت خود ناراضی بودند، با خود همراه ساخت و سپس طبعاً به ایلی که خود از آن برخاسته بود و عشایر مازندران که دستکم از سه پشت با خاندان او بستگی پیدا کرده بودند، روی آورد و همچنین مزدورانی را به خدمت درآورد و از آنان هستههای تفنگچی تشکیل داد.
فهرست
- پیش گفتار
- مقدمه (پیشینه ارتش در ایران)
فصل نخست
- دوران قاجاریه
- آقامحمدخان
- فتحعلی شاه
- محمدشاه
- ناصرالدین شاه
- مظفرالدین شاه
- محمدعلی شاه
- احمد شاه
فصل دوم
- قزاق
- پلیس جنوب
- ژاندارمری
- نورپرفورس
- نظمیه
- قراسوران
- امنیه
- رضاخان
- روزنامه قشون